این کتاب ۹ داستان از اتفاقات واقعی و تکان دهنده مربوط به طرفداران سرسخت تیمهای فوتبال در جهان را در بر میگیرد.
نویسندگان این کتاب مانند دو خبرنگار به سراغ هواداران سرسخت تیمهای فوتبال در کشورهای جهان رفتهاند و سعی داشتهاند این تصور را که انگلستان محل این گونه سازمانهای متعصب فوتبالی است، تغییر بدهند.
دست اندرکاران تولید این کتاب از انواع خطرات جستهاند؛ کتک خوردن یا مورد اصابت گلوله قرار گرفتن و...
دومینیک آتون در مقدمه این اثر نوشته است:
«آنچه در این کتاب میخوانید، داستانهایی است درباره بیرحمترین، وحشتناکترین و پرشورترین تشکیلات هوادارن فوتبال جهان. فکر میکردید که انگلیس سرسختترین و سازمانیافتهترین تشکیلات طرفداران و تماشاگران فوتبال جهان را دارد؟ دوباره فکر کنید! ما در این داستان کاری کردهایم که دید شما را تغییر میدهد، به دیدار دستههایی از بچههای شرور رفتهایم، در قلمرو آنها و تحت شرایط سخت حکمفرماییشان، با رهبران تشکیلات آنها دیدار کردهایم که این دیدارها همیشه هم خوب و بهیادماندنی از آب در نیامدند.
ما گروه کوچکی بودیم ـ متشکل از من، یک مدیر تولید، یک کارگردان و یک محقق که برای به تصویر کشیدن فعالیت این گروهها و ساخت یک سریال تلویزیونی سفر میکردیم ـ ولی در واقع به سختی و چهارچشمی هوای یکدیگر را داشتیم. چرا که زمانهایی میرسید که به شدت نیاز به حمایت و مراقبت احساس میشد. اتفاق افتاد که به ما شلیک کردند، ما را با سنگ زدند، تعقیبمان کردند و یا به طرفمان گاز اشکآور شلیک کردند.»
آرتون در بخش دیگری از مقدمه خود درباره سفر به کشورهای مختلف برای تهیه این کتاب، مینویسد: «ما درست یک بازی پیش از آن که هولیگانهای آرژانتینی تا پایان فصل از سفر به شهرهای دیگر به همراه تیمهای مورد علاقهشان منع شوند آنجا بودیم و روزهایی را در ایتالیا گذراندیم که در همان ایام، کل لیگ به هم ریخت و هولیگانهان چند پلیس را کشتند. در هلند از ترس جانمان فرار را بر قرار ترجیح دادیم و در گالاتاسرای ترکیه از برابر دوربینهای پلیس متواری شدیم.
به صربستان رفتیم تا با سران تشکیلاتی از هولیگانها که متهم به جنایات جنگی شده بودند از نزدیک ملاقات کنیم و زمانی که در برزیل همراه با یکی از تشکیلات هواداری به سفری برای دیدن مسابقه تیم آنها میرفتیم، شیشه اتوبوسمان در اثر تیراندازی هواداران دیوانه تیم حریف خرد شد. در لهستان هم شورش تمام و کمالی را از نزدیک حس کردیم.»
تولیدکنندگان مطالب این کتاب با اشاره به داشتن دوربین فیلم برداری و معذور بودنشان از تصویربرداری در برخی مواقع و لحظات، می گویند این کتاب، نسخه تدوین نشده ماجراهایی است که دیده اند.
Dominic Utton is a novelist, non-fiction writer and journalist.
His latest novel, Dead End Close, is published by The Odyssey Press on the Kindle Store.
His debut novel, Martin Harbottle’s Appreciation of Time, was published by Oneworld in 2014 and described as “compellingly hilarious” by the Daily Express, “unexpected and amusing… very entertaining” by The Lady, with the Irish Times declaring: “the world’s commuters have finally got their own latter-day Updike”.
He has also written several non-fiction books, including The Real Football Factories, with Danny Dyer (John Blake, 2010) and the children's book How to Go Wild (Scholastic, 2012).
His journalism has appeared in the Guardian, the Sunday Times, the News of the World, the Sun, the Telegraph, Cosmopolitan, Q, and many other newspapers and magazines.
He lives in Oxford with his wife and two children and is represented by Gordon Wise at Curtis Brown Literary Agency.
یک تیم مستند ساز بریتانیایی پس از ساخت یک مستند در مورد هولیگانها یا طرفداران فوق متعصب و افراطی در انگلیس به فکر ساخت یک مستند با همین موضوع اما در سطح جهان میفتند. برای ساخت این مستند به کشورهای مختلف سفر میکنند و با مخوفترین تشکلهای هواداری در جهان گفتگو و مصاحبه میکنند از اونجایی که خیلی از تصاویر و گفتگوهای ضبطشده قابل پخش نیستند به دلایل متنوع، تصمیم میگیرند که گزارش این سفرها و تجربهها رو به صورت مکتوب منتشر کنند که نتیجهی اون کتابی هست با عنوان دیوانههای فوتبال. در سفرهاشون به منطقهی بالکان و کرواسی و صربستان میرن با یک سابقهی جنگ داخلی، به هلند، روسیه، ترکیه، لهستان، برزیل و آرژانتین و در نهایت ایتالیا. در تمام این موارد با تشکیلات هواداری تیمهای مختلف صحبت میکنند که خیلی از اونها بیشتر از گروههای هواداری، شبیه به گروههای خلافکاری هستند با نمادها و انواع چاقو و تفنگ که هیچ ترسی از هیچکس ندارند حتی پلیس و دولت و با تنها چیزی که آشنا هستند تعصبه و خشونت. بسیاری از این گروهها فعالیت خودشون رو محدود به استادیوم نکردند و کارهای زیادی ازشون ساختهاست. کتاب اطلاعات خوب و جالبی میده و اگر فوتبالی هستید لذت بیشتری از کتاب خواهید برد.ه
دیوانه های فوتبال همون طور که از اسم کتاب برمیاد درباره طرفداران دوآتیشه فوتباله. افرادی که به هولیگان معروفند و انقدر به تیمشون تعصب دارن که طبق متن کتاب حاضرن به خاطرش کشته بشن یا آدم بکشن. این کتاب در حقیقت خاطره نگاری سفر یه گروه برنامه سازی تلویزیون به ۱۰ کشور جهانه و مصاحبه با هولیگان ها و تشکیلات و سازمان های اونها. هر چند هولیگان ها در کشورهای مختلف از نظر طرفداری خیلی شبیه به هم هستن، اما زمینه های اجتماعی و فرهنگی متفاوتی از هم دارن. با وجود اینکه کتاب موضوع جذابی داره، اما ترجمه اصلا جالب و روان نیست و مترجم بعضی جاها به فارسی سخت نوشته.
کتاب روایت جذابی داره از سفر چند خل و دیوونه به کشورهای مختلف برای حشرو نشر با اولتراهای فوتبالی. هوادارهای دوآتیشهای که زندگیشون رو گذاشتن پای هواداری. این گروهها شاید اونقدری که تشکیلات و نفراتشون براشون اهمیت داشته باشه خود تیم موضوعیت نداره و بیشتر بر مبنای منافع گروهی عمل میکنن. برای من خیلی جالب بود که بدونم تشکیلات این گروهها در کشورهای حوزه بالکان، آژانتین و ایتالیا چقدر جدیه .
این کتاب درمورد چند تا مستند ساز فوتبالیه که به چند کشور درگیره هولیگانیسم سفر میکنن تا درمورد آشوبگری در کشورهای درگیر این پدیده یک مستند فوتبالی بسازن که خیلی جالب بود ترجمه خوبی هم داشت خوندن این کتاب به فوتبالی ها حتما توصیه میشه واقعا داستان های عجیب و تکان دهنده ای تو فصل های مختلفش داشت
به قول جورج اورول، فوتبال یک جنگ است اما بدون سلاح! اما واقعا این گونه است؟ آنچه که هواداران هایدوک و دلیه هوادار ستاره سرخ مرتکب میشوند چیزی بیشتر از جنگ است! تورسیدا اسپلیت و گورکن ها، تشکیلات هواداری پارتیزان بلگراد که با ارتش یوگسلاوی هم جنگیدند؛ پسران بد آبی هوادار دیناموزاگرب، آنتی کمونیستهای هوادار لچیا گدانسک، هولیگان های اف-ساید یا همان آژاکسی هایی که میگویند برای زنده ماندن باید جنگید، تشکیلات بونیک ساید هوادار اوترخت؛ یا هوادارای فلامینگو معروف به راساروبرانیگرا، که همشون مسلحن و پلیس هیچ غلطی نمیتونه بکنه؛ مانشاورده، هواداران پالمیراس که آماده مرگ هستند؛ و گرمیو که زندگی و دین و موجودیت گرال دوگرمیو است؛ شیاطین سرخ، هواداری ایندیپندنته که عاشق خشونت اند و دربی ایندیپندنته خونبار میشود؛ و گلادیاتورهای اسپارتاک که در فوتبال آزادی را میجویند؛ پل اوکان فنرباغچه، اولترا-اصلان گالاتاسرای، دروگیهای یوونتوس و کوروانورد آتالانتا و ایریدوچیبیلی فاشیست لاتزیو که دربی دلاکاپیتاله را به گند میکشند... به راستی چی نیست این فوتبال؟ این کتاب پر از اسمهایی است که در بیرپن از زمین و پشت استادیوم ها خیلی ترسناکتر از مسی و رونالدو و زلاتان و لواندوسکی هستندو چه بسا مشهورتر. و داستانهایی واقعا تکان دهنده و البته مستند. توصیه میکنم به کسانی که به فوتبال، جامعه شناسی، سیاست، روانشناسی، تاریخ و البته هیجان علاقه دارند.