جیمز الکینز در کتاب «بر سر نقد هنری چه آمد» جایگاهی جدیتر، مهمتر و قابل استنادتر برای منتقد طلب میکند: جایگاهی که در آن منتقد هم به نقد و داوریهایی بلندنظرانه از یک نمایشگاه نظر داشته باشد: مانند داوری دربارهی جریانهای مهم تاریخ هنر و بالطبع بالاتر رفتن جایگاه خود نقد، طوری که بتواند به عنوان بخشی از تاریخ هنر مورد ارجاع و مطالعه قرار بگیرد و در متون آکادمیک نیز به آن ارجاع داده شود. این جایگاه بلندمرتبه به دست نمیآید مگر با کسب دانش و مطالعه و تعمق و بلندپروازی که منتقد در آن جایگاه و اهمیت حرفهی خود را به عنوان یک عمل روشنفکرانه جدی بگیرد.
به عقیدهی جیمز الکینز، هرچند منتقدان هنر معاصر از پیشزمینههای بسیار گوناگونی وارد این حیطه شدهاند، اما بیشترشان در فقدان امری ضروری با یکدیگر وجه اشتراک دارند: آنها آن گونه که افراد به عنوان مورخ هنر، فیلسوف، کیوریتور، مورخ فیلم و یا نظریهپرداز ادبی آموزش میبینند، به عنوان منتقد هنری آموزش ندیدهاند.
الکینز در این کتاب، مخاطبانش را با برشی واقعی از دنیای نقد مواجه میکند از معضلات و گرفتاریهایش گرفته تا گوناگونی سبکها و منتقدین و همواره با ذکر مثالهایی ملموس در سراسر کتاب امکان دیدن دورنمایی ملموس را برای ما فراهم میکند. او با حکم به بحران، فصل اول این کتاب را آغاز میکند: او از بحرانی در نقد یاد میکند که در درون خود جنبهای پارادوکسیکال به همراه دارد: از یکسو توسعه و گسترش فزایندهی نقد هنری و از سویدیگر همزمان مورد بیتوجه قرار گرفتن آن.
در فصل دوم، الکینز نقد را در هفت گروه طبقهبندی میکند: کاتالوگهای نمایشگاهها، رسالههای اکادمیک، نقد فرهنگی، محافظهکاران پرشور، نقد فلسفی، نقد توصیفی، نقد نهادی و نقد شاعرانه: او در این طبقهبندی به طرز جذابی از تجارب مستقیم خود در برخورد با انواع این نقدها سخن میگوید یا به تحلیل و بررسی آراء منتقد یا منتقدانی میپردازد که به زعم او نمایندگان آن نوع نقد محسوب میشوند.
در فصل سوم، هفت راهکار طرح شده که علاقهمندان به ایدهی اصلاح نقد هنری معمولاً دنبال میکنند و در نهایت در فصل آخر نقد ایدهآل را از منظر خود توضیح میدهد و از نمونهی مورد علاقهاش صحبت میکند. او از فرمهای پیشنهادی رایج برای اصلاح نقد هنری، توصیههایی برای بازگشت نقد به روزگار جدیت فرمالیستی یا داشتن نظریه و قوانین مستحکم، عبور میکند و با طرح چند ایدهی پیشنهادی بحث را به پایان میبرد.
جیمز الکینز در انتهای کتاب خود مینویسد: «هر نویسندهای - مهم نیست با چه نیت و هدفی- میبایست یک فهرست کتاب نامحدود داشته باشد و در جریان هر مقاله و اظهارنظر مرتبطی باشد. ما میبایست آنقدر بخوانیم تا چشمانمان تار شود، این خواندن هم میبایست بلندپروازانه باشد مانند نوشتههای گرینبرگ و آدورنو، و هم بدون تبعیض قائل شدن؛ آثاری که در حالت عادی از آن فراری هستیم را هم باید بخوانیم.»
James Elkins (1955 – present) is an art historian and art critic. He is E.C. Chadbourne Chair of art history, theory, and criticism at the School of the Art Institute of Chicago. He also coordinates the Stone Summer Theory Institute, a short term school on contemporary art history based at the School of the Art Institute of Chicago.
smash. Elkins is always a pleasure to read, this book contains the biggest issues with Art Criticism in our times, and even though this was written 20 years ago I feel like it still has a lot of power over criticism written today. After giving a small context about how art criticism has evolved, he writes the problems he finds in contemporary criticism, mainly the fact that it doesn't have a clear definition and that it continues to use models from the earliest forms of art criticism, which is obviously, impossible. As art evolves, art criticism should evolve with it and adapt itself to the art it's judging. I learned more from this 86 page book than I did in a full semester taking an Art Criticism class.
A very small book that is extremely entertaining and informative.
The bad thing that has happened to art criticism over the last 50 years, according to Elkins, is that it has stopped making judgments about art.
I will reread this to reinforce its ideas in my brain. One of the valuable things Elkins does is explain his terms, so that we understand what he means by art criticism, art journalism, art reviews, art history, catalog essays, description. He explains when something that is putting itself forth as art criticism is really art history. I find it helpful to think in terms of disciplines and subdisciplines - to block areas of knowledge off, to pigeonhole them, to know where boundaries are, and he is good at this. If everything is just a big swamp, confusion reigns.
I like authors willing to call people out. Elkins does this to popular bullshitter (excuse me, cultural critic) Sarah Vowell, explaining, "When she was a student in the school where I teach, Vowell was magisterially uninterested in the histories of criticism or art." Ouch!
کتاب جالبی بود ولی فکر کنم برای طیف وسیعی، حوصلهسربر خواهد بود، چونکه از منتقدانی حرف میزنه که آثار ترجمه شده ازشون نیست یا کمه، یا کلا نا آشناست. نمونه نقدهایی که خودم خوندم بیشتر ترجمه نشده بودن ولی کم بودن و تعدادی از قیاس ها و توضیحات کتاب برام ملالآور بود بر اثر عدم شناخت کافی با نقدها. باید در این میان گشت و به مرواریدها دست یافت که در میان جملات هستند. فصل آخر برام جذابتر بود و باعث آشنایی من با چند هنرمند، منتقد و نقد شد که بسیار ارزشمنده.
Scrumptious! Got that uni of chicago even-keeled bite. Makes me want to get back into art history, which--at least the at the undergrad level--is unsatisfyingly surface and cavilier regarding theory and rarely yearns for more than formal analysis and simple (see: simplified!), historical context. Reminded me of the passion that can exist in art history and criticism, that at some point I must've been drawn to. So, it has drawn me again into it. We'll see if I do anything with that.
Great writer. Admirably judicious. Excellent takes. Sometimes necessarily deep in the scholarly dialectic, so I lost the thread. Bur usually hes good at helpin the reader along.
art criticism is very decidedly Not My Thing. i'd rather write my silly little papers on heritage and culture but i have to do a practicum module to graduate. still, this was fun and informative. made me conscious of my tendencies in art writing and endeavored to answer important questions about the current state of the field (how is it bigger than ever but less read than at any other point in time? where's the teeth in contemporary art criticism?!). also elkins is funny - this book had me grinning a lot.
Elkins makes some observations about art criticism and how it's changed over the years, for both the better and worse. He ends by challenging young art critics to not be afraid to make judgements, to bring art history into the review, to site good journalistic criticism in academic writing about art, and for all of us to read more, incessantly, veraciously. Great little book for anyone writing any kind of criticism, especially art.
Can a collection of essays criticizing contemporary art criticism make you laugh out loud? Well this one might! Enjoyed it. I would highly recommend it to anyone thinking about art criticism or even just current world events in general. Even though it was published in 2003, it seems relevant as ever.
«انجام عمل نقادانه ای که برآمده از دانش نظری و عملی، دارای رویکرد و چارچوب و در نهایت تاثیرگزار و راه گشا باشد، مستلزم تلاش و تفکر و آموختن بسیار است.» ص 11 این قسمتی از مقدمه ی مترجم بر کتاب است.
دانشگاه کلمبیا برنامه ای تحقیقاتی درباره ی منتقدان هنری به اجرا گذشت که سه هدف مورد علاقه ی منتقدان هنری را به ترتیب زیر شناسایی کرد: شرح و توصیف اثر هنری / فراهم کردن زمینه ای تاریخی / خوب نوشتن کمترین علاقه مندی ها عبارت بودند از: تئوریزه کردن معانی، روابط و دلالت های اثر در دست بررسی / شکل دادن به قضاوت یا عقیده ای شخصی درباره اثر مورد بررسی
الکینز شگفت زده می نویسد، تئوریزه کردن و قضاوت از زمان دیدرو تا گیرنبرگ از اهداف اصلی نقد هنری بوده است. این که چرا منتقدان ترجیح میدهند به اهداف نقد در دوره ی شکوفایی آن کمتر بپردازند، یکی از سوالات نویسنده در این کتاب است. این که چرا نقد هنری امروزه بسیار کمتر از قبل مورد توجه قرار گرفته و جدی گرفته نمیشود.
نویسنده علیرغم اشاره به خیل نقد ها هنری که حتی «برخوانندگان خود پیشی میگیرند.» (چنان که آنقدر زیادند که کسی نمی تواند همه ی آن ها را بخواند.) اما به یک معنای دیگر مدعی است که نقد هنری مرده است. چراکه ... «اگر معیار صحت و سلامت نقد تعداد کسانی باشد که آن را جدی می گیرند و یا میزان تعامل آن با سایر نوشته های هم ردیفش - مانند تاریخ هنر، آموزش هنر و زیبایی شناسی- باید گفت که نقد هنری همزمان تقریبا مرده است.» ص 24 «برخی شان سبک و سطحی، باقی عادی و متعارف یا پر از تعریف و تمجید های آنچنانی، مشوش و در هم ریخته یا به شدت خودمانی هستند» ص 26
نویسنده پس از ترسیم وضعیت معاصر نقد هنری، سپس سراغ نقدِ نقد میرود. او نقد را هم چون اژدهایی هفت سر تصویر میکند که سرهای آن عبارتند از: مقاله های نقد هنری در کاتالوگ های نمایشگاهی/ مقاله های آکادمیک / نقد فرهنگی / نقد های محافظه کارانه / مقاله های فلسفی / نقد هنری توصیفی / نقد هنری شاعرانه
در این بخش از کتاب با اشاره به نمونه هایی از هر نقد، مشکلات و چالش های آن نمایان میشود. خیل نام ها، مجلات، نوشته های تاریخ هنر در این بخش با بیرحمی به نقد کشیده می شوند. :) و این گستره ی وسیع متون مورد ارجاع در عین سادگی و روانی متن، نشان از پرکاری و اشراف نویسنده در حوزه ی نقد هنری دارد.
در بخش دوم کتاب، نویسنده با اشراف بسیار خوب بر مباحث معاصر حول نقد هنری، راه حل های پیشنهاد شده و ... ضمن یک آگاهی تاریخی مناسب از پیشینه های تاریخی، علل طرح این راه حل ها و جریان های پشت سر هر یک از این دیدگاه ها، به نقد راه حل های پیشنهاد شده می پردازد. تا آنجا که حتی، با لحنی طنز آمیز و البته هوشمندانه می نویسد: «من فکر میکنم مسائل از این هم دشوارترند. خودِ ایده یافتن ایرادهای نقد هنری معاصر هم توسط تاریخ به وجود آمده است. ... چرا متنی با عنوان «بر سر نقد هنری چه آمد؟» در بهار سال 2003 منتشر می شود؟ درک این موضوع مهم است که بفهمیم چرا یک مساله در برهه زمانی مشخصی پدیدار میشود، زیرا ما همواره بر جریان های فکری-تاریخی ای سواریم که فقط گاهی از آن ها آگاهیم.» ص 87
به هر حال نویسنده نسخه ی خود را برای نقد هنری معاصر در صفحات پایانی کتاب میپیچد. او ضمن شرح نقد های دوست داشتنی و موفق از نگاه خود. سه معیار پیشنهاد میدهد: «دوست دارم از خلال نوشته ها این حس را درک کنم که منتقد احتمالا در مورد جنبش های بزرگ تر تاریخی مانند کوبیسم، سورئالیسم، مدرنیسم و پست مدرنیسم چه استدلالی دارد. اگر احساس کنم منتقد از تکثرگرایی موجود در صحنه هنر معاصر همچون مجوزی استفاده کرده تا درباره موضوعات مهم تر فکر نکند ناراحت میشوم؛ همینطور اندوهگین میشوم اگر شک کنم منتقد کمبود اندیشه اش را در زیر نقابی از نوشتار زیبا و درخشان مخفی می کند.» ص 112 قضاوت بلند پروازانه / تامل بر خود مساله قضاوت / و نقدی که آن قدر مهم باشد که همچون تاریخ به شمار آید یا بالعکس سه مطالبه ی نویسنده از نقد هنری معاصر است که کتاب با شرح و ذکر نمونه هایی از هریک به پایان می رسد./
I didn't remember owning this. But I was rearranging a shelf full of art books, and there it was.
An interesting and entertaining essay, that -- I suspect -- has only gained in relevance in the last 20 years since it was written. 2003 was the dawn of the age of online arts content.
I'm much more interested in art history than the contemporary art scene (ooo ... judgement!) but this gave me a lively sense of it in a tight, well written form, perfect for the interested amateur to digest.