در بخش درباره زندگی روایت حبیبه جعفریان را از همه بیشتر دوست داشتم. بقیه روایتها هم به جز «چاق کُش» خواندنی بودند. در داستانها خارجیها را بیشتر از ایرانی ها دوست داشتم. داستان «استخر شنا» داستان خوبی بود و از جوامع فاسدی می گفت که مردم عادی وضع خوبی ندارند و بالادستیها چهطور پولها را حیف و میل میکنند.
در بخش روایتهای داستانی نامه نیما یوشیج به همسرش بهترین بود.
بخش روایتهای مستند مثل همیشه خوب بود.
بخش درباره داستان که راهنمای زندگینگارهنویسی بود هم راهگشا بود.
در بخش پایان خوش هم فقط «تا ظهر میخوابم» جین کر را دوست داشتم.