پیر روردی، شاعر فرانسوی در سال ۱۸۸۹ در جنوب فرانسه متولد شد. در جوانی به پاریس آمد و در آنجا با هنرمندان بزرگی چون لوئی آراگون، آندره برتون و پابلو پیکاسو آشنا شد. با انتشار مجموعه اشعارش در سال ۱۹۲۴ به شهرت و محبوبیت خاصی به ویژه در پیروان مکتب سوررئالیسم و کوبیسم و دادائیسم دست یافت، تا آنجا که آندره برتون بنیانگذار مکتب سوررئالیسم، از او به عنوان «بزرگترین شاعر دوران» یاد کرد. اشعار او ترکیب غریبی است از سادگی و تعالی و همان گونه که اکتاویو پاز میگوید، او شاعرراز است برای خوانندگان راز رووردی در سال ۱۹۶۰ در ۷۱ سالگی چشم از جهان فرو بست. این مجموعه نخستین کتابی است که از این شاعر به فارسی منتشر میشود.
Pierre Reverdy (September 13, 1889 – June 17, 1960) was a French poet whose works were inspired by and subsequently proceeded to influence the provocative art movements of the day, Surrealism, Dadaism and Cubism. The loneliness and spiritual apprehension that ran through his poetry appealed to the Surrealist credo. He, though, remained independent of the prevailing “isms,” searching for something beyond their definitions. His writing matured into a mystical mission seeking, as he wrote: “the sublime simplicity of reality."
چشمی بسته می شود در اعماق و چسپیده به دیوار فکری که بیرون نمی رود خیالات قدم به قدم راه خود را می روند مرگ می تواند اتفاق بیفتد آنچه در میان بازوانم گرفته ام می تواند از کفم برود یک رویا سپیده دم در نطفه فرو می میرد ِدر تلقّ و تلقّ کرکره ای باز می شود اگر چیزی خیال آمدن نداشت دشتی هست هنوز که میتوانیم در آن بدویم ستاره های بیشمار و سایه ی تو آنجا که خیابان تمام می شود محو می شود ما هیچ ندیده ایم از تمام آنچه می گذشت، ما هیچ را محکم گرفته ایم چه بسیار کلماتی که طلوع می کنند داستان هایی که هرگز نخوانده ایم هیچ روزها در شتابند برای خروج سرانجام سواران به تدریج محو میشوند آن پایین ، در کنار میز ها، آنجا که ورق بازی می کنند.