Jump to ratings and reviews
Rate this book

Xəmsə #4

هفت پیکر

Rate this book
کتاب هفت پیکر یا «بهرام‌نامه» یا «هفت‌گنبد» به قلم نظامی گنجوی، آمیزه‌ای از نجوم، الهیات، اخلاق، عناصر فرهنگی - اجتماعی از دوران کهن‌تر از دوران شاعر تا دوران معاصر او است. این کتاب موازین حکمی و باورهای اعتقادی جهان‌بینی‌های آن دوران را در لایه‌های مختلف خود و در قالب داستان به نمایش گذاشته است. در هفت‌پیکر، نظامی با رنگ‌ها بازی می‌کند و زندگی را حیاتی رنگین می‌دهد و از رموز مختلف مانند غاز، اژدها، گنبد، گنج، دختر، عروس و بسیاری از مفاهیم دیگر که در ادبیات و عرفان از آن‌ها صحبت شده، در کنار برداشتی از تاریخ و جهان‌بینی‌های اعتقادی بهره‌برداری کرده و شیوه‌ای را بنیان‌‌‌گذاری می‌کند که این شیوه از هنرهای زیبای نظامی در پرورش داستان است. او در هفت‌پیکر، داستان بهرام را از تولد تا مرگ رازگونه‌اش، آن‌گونه که خود ساخته با رمزوراز و طی مدارجی هفت‌گانه بیان می‌کند. بهرام گور در ادبیات فارسی شاید به‌علت تأثیر نظامی گنجوی، نشان رمزوراز و پادشاهی است که با طی مدارجی به کمال می‌رسد. بهرام را پادشاهی دانسته‌اند دلیر و جنگجو که تیرش هیچ‌گاه و هیچ‌جا به خطا نمی‌رفت.

400 pages, Hardcover

First published January 1, 1197

94 people are currently reading
882 people want to read

About the author

Nizami Ganjavi

122 books191 followers
Nizami Ganjavi, also spelled Nezāmi, (Persian: نظامی گنجوی) is considered the greatest romantic epic poet in Persian literature, who brought a colloquial and realistic style to the Persian epic. His heritage is widely appreciated and shared by Azerbaijan, Iran, Afghanistan and Tajikistan.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
348 (55%)
4 stars
183 (29%)
3 stars
64 (10%)
2 stars
24 (3%)
1 star
7 (1%)
Displaying 1 - 30 of 78 reviews
Profile Image for فؤاد.
1,128 reviews2,371 followers
February 26, 2018


١. من
يادم نيست چى شد كه هوس خوندن اين كتاب به سرم افتاد. بعد از خوندن خلاصه شاهنامه، به خودم اومدم و ديدم خارخار خوندن اين كتاب افتاده به جونم. مى خواستم برم از كتابخونه خمسۀ پالتويى قشنگ نشر هرمس رو بگيرم كه قبلاً ليلى و مجنون رو باهاش خونده بودم. اما ديدم خارخار سابق الذکر امانم رو داره مى بره و اگه بيشتر امروز و فردا كنم ديدى مثل بيشتر اين هوس ها يك شبه به ضد خودش تبديل شد و شد دلزدگى. اين شد كه درنگ نكردم و شروع كردم به خوندن كتاب از گنجور، و بعداً هم تصحيح وحيد دستگردى رو گرفتم.

٢. ساختار كتاب
كل كتاب يك داستانه، داستان زندگى بهرام گور، يكى از پادشاهان ساسانى. كتاب رو ميشه سه بخش كرد:
بخش اول، بخش تاريخى-اساطيريه. داستان به دنيا اومدن بهرام تا به تخت نشستن. بيشتر ماجراهاى اين بخش توى شاهنامه هم هست، شايد با كمى تغيير. يعنى اين بخش ساخته و پرداختۀ تخيل نظامى نيست. حداقل تا حد زيادى.
بخش دوم، داستان هفت پيكره كه اسم خودش رو به كتاب داده، و بخش اصلى كتاب هم هست. ديگه بهرام فراموش ميشه، و نظامى شروع مى كنه به تعريف كردن قصه هاى خودش. و اوج كتاب هم همين جاست كه نظامى تاريخ گويى رو رها مى كنه و قصه گويى مى كنه. هفت زن بهرام گور هر كدوم در يكى از روزهاى هفته يك قصه به سبك قصه هاى پر از جادو و خيال هزار و يك شب تعريف مى كنن. يكى از اين داستان ها رو رضا قاسمى با عنوان ماهان کوشیار به نمايشنامه تبديل كرده و من سال ها قبل خونده بودمش، بدون اين كه بدونم اصل اين قصه متعلق به هفت پيكر نظاميه.
بخش سوم، دوباره ادامۀ داستان بهرام گوره، و باز تا حد زيادى تاريخ و اساطير و كمى تخيل نظامى. در نهايت بهرام براى شكار گورى مى تازه و در غارى گم ميشه و هر چى داخل غار رو مى گردن نمى تونن پيداش كنن.

٣.ساختار هفت قصه
معمارى كه به نجوم آشناست، به بهرام مى گه: براى اين كه از گزند هفت گنبد آسمون در امان باشى، من با محاسبات نجومی هفت گنبد معادل هفت گنبد آسمون برات مى سازم، هر گنبد متعلق به يك سياره و به رنگ اون سياره، و تو هر روز هفته كه متعلق به يك سياره است، لباس همرنگ اون سياره رو بپوش، به همراه زنى كه از اقليم منسوب به اون سياره گرفتى، به گنبد متعلق به اون سياره برو.
بهرام همين كار رو مى كنه، و هر روز هفته، هر كدوم از زن ها يك قصه براش تعريف مى كنن.
به گفتۀ معمار، اين کار بهرام رو از گزندهاى هفت گنبد آسمون حفظ می كنه. به عبارت ديگه اين هفت قصۀ معنوى (هفت گنبد جادویی) قراره خواننده رو از گزندهاى جهان مادّى (هفت گنبد آسمون) حفظ كنه.

٤. ملاحظات پراكنده
I.
شباهت كتاب با هزار و يك شب بيشتر از اونه كه نياز به گفتن داشته باشه. زن قصه گو، پادشاه قصه شنو، قصه هاى جادويى با شيوه قصه در قصه، و عناصر مشابهى از عشق و ناكامى. بايد يادم باشه بگردم دنبال مقاله اى كه به اين مقوله پرداخته باشه.
II.
حدس مى زنم قصه هاى هر روز از لحاظ مضمون با سيارۀ اون روز تناسب دارن، اما مطمئن نيستم. مثلاً قصۀ روز سرخ، كه روز مريخه، پر از خون و خونريزيه، و مريخ هم خداى جنگ و خونريزيه. يا قصۀ روز سفيد، كه روز زهره است، پر از زيبارويان و مغازله و عشقبازيه، و زهره هم الهۀ عشق و زيباييه. يا قصۀ روز فيروزه اى، كه روز عطارده، راجع به خردمند بودن در مقابل فريب ها و هوس هاست، و عطارد هم خداى هوشمندى و خردمنديه.
III.
در بيشتر قصه ها "ناكامى" نقش كليدى داره، اما نه ناكامى معمولى، بلكه ناكامى اى غيرمعمول و گاهى جادويى. مثل غيب شدن معشوق درست در لحظۀ وصال در قصۀ روز سياه، يا دخترى كه از ازدواج بيزار بود و براى فرار از خواستگاران خودش رو در قلعه اى جادويى محبوس كرده بود در قصۀ روز سرخ، يا تبديل شدن معشوق زيبارو به ديو زشت رو درست در لحظۀ وصال در قصۀ روز فيروزه اى، و اتفاقات و موانع پى در پى درست در لحظۀ وصال در قصۀ روز سفيد.
IV.
در دو سه قصه رنگ اون روز نقش داره و در باقى قصه ها نه. مثلاً سياه پوشيدن مردم شهر سياهپوشان در قصۀ روز سياه، يا كبود پوشيدن ماهان در سوگوارى خودش در قصۀ روز فيروزه اى. به جز اين، تمام قصه ها با ستايش شيرين و دلنشینی از رنگ اون روز تموم مى شن و زن قصه گو مثل بچه هايى كه آبى رو رنگ آسمون مى دونن و قرمز رو رنگ خون، دليل هايى از اين دست ميارن كه چرا رنگ اون روز بهترين رنگه.
V.
و در نهايت، قدرت شاعرى نظامى همچنان ستايش برانگيزه. هيچ بيتى نيست كه از آرايه اى خالى باشه، از جناس و تضاد و ايهام، كه آرايه هاى مورد علاقۀ نظامى هستن، تا تشبيه و استعاره و مجاز، و...
علاوه بر اين گاهى توى توصيف جزئيات صحنه ها هم اعجاب برانگيز بود. دقت به جزئيات در بين شاعران قديمى خيلى نامعموله، و به خاطر همين حديث نفس هاى شخصيت ها، واكنش هاشون وقت حيرت و وحشت، ديالوگ هاى ملموس شون و... خيلى جلب توجه مى كنه.

٥. بعد از هفت پيكر
ويكى پديا رو كه ديدم، نوشته بود اين و خسرو و شيرين شاهكارهاى نظامى هستن.
مى خواستم بعد از اين مخزن الاسرارش رو بخونم، ولى با اين حساب خوندن خسرو و شيرين در اولويت قرار گرفت.
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews153 followers
March 15, 2025
نشستن بهرام روز پنجشنبه در گنبد صندلی، آغاز داستان خیر و شر بود... قصه‌ی شب‌های کودکی منه ... وقتی تو کتاب هفت پیکر خوندم خیلی ذوق کردم...
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,178 followers
May 28, 2019
ماجرای اصلی هفت‌پیکر از جایی شروع می‌شود که اطرافیان بهرام شاه، نگران سلامتی و طول عمر او می‌شوند. می‌ترسند گزندی به او برسد و اتفاقی برای پادشاه بیفتد. بر خلاف شهریار در هزار و یک شب، بهرام پادشاهی است که به وقتش لشکرکشی می‌کند و حکم‌رانی و به وقتش بساط لذت پهن می‌کند و فارغ از جهان غرق امیالش می‌شود. بهرام شاه برخلاف شهریار که سیاهی مطلق بود، خوبی و بدی را باهم دارد. البته که کفه‌ی خوبی‌هایش سنگین‌تر است! با این‌همه بین اصل لذت و اصل واقعیت در رفت‌وآمد است. در نهایت هفت گنبد می‌سازند به رنگ هفت سیاره و هفت اقلیم. هر روز هفته بهرام به یکی از این گنبدها می‌رود و از دختر یکی از هفت اقلیم، قصه‌ای می‌شنود. در پایان قصه هم بدون کشت‌وکشتار، دختر را در آغوش می‌گیرد و می‌خوابد.

اگر شهریار، هفت پیکر را می‌خواند، کم‌تر سخت‌گیری می‌کرد و کم‌تر خون می‌ریخت.
اگر بهرام، هزار و یک شب را می‌خواند، از قصه دختران هفت گنبد حوصله‌اش سر می‌رفت.

اکثر قصه‌هایی که دختران هفت گنبد تعریف می‌کنند درباره‌ی جوانی است در جست‌وجوی زنی، در میل وصال و حسرت هماغوشی. با این‌همه قصه‌ی روز چهارشنبه که دختر شاهدخت مغرب، در گنبد فیروزه‌ای تعریف می‌کند، داستان عجیبی دارد. شاید اگر نمایشنامه ماهان کوشیار را نخوانده بودم، عجایب این داستان برایم بیش‌تر هم بود. قصه سراسر وهم و خیال است، مدام مرز واقعیت و توهم می‌شکند و دست آخر شخصیت اصلی قصه از سرشاری اوهام، دست به توبه می‌برد و خضر بر او ظاهر می‌شود.

*در مؤخره‌ی کتاب، وقتی داستان بهرام تمام می‌شود، نظامی از خودش و قدرت قلمش سخن‌ها می‌گوید و اشاره می‌کند این کتاب را در چهاردهم ماه صیام تمام کردم. این هم‌زمانی حس عجیبی بهم داد. انگار همین چند روز پیش نظامی، کتاب را تمام کرده و تا جوهر قلمش خشک شده، من آن را برداشته و خوانده‌ام.

**این را هم بگویم که آقای دستگردی در پاورقی و زیرنویس نظر شخصی خودش را هم آورده که حداقل من را به خنده وامی‌داشت. یک‌جایی که در قصه اصلی از یک آدم جهود به بدی یاد شده، آقای مصحح فرموده‌اند ببینید این جهود‌ها از همان گذشته آدم‌های بدی بوده‌اند. صحنه‌های هماغوشی را که نظامی در لفافه گفته را هم نوشته‌اند دیگر خودتان می‌دانید چه اتفاقی افتاده و معلوم است که چه شد. :))
Profile Image for Farnoosh.
48 reviews7 followers
October 11, 2023
چه چیز اشعار نظامی انقدر منو شیفته‌ی خودش می‌کنه؟؟
حقیقتا تصویرسازی‌های بدیع و بی‌نظیرش، انگار که آدمی ناگزیره از تصور و خیال‌پردازی!
و خب "هفت‌پیکر" هم، از این دست تصاویر شگفت‌انگیز و جادویی کم نداشت، خصوصا اون بخش‌های مربوط به کاخ خورنق و هفت گنبد که دیواااانه کننده بود واقعا.
داستان گنبد سیاه و گنبد فیروزه‌ای هم خیلی دوست داشتم، چیز دیگه‌ای که برام بی‌نهایت جذاب بود، آغاز و پایان ماجرای بهرام بود، اون سیر مدور اتفاقا، اینکه انگار همه چیز برای بهرام، از اون غار و گور جادویی شروع شد و به همون‌جا ختم شد.

اوایل شروع منظومه، خیلی برام عجیب بود که چرا تو کتابای درسی مدرسه، هیچ‌وقت، هیچ اشاره‌ی خاصی به این اثر فاخر نشده بود، خود من، به عنوان آدمی که صرفا علاقه‌مند ادبیات کهن فارسی هستم و نه خواننده‌ی حرفه‌ای، اگه با پادکست نظامی گنجوی آشنا نمی‌شدم، هیچ‌وقت "هفت پیکر" تو ذهنم اونقدر پررنگ نبود که بخوام یه روزی سراغش برم _تو این مورد بازم مدیون جناب طاهری عزیز هستم🤍_ خب قطعا، هر چقدر که داستان جلوتر می‌رفت، بیشتر متوجه علت این بی‌لطفی شدم، هر چند که به نظرم اصلا توجیه‌ پذیر نیست!!!
این منظومه، غیر از فضاهای اروتیک و عیش و طرب، اتفاقا داستان‌های آموزنده‌ هم کم نداره و خب همین داستانا، خیلی مناسب کتابای درسی می‌تونن باشن و فرصت آشنایی با این مجموعه‌ی بی‌نظیر رو هم فراهم می‌کنن.

خلاصه که عمیقا لذت بردم و امیدوارم که همه بتونن این حس رو تجربه کنن!



تاریخ اتمام: ۱۸ مهر ۱۴۰۲
Profile Image for محمد شکری.
171 reviews179 followers
April 23, 2021
داستان «هفت‌ پیکر» را با خوانش پیراسته و روشن محمدرضا طاهری در پادکست «نظامی گنجوی» شنیدم و سپس با گنجور مرور کردم. طاهری تا امروز «هفت‌ پیکر» را تمام کرده و - به امید خدا - به زودی «خسرو و شیرین» را هم به پایان خواهد رساند. گوینده توضیحاتی هم (گاه بیش از حد) درباره داستان و ارزش‌داوری فضاهای داستان ارائه می‌دهد که من با برخی از آنان همدل نبودم، اما در این متن به آن‌ها اشاره نمی‌کنم. ضمنا در تفسیر کلی داستان از او کاملا جدا شده‌ام، هر چند در ترجمه ابیات بسیار از او آموختم

بهرام: از شاهنامه تا هفت ‌پیکر
هفت ‌پیکر داستانی است برآمده از دل داستان بهرام گور و از این رو محمل خوبی برای مقایسه نظامی و فردوسی است. در مرور جلد ششم شاهنامه، وقتی پای بهرام گور به نامه شاهان باز شد، گفتم که گویی فردوسی نوعی خشونت و بوالهوسی در بهرام گور دیده و آن را به تصویر کشیده است. این ادعایم حال که هفت‌پیکر را خواندم قوی‌تر هم شده‌است. از باب مثال، بهرامی که نظامی به تصویر کشیده‌است در بخشش و حکمت و دلاوری چیزی در حد کیخسروی فردوسی است! بهرام نظامی، بر خلاف بهرام فردوسی، نه تنها با اطرافیان خود خشن و سنگدل نیست، بلکه تصمیم‌های عجولانه و سبک‌سرانه هم نمی‌گیرد. برای اینکه این تفاوت‌ را ملموس‌تر درک کنید اجازه بدهید یک مثال بزنم
داستانی در شاهنامه هست که بهرام جوان با کنیزکی به شکار می‌رود. دو آهوی نر و ماده می‌بیند و از کنیزک می‌پرسد دوست داری چگونه آن دو را بکشم. کنیزک آزمون بسیار دشوار و پیچیده‌ای طراحی می‌کند که طی آن بهرام باید نر را ماده و ماده را نر کند و نهایتا سر و پای یکی را به هم بدوزد. بهرام با سنگ‌قلابی شاخ نر را می‌اندازد و دو تیز در مغز ماده می‌نشاند تا نر را ماده و ماده را نر کرده باشد. نهایتا سنگی کوچک به سر آهوی نر می‌زند و هنگامی که ی‌خواهد سر خود را بخاراند تیری پرت می‌کند که پا و سر او را به هم می‌دوزد. این صحنه دل کنیزک را به درد می‌آورد و گریه می‌کند. بهرام چنان از این گریه خشمگین می‌شود که کنیزک را به پایین اسب انداخته و او را زیر سم اسب می‌کشد! ر
این داستان‌ در هفت‌ پیکر روایت متفاوتی دارد: تنها آزمون دوختن سر به پا طرح شده و وقتی بهرام از پس آن بر می‌آید کنیزک می‌گوید این صرفا بخاطر تمرین زیاد است و نشان از امری خارق‌العاده نیست. بهرام این پاسخ را گستاخی بیش از حد آن زن درنظر می‌گیرد و به فرمانده‌ای دستور می‌دهد او را بکشد. البته کنیزک با چاره‌جویی‌هایی زنده می‌ماند و سال‌ها تمرین می‌کند تا گوساله‌ای را که کم‌کم گاو می‌شود روی دوش خود بگیرد و از پله‌های ساختمانی بالا برود. وقتی پس از سال‌ها بهرام او را می‌بیند به او می‌گوید این صرفا بخاطر تمرین زیاد است و نشان از امری خارق‌العاده نیست. کنیزک به بهرام یادآوری می‌کند که کیست و اینکه بهرام قصد داشت به همین خاطر او را بکشد. بهرام پیام او را می‌پذیرد و عذرخواهانه او را به عقد خود در می‌آورد
همان‌طور که می‌بینید هم میزان خشونت بهرام در شکار و هم منطق بهرام برای قتل کنیزک و از همه مهم‌تر عاقبت داستان تلطیف شده‌است

نگاهی به داستان‌های هفت ‌پیکر؛ این بخش محتوای اثر را فاش می‌کند
هفت‌ پیکر داستان زندگی و البته تحول بهرام است. بهرام گور پادشاهی است که در تمام منابع به خوش‌گذرانی و کام‌جویی شهره است. این ویژگی او شاید تا حدی چیزی است که از پدر بدنام خود، یزدگرد بزه‌گر، به ارث برده و تا حدی هم بخاطر دوری از آموزش دربار ایران و بزرگ شدن به عنوان یک مهمان در بارگاه یمن است. هر چه هست، بهرام کودکی تا جوانی خود را در بارگاه نعمان و منذر بزرگ می‌شود تا از خوی بد پدر به دور باشد. در این بازه تصویری که نظامی از او نشان می‌دهد فردی دادگر و دلاور است که همه یمن به او دل بسته اند
پس از مرگ یزدگرد بزه‌گر (که ربطی به یزدگرد معروف نداره) درباریان تصمیم می‌گیرند پادشاهی را به خاندان دیگری منتقل کنند و آن را به پیرمردی به نام خسرو می‌سپارند. بهرام یا حمایت عرب‌ها و دلاوری خود پادشاهی را از خسرو (که او هم ربطی به کیخسروی معروف ندارد) باز می‌گیرد. شرح این داستان نیز در شاهنامه آمده‌است. لحن بهرام در پاسخ به ادعای پادشاهی خسرو و نگرانی فرستادگان او، در هفت‌ پیکر، بسیار متواضعانه‌تر و آرام‌تر از بهرام شاهنامه است
اما اصل داستان هفت ‌پیکر همین‌جا شروع می‌شود. برخلاف شاهنامه که پس از استقرار بهرام، شرح نوآوری‌های حساب‌نشده او را می‌دهد، هفت ‌پیکر داستانی خیالی آغاز می‌کند که بسیار نمادین و جذاب است. داستان‌هایی با روایت‌های بسیار جالب که تودرتو و داستان در داستان‌اند
داستان از آنجا آغاز می‌شود که بهرام که بزرگ‌ترین پادشاه دنیا می‌شود دختر پادشاهان هفت اقلیم را به عقد خود در می‌آورد، سپس به توصیه حکیمی هر یک را در قصری به رنگ یکی از سیارات هفت‌گانه خانه می‌دهد و هر روز هفته، متناسب با همان سیاره و اقلیم با لباسی به همان رنگ به سراغ همان دختر می‌رود. در هر شب، بهرام قصه‌ای از معشوق آن روز می‌شنود که داستان اصلی هفت‌پیکر یا هفت‌‌گنبد را تشکیل می‌دهد
شب اول، در انتهای روز شنبه، بهرام در گنبد سیاه مهمان دختر پادشاه هند است. دختر حکایت سرزمینی از ممالک چین را برای شاه نقل می‌کند که مردمی یک‌دست سیاه‌پوش و عزادار در آن زندگی می‌کردند. چرا که همگی تجربه‌ای یکسان را از سر گذرانده‌ بودند: همگی در مکاشفه‌ای فردی در یک قدمی معشوقی تمام‌عیار، هنگامی که راه رسیدن به آن محبوب بی‌نقص صبر و قناعت بود، به اموری پست‌تر مشغول شده و برای رسیدن به آن امر متعال بی‌صبری و گستاخی به خرج داده‌اند و در نتیجه برای همیشه از او محروم شده‌اند
شب دوم، در انتهای روز یک‌شنبه، بهرام در گنبد زرد مهمان دختر پادشاه روم است. او داستانی از پادشاه سرزمین عراق بازگو می‌کند که با هیچ زنی دمساز نمی‌شود، مگر نهایتا با کنیزی که از قضا او نیز با هیچ مردی هم‌بستر نمی‌شود. سرانجام این وصل میسر نمی‌شود مگر با صداقت و صراحت طرفین درباره خود و کردار خود
شب سوم، در انتهای روز دوشنبه، بهرام در گنبد سبز مهمان دختر اقلیمی است که نام آن ذکر نمی‌شود. دختر ماجرایی از زاهدی رومی باز می‌گوید که روزی اتفاقی دیده‌اش به زیبارویی می‌افتد و دل از دست می‌دهد. زاهد در بزنگاه گناه دست از آن می‌شوید و رهسپار خانه خدا (بیت‌المقدس) می‌شود تا از آلودگی به دور باشد. سر انجام یاد خدا او را از لغزش‌های مسیر نجات می‌دهد و درستکاری و امانت‌داری او را اتفاقی به خانه و سپس وصال همان محبوب قدیمی می‌کشاند
شب چهارم، در انتهای روز سه‌شنبه، بهرام در گنبد سرخ مهمان دختر پادشاه سقلاب است. او داستانی از سرزمین روس تعریف می‌کند که ماجرای دختر پادشاهی است که از خیل خواستگارانش به قلعه‌ای در کوه پناه می‌برد و برای ایشان آزمون‌های بسیار دشوار و مهلک طرح می‌کند که هم شجاعت می‌طلبد و هم حکمت. خواستگاران بسیاری سر در این راه از دست می‌دهند تا اینکه جوان پاک‌دلی به قصد رهایی دیگران از این آزمون کشنده رهسپار قلعه می‌شود. جوان برای گذر از این آزمون‌ها چند صباحی شاگردی حکیمی فرزانه را به جان می‌خرد تا دانش لازم را کسب کند. سرانجام همین حکمت‌آموزی او را به سلامت از آزمون‌های جان‌فرسای دختر گذر می‌دهد
شب پنجم، در انتهای روز چهارشنبه، بهرام در گنبد فیروزه‌ای مهمان دختری است که باز معلوم نیست به کدام اقلیم متعلق است. این داستان نیز یکی از سه داستان برتر این مجموعه‌است که به تاجری به نام ماهان مصری می‌پردازد و فضاسازی بسیار وهم‌آلود وجذابی دارد. داستان از فریب و گمراهی چندباره ماهان به دست دیوان آدم‌نما پرده برمی‌دارد، به طوری که هر شب در بیابانی ناکجاخراب فریب دیوی را می‌خورد و صبح با ناپدید شدن دیو‌ها از کرده خود پشیمان است. عاقبت با توبه و توسل به خدا خضر بر سر راه او پدیدار می‌شود و او را از بیابان اوهام می‌رهاند
شب ششم، در انتهای روز پنج‌شنبه، بهرام در گنبد صندلی (قهوه‌ای) مهمان دختر پادشاه چین است. این بار پادشاه داستانی کمتر رازآمیز و با الفاظی مستقیم می‌شوند: داستان دو همسفر به نام‌های «خیر» و «شر» که اولی بخشنده و خوش‌طینت است و دومی بخیل و آزمند. خیر بخاطر بخشندگی زیاد نیازمند شر می‌شود، اما شر در عوض کمک به او (جرعه‌ای آب) چشمان او را مطالبه می‌کند. سر انجام شر چشم خیر را کور می‌کند و آبی هم به او نمی‌دهد. اما از قضای حادسه دختری کرد که در مسیر آنها حرکت می‌کردند خیر را در حال جان دادن می‌یابد و با کمک پدرش او را زنده و بینا می‌کنند. خیر با منش بخشنده خود نه تنها به دختر کرد، بلکه بعدها به دختر پادشاه و دختر وزیر پادشاه هم می‌رسد و سرانجام روزی شر را یافته بازخواست می‌کند. خیر از سر بخشندگی خود باز هم شر را می‌بخشد اما پدر دختر کرد که از ملازمان خیر شده‌است شر را می‌کشد
شب هفتم، در انتهای روز آدینه، بهرام در گنبد سپید مهمان دختری باز نامعلوم است. داستان این روز داستان مرد و زنی است که می‌کوشند پنهانی با هم بیامیزند اما هربار اتفاقی رخ می‌دهد و این کار میسر نمی‌شود. پس از سه بار تلاش ناکام، سرانجام مرد به این نتیجه می‌رسد که چون کار آنها ناشایست و طبع آن دو پاک است چنین اتفاقاتی بر سر راه گناه‌آلودشان رخ می‌دهد. سرانجام زن به ره عقد حلال خود در می‌آورد و وصال حاصل می‌شود

بهرام چندین سال به همین منوال سپری کرد و کم‌کم از کار مملکت غفلت ورزید تا اینکه خبر شنید که خاقان چین به مرزها حمله‌ کرده‌است. خواست تا لشگری برای مقابله جمع کند که دید لشگری در کار نیست. خواست با خرج گنج‌های شاهی لشگری فراهم کند که دید خزانه خالی است. آنجاست که می‌فهمد وزیر او در غفلت بهرام ظلم‌ها کرده و مال‌ها دوخته و بزرگان و پهلوانان را فراری داده‌است. سپس بهرام وزیر را به کیفر اعمالش می‌رساند و از باب نمونه احوال هفت مظلومی که تحت ستم وزیر به زندان افتاده‌اند را جویا می‌شود:‌ مظلوم اول بخاطر دادخواهی از شکنجه ظالمانه برادرش، دومی برای حسادت وزیر نسبت به باغ او، سومی برای طمع وزیر در مروارید گران‌بهای او، چارمی به دلیل طمع وزیر در زن او، پنجمی به جرم آوازه بخشندگی‌اش، ششمی بخاطر دادخواهی از قطع شدن مقرری‌اش و بالاخره هفتمی صرفا به واسطه زهدش و مستجاب‌الدعوه بودنش به زندان افتاده بودند
پس از اینکه بهرام داد همگی را ستانده و از همه دلجویی می‌کند و گنج و لشگر دوباره جمع می‌گردد خاقان چین خود عقب نشسته و باج و خراجی روانه بهرام می‌کند. به این ترتیب بهرام دست از روزگار گذراندند در گنبدهای هفت‌رنگ می‌کشد، آنها را به پرستش‌گاه تبدیل می‌کند و خود پس از چندی مانند کیخسروی شاهنامه مرگی خودخواسته و بسیار عارفانه را پیش می‌گیرد

‌ دو تفسیر و یک ارزیابی کلی
برای این اثر رازآلود تفاسیر متنوعی می‌توان ارائه داد. من ولی یک تفسیر از پایین و نفسیر دیگری از بالا در ذهن دارم که آن را جای دیگری ندیده‌ام. تفسیر از پایین و چسبیده به متن درباره آن هفت داستان و این هفت مظلوم است. من سعی کردم در خلاصه‌ترین وجه داستان‌ها را منتقل کنم تا از لابلای لایه‌های شاعرانه، مضمونی خاص برای هر یک پیدا کنم. حال اگر دوباره به داستان‌های هفت‌پیکر توجه کنیم هفت مضمون یا فضیلت اصلی از نظر نظامی به دست خواهد آمد که به ترتیب عبارت‌اند از: صبر (یا شاید مناعت)، صداقت، امانت (یا شاید زهد)، حکمت، توسل (یعنی اهمیت پیر و راهبر)، بخشش و نهایتاً پاک‌دامنی
از سوی دیگر، هفت مظلوم نیز نماد هفت گناهی است که با هفت‌ گناه کشنده مسیحی بسیار نزدیک است. به ترتیب هفت مظلوم باید گفت: خشم، حسادت، حرص، شهوت، بخل و غرور
البته داستان‌ها را می‌توان به مضامین دیگر هم خواند. اما هرچه باشد خوانشی از بالاتر نیز ممکن است: هفت‌پیکر چندفرهنگی‌ترین داستان ایرانی بود که من به عمرم خوانده‌ام. توجه داشته باشید که عنوان و اصل داستان حول همان هفت شب بهرام در هفت‌گنبد می‌گذرد. در این هفت شب، بهرام هر شب داستانی از زنی متعلق به یک اقلیم می‌شوند و جالب‌تر اینکه خود آن زنان، نوعا، داستانی نه از سرزمین خود، بلکه از سرزمینی دیگر بازگو می‌کنند (به خلاصه برگردید و این نکته را که آنجا پررنگ نکردم ببینید) ر
گذشته از محتوای جذاب اثر، شاعرانگی هفت پیکر بسیار گوش نواز بود. در مجموع به عنوان یک مخاطب مبتدی باید بگویم در مقایسه هفت‌ پیکر نظامی و داستان پادشاهی بهرام گور در شاهنامه، از یک سو شاعرانگی و لطافت ابیات نظامی را کاملا سر دیدم و از سوی دیگر داستان‌پردازی و شخصیت‌سازی فردوسی بسیار حرفه‌ای‌تر به نظرم آمد
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
August 8, 2022
خب قطعا هیچ کدوم از آثار نظامی به پای خسرو و شیرین نمیرسه اما هفت پیکر هم عالیه.
هفت پیکر داستانی خیالی از زندگی شاهنشاه ساسانی، بهرام گور، هست.
نظامی یه جورایی رمان تاریخی می‌نویسه. از شخصیت‌های تاریخی استفاده می‌کنه و براشون داستان‌هایی می‌سازه که در تاریخ نیومده تا با این ابزار، هدفی مهم و پیامی ارزشمند رو با بیان جذاب به مخاطبش برسونه. فکر می‌کنم در زمان خودش بی‌همانند بوده و هنوز هم بی‌اندازه ارزشمنده.

.
پی‌نوشت:
بعد یه عده تا می‌فهمن رمان تاریخی می‌نویسم میگن چرا علمی نمی‌نویسی؟ داستان و تاریخ که ارزشی نداره.😒😒
Profile Image for Lee Foust.
Author 11 books214 followers
December 19, 2017
This is one of those wholly original classics--there's nothing else quite like it as far as I can see, (Maybe Virgil's Georgics, if you partake of the theory that those country verses are elaborate allegories regarding Roman post-civil war governance aimed at Caesar Agustus himself.) And this particular translation (by Julie Scott Meisami) is a remarkable achievement in its own right. I'm so happy that I discovered that this poem/novel even exists--I have Steven Moore's Alternative History of the Novel to thank for introducing me to it. As a medievalist, it's been a joy to discover that there's a Middle Eastern equivalent to some of the great European narrative verse of the era--even if Nizami pre-dates Dante's long, didactic poem by almost a century and Boccaccio's novel-in-frames by one and a half. With elements of both, the Haft Paykar is a versified narrative in sections, presenting a flawed but ultimately good ruler, and features a cosmological/architectural system upon which hang allegorical tales of poor and good judgement, comportment, and ultimately, leadership. It's just beautiful, multi-faceted, and this translation rolls along as smoothly as Dante or Chaucer in the original, truly capturing the flavor of medieval verse. It's both a lesson in cosmology and a cornucopia of exemplary adventure tales. An enjoyable and exotic read for sure.
Profile Image for Negar.
64 reviews2 followers
January 2, 2021
در کنار خانواده و برای با هم بودن و در عین حال آشنایی با مفاخر ادبی کشورمون شروع به خوندنش کردیم و از اونچه که انتظار داشتم عمیق تر بود بخصوص گنبد سیاه و سبز ...
در کل زیبا بود ولی خب شاید اگه من باشم برا افراد زیر ۱۸ سال توصیه اش نکنم:) بخصوص گنبد سرخ!
ولی در مجموع عمیق و آموزنده و‌زیبا بود و فکر نمیکردم مسائلی که امروز مورد بحث هستن رو هم در بر گرفته باشه.

اوایل و اواخر کتاب که راجع به بهرام هست هم دید جالبی از تفکر اون دوران راجع به شاه بهمون میده و شاید باید استعداد فرهنگیمون در استبداد رو در همین آثار جست و جو کنیم.
48 reviews4 followers
August 30, 2023
اولین تجربه‌ی من از کهن‌خوانی مقارن شد با خواندن هفت‌پیکر با خوانش و توضیح محمدرضا طاهری که در قالب پادکست "نظامی گنجوی" تهیه شده بود.
من ترس آن داشتم که متوجه معنا و نکات و ظرایف نشوم اما هفت‌پیکرعلی‌رغم استعاری بودن بسیار شیرین و با توضیح پادکست کاملا قابل فهم بود. (البته اگر اهل شعر باشید بدون پادکست هم تا حد خوبی متوجه خواهید شد)
کتاب حکایت بهرام گور و داستان‌هایی است که از هفت دختر هفت اقلیم می‌شنود. داستان‌ها در بخش‌هایی اروتیک می‌شوند اما از آنجایی که نظامی حکیم است و متشرع با زبان استعاره این بخش‌ها را بیان می‌کند و در تمامی کتاب حکمت و پند می‌نشاند.

+ حیف و صد حیف اگر انس نداریم با این گنجینه‌های ادب فارسی
Profile Image for Ahoo.
42 reviews6 followers
November 1, 2022
«هفت پیکر» اولین منظومه‌‌ای بود که از بین آثار کهن ایرانی می‌خواندم و البته همراه با پادکست نظامی که آقای محمدرضا طاهری آماده کرده‌اند، آن را گوش می‌دادم.
همیشه نگران بودم که نتوانم با منظومه‌های مهم فارسی ارتباط بگیرم یا در جایگاه فهم این آثار نباشم اما هفت پیکر به قدری شیرین و ساده سروده شده و نظامی به قدری با ظرافت تمام معانی و مفاهیم موردنظر خود را در این کتاب جای داده که به محض شروع کردنش تمام نگرانی‌های من برطرف شد و با علاقه به خواندن آن ادامه دادم.
برخلاف این‌که روایت کتاب در بعضی قسمت‌ها اروتیک می‌شود اما محتوا کاملاً اخلاقی و پندآموز است آدم از مصرع به مصرع آن بسیار می‌آموزد. به علاوه‌ی این‌که سیر داستان به قدری دلچسب است که خواننده را کاملاً با خود درگیر می‌کند و جلو می‌برد.
خلاصه این‌که اگر میل دارید که در قالب شعر، داستانی واقعاً جذاب و به‌دردبخور بخوانید و با ذره ذره‌ی وجود لذت ببرید، فرصت خواندن هفت پیکرِ حکیم نظامی را از دست ندهید.
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
May 1, 2015
شرح نسبتاً جامع و خوبی است؛ منتها ثروتیان در بسیاری بخش‌ها، معناهایی سخت دورازذهن و توجیه‌ناپذیر برای شعر می‌تراشد. این شرح را در کنار شرح وحیددست‌گردی خواندم. خواندن این دو به‌صورت هم‌زمان بسیار راه‌گشا بود.
Profile Image for Amir H.
24 reviews8 followers
October 3, 2018
همیشه نام نظامی گنجوی برای من همراه با داستان لیلی و مجنون بود تا اینکه هفت پیکر را خواندم. به جرات می تونم بگم یکی از بهترین آثار ادبی فارسی است. واقعا از خواندنش لذت بردم. مخصوصا داستان شب چهارشنبه و گنبد فیروزه ای که به راحتی میشه یک فیلم ترسناک از روی داستان ساخت.
Profile Image for Daniel Abdal-Hayy Moore.
29 reviews35 followers
August 27, 2012

This is an extraordinary verse mystical epic in the Medieval Persian style, by Nizami, Azarbajani classical poet, whose Laila and Majnun has been translated, but unfortunately only in prose (that I know of). This translation is in verse, and not forced verse, or plodding, academic verse, but lively, sensuous, even erotic (always tasteful and with metaphorical meaning)and deeply symbolic (colors, planets, levels of spiritual nearness to God) poetry, rhymed and octosyllabic throughout, as naturally flowing as, say, the verse of Alexander Pope, though of course, not always, and not quite as staggeringly crystalline. I read it during chemo treatment, and it carried me through beautifully. The story is of a Prince who becomes a King, and seven beautiful Princesses from various specific countries, who tell him stories after nights of love, along the lines of Shaherazade, but unique to Nizami. The introduction and notes by the translator are also wonderful, and very amply give added dimension to puns and allusions in the original Farsi that can't be carried over into English. Overall, an entertaining and fascinating and morally and spiritually uplifting (yes!) long poem worth tackling if it's your cup of heady brew.
Profile Image for Riri.
197 reviews5 followers
October 5, 2025
برعکس خسرو و شیرین و لیلی و مجنون که وقتی شروعشون کردم کلیت داستان رو میدونستم و پایانش برام گنگ بود یا حتی یکسری اطلاعات اشتباه داشتم در موردشون، در مورد هفت پیکر هیچ چیزی نمی‌دونستم. نمیدونستم راجع به بهرام گوره، نمیدونستم حال و هوای داستانش انقدر متفاوت با دو منظومه قبلیه ولی با این حال از این منظومه هم لذت بردم.

خسرو و شیرین » لیلی و مجنون » هفت پیکر

«۱۲ مهر ۱۴۰۴»
Profile Image for Ali.
163 reviews23 followers
January 12, 2017
امشب به سرم زد هفت پیکر بخونم . بخش ساختن خورنق اینجا کم پرداخت شده ، بیضایی در نمایشنامه ی سنمار خیلی خوب باز و روایتش کرده . اما در کل هر چی از نظامی بگم کم گفتم
Profile Image for Mouzhan.
175 reviews41 followers
May 15, 2023
پادکست چایی با بنفشه از قسمت شصت ویکم تا هشتاد ودومش فعلا هفت پیکره...بشنوین ونوش جونتون
Profile Image for Gita.
358 reviews79 followers
February 13, 2024
من و امین «هفت پیکر» را در تابستان هم‌خوانی کردیم. من با سه نسخه هفت پیکر را خواندم و یادداشت طولانی‌ای بر روی نسخه‌ی دستگردی نوشتم که هنوز حوصله‌ی تایپ آن را پیدا نکرده‌ام. در این یادداشت فقط به بررسی این نسخه می‌پردازم.
***

این نسخه به نوعی خوانش خود شاملو از هفت پیکر است. بسیاری از ابیات حذف شده‌اند و بنظر من این حذفْ هوشمندانه صورت نگرفته است و در بعضی قسمت‌ها خواننده را سردرگم می‌کند. برای مثال در داستان گنبد کبود، جایی هست که ماهان به باغ بزرگی از میوه می‌رسد و نظامی چندین بیت را به توصیف بکر بودن باغ و میوه‌ها اختصاص می‌دهد. شاملو تمامی این ابیات را حذف کرده و بعد گفته:
«دید باغی، نه باغ بلکه بهشت!
به ز باغ ارم به طبع و سرشت
روضه‌گاهی چو صد نگار در او
سرو و شمشاد بی‌شمار در او
[حذف ابیات توصیفی]
چونکه ماهان چنان بهشتی یافت
دل ز دوزخ سرای دوشین یافت
او در آن میوه‌ها عجب مانده
خورده برخی و برخی افشانده»

اینجا سوال پیش می‌آید که «کدام میوه‌ها؟»


دیگر اینکه این نسخه پر از غلط است. مثلا اگر از همین ابیات بخواهم مثال بزنم، مصرع «دل ز دوزخسرای پیشین یافت» را اینطور نوشته: «دل زد و ز خسرای دوشن تافت»!
انگار که کیبورد روی حالت تصحیح خودکار بوده! بسیاری ابیات مانند این هستند که حتی از لحاظ وزنی هم دچار اشکال فاحش شده‌اند.
شاملو قسمت‌های بسیار زیبایی از داستان را هم حذف کرده است. مثلا در داستان گنبد سپید، بوس‌وکنار دو معشوق را به قدری کم کرده که ناکامی بعد از آن به خواننده نمی‌رسد. در حالی که در نسخه اصلی هفت‌پیکر، نظامی خواننده‌اش را همراه می‌کند و بعد خللی در داستان وارد می‌کند، تا تعلیق و ناکامی ایجاد کند.

ویژگی خوب این نسخه علائم نگارشی آن بود که به فهم داستان کمک کرده بود. مثلا دیالوگ‌ها با گیومه مشخص شده بودند و یا جملات معترضه بین دو خط تیره قرار گرفته بودند و از این دست.
-----

پی‌نوشت اول:
این کتاب را ایمان به مناسبت تولد هجده سالگی‌ام بهم هدیه داد. اگر این نسخه نبود احتمالا به فکر خواندن هفت‌پیکر نمی‌افتادم. کتاب سبک بود و جابه‌جایی‌اش راحت؛ و اولین نسخه‌ای بود که خوانش را با آن شروع کردم. برای همین همچنان برایم بسیار ارزش‌مند است.

پی‌نوشت دوم:
چون که دیدم به مهر خود رایش
اوفتادم چو زلف در پایش
بوسه بر پای یار خویش زدم
تا «مکن!» بیش گفت، بیش زدم!

۰۲/۱۱/۲۴
Profile Image for Shirin.
15 reviews2 followers
January 11, 2025
ایشونم بالاخره بعد از ماه ها شنیدنش تموم شد.من خوانش هفت پیکر رو از پادکست چای با بنفشه دنبال میکردم.
در یک کلام عاشقش شدم.
فکر میکردم بعد خسرو و شیرین و اون حال و هوای بی‌نظیرش دیگه هفت پیکر خیلی جذبم نکنه ولی جای خودشو کامل باز کرد.
ازش یاد گرفتم،خیلی زیاد.انگار که منم مثل بهرام گور اون مسیر ۷ گنبد و رشدش رو همراهی کردم.
انقدر نظامی پر طول و تفصیل مینویسه که نمیدونم باید به چی اشاره کنم برای توصیف حسم یا عنوان کردن نقطه قوت داستان.حسش برام شبیه دیدن آتیش بازی بود.
فقط میدونم که شنیدن یک بار آثار نظامی لازمه ولی کافی نیست‌.
امیدوارم یه روز دوباره فرصت خوانشش پیدا بشه.
Profile Image for Amir Azad.
212 reviews28 followers
January 14, 2024
سابقا شنیده بودم که هفت پیکر از آثار رمزی در ادبیات فارسیه. هیچ وقت همت نکرده بودم. ولی شکل کلی داستان خیلی جالب بود و دو سه داستان (از هفت داستان مرکزی منظومه) واقعا درخشان. قصه شهر سیاه پوشان و قصه ماهان محشر بود. ترکیب بندی کل ماجرا هم کاملا حساب شده بود و سیر حرکت بهرام در این هفت گنبد. حتی رنگ ها هم حساب‌شده بودند. سر و ته قصه با هم جور بود و ارجاعات درون و برون متنی خوبی داشت. خیلی ازش غفلت شده در ادبیات فارسی. به نظرم لیلی و مجنون رو بدیم جاش هفت پیکر رو بگیریم.
Profile Image for Berkant Bağcı.
97 reviews9 followers
January 20, 2022
YEDİ, YALNIZCA BİR SAYI MIDIR?
Genceli Nizamî ya da Nizâmî-i Gencevî (1141-1209) Gence doğumlu felsefe, edebiyat, astronomi, tıp ve geometri üzerine çalışmalar, araştırmalar yapmış bir filozof ve şairdir. Eserlerinin çoğunu Farsça yazmış ve Fars edebiyatında hamse türünün kurucusu olarak tarihe adını yazdırmıştır.
Firdevsî ve Senâî-i Gaznevî'den etkilenmiş olup, kendisinden sonra gelen Mevlânâ, Sadi-i Şirazi, Hafız-ı Şirazi, Fuzûlî ve Molla Câmî gibi büyük isimleri etkisi altında bırakmış ve kendilerine, yazdıklarıyla rehberlik etmiştir. Bu eserler Sırlar Hazinesi, Yedi Sûret - Heft Peyker (Yedi Güzel), Leylâ ile Mecnun, Hüsrev ü Şirin ve İskendername olarak edebiyatı ve düşünce dünyasını zenginleştirmiş, tasavvufa yeni bakış açıları kazandırmıştır. Hatta bu eserler daha sonra etkilemiş olduğu büyük isimler tarafından da yeniden işlenmiştir.

Yedi Sûret (Heft Peyker), Sâsânî hükümdarı Behrâm-ı Gûr çevresinde şekillenen ve onun efsanevi hayatını konu edinen destandır. Behrâm doğduğu vakit, babası I. Yezdicerd güvendiği bir müneccimi çağırarak Behrâm'ın hayatına dair bir görüş ister. Müneccim de, Behrâm'ın görülmedik biçimde akıllı ve ileri görüşlü bir lider olacağını söylemesinin yanı sıra biraz büyüdüğünde "yedi" büyük iklimi / hanedanı (Hint, Rum, Harzem, Sıklab, Mağrib, İran, Çin) fethedeceğini ve bu hanedan sahiplerinin kızlarıyla (Yedi Güzel) evleneceğini söyler. Bu şekilde önce Behrâm'ın fetih hikâyeleriyle, ardından kızlarla evlendiği zaman kızların aktardığı eşsiz hikâyelerle tanışıyoruz. Kısaca haftanın "yedi" gününde, birbiriyle bağlantılı "yedi" ibretlik hikâye okuyoruz. (Hikayeler az da olsa cinsellik ve fantezi içeriyor, aklınızda bulunsun.) Yedi sayısına gelirsek de, tanrısal bir anlama sahip olduğu için sıklıkla kullanılır. (Cennet ve dünyanın 7 katlı olması, 7 gök bulunması, 7 iklim bulunması, Tanrı'nın/Allah'ın 7 sıfata sahip olması gibi) Aynı zamanda mükemmelliği ve tamlığı temsil eder, bu vesileyle bu kitabı da eşsiz bir konuma çıkarır. Mitolojik ve fantastik unsurlarla da süslenmiş bu kitap, yılın ilk tam puanlı kitabı oldu. Kesinlikle okumanızı isterim.
Profile Image for Hossein.
151 reviews25 followers
March 30, 2015
یکشنبه ها داریم با جمعی از دوستان می خوانمیش. تا بحال که تقریبن میانه کتاب را رد کرده ایم از توصیفات زیبا و قدرت داستان سرایی نظامی بسیار لذت برده ایم
هرچه چلوتر رفت بهتر شد، بچه هایی که اول دوستش نداشتند آخرها باهاش آشتی کرده اند. توصیفاتش در داستانها و بیان طبیعت یگانه ست.
Profile Image for Mehrdad.
55 reviews24 followers
April 28, 2022
شاهکار به معنای واقعی کلمه
مثل باقی آثار نظامی💙💙
Profile Image for Faranaj.
144 reviews5 followers
August 10, 2024
۱۰سال پیش خوانده بودم و از خاطرم رفته بود. اخیرا به دنبال سایه‌ای از داستانی در حافظه‌ام می‌گشتم، داستان دو کس، خیری و شری که در بیابان می‌رفتند بی‌آب، شر آب داشت و خیر نداشت پس ازو اندکی آب خواست. شر در مقابل چشم‌های خیر را طلب کرد. خیر عطشناک چشم‌های خود بیرون آورده به شر داد اما شر هیچ آبش نداد و او را تنها با چشمی خون‌آلود رها کرد اما...
تا کسی به من یادآوری کرد که این داستان یکی از داستان‌های هفت پیکر است از داستان‌هایی که پری‌پیکران برای بهرام روایت می‌کنند.
خواندمش، اینبار متفاوت و شیرین‌تر از پیش...
Profile Image for Patricia.
793 reviews15 followers
January 10, 2022
The opening panegyrics were not fun, but they included some keys to the allegory to come so they were worth reading. Meisami's introduction and notes were helpful: she opened up more marvels and gave a sense of the learning and art that went into this book. It will take another reading to start to give them the attention they deserve, but the book delivers imaginative, fun, suspenseful story-reading pleasure too. I loved the story of Fitna carrying a calf up the tower stairs every day until it grows into a full-sized bull and she grows the muscle to carry it -- all to make a point. I had a magical week reading each of the Seven Princess's tales on her day.
Profile Image for Rex.
280 reviews48 followers
October 15, 2022
The core of the Haft Paykar of Nizami is seven erotic tales, each told under a dome color-coded to correspond to one of the seven classical planets. These stories are framed by the life of legendary shahanshah Bahram Gur, Muslim mystical piety, and a swirl of astrological symbolism. The result is both entertaining and intellectually engrossing.

Rhyming couplets in translation often annoy me, but Meisami's annoyed me less than most, and the notes are generally helpful.
18 reviews1 follower
March 30, 2019
نظامی شاعری که فقط داستان گو نبوده و در همه ی حکایات از اخلاق صحبت کرده.عدد ۷ عددی هست که نظامی به اون احترام گذاشته.در قسمت شکایت ۷ مظلوم میبینیم که به ترتیب مظلوم اول یک سال ،مظلوم دوم دو سال و... و مظلوم هفتم ۷ سال در زندان بوده که زاهد بوده و مراحل عرفان هم ۷ مرحله هست.
Profile Image for Amir Soleimani.
93 reviews4 followers
January 31, 2010
براستی که نظامی استاد سخنه
آدمیزاد از خواندن این کتاب خسته نمیشه
ابیات بروانی آب جویباره
قدرت نظامی در بتصویر کشیدن صحنه های اروتیک بینظیره
Profile Image for Amir Sahbaee.
389 reviews21 followers
January 3, 2021
هدیه تولد ۹۹ نیوشا
--
من کلا خوندن منظومه هارو دوست دارم اما این اولین منظومه ای بود که از نظامی می‌خوندم.به نظرم خیلی خوب و چند وجهی بود.در زمینه ی حکمت و اخلاق حرف های مهم و دقیقی داشت،ابعاد عاشقانه ی زیادی داشت،سیاسی اجتماعی هم بود و کلا از نظر درون‌مایه به نظرم هم غنی بود هم متنوع.
شیوه ی روایت کتاب هم کشش خاص خودش رو داشت.جدا از داستان کلی بهرام که زمان ها و مکان های مختلفی داشت،داستان های ۷روز هفته ی هفت پیکر یا داستان اون ۷ مظلوم خودش جدا جدا کشش و تعلیق داشتن.
با اینکه کتاب سرشار از شادی و لذته اما حواسش هست که اصالت رو به چی میده و چی رو ارزش می‌دونه
و به نظرم کتاب خیلی تصویر داره.یعنی جدا از توصیف های مرسوم ادبیات و شعر و منظومه های کلاسیک پیرامون درخت و باغ و بهار،هرکدوم از داستان ها سرشار از تصویر و توصیف های دقیق و زنده‌ست.

یه نکته ی دیگه هم بخش های مربوط به سیاست و مملکت داری بود.متاسفانه بخش زیادی از ستم هایی که به مردم شده بود و کشتن پهلوان کشور و دربند کردن برادر معترضش برای ما آشنا بود..

کتاب ارزشمندی بود برام.ارزشمند و لذت‌بخش.واقعا داستان هاش بدیع بود و خیلی جالبه که خود نظامی هم میگه نمی‌خوام حرف تکراری بزنم و می‌خوام نگفته های افسانه هارو جمع کنم و روایت کنم.
نکته ای که هست اینه که به شکل کلی یکم ترکیب ها و واژه ها و گاهی تعابیر به نظرم یکم سخت تر از مثلا ویس و رامین بود.لذا خریدن کتاب با تصحیح و حواشی وحید دستگردی توصیه می‌شه
Displaying 1 - 30 of 78 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.