هست اين قصه عجيب و غريب يادگار عبيد زاكانا مثنوي موش و گربهي عبيد زاكاني شاعر نامدار قرن هشتم هجري. هم شيرين است و هم تلخ. هم عاميانه است و هم عميق و از نمونههاي ممتاز تمثيل سياسي در ادبيات ايران زمين شمرده ميشود. حكايت طنزآميز موش و گربه در اين كتاب، با شمايلي هنرمندانه و به شيوهاي بديع و نوجويانه تصويرآرايي شده است. بعضي از ابيات موش و گربه مانند بعضي از ديگر اشعار ماندگار فارسي به ضربالمثلي در ميان مردم بدل گشته است. مانند: مژدگانا كه گربه تائب شد عابد و زاهد و مسلمانا
Nizam al-Din Ubaydullah Zakani (Persian: خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی), or simply Ubayd-i Zakani (Persian: عبید زاکانی c. 1300 – 1371 CE), was a Persian poet and satirist of the 14th century (Mongol Period) from the city of Qazvin. He studied in Shiraz under the best masters of his day, but eventually moved back to his native town. He however preferred Shiraz to Qazvin, as he was a court poet in Shiraz for Shah Abu Ishaq, where a young Hafez was present as well.
خواجه نظامالدّین عبید زاکانی، از طنزپردازانِ نامی ادبیاتِ ایران و نیز از اجلّهی قصیدهسرایان و اعاظمِ کلامِ پارسیست. از زندهگی و شرح احوالِ وی اطّلاعاتیناچیز دردست است که اهمّ آن در تاریخ گزیدهی حمدالله مستوفی (730 هجری) و تذکرهی دولتشاهِ سمرقندی (892) آمده است. "حمدالله مستوفی" ویرا از خاندانِ زاکانیان دانسته، و آنان تیرهیی از عرب "بنیخفاجه" بودند که پساز اشغالِ ایران توسطِ تازیان بهقزوین مهاجرت کرده و درآنجا ساکن شده بودند. عبید از ماهرترین مقلّدانِ سبکِ سهل و ممتنع و دستنیافتنیِ سعدیِ کبیر بود و در اینفن سرآمدِ روزگار خود بوده است. خواجه 5 ممدوحِ عمده داشته که ازمیانِ آنان میتوان به شاهشجاع مظفّری و شاهشیخ ابواسحق اشاره کرد، که اینموردِ اخیر ممدوحِ بزرگ و محبوب حافظ نیز بوده است. وی از معاصرانِ حافظ بود و براساس شماریاز غزلیاتِ ایندو که ازنظر سیاق و وزن باهم شباهتیدیدنی دارند، میتوان احتمال داد که آنان بهآثار یکدیگر عنایت داشته و از حالِ دیگری غافل نبودهاند. خواجه عبید از صاحبمنصبان و -بهقولیمشهور- وزرای حکّامِ وقت بوده و شاعریرا بیشتر برسبیلِ تفنّن پی میگرفته است؛ ازهمینروست که بهقولِ شادروان عبّاس اقبال؛ مجموع اشعارش از 3000بیت تجاوز نمیکند و حجمِ رسائل متعددش از یکونیمبرابر گلستانِ حضرت شیخاجل سعدیِ شیرازی افزون نیست. از تألیفاتِ خواجه عبید میتوان بهمواردِ زیر اشاره کرد: • اشعار جدّی • مثنویِ «عشّاقنامه» (751) • رسالهی اخلاقالاشراف (740- طنز) • ریشنامه (طنز) • رسالهی «تعریفات» یا «دهفصل» (طنز) • رسالهی دلگشا بهعربی و فارسی • مکتوباتِ قلندران (طنز) • فالنامهی بروج (طنز در انتقاد از فالگیری و رمّالی) • و سرانجام قصیدهی موش و گربه که فابل بزرگیست بهوزنِ بحر خفیف در انتقاد از امیر مبارزالدّین محمّد مظفّری، و از کفر ابلیس مشهورتر. عبید از تکنیکیترین و ماهرترین قصیدهسرایانِ تاریخ ادبیاتِ ایران و در اینعرصه یکیاز نوادر ادوار است. شماریاز ترکیبات و اصطلاحاتِ وی چنانبدیع و منحصربهفرد ماندهاند که بیدانستنِ نامِ شاعر، میتوان امضای ویرا بر تارکشان بازشناخت؛ ازآنجمله: «عرشیان بر رایَتاش "نَصرُ مِنَالله" خواندهاند/قدسیان تفسیر از "اِنّا فَتَحنا" کردهاند چارعنصر، پنجحسّ و ششجهات و هفتچرخ/بندهگیّ درگهاش طبعا و طوعا کردهاند» وفاتِ وی در خلالِ سالهای 771-768 ه. ق. پیش آمده است. نامِ عبید کِی رود از یادِ اهل دل!؟ (چون گفتههای نازکِ او یادگار اوست)
که فوقالعاده خوشساخت بود. درسته که من بر مبنای تنظیمات کارخانه با کمترین انرژی خوشحال میشم ولی این کتاب برای شما هم مسرتبخش خواهد بود. شاید مثل من به قهقه نیافتید ولی با هیچ ۳۵ هزار تومنی این میزان لذت رُ دریافت نخواهید کرد.
درضمن یه مقدمه هم داخل اَپ داره که خوندنش خالی از لطف نیست.
۲- نسخه تصویرگری شده [موش و گربه] با "کاریکاتور"های پرویز شاپور
هدف اصلیم از انتخاب منظومه موش و گربه اصلا این بود که وارد دنیای "کاریکلماتور" پرویز شاپور بشم و با یه تیر دو نشان بزنم. سه-چهار تا کاریکاتور اول خیلی به دلم نشستن. خیلی ساده و کودکانه و درعین حال و یه حس وَهمآفرینِ کابوسبنیان هم داشتن که شاید شاید هدف شاپور ورود به سورئالیسم بوده. اما به جز این تصاویر اویله و از بین ۶۰ تا کاریکاتور بعدی فقط یکی-دو تاشون جالب بودن و مابقی بین "افتضاح" و " کاش یه قاشق دَم دستم بود که چشمامو از کاسه دربیارم" متغیر بودن.
۳- نسخه نشر ابتکار نو و "به کوشش مسعود خیام"
که یه ورژن منثور و مخصوص کودکان و انگلیسی رُ هم شامل میشه که واقعا جای تقدیر و تشکر داره ولی به نظر شخصی من که شعر عبید بسیار ساده و قابل فهمه و کودکان هم خیلی راحت میتونن باهاش ارتباط برقرار کنن. مقدمه این کتاب هم زیادی جانبدارانه و غیر تاریخیه.
اما
نسخه چهارمی هم هست که برای اون باید تشریف ببرید موزه پرشن کت یا [میوزه] (عاشقانه این اسمو دوست دارم و هربار خاطرنشان کردنش خوشحالم میکنه) و اونجا روی دیوار طبقه دوم چندتا نقاشی به سبک پردهنگاری نقالی از این منظومه وجود داره.
درباره خود منظومه و اینکه عبید منظورش از این شعر چی بوده اطلاع مورد اجماعی وجود نداره ولی مطمئناً "موش" و "گربه" و کلیت داستان استعاره و کنایه به چیزهای مهمتری هستن. کما اینکه عبید میگه:
"غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا"
و عبید همون کسیه که فرموده:
"رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی"
از عبید دوست دارم "فالنامه بروج" رُ هم بخونم. فالنامه بروج تلنگری ششصد ساله ست به کسانی که به طالعبینی برجهای فلکی اعتقاد دارن.
پی نوشت: توکا نیستانی و بزرگمهر حسینپور هم ورژنهای خودشون رُ از موش و گربه چاپ و منتشر کردن که من نخوندم.
توبه گربه مرگ است! جاى تام و جرى در شعر عبيد تغيير كرده. گربه در اين شعر نماد افراد مومنين رياكار هست و موش هم افراد ساده دل، كه با تمام قدرت و نيرو بر قشر حاكم مغلوب مى شوند.
عبید زاکانی قرن هشتم انگار در همین نزدیکیهای ما میزیسته. زبان و نگاهش شگفت آور بود... فکر میکنم ایرج میرزا در آثار طنزش به او توجه داشته. خواندن این مثنوی کوتاه شبیه چیدن قطعه یا حتی قطعههای مهمی از پازلیست که سیر شعر طنز پارسی را به آدم نشان میدهد.
جا به جا بیتِ شعرِ عُبید و نقاشی هایِ پرویز شاپور و کاغذِ کاهی و خالیِ صفحات، تمامیتِ دلچسبی ساخته بود. فابلی که به صورت "نظم" روایتِ ساده و قابل تفسیری رو آفریده بود، نبرد ازلی و همیشگیِ موش و گربه که با طنز عُبید طربی تر و تازه به حکایت آویخته. و این تکّه که در بیت های آخر بود:
گربه را هر دو دست بسته به هم با طناب و کلاف و ریسمانا شاه گفتا به دار آویزند این سگِ روسیاهِ نادانا
منظومه موش و گربه قصیده معروف انتقادی و طنز منسوب به عبید زاکانی اس��. در این منظومه،گربه های کرمان پس از بستن عهد و فریب موشان، عهد خود را میشکنند و جنگ بین موشان و گربهها در بیابانهای فارس درمیگیرد. ابتدا لشکر موشان پیروز شده و شاه گربهها را گرفتار میکنند در ادامه گربه ریسمان را با دندان پاره کرده و بهموشها حملهور میشود و آنها را شکست میدهد.
ماموستا قانع این منظومه را به زبان کوردی ترجمه کرده است...
نمیدونم اینکه میگند این داستان تطابق تاریخی با یکی از وقایع زمان عبید زاکانی داشته چقدر درست است اما درسی که به نظر من از داستان موش و گربه میشه گرفت اینه که جدا از این که چقدر هم حق با تو باشه و به تو جفا شده باشه,هیچ موقع لقمه بزرگتر از دهنت برندار و توانایی هایت را قبل از انجام هر کاری بسنج.
A quaint but dark tale about the arbitrariness of power and oppression and how little folks always get trampled, informed no doubt by the circumstances in which it's composed (14th century). Have things changed that much in the meantime?
عبید هشدار میدهد که اگر انسان هوشمند و عاقل باشد، نباید فریب ریاکاری کسانی را که تظاهر به دینداری میکنند، بخورد. چرا که نماز و دعا و سایر عبادات که بسیار مفید و ارزشمند هستند، به عنوان وسیلهای برای کسب فضیلت و تقوا به شمار میآیند. اگر کسی این اعمال را به جا آورد اما جنایتکار، ظالم، فاسد، حرامخوار و ریاکار باشد، این اعمال اصالت خود را از دست داده و به ابزار عوامفریبی و ریاکارانه تبدیل میشوند. اشک و آه و توبه ریاکارانه گربه، موشان سادهدل و زودباور را فریب داد و موشان جاهلانه به شادمانی پرداختند و برای سپاسگزاری از این خبر نادرست، هدایایی برای گربه فرستادند. گویی امر بر خود گربه هم مشتبه شده که نکند واقعاً گربه خوب و توبهکاری شده است.
مصرع «چون مبارز به روز میدان» دارای ایهام است و شاید اشاره آشکار به امیر مبارزالدین، بنیانگذار دودگان مظفریان باشد. در هر صورت، پس از آنکه موشان ضعیف شکایت خویش را به شاه خود میبرند، پادشاه از آنها دلجویی کرده و به آنها وعده انتقام میدهد. تحلیل نادرست از پیروزی زودگذر موشان، آنها را به شادی و غفلت وا داشت و قدرت فراوان دشمن خود را ندیده گرفتند. سرانجام دودمان موشها برباد رفت و تاج و تخت و ایوان (شاه شیخ ابواسحاق) نابود شد. در پایان داستان نیز عبید از مخاطبان دعوت میکند که به این قصه فقط از باب سرگرمی نظر نکنند بلکه از آن پند و عبرت بگیرند و مدعای او را بفهمند.
1. Het kwaad is het meest machtig wanneer het als het vrome of het goede is vermomd. 2. Tart nooit het kwaad door te denken dat je het kwaad reeds overwonnen hebt - te beginnen bij jezelf. 3. Muizen vormen in de wereldliteratuur al eeuwenlang smakelijke hapjes. Anti-these: Tom & Jerry.
داستانی پندآموز و شنیدنی از مجادله ی موش ها و گربه و پند موش بزرگ از طنزهای جالب عبید زاکانی من خیلی متوجه پندش نشدم اگه کسی فهمیده ممنون میشم برا منم توضیح بده
Ubayd-i Zākāni d 1370 CE, was a Persian poet and satirist of the 14th century. His work is noted for its satire and obscene verses, often political, and cited in debates involving homosexual practices. He wrote the Resaleh-ye Delgosha, as well as Akhlaq al-Ashraf ("Ethics of the Aristocracy") and the famous humorous fable Masnavi Mush-O-Gorbeh (Mouse and Cat), which was a political satire. His non-satirical serious classical verses have also been regarded as very well written, in league with the other great works of Persian literature. He is one of the most remarkable poets, satirists and social critics of the society (Persia).
مثنویِ فابل ِ کاردرستییه بهزبونِ طنز و کنایه، دربارهی جنگِ خونین ِ امیرمبارزالدّین محمّد (گربه) و شاهشیخ ابواسحق اینجو (موش). ولی گمون نکنم اینیکه میگن فرنگیا داستانای موش و گربه رو از رودستِ این زدن راس باشه، دعوای موش و گربه از سپیدهدم تاریخ همینجوری ادامه داشته :)