کتابی در باب مدعیان مهدویت از آغاز تا زمان حاضر. به همراه سه رساله ی زیر
الف. رساله در شرح حدیث دولتنا فی آخر الزمان - مؤلفی از دوره ی شاه طهماسب صفوی ب. رساله ی مبشره ی شاهیه - تألیف در 950 هجری ج. رساله الهدی ( من مهدی هستم ) - اثر سید محمد نوربخش؛ ترجمه ی فارسی
سول جعفریان در سال ۱۳۴۳ هجرى شمسى در «خوراسگان» از توابع اصفهان پاى به دنیا آمد دوره دبستان را در زادگاهش گذراند و سپس براى ادامه تحصیل به اصفهان آمد و دوره راهنمایى را در این شهر آغاز کرد. پس از چندى تحت تأثیر سفرهاى تبلیغى مبلغان حوزه علمیه قم و کلاس هاى روخوانى قرآن در خوراسگان به دروس دینى علاقه مند شد و از آن پس به مدرسه ذوالفقار رفت و مطالعه دروس جدید را در مدارس شبانه ادامه داد. وى در مدت اقامت در اصفهان، به صورت آزاد از مدارس دینى دیگرى چون «نیماورد»، «نوریه»، «وجده کوچک» استفاده مى کرد. رسول جعفریان در سال ۵۷ هجرى شمسى و در آستانه پیروزى انقلاب، براى ادامه تحصیلات حوزوى، راهى شهر مقدس قم شد. نخست به مدرسه خان رفت و سپس در مدرسه رسالت، به ادامه تحصیل پرداخت. وى در قم از درس اساتیدى چون آیت الله جوادى آملى، آیت الله مصباح یزدى، آیت الله ممدوحى، آیت الله گرامى و نیز آیت الله جعفر مرتضى جبل عاملى کسب فیض کرد. سال ۵۸ هجرى شمسى با آثار و موسسه آیت الله مصباح یزدى آشنا شد و در کلاسها و دوره آموزشى آن موسسه شرکت کرد و با بازگشایى دانشگاهها، در سال ۵۹ هجرى شمسى به تدریس معارف اسلامى و تارىخ اسلام در دانشگاههاى اصفهان و تهران مشغول شد. اولین اثر استاد جعفریان در سال ۶۴ هجرى شمسى تحت عنوان «پیش درآمدى بر شناخت تاریخ اسلام» منتشر شد و از آن پس تاکنون، ضمن همکارى با موسسات پژوهشى و تأسیس کتابخانه اسلام و ایران در قم، به کوشش هاى پى گیر خود در زمینه تألیف، تصحیح، ترجمه و نیز تحقیق در تاریخ اسلام، ایران و تشیع همچنان ادامه مى دهد.
من کتابی جامع در مورد مدعیان مهدویت در جهان اسلام ندیده ام - البته دنبالش هم نبوده ام. این کتاب چنین کتابی است. از نخستین دعاوی - ادعای مهدویت برای محمد بن حنفیه از سوی کیسانیه - شروع می کند و به مدعیان بعد از انقلاب در ایران، عراق و عربستان می رسد. از نظر گردآوری مدعیان ادوار مختلف تاریخی کار جالبی است
در پایان نیز سه رساله پیرامون مهدویت آورده شده که هر کدام از جهتی خواندنی است. دو رساله به آمدن مهدی بعد از شاه طهماسب صفوی می پردازند و رساله ی سوم توضیح ادعای مهدویت از جانب خود مدعی - یعنی محمد نوربخش - است
* معایب کار
اما کتاب ضعف هم دارد. مهمترین ضعف، آشفتگی و یک دست نبودن آن است؛ گویی کتاب فیش هایی به هم الصاق شده است. گاهی یک موضوع چندین صفحه است و گاهی یک بند و اطلاعات آورده شده از حیث جزئیات با هم متناسب نیستند؛ مثلا توضیح فتنه ی صاحب الزنج حدود یک بند است و حتی تاریخ آن هم ذکر نشده؛ اما فلان آدمی که در تاریخ مهم هم نبوده چند صفحه با ذکر جزئیات آورده شده
اغلاط تایپی هم در کتاب کم نیست. متن نویسنده به ویرایش فارسی هم نیاز دارد - خصوصا در مقدمه که آیتی است برای خود. نمونه ای از مشکلات زبانی نویسنده این است که او در کتاب "من" عربی را که بعضا به معنای "من جمله" است باز "از" ترجمه کرده؛ مثل اینکه بگوییم میوه هایی از سیب و خیار و ...
فهرست اعلام هم مغلوط است - شاید هم خطایی در چاپ داشته چون من نه مختار را در آن یافتم، نه کیسانیه را -ظاهرا آخر ستون ها چیزهایی نادیده گرفته شده. سوای این فقدان ها، زوایدی هم دارد؛ مثلا محمد بن الحنفیه آمده و محمد بن حنفیه هم آمده. یا محمد حبیب آمده، محمد حبیب بن جعفر صدق هم آمده - که یک نفرند. خلاصه اینکه باید بررسی و تصحیح شود