Jump to ratings and reviews
Rate this book

بودای بزرگ، کمکشان کن!

Rate this book

185 pages, Paperback

Published August 1, 2016

2 people are currently reading
84 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (22%)
4 stars
33 (47%)
3 stars
15 (21%)
2 stars
4 (5%)
1 star
2 (2%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Mohammad Hrabal.
455 reviews300 followers
May 21, 2023
لیم: تو مقصری. تو و همه‌ی کسانی مثل تو مقصرند. به لطف شماست که آن‌ها بر سر کار آمده‌اند. با اتکا به شمایی که فقط می‌لمبانید، کار می‌کنید، می‌خوابید و بچه می‌آورید… همین و بس! کسانی مثل تو آدم‌های ایده‌آل آن‌ها هستند. ولی از ما نفرت دارند! چون ما فکر می‌کنیم، اندیشه داریم… صفحه ۳۷ کتاب
لیم: تو از وطن چه می‌فهمی؟ وطن جایی است که روحت در آن آزاد باشد. صفحه‌ی ۳۸ کتاب
کودن: مبارزه با استعداد بی‌معناست. استعداد به‌ هر حال همیشه پیروز می‌شود. حتی استعدادی خفت کشیده، شکنجه دیده و به فراموشی سپرده شده. حتی استعداد کشته شده. حتی بعد از مرگش. به‌ هر حال پیروز می‌شود.
لیم: این‌ها همه‌اش حرف است، فیلسوف عزیز من… ولی در عمل، کودن‌ها حکمرانی می‌کنند و متفکران در گورهای دسته‌ جمعی می‌پوسند…
کودن: حرف مرا باور کن: روزی فرا می‌رسد که تصویرهای داخل قاب عکس‌ها را به زباله‌دانی می‌اندازند، شعارها را لگدمال می‌کنند و اسم این افراد را از یاد می‌برند. و شهر دوباره جان می‌گیرد… از پنجره‌ها صدای موسیقی به گوش می‌رسد… زندگی پیروز می‌شود… همه‌ چیز مثل گذشته می‌شود… همه‌ چیز مثل گذشته می‌شود… صفحات ۱۳۷-۱۳۸ کتاب
لیم: آخر چطور ممکن بود برای ما چنین اتفاقی بیفتد؟ برای ملتی با این قدمت. چقدر معبد داشتیم! چه طبیعتی! و ناگهان این کابوس… صفحه‌ی ۱۳۸ کتاب
پیرمرد: (بدون شتاب.) بودای بزرگ، کمکشان کن، به این بیچارگانی که فکر می‌کنند صاحب اختیار دنیا هستند. کمکشان کن بفهمند که فقط شن ریزه‌ی کوچکی هستند که در گرداب حوادث دنیا به این طرف و آن طرف کشیده می‌شود… کمکشان کن، به این حاکمان نگون‌ بخت کمک کن به عمق بیهودگی تکاپویشان در برابر حکمت زمانه پی ببرند… می‌شود مدتی طولانی حکم راند، کشت، آزار داد، ولی زمانی فرا می‌رسد که جلادان هم مانند قربانیان خاکستر شوند… و کودکان خواهند پرسید: «چرا عده‌ای عده‌ی دیگر را آزار می‌دادند؟ چه کسی به آنان چنین حقی داده بود؟» بودای بزرگ، بالاخره کی بشریت را راحت می‌گذارند؟ چرا حتماً باید کسی پیدا شود که نتواند راحت تماشا کند که مردم چطور عشق می‌ورزند، می‌خندند و می‌آفرینند؟ چرا می‌خواهند همه را شبیه خود کنند؟ و چرا تو اجازه می‌دهی که چنین اتفاقاتی بیفتد؟ صفحه‌ی ۱۶۲ کتاب
ارزش اصلی نمایشنامه کازانتسف در انتقاد از توده‌ی منفعل، ترسو و عاری از رشد سیاسی و شهروندی است که با عملکرد و موضع‌گیری‌های خود امکان هر گونه جنایتی علیه بشریت را مهیا می‌سازند و موجب روی کار آمدن شیادان، عوام فریبان و متعصبان می‌شوند. این اندیشه در روزگار ما نیز همچنان موضوعیت دارد و فکر اندیشمندان را به خود مشغول می‌کند؛ در روزگاری که تاریخچه‌ی نظام‌های استبدادی با این هدف بررسی می‌شود که بشریت برای همیشه از آن‌ها رهایی یابد. یوری کورزوف. پس گفتار. صفحه‌ی ۱۸۰ کتاب
Profile Image for Laleh.
133 reviews12 followers
November 24, 2022
" می‌شود مدتی طولانی حکم راند،کشت،آزار داد، ولی زمانی فرا می‌رسد که جلادان هم مانند قربانیان خاکستر شوند...و کودکان خواهند پرسید: چرا عده‌ای عده دیگر را آزار می‌دادند؟ چه کسی به آنان چنین حقی داده بود؟ "

اسم این نمایشنامه مثل عبارتیه که بیشتر ما این روزها درحالی که بچه ها و عزیزانمون دارن کشته میشن تکرار میکنیم "خدای بزرگ،کمکمون کن"
توی شرایطی که در کشور ما حاکمه خوندن این نمایشنامه خالی از لطف نیست..گاهی احساس میکنم هرچه کتاب های بیشتر در رابطه با کمونیسم و رهبران مستبد بخونم باز هم کم بوده...
اگه بخوام این نمایشنامه رو با دوتا کتاب دیگه توی یک دسته‌بندی قرار بدم قطعا اون دو کتاب سرگذشت ندیمه و ۱۹۸۴ هستن.
Profile Image for Pooriya.
130 reviews81 followers
February 27, 2017
اولی: باید به هر قیمتی که شده، آن را بیندازیم.
دومی: من هم همین فکر را می‌کنم، ولی از طرف دیگر...
اولی: شک داری. می‌دانم. ولی من ایمان دارم. باید آن را کند و انداخت. چقدر خوب می‌شود.
دومی: و بعدش چه؟
اولی: بعد؟ جشن پیروزی.
دومی: پیروزی بر مجسمه؟
اولی: این مجسمه نیست، یک نماد است. یک مظهر است. ما بر نیروهای شر پیروز می‌شویم.
دومی: بعد چه؟
اولی: یک کاسه شوربای اضافی به ما می‌دهند.
دومی: بعد چه؟
اولی: از «نهاد بالا» تشکر می‌کنیم.
دومی: بعد چه؟
اولی: یک ساعت استراحت اضافی به ما می‌دهند.
دومی: بعد چه؟
اولی: با انرژی تازه‌ای مشغول انجام کارهای بزرگ دیگری می‌شویم.
دومی: چه کارهایی؟
اولی: رؤسایمان به ما خواهند گفت.
دومی: بعد چه؟
اولی: بعد؟ بعد همۀ آدم‌های شکاک و زرزرو مثل تو را از دم تیغ می‌گذرانیم.
دومی: از دم تیغ؟ خوب بعدش؟
اولی: بعد اوضاع خوب می‌شود.
دومی: خوب برای که؟
اولی: برای کسانی که زنده بمانند.
دومی: و حالا این «خوب» یعنی چه؟
اولی: یعنی همۀ کسانی که باقی مانده‌اند، درمورد همه چیز یک‌جور فکر می‌کنند. و جان همدیگر را به لب نمی‌رسانند. یادت باشد رئیس «ما» چه گفت: «کسی که سوال می‌کند، بالقوه خطرناک است.»
Profile Image for Mohsenam.
135 reviews19 followers
November 25, 2019
نمایشنامه تمثیلی زیبایی از یک حکومت دیکتاتوری_کمونیستی که خوندنش دقیقا همراه شد با قطعی اینترنت در ایران و اینکه به گفته کتاب دیکتاتوری ها گریبان شما رو هم که در کناره نظاره می کنید می گیره و یا باید روحتون رو بفروشید و از انسانیت خارج بشید یا شکنجه و زندان و مرگ رو تحمل کنید. کتاب هم شرح دقیق سیستم های دیکتاتوریه(البته در یک سیکل سریع تر) و هم از لحاظ رمانتیک بودن و قوت ادبی خوب عمل کرده. ترجمه هم آقای گلکار که حرفی برای گفتن نمیذاره، روون و بی دست انداز.
Profile Image for محمدحسین.
73 reviews19 followers
June 7, 2023
«دستاوردهایمان؟ ما در ماه گذشته در کمونمان خیلی آدم کشتیم. خیلی‌ها هم در نوبت هستند. سخت است که همه را یک دفعه بکشیم. محصول برنجمان زیاد است... ولی تلاشمان را می‌کنیم. چرا تا الان جامعه‌ی آینده را نساخته‌ایم؟ آدم‌ها مزاحمت درست می‌کنند. خیلی مزاحم‌اند. کاش می‌شد شما، برادر ارباب، یک چیزی درباره‌ی جامعه‌ی بدون آدم هم به ما می‌گفتید. حالا چند نفری برای حفظ ظاهر اشکالی ندارد، برای این که به خارجی‌ها نشانشان بدهیم، ولی یک طوری بشود که فقط ما باشیم و “نظم”، “نظم” باشد و ما... دور و برمان هم ایده‌ها پرواز کنند، انواع و اقسام ایده‌ها... مثل پرنده‌ها... آدمی هم در کار نباشد. چه‌قدر خوب می‌شود. مگر نه؟»
Profile Image for Amir Azad.
214 reviews28 followers
April 4, 2019
با اینکه بار اول بود می‌خواندم بعضی لحظات احساس می‌کردم این ها راقبلا جایی دیده یا خوانده ام.
Profile Image for Saman.
22 reviews
August 31, 2017
توصيف يك جامعه كمونيستي كوچك درون دهكده اي در كامبوج كه خشونت و استبداد زياد در نهايت منجر به بهم خوردن همون نظمي ميشه كه اصرار در برقراريش هست. دست بدست شدن قدرت و واكنش روستاييان به حاكمان مستبدشون اشل كوچك و خوبي براي تحليل يه جامعه استبداد زده است و تصوير خوبي رو به مخاطب ميده كه بتونه بيشتر درك كنه رفتار آدما تو شرايط خاص رو.
Profile Image for Mohanna.
116 reviews12 followers
Read
May 29, 2023
نمایشنامه‌ی کوتاه و جالبی بود. در عین سادگی مفاهیمی مثل استبداد و حاکمیت توتالیتر رو به تصویر می‌کشه. یکی از چیزهایی که تو این نمایشنامه برای من جالب بود زدودن احساسات از اعمال آدمیه که انگار بخش جدانشدنی از هر حکومت این چنینی‌ای هستش. عین اکثر رمان‌های دیستوپیایی می‌تونستم باهاش همذات پنداری کنم و شاید از همین جهته که خواندنی به نظرم رسید. یه جایی از کتاب پیرمرد اینطور می‌گه که خیلی با شرایط ما هم سو هستش:
"سال‌های سپری می‌شود و همه‌چیز سر جای خود قرار می‌گیرد ولی این‌ها که دیگر زنده نخواهند بود. دیگر هیچوقت نخواهند بود. چه چیزی ممکن است ارزشمندتر از جان انسان‌ها باشد؟ کمکشان کن! تمنا می‌کنم. به کسانی هم که کنار ایستاده اند کمک کن! به کسانی کمک کن که هنوز نابودشان نکرده اند. کمکشان کن بفهمند که اگر نه امروز، ولی فردا آن ‌ها هم ممکن است قربانی شوند. کمکشان کن این را بفهمند!"
فکر می‌کنم آثار پادآرمان‌شهری دیگه‌ای وجود داره که خلاقیت بیشتری هم در اونها به چشم می‌خوره اما اگه کسی به این موضوعات علاقه مند باشه خوندن این نمایشنامه کوتاه هم توصیه می‌شه.
Profile Image for Mahdiye HajiHosseini.
564 reviews31 followers
December 6, 2025
نمایشنامه‌ای که از ناکجااباد بیرون کشیده شده صرفن چون به شرایط امروز ما میخوره. در مجموع meh.
Profile Image for Sina Shahbaba.
106 reviews9 followers
July 11, 2020
عجب نمایشنامه‌ی فوق‌العاده‌ای و عجب ترجمه‌ای... این نمایشنامه اگرچه با نگاه به جنایات خمرهای سرخ‌ در دهه‌ی ۷۰ میلادی در کامبوج نوشته شده اما می‌توان آن را لازمان و لامکان دانست و به هرمحیطی که درگیر استبداد است تسری داد، و به همین دلیل به چشم و گوش مخاطب ایرانی هم آشناست. کار به اینجا محدود نمی‌ماند و نقش مردم خوگرفته به استبداد را نیز به تصویر و نقد می‌کشد. اگر بعضی اغراق‌های عامدانه‌ی نویسنده در به تصویر کشیدن عمق فاجعه نبود، ۵ ستاره به آن می‌دادم.
Profile Image for Mona.
32 reviews16 followers
October 21, 2020
نمایشنامه‌ای انتزاعی - تعمیمی که با الگوسازی _چه در تکرار جملات چه ایجاد‌کردن تمثیل‌هایی که لزوما زمانمند نیستند_ تاثیری عمیق بر من مخاطب گذاشت، ترجمه هم روان بود، البته روسی بلد نیستم و نسخه‌ی‌ انگلیسیش را هم ندیدم و البته به نظر می‌رسد از روسی مستقیما ترجمه شده باشد.
Displaying 1 - 14 of 14 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.