Jump to ratings and reviews
Rate this book

از اعماق

Rate this book
نمی‌خواهد به چشمانش نگاه کند، اما مادر دست زیر چانه‌اش می‌گیرد تا چشمان‌شان در یک سطح قرار گیرد. شیدا به سیاهی چشمانش نگاه می‌کند که مثل باتلاقی از قیری چسبناک می‌خواهند تمام توان او را توی خود بکشند. اگر چشم‌هایش نمی‌پرید شاید حتا غرق‌اش می‌کردند، اما پلک‌های مادر می‌پرند و او از کنارش می‌گذرد. چند گام برداشته، ناگهان می‌ایستد. دو چشم از روبرو بهش خیره می‌شوند. دو چشم از حدقه درآمده که مدام دور می‌شوند و قاطی امواج دریا می‌شوند. سر برمی‌گرداند و از زیر لایه‌ای اشک به مادر نگاه می‌کند که به رفتن مریم با پلک‌هایی که پشت هم، به هم می‌خورند، نگاه می‌کند. به مادر که روی شن‌های ساحل نشسته و به ظاهر دست دراز کرده تا مریم از دست نرود. اما مریم دور است و از دست رفته. همان موقع هم نمی‌دانست این بازی خیالی مار برای نجات مریم، برای چه کسی بود. (از داستان گوری زیر چشم)

144 pages, Paperback

First published January 1, 2015

1 person want to read

About the author

یاسمن شکرگزار

3 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (14%)
3 stars
4 (57%)
2 stars
0 (0%)
1 star
2 (28%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.