عنوان: رسائل مشروطیت : هجده رساله و لایحه درباره مشروطیت؛ به کوشش: غلامحسین زرگری نژاد؛ تهران، کویر، 1374؛ در 719 ص؛ کتاب نخست: منابع اندیشه سیاسی در تاریخ ایران ؛ شابک: ایکس - 964614425؛ موضوع: اسناد و مدارک مشروطیت - 1324 تا 1327 هجری قمری، نامه های سیاسی فارسی - قرن 19 م
دوستانِ گرانقدر، نویسنده، نامه ها و رساله هایِ بسیاری از دورانِ مشروطه را در این کتاب جمع آوری نموده است. در این ریویو نقدی در رابطه با این کتاب نمینویسم، چراکه ریویو بسیار طولانی میشود، ولی چکیده ای از اخباری که میدانم برایتان جالب است را به انتخاب در زیر مینویسم --------------------------------------------- شیخ فضل الله نوری از همان ابتدایِ جنبشِ مشروطه خواهی، با هرگونه تغییر و تحول دمکراتیک در جامعهٔ ایران مخالف بود و سرِ ناسازگاری داشت. وی با قانون گذاری در مجلسِ شورایِ ملی، ایجادِ مدارسِ جدید و تحصیلِ علم.. و عدالتِ حقوقی و اجتماعی بینِ مسلمان ها و غیر مسلمانها.. به طورِ کلی مخالف بود و ابرازِ این گونه عقاید را ضدیت با اساسِ شریعتِ اسلام و احکامِ این دینِ بیابانی و غیرِ انسانی، میدانست ********************************* شيخ فضل الله نورى که مخالفِ مشروطیت بود، از روحانيونِ طرفدارِ مشروطه خواست که توضیح دهند مشروطه چه کار قرار است انجام دهد و این مشروطه به چه درد ما میخورد؟؟ از میانِ جمعِ آخوندها، آقا ميرزا سيد محمّد مجتهد طباطبائى گفت: مراد از مشروطه، تعيين مرسوم معینی است براىِ شخصِ پادشاه كه هيچوقت نتواند پولِ ملت را تفريط به مخارجِ باطل و مصارفِ بى حاصل صرف كند و دور بريزد. مشروطه چيزى است كه وزراء حدودشان معين، مواجب و مرسومِ هر يكى آشكار است و همه مسئول جمعی هستند. تعارفات و رشوه موقوف مى شود مشروطه چيزى است كه وزرايى كه اين مدت مردم را چاپيده و هميشه فعال مايشاء بوده اند، امروز غير از تمكين و تسليم چاره اى ندارند. مشروطه چيزى است كه بندگانِ خدا كه آزاد خلق شده اند، از قيدِ اسارت خلاص خواهند شد و از زيرِ فشارِ چندين هزار ساله، نجات خواهند يافت. مشروطه چيزى است كه عامه طعمِ آزادى را خواهند چشيد. زبان و قلم آزاد خواهد گشت، مردم متحد خواهند شد، مساوات و مواسات در مملكت پديد خواهد گشت. مشروطه چيزى است كه قانونى براى شاه و مجلس وزراء و اعيان و وكلاء و غيره وضع خواهد شد كه تمامِ كارهاىِ دولتی و ملتی و شرع و عرف و زارع و فلاح و غيره را محدود خواهد كرد كه هيچكس بدون امر قانون نتواند سخنی بگويد و كارى بكند خلاصه یک ساعتِ تمام آقاى طباطبائى فوايد و محسنات مشروطه را و آزادیِ مطلق را بیان کرد شیخ فضل الله نوری، این عرب پرستِ حرام زاده عصبانی شد و گفت: مردم آزاد باشند؟ مشروطه قرار است آزادی تامه و مطلقه، ایجاد کند؟ این که مخالف با کلیاتِ و احکام اسلام است. آزادی به مردم در اسلام کفر است. خواهشاً در دین رخنه ایجاد نکنید. ما نیاز به قانون نداریم. قانون ما هزار و سیصد سال پیش نوشته شده است و اگر هرکاری بخواهیم بکنیم باید مطابق با قرآن محمدی و شریعتِ احمدی باشد. پس لطفاً حرف از آزادی این ملت نزنید که آزادی اینها عاقبتِ ما روحانیون را مفتضح خواهد کرد ببینید عزیزان و نورِ چشمانم، امروز کسانی که دنباله روِ از حیوان پست ترهایی همچون شیخ فضل الله نوریِ تخمِ حرام بوده اند، بر این مردمِ بیچاره حکومت میکنند و اسلام را برایِ خویش و حکومتشان برگزیدند، چراکه اسلام همانطور که شیخ فضل اللهِ حرامی گفته، با آزادی انسان مخالف است و قوانینش برایِ موجوداتِ بیابانی بوده است که عده ای شاشِ شتر خور آنها را وضع کرده اند و امروزه همان قوانین و احکامِ این دین و مذهبِ پست و نابخردانه، سرزمینمان را به ویرانی کشانده است ********************************* از آنجایی که پادشاهانِ قاجار، هیچگونه ریشه ای در میانِ مردمِ ایران نداشتند و کمترین کششِ ملی به آنها احساس نمیشد، به همین دلیل ضرورت داشت تا ایشان پس از طیِ بحران هایِ نظامی که برایِ تحمیلِ خویش به جامعهٔ ایران تلاش میکردند سیاست هایی را در جهتِ تثبیتِ خود و مشروعیت بخشیدن به قدرتِ خود و کسبِ مقبولیتِ ملی و دینی پیش گیرند. از جمله این سیاست ها برقراری روابط نزدیک با آخوندها و مراجع تقلیدِ عرب پرست و گوساله بود، که نهایتاً زمینه سازِ جهشِ قدرتِ آخوندها و بهره گیری هوشیارانهٔ این روباه صفتهایِ فریبکار از فرصتِ ایجاد شده، در آن دوران گردید... و فصلِ جدیدی را در بالابردنِ پایگاهِ اجتماعی آخوندها و ملایان و تعمیمِ زعامتِ دینی (رهبری سیاسی و اجتماعی بر امتِ مسلمان) ایشان، گشود... و این نتیجهٔ بیسوادی مردمِ این سرزمین است که اندکی تلاش نکردند تا سوادِ سیاسی و فلسفیِ خویش را بالا برده و از خرافات و موهوماتِ دینی و مذهبی فاصله بگیرند، تا اجازهٔ حکومت به این پست فطرتهایِ بی اصل و ریشه را ندهند.. کماکان تا امروز این وضع ادامه داشته و میبینید که کسانی که دم از کتابخوانی میزنند، موهوماتِ مذهبی و اسلام، تعصبِ کورکورانه به تازیانِ بیابانیِ خونریز و بی ریشه همچون حسین و علی و محمد و غیره، چشمِ خرد و شعورشان را کور کرده است و با توسل به همین تازیانِ بیابانی، سالیان سال است که بر این مردمِ بیسواد حکمرانی میکنند ********************************* دوستانِ خردگرا و گرامی، اندیشیدن در این مطالب به عهدهٔ خودتان است... امّا جالب است که نامِ یک موجودِ بیخرد و بیشعور همچون شیخ فضل الله نوری، اکنون بر رویِ یکی از بزرگترین بزرگراه های پایتخت و البته بزرگراه های شهرهای دیگر است و بسیاری از خیابان ها و مدارس این سرزمین به نامِ منحوسِ این موجودِ بی منطق و بیخرد میباشد... ای کاش کمی چشمِ خویش را باز کنید و ببینید با چه حرام زاده هایی در این سرزمین طرف بوده و هستیم --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برایِ شما دوستانِ گرامی و خردگرا، مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
این کتاب دو جلدی شامل رسایلی است که موافقان و مخالفان مشروطه در دوره پیش از استبداد صغیر منتشر کرده اند. متن این رسایل بیشتر به کار محققان و مورخان می آید، اما مقدمه 138 صفحه ای دکتر زرگری نژاد نمونه خوبی از یک تحقیق تاریخی درباره وقایع مشروطه است. و شاید بتوان گفت منصفانه ترین تحلیل درباره علل مخالفت مشروعه خواهان و بویژه شیخ فضل الله نوری با اصل مشروطه است.