Μοιρασμένος ανάμεσα σε έναν ενθουσιώδη λυρισμό και την έμμονη ιδέα του ρεαλισμού, ο Γκυστάβ Φλωμπέρ (1821-1880) σφραγίζει τα γραπτά του με τον ανωτέρω δυϊσμό - που αποτελεί εξάλλου και τη μεγαλύτερη πρωτοτυπία του έργου του. Απαράκαμπτος σταθμός της γαλλικής λογοτεχνίας, αυτός ο αισθητής του λόγου επιδόθηκε σε μια σχολαστική έρευνα και συλλογή στοιχείων σχετικά με την ανθρώπινη ψυχή. Υπάρχει μήπως αίσθημα πιο καταστρεπτικό για την ψυχή, πιο εξοντωτικό για το πνεύμα και πιο ολέθριο για την ηθική και το πάθος - λάμια αχόρταγη που καταβροχθίζει τα πάντα στο πέρασμά της; Ιστορικά στοιχεία, ψυχολογικές μελέτες ή πολυτάραχα δράματα, τούτα τα νεανικά αφηγήματα, γραμμένα από το 1836 έως το 1842, προαγγέλλουν ήδη τον φλωμπεριανό οίστρο των γραπτών της ωριμότητας του συγγραφέα. (ΑΠΟ ΤΗΝ ΠΑΡΟΥΣΙΑΣΗ ΣΤΟ ΟΠΙΣΘΟΦΥΛΛΟ ΤΟΥ ΒΙΒΛΙΟΥ)
Gustave Flaubert was a French novelist. He has been considered the leading exponent of literary realism in his country and abroad. According to the literary theorist Kornelije Kvas, "in Flaubert, realism strives for formal perfection, so the presentation of reality tends to be neutral, emphasizing the values and importance of style as an objective method of presenting reality". He is known especially for his debut novel Madame Bovary (1857), his Correspondence, and his scrupulous devotion to his style and aesthetics. The celebrated short story writer Guy de Maupassant was a protégé of Flaubert.
نوشتن مرور برای این کتاب خیلی سخت است، چراکه کتاب مملو از دوگانههای متضاد است و حتی همین حالا هم به شدت در کشمکش این تضادهای مورد علاقه و مورد نفرتم گیر کردهام کتاب از مجموعه کتابهای ادبیات کلاسیک نشر برج با جلد سخت است. ترجمه، فوقالعاده است و همراه با تعهد به حفظ روح متن اصلی خود کتاب از سیزده داستان تشکیل شده که بعضی از آنها فقط چند صفحه بودند و بعضی خودشان به اندازه یک کتاب کامل. همه داستانها هم از فصول متعدد تشکیل شدهاند، حالا این فصلها گاهی چند سطر بودند و گاهی به اندازه یک کتاب کوچک کامل. من ایجاز را بیشتر پسندیدم هر موضوع مطرح شده در متن، دارای یک توصیف بسیار طولانی است، از یک سو این توصیفات به شدت خسته کننده هستند و از سوی دیگر دچار بهت و حیرت شدم از وسعت دایره کلمات نویسنده و توانایی او برای شرح بدون تکرار از یک مفهوم. من توانمندی را بیشتر پسندیدم یک سوم اول کتاب بیشتر یک شبه بیوگرافی از نویسنده است ولی هرچه به پایان کتاب نزدیکتر میشویم جنبه داستانی و قصهگویی کتاب بیشتر میشود. داستان را بیشتر پسندیدم تعدادی از داستانها آنقدر سیاه و ناامید کننده بودند که حداقل دوبار تصمیم گرفتم کتاب را رها کنم، از طرف دیگر بعضی از نوآوری های متن هم به شدت جذاب بود، مثل داستان عزرائیل یا کارمند. در نهایت به راهحل بینابینی رسیدم، مثل خوردن یک کشمش شیرین وقتی که یک دانه بادام تلخ را در یک مشت بادام خوردهاید. شش کتاب کوتاه را بین داستانهای کتاب خواندم تا کمی مزه تلخ کتاب تعدیل شود مفاهیمی مثل ناامیدی از خدا، عشق، زن، جبر و مرگ قسمت عمدهای از حجم کتاب را به خود اختصاص دادهاند، در کل نویسنده دغدغههای اصلی ذهن خود را تحریر کرده است. به نظرم آخرین صفحه از کتاب، علت نوشتن کتاب را به خوبی توضیح داده است. جبر و مرگ را بیشتر پسندیدم در نهایت اینکه قطعا فلوبر نویسنده بزرگی است هرچند که بعضی از جنبه های نویسندگی او را اصلا دوست ندارم
"خاطرات یک دیوانه" فلوبر، نه صرفاً اعترافات یک ذهن دیوانه، بلکه نوای یک روح سرگشته است. این اثر بیشتر از آنکه داستان باشد، مرثیهای فلسفی و شاعرانه برای آرزوهای خاموششده، عشق از دسترفته و جوانی تنها در جهان است. این اثر، صدای نسل جوانی است که در پی معنا، عشق و هویت است اما از طرف جامعه، سرکوب یا نادیده گرفته میشود. افسردگی، خیالپردازی و خودویرانگری در متن موج میزند.فلوبر (حتی در نوجوانی) به شدت منتقد ظواهر اجتماعی، اخلاق ریاکارانه و زندگی سطحی بورژوازی است. راوی، جامعهای بیمعنا و تکراری میبیند که هیچ جایی برای دلتنگیهای واقعی یا شور درونی ندارد. این اثر به گمانم با «درد تنهایی» شوپنهاور یا «ناتوانی از بودن» آلبر کامو قابل مقایسه میباشد.