What do you think?


عشقهای فراموش شده #10
عاشقانهای از قصههای کهن ایرانی: صفورا اره و غلام بهونهگیر
ماجرای عاشقیت صفورای عبوس و بداخلاق به غلام لوده و زنباره. آن هم درست روزی که خوشخوشان غلام است، روزی که پاشنهی کفشهایش را خوابانده، موهای فرفری شبقرنگش را روغن زده و به خواستگاری میرود …
یکبار احمد شاملو در کتاب «کوچه» این قصهی عاشقانه را به شیوایی نقل کرد و به آن سر و سامان داد و حالا اعظم مهدوی با برداشت آزاد از این قصه، به شخصیتهای دلنشین این قصه جان داد و داستانی با روایتی طنزآلود و لحنی کوچهبازاری بازآفرید.
یکبار احمد شاملو در کتاب «کوچه» این قصهی عاشقانه را به شیوایی نقل کرد و به آن سر و سامان داد و حالا اعظم مهدوی با برداشت آزاد از این قصه، به شخصیتهای دلنشین این قصه جان داد و داستانی با روایتی طنزآلود و لحنی کوچهبازاری بازآفرید.
- GenresRomance
114 pages, Hardcover
Published January 1, 2015
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 35 reviews
September 29, 2021
ای خداا این جلد خیلی خـوب بود!!!
مگه میشه اخه همهرو یه اندازه دوست داشته باشم:٬)
شعرای صفورا خداا بود..
اصلا اینکه تو این کتاب صفورا رو یه دختر معمولی که نه، زشت نشون داده بودن هم جدید بود برای من🤣
غلامم که رومخ تشریف داشت اوایل!
من که فقط دلم میخواست جلو دستم بود تا میخورد میزدمش ولی خب اخرش خیلی کیوت و بانمک تموم شد😂🥺
کلا همه جلدای این مجموعه وقتی به پایان میرسن آدم عزا میگیره واسه یهویی تموم شدنشون..!
اتمام
۰۸/مـهـر/۰۰
01:59
صفورا خیره که نگاهش میکرد غلام میترسید.
از آن چیزی که تهِ چشمهای او بود میترسید.
عشق بود آن چیز.
خودش میدانست گهگاه سِحر این نگاه صفورا میشود.
این نگاه وحشی صفورا که پر از گلایه بود.
پر از درد بود.
پر از زندگی بود..!
مگه میشه اخه همهرو یه اندازه دوست داشته باشم:٬)
شعرای صفورا خداا بود..
اصلا اینکه تو این کتاب صفورا رو یه دختر معمولی که نه، زشت نشون داده بودن هم جدید بود برای من🤣
غلامم که رومخ تشریف داشت اوایل!
من که فقط دلم میخواست جلو دستم بود تا میخورد میزدمش ولی خب اخرش خیلی کیوت و بانمک تموم شد😂🥺
کلا همه جلدای این مجموعه وقتی به پایان میرسن آدم عزا میگیره واسه یهویی تموم شدنشون..!
اتمام
۰۸/مـهـر/۰۰
01:59
صفورا خیره که نگاهش میکرد غلام میترسید.
از آن چیزی که تهِ چشمهای او بود میترسید.
عشق بود آن چیز.
خودش میدانست گهگاه سِحر این نگاه صفورا میشود.
این نگاه وحشی صفورا که پر از گلایه بود.
پر از درد بود.
پر از زندگی بود..!
November 20, 2024
جالب و متفاوت بود👀🤌🏻🪆
طنز خوب، زبان ساده و خلاقیت نویسنده عالی.
ولی در عین حالیکه تو یادم میمونه، جزو موردعلاقههام از این مجموعه نبود.
طنز خوب، زبان ساده و خلاقیت نویسنده عالی.
ولی در عین حالیکه تو یادم میمونه، جزو موردعلاقههام از این مجموعه نبود.
July 13, 2025
" بهونه از تمیزی حیاط کن
بهونه از کثیفی کلاغ کن
بهونه از صفورا هرچی داری
منو بیچارهی بهونههات کن"
داستان این جلد مورد علاقهام نبود، اما قلم نویسنده و نثرش و خلاقیتش جزو بهترینهای این مجموعه اس. علاوه بر ادبیات کوچه بازاری و جذابش، لابهلای متن هم پر بود از شعرهایی که از زبون صفورا سروده شده و بابتش واقعا باید به نویسنده آفرین گفت.
بهونه از کثیفی کلاغ کن
بهونه از صفورا هرچی داری
منو بیچارهی بهونههات کن"
داستان این جلد مورد علاقهام نبود، اما قلم نویسنده و نثرش و خلاقیتش جزو بهترینهای این مجموعه اس. علاوه بر ادبیات کوچه بازاری و جذابش، لابهلای متن هم پر بود از شعرهایی که از زبون صفورا سروده شده و بابتش واقعا باید به نویسنده آفرین گفت.
May 20, 2021
من چرا انقد این جلدو دوس داشتم؟خدا میدونه:)
صفورا کراشه منه🙂😂😢اگر میتونستم میپریدم تو داستان یقه ی غلامو میگرفتم میگفتم یا همین الان با صفورا میشینی سر سفره عقد یا ی کاری میکنم بهونه هات از سرت بره😐😂ولی غلام چقد خوب بوددددد خیلی اونم دوس داشتممم ولی صفوراااا الگوی زندگی منههه😂😁اون ممد حسنم خیلی باحال بود
ب شخصه زیر پا گذاشتن کلیشه های بد و زشت و خوب و زیبا رو توی این داستان دوست داشتم هرچن خیلیا دوسش نداشتن ولی بنظرم داستان با هموناش خیلی قشنگ شد🌱☘وگرنه بدون اونا معنی نداش
وسطای داستان دلم خواست با صفورا میشستیم زیر درخت عرعر شعراشو براش مینوشتم بعد از غلام ایراد میگرفتم یکم برام اَرّه میشد منم حالم جا میومد هی اذیتش میکردم😁😂
صفورا ظاهرش هرچقد بد نشون میداد باطنش هزاران برابر بهتر بود🕊دلش سمندر میخواست غلام میخواست خنده های سنبله رو(ولی خارج از خونه غلام😐😂) مردشدن ممد حسنو .....
شیوه نگارششو خدایی خیلی دوس داشتم دست بازنویسش درد نکنه🙂👌✒
و راستش خیلی خوشحال شدم وقتی ک شنبه امتحان ریاضی حضوری دارم نشستم کتاب خوندم و این کتابایی ک وقتمو براش گذاشتم و خوندم انقد خفن بود و حالم و جا اورد👌برم ببینم شنبه چی میشه😭😢😂
صفورا کراشه منه🙂😂😢اگر میتونستم میپریدم تو داستان یقه ی غلامو میگرفتم میگفتم یا همین الان با صفورا میشینی سر سفره عقد یا ی کاری میکنم بهونه هات از سرت بره😐😂ولی غلام چقد خوب بوددددد خیلی اونم دوس داشتممم ولی صفوراااا الگوی زندگی منههه😂😁اون ممد حسنم خیلی باحال بود
ب شخصه زیر پا گذاشتن کلیشه های بد و زشت و خوب و زیبا رو توی این داستان دوست داشتم هرچن خیلیا دوسش نداشتن ولی بنظرم داستان با هموناش خیلی قشنگ شد🌱☘وگرنه بدون اونا معنی نداش
وسطای داستان دلم خواست با صفورا میشستیم زیر درخت عرعر شعراشو براش مینوشتم بعد از غلام ایراد میگرفتم یکم برام اَرّه میشد منم حالم جا میومد هی اذیتش میکردم😁😂
صفورا ظاهرش هرچقد بد نشون میداد باطنش هزاران برابر بهتر بود🕊دلش سمندر میخواست غلام میخواست خنده های سنبله رو(ولی خارج از خونه غلام😐😂) مردشدن ممد حسنو .....
شیوه نگارششو خدایی خیلی دوس داشتم دست بازنویسش درد نکنه🙂👌✒
و راستش خیلی خوشحال شدم وقتی ک شنبه امتحان ریاضی حضوری دارم نشستم کتاب خوندم و این کتابایی ک وقتمو براش گذاشتم و خوندم انقد خفن بود و حالم و جا اورد👌برم ببینم شنبه چی میشه😭😢😂
January 18, 2021
"نميفهميد چه چيزي اش شييه پيرهاست.
صفورا نه كه پير شده باشد،بزرگ شده بود.تمام اين سالها،عشق با او كاري كرده بود كارستان.
هم اره تر شده بود، هم مهربان تر. هم غمگين تر،هم سرخوش تر.هم پرهيايو تر و هم تنهاتر."
خببب! اولاش زياد به دلم نَشِست.
ولي فرقي كه با بقيه داستاناي اين مجموعه داشتو دوست داشتم.
مثلا دختر اين قصه خوشگل نبود
زشت بود حتي .
ولي يكم تو توصيف زشتياش وگفتن زشتي به اين خصوصيات خوب نيست.
حداقل من دوست ندارم.
ولي بازم ارهه
اينكه كليشه هارو كنار گذاشته بود دوست داشتم🥺
واينكه تو اين كتاب از جادو پري و اينجور چيزا خبري نبود
يه زندگي بود
اما اخراش
مخصوصا فصل اخر خيلي نشست به دلم خدايا درحدي كه دوصفحه اخر بغض كردمممم😭
بميرم واسه دل صفورااا
ولي خب اره
يه جاهايي ام تو اره بودن صفورا زياده روي شده بود.
ولي دركل آخراش باعث شد اين كتاب به دلم بشينهههيتيت🥺🥺
وجمله اخر كتاب كه كشت منو واي🥺
"صفورا!كاش سمندرمون بزرگ كه شد يك زن براش پيدا كنيم لنگه خودت!"
صفورا نه كه پير شده باشد،بزرگ شده بود.تمام اين سالها،عشق با او كاري كرده بود كارستان.
هم اره تر شده بود، هم مهربان تر. هم غمگين تر،هم سرخوش تر.هم پرهيايو تر و هم تنهاتر."
خببب! اولاش زياد به دلم نَشِست.
ولي فرقي كه با بقيه داستاناي اين مجموعه داشتو دوست داشتم.
مثلا دختر اين قصه خوشگل نبود
زشت بود حتي .
ولي يكم تو توصيف زشتياش وگفتن زشتي به اين خصوصيات خوب نيست.
حداقل من دوست ندارم.
ولي بازم ارهه
اينكه كليشه هارو كنار گذاشته بود دوست داشتم🥺
واينكه تو اين كتاب از جادو پري و اينجور چيزا خبري نبود
يه زندگي بود
اما اخراش
مخصوصا فصل اخر خيلي نشست به دلم خدايا درحدي كه دوصفحه اخر بغض كردمممم😭
بميرم واسه دل صفورااا
ولي خب اره
يه جاهايي ام تو اره بودن صفورا زياده روي شده بود.
ولي دركل آخراش باعث شد اين كتاب به دلم بشينهههيتيت🥺🥺
وجمله اخر كتاب كه كشت منو واي🥺
"صفورا!كاش سمندرمون بزرگ كه شد يك زن براش پيدا كنيم لنگه خودت!"
June 24, 2021
درحین ساده بودن متن
خیلی متن بامزه ای داشت خیلی هم کودکانه نبود
اخرشم واقعا قشنگ و گودو(نمیدونم واقعا چه کلمه دیگ ای استفاده کنم)تموم شد.
این کتاب و امروز صرفا از کتابخونه دخترخالم برداشتم که حوصلم سرنره چون از کتابم دور بودم ولی پشیمون نیستم
پیشنهاد میشه :)
خیلی متن بامزه ای داشت خیلی هم کودکانه نبود
اخرشم واقعا قشنگ و گودو(نمیدونم واقعا چه کلمه دیگ ای استفاده کنم)تموم شد.
این کتاب و امروز صرفا از کتابخونه دخترخالم برداشتم که حوصلم سرنره چون از کتابم دور بودم ولی پشیمون نیستم
پیشنهاد میشه :)
November 18, 2024
داستانهای کهن ایرانی حس گنجینه میدن؛ گنجینهای که از سالهای دور سینه به سینه نقل شده، تو شبهای سرد و بلند پاییز و زمستون و روزهای طولانی بهار و تابستون، سرگرمی و امیدبخش مردم بودن و بهشون کمک کردن از دوران تنهایی و بیحوصلگی عبور کنن.
این داستان هم برای من همینطور بود، حس و حال داستانهایی داشت که وقتی بچه بودیم، هر بار که حوصلهمون سر میرفت یا ناراحت بودیم، مادربزرگم برامون تعریف میکرد تا حواسمون رو پرت کنه.
داستان کتاب درباره عشق دختر بدترکیب و بداخلاقیه که عاشق غلام شده و ده ساله پای این عشق مونده. تو این مدت غلام هر سال با یه دختری ازدواج کرده و بعد از مدتی نتونسته تحمل کنه و زنش رو فرستاده خونه پدر و مادرش.
متن داستان خیلی روان و جذاب بود و من بیوقفه کتاب رو خوندم، بدون اینکه بینش فاصله بندازم یا لحظهای حواسم پرت بشه. طنزش هم خیلی باحال بود، مخصوصا شعرهایی که صفورا اره برای وصف غلام میسرود :))))
این کتاب رو تو دسته کتابهای حال خوبکن و جالبی میذارم که برای دراومدن از ریدینگ اسلامپ و تغییر روحیه عالیه.
این داستان هم برای من همینطور بود، حس و حال داستانهایی داشت که وقتی بچه بودیم، هر بار که حوصلهمون سر میرفت یا ناراحت بودیم، مادربزرگم برامون تعریف میکرد تا حواسمون رو پرت کنه.
داستان کتاب درباره عشق دختر بدترکیب و بداخلاقیه که عاشق غلام شده و ده ساله پای این عشق مونده. تو این مدت غلام هر سال با یه دختری ازدواج کرده و بعد از مدتی نتونسته تحمل کنه و زنش رو فرستاده خونه پدر و مادرش.
متن داستان خیلی روان و جذاب بود و من بیوقفه کتاب رو خوندم، بدون اینکه بینش فاصله بندازم یا لحظهای حواسم پرت بشه. طنزش هم خیلی باحال بود، مخصوصا شعرهایی که صفورا اره برای وصف غلام میسرود :))))
این کتاب رو تو دسته کتابهای حال خوبکن و جالبی میذارم که برای دراومدن از ریدینگ اسلامپ و تغییر روحیه عالیه.
July 17, 2021
چقدر گوگولی بود :)))
اصلا فکر نمیکردم انقدر دوست داشتنی و بامزه باشه💛فکر میکردم داستان عاشقیشون خیلی کم پیچ و تابتر و سادهتر باشه،اما خیلی قشنگ بود.
اصلا فکر نمیکردم انقدر دوست داشتنی و بامزه باشه💛فکر میکردم داستان عاشقیشون خیلی کم پیچ و تابتر و سادهتر باشه،اما خیلی قشنگ بود.
June 24, 2021
ممکنه بگیم بازنویسی یه قصه چندان کار عجیب و غریب و خلاقی نیست. باشه. من میتونم حرفتون رو بفهمم. ولی پیشنهاد میکنم هم قصهی اصلی رو بخونین و هم این کتاب رو. شاید فهمیدید چرا بعضی وقتها لازمه که به غذا ادویه بزنن.
نوشتار و کردار و وصف حالاتی که توی این قصه بازتعریف و ساخته شده فوقالعاده هستند.
نوشتار و کردار و وصف حالاتی که توی این قصه بازتعریف و ساخته شده فوقالعاده هستند.
July 24, 2022
در یک کلمه بخوام توصیفش کنم: متفاوت!
تاحالا نشده بود تو یه کتابی شخصیت اصلی دخترش این مدلی باشه. معمولاً شخصیت اصلی دختر خیلی خوشگل و همهچی تمومه و خب صفورا اینجوری نبود. اما اونم به پایان خوشش رسید^^
عجیب و متفاوت بود و دوسش داشتم.
یه ستاره کم کردم چون بنظرم میتونست بهتر باشه و همینطور چون بعضی جلدای این مجموعه قشنگ ترن نمیتونم به همه ۵ ستاره رو بدم.
تاحالا نشده بود تو یه کتابی شخصیت اصلی دخترش این مدلی باشه. معمولاً شخصیت اصلی دختر خیلی خوشگل و همهچی تمومه و خب صفورا اینجوری نبود. اما اونم به پایان خوشش رسید^^
عجیب و متفاوت بود و دوسش داشتم.
یه ستاره کم کردم چون بنظرم میتونست بهتر باشه و همینطور چون بعضی جلدای این مجموعه قشنگ ترن نمیتونم به همه ۵ ستاره رو بدم.
May 14, 2023
برای اون اوقاتی که خستهای ولی حوصلهی یک خوانش طولانی یا تفکربرانگیز رو نداری انتخاب خوبی بود...
December 12, 2024
آخ که چقدر منو یاد یک آشنایی که هر روز توی آیینه میبینمش انداختی صفورا، کاش منم مثل تو بلاخره آروم میگرفتم و انقد اره نبودم.
October 8, 2021
اولین جلد از این مجموعه بود
خیلی اتفاقی خریدم و سر دو ساعت تمومش کردم
حس فوق العاده ای بهم دست داد...
از عشق بینشون....
و پایانشو که دیوونم کرد🌿🙃
بارها برگشتم و دوباره خوندمش و حس خوب گرفتم🌿🙃
و جمله اخرش....🙃💓
واقعا حالم بد بود و باعث شد از همچی فاصله بگیرم و به دنیای این کتاب سفر کنم🙃🤍
اگه این کتاب رو نمیخوندم شاید به این مجموعه رو نمی آوردم....
از داستان خوشم اومد....
روند داستان اروم و در این حال دل نشین بود🤍🌿
پایانش که آرامش رو زیر پوستم تزریق کرد 💖
یه عشق اروم و بی سر و صدای بلند برای کسی... سر و صداشون رو فقط خودشون میشنیدن🙃🤍
ارزشش رو داره که بخونید🌿
به خودتون آرامش هدیه بدید 🌿🙃
خیلی اتفاقی خریدم و سر دو ساعت تمومش کردم
حس فوق العاده ای بهم دست داد...
از عشق بینشون....
و پایانشو که دیوونم کرد🌿🙃
بارها برگشتم و دوباره خوندمش و حس خوب گرفتم🌿🙃
و جمله اخرش....🙃💓
واقعا حالم بد بود و باعث شد از همچی فاصله بگیرم و به دنیای این کتاب سفر کنم🙃🤍
اگه این کتاب رو نمیخوندم شاید به این مجموعه رو نمی آوردم....
از داستان خوشم اومد....
روند داستان اروم و در این حال دل نشین بود🤍🌿
پایانش که آرامش رو زیر پوستم تزریق کرد 💖
یه عشق اروم و بی سر و صدای بلند برای کسی... سر و صداشون رو فقط خودشون میشنیدن🙃🤍
ارزشش رو داره که بخونید🌿
به خودتون آرامش هدیه بدید 🌿🙃
December 31, 2025
بامزه و حالخوبکن
یکی از چیزایی که درمورد این مجموعه دوست دارم اون حس نوستالژیشه
یاد دوران بچگیم میافتم که مامان بزرگم برام قصه میگفت
باید بخونی، بخندی، و رد بشی
یکی از چیزایی که درمورد این مجموعه دوست دارم اون حس نوستالژیشه
یاد دوران بچگیم میافتم که مامان بزرگم برام قصه میگفت
باید بخونی، بخندی، و رد بشی
February 28, 2021
گاد چقد متفاوت بود
خیلی طنزش دوس داشتم
داستانم خیلی قشنگ بود
و خیلی جدید
خب همیشه داستان های عاشقانه یخ دلبر خوشگل داره و شاهزاده سوار بر اسب
ولی صفورا و غلام اینجوری نبودن☹️
خیلی واقعی بودن هوم؟
((صفورا کاش، این سمندر بزرگ شه یه زن براش پیدا کنیم لنگه خودت))
درست گفتم؟ کتاب دم دستم نیست 🚶🏽♀️
خیلی طنزش دوس داشتم
داستانم خیلی قشنگ بود
و خیلی جدید
خب همیشه داستان های عاشقانه یخ دلبر خوشگل داره و شاهزاده سوار بر اسب
ولی صفورا و غلام اینجوری نبودن☹️
خیلی واقعی بودن هوم؟
((صفورا کاش، این سمندر بزرگ شه یه زن براش پیدا کنیم لنگه خودت))
درست گفتم؟ کتاب دم دستم نیست 🚶🏽♀️
November 21, 2024
با توجه به معیار های امروز خیلیی تاکسیک بود ولی دوسش داشتم
July 17, 2021
خب اینم چهارمین عشق فراموش شدهی من!
این جلد رو خیلی دوست داشتم.(من تو تمام ریویوهای مجموعه😂) صفورا غشغشو و غلام لودگی... اسم کتاب باید این باشه! حقیقتا هنوز عشق صفورا رو درک نکردم. صفورا خیلی خفن بود واقعا بعد عاشق این احمق شده، ولی خب عشقه دیگه!
آخر کتاب ناز بود و قشنگ تموم شد و اونجام که اون زینب(درست میگم؟😭😂) رو انداخت بیرون خیلی باحال بود! کلی سر این کتاب خندیدم و حال کردم خدا مرده های نویسنده رو بیامرزه!
و به نظرم باید این مجموعه رو بخرید بذارید تو کتابخونتون هر وقت حالتون خوب نیست یکیشو بردارید:) ژلوفن من😂😍
بخدا خودمم دقیق نمیفهمم چی میگم... اما اون چهارتا جلد قبلی به نظرم خط داستانیشون بهتر بود. ولی چهارتا ستاره میدم چون دوستش داشتم.
این جلد رو خیلی دوست داشتم.(من تو تمام ریویوهای مجموعه😂) صفورا غشغشو و غلام لودگی... اسم کتاب باید این باشه! حقیقتا هنوز عشق صفورا رو درک نکردم. صفورا خیلی خفن بود واقعا بعد عاشق این احمق شده، ولی خب عشقه دیگه!
آخر کتاب ناز بود و قشنگ تموم شد و اونجام که اون زینب(درست میگم؟😭😂) رو انداخت بیرون خیلی باحال بود! کلی سر این کتاب خندیدم و حال کردم خدا مرده های نویسنده رو بیامرزه!
و به نظرم باید این مجموعه رو بخرید بذارید تو کتابخونتون هر وقت حالتون خوب نیست یکیشو بردارید:) ژلوفن من😂😍
بخدا خودمم دقیق نمیفهمم چی میگم... اما اون چهارتا جلد قبلی به نظرم خط داستانیشون بهتر بود. ولی چهارتا ستاره میدم چون دوستش داشتم.
December 6, 2024
-غلومی، بالاخره ورق برگشت:)))
راستش بخاطر اینکه شنیده بودم تو یلدا و اینا بیشتر میخونن گفتم بیام بخونم ببینم چجوریاست
الان فهمیدم چجوریاست:)
وای خیلی خیلی خیلی قشنگ بود و قشنگ باهاش زندگی کردم تو این چندساعت و عاشق شخصیتهاشون شدم، مثل همیشه
حالوروز این شخصیتها موقع عاشقشدنشون رو با دنیا عوض نمیکنم)) خیلی خوب کانسپت عاشقشدن رو تو صفورا نشون داد، و حتی تو غلام
خلاصه که خیلی دوستش داشتم😭
" ننهاش داشت دادوهوار میکرد که چطور حیا نکرده و میخواهد اینیکی دخترش را هم بدبخت کند، که صفورا از پنجره گفت: ننه من ده ساله بدبخت این غلامم. میخوام زنش بشم!"
راستش بخاطر اینکه شنیده بودم تو یلدا و اینا بیشتر میخونن گفتم بیام بخونم ببینم چجوریاست
الان فهمیدم چجوریاست:)
وای خیلی خیلی خیلی قشنگ بود و قشنگ باهاش زندگی کردم تو این چندساعت و عاشق شخصیتهاشون شدم، مثل همیشه
حالوروز این شخصیتها موقع عاشقشدنشون رو با دنیا عوض نمیکنم)) خیلی خوب کانسپت عاشقشدن رو تو صفورا نشون داد، و حتی تو غلام
خلاصه که خیلی دوستش داشتم😭
" ننهاش داشت دادوهوار میکرد که چطور حیا نکرده و میخواهد اینیکی دخترش را هم بدبخت کند، که صفورا از پنجره گفت: ننه من ده ساله بدبخت این غلامم. میخوام زنش بشم!"
July 18, 2024
از قصه های کهن ایرانی :
قصه ی عشق فاطمه ارّه(صفورا) و علی بونه گیر
۷ تا قسمت داره:
عاشقیت در پشت بام
عاشقیت در میدانچه
عاشقیت در قابِ در کوچه
عاشقیت در امامزاده
عاشقیت کنار پنجره
عاشقیت در حوض، میان هندوانه ها
عاشقیت در اتاق
چه جوری ممکنه یه مجموعه اینقدر قشنگ و لطیف باشه آخه.
قصه ای که هم غم داره ،هم خنده. صفورا با بقیه ی شخصیت ها فرق داره ، مثل همه دختر های تو قصه نیست.
قصه ی عشق فاطمه ارّه(صفورا) و علی بونه گیر
۷ تا قسمت داره:
عاشقیت در پشت بام
عاشقیت در میدانچه
عاشقیت در قابِ در کوچه
عاشقیت در امامزاده
عاشقیت کنار پنجره
عاشقیت در حوض، میان هندوانه ها
عاشقیت در اتاق
چه جوری ممکنه یه مجموعه اینقدر قشنگ و لطیف باشه آخه.
قصه ای که هم غم داره ،هم خنده. صفورا با بقیه ی شخصیت ها فرق داره ، مثل همه دختر های تو قصه نیست.
December 19, 2024
با وجود اینکه خوانشش افتاد شب یه روز شلوغ، نتونستم به خودم اجازه بدم خوانشش رو به دو نشست تقسیم کنم و یک نفس خوندم تا صفحه آخر
به نسبت سایر کتاب های این مجموعه که خوندم(گل و نوروز - روشنک و سپهرداد) جزئیات بیشتری بیان شده بود؛ با این حال خود روایتش چندان به دلم ننشست؛ وگرنه استفاده از اصطلاحات روزمره قدیم و سادگیش بسی دلنشین بود.
به نسبت سایر کتاب های این مجموعه که خوندم(گل و نوروز - روشنک و سپهرداد) جزئیات بیشتری بیان شده بود؛ با این حال خود روایتش چندان به دلم ننشست؛ وگرنه استفاده از اصطلاحات روزمره قدیم و سادگیش بسی دلنشین بود.
September 13, 2022
صفورا و محمدحسن رو هرچقدر که دوست داشتم برعکس غلام رو دوست نداشتم.
نسبت به دوتا کتاب قبلی که خوندم کارکتر صفورا خیلی متفاوتتر بود و واقعا دوست داشتنی بود
«اره، اره، اره اومد، در برید نصف میکنه، له میکنه، در برید»
نسبت به دوتا کتاب قبلی که خوندم کارکتر صفورا خیلی متفاوتتر بود و واقعا دوست داشتنی بود
«اره، اره، اره اومد، در برید نصف میکنه، له میکنه، در برید»
December 31, 2025
عاشق این کتاب شدم من😭😭😭.
خیلی خیلی خیلی خوندش خوش گذشت!
بهترین کتاب برای پایان دادن به
۲۰۲۵🥹🫶🏻
خیلی خیلی خیلی خوندش خوش گذشت!
بهترین کتاب برای پایان دادن به
۲۰۲۵🥹🫶🏻
September 13, 2021
چون روند داستان و پایانشو دوست داشتم ⭐⭐⭐⭐
جمله آخر>>>
جمله آخر>>>
December 14, 2025
این داستان به من حسی شبیه به شبهای زیبای یلدا یا چهارشنبه سوری رو داد که کنار مادربزرگت نشستی و داره برات داستانی که سینه به سینه گفته شده رو تعریف میکنه :)
عشق پاک و معصوم صفورایی که درک نمیشد حتی روی غلامی که از عشق دوباره فراری بود تاثیر عمیقی گذاشت طوری که زندگی بدون صفورا براش غیرممکن شد.
عشق پاک و معصوم صفورایی که درک نمیشد حتی روی غلامی که از عشق دوباره فراری بود تاثیر عمیقی گذاشت طوری که زندگی بدون صفورا براش غیرممکن شد.
August 21, 2024
نیمه دومش یکم لوس شده بود ولی کلی باهاش خندیدم و بامزه بود.
Read
December 29, 2023این قصه از مجموعهای است که هوپا با عنوان «عشقهای فراموششده» چاپ کرده و هر جلد بازنویسی از یک عشق قدیمی است. این داستان هم از یک روایت عامیانه گرفته شده که در کتاب «کوچه» هم با عنوان «علی بونهگیر» آمده. مسئلهای که دربارۀ قصههای قدیمی هست شکل مواجه آنها با آدمها است. مثلاً با نگاه امروزی زنان داستان همگی بدبخت هستند و در خدمت مرد داستان و با اینکه هیاهو میکنند در نهایت در برابر مرد داستان منفعل هستند. به عادت قصههای قدیمی پر از تلخی و نابرابری است و سادهتر بگویم یاد فیلمها و سریالهای دهۀ شصت خودمان میافتیم. روایت هم تقریباً بدون تغییر مانده و نویسنده نخواسته دست ببرد و روایت را امروزی کند و تنها سعی شده سادهتر بیان شود تا قابل درک باشد. با تمام این تفاسیر چنین کتابی را باید خواند؟ خیلی بستگی به خواننده دارد. به عنوان یک داستان از نظر من ارزشی ندارد و میتوانیم به اصل قصهها دسترسی داشته باشیم و سادهتر کردن آن هیچ فایدهای برای نوجوان ندارد چون باز هم فضا غیرجذاب است و قدیمی. حتی خیلی از جملهها و ماجراها را شاید بچۀ امروزی درک نکند. کتاب شاید به درد نوجوانانی بخورد که دغدغۀ کتاب کلاسیک دارند و البته کسی هم کنار دستشان هست که بتوانند باهاش حرف بزنند. وگرنه به عنوان یک قصه برای دیگری من به کسی پیشنهاد نخواهم کرد و مهمترین دلیلم هم غیرجذاب بودنش هست.
البته من به خاطر اینکه قصههای قدیمی را خلاصه کرده کل مجموعه را دارم.
البته من به خاطر اینکه قصههای قدیمی را خلاصه کرده کل مجموعه را دارم.
March 26, 2024
داستان راجع به یه دختره مثلاً مودی به اسم صفوراست که عاشق یه پسری به اسم غلام میشه و سالهاست یواشکی ازش خوشش میاد و فقط داداشش محرمه این رازشه.
تو این سالهای عشق مخفیه صفورا به غلام؛
غلام چندین بار زن گرفته و همه ی زن ها رو با بهونه هاش فراری داده از خونه اش چون هیچکس مثل اونی که اولین بار عاشقش شد نمیشه.
صفورا هم هیچکس به خاطر اخلاق تندی که داشت باهاش ازدواج نمیکرد.
~~~~
صفورا بنده خدا رو هیچکس درک نمیکرد عصبانیتشو و کلا تنها بود،گناه داشت بهش میگفتن اَرّه وقتی خودشون همش اذیتش میکردن🥲
هی بهش میگفتن اره نشو،یا خدا داری اره میشی،خوب همش حرصش میدادین لعنتیا😂😭
اون قسمتی که زینب اومده خواستگاری صفورا واسه باباش که کلفتی کنه واسشون و صفورا افتاد به جون زینب بامزه بود😹
اسپویل👇🏻👇🏻👇🏻
آخرش که غلام بالاخره عاشق صفورا شد هم قشنگ بودددد.
تو این سالهای عشق مخفیه صفورا به غلام؛
غلام چندین بار زن گرفته و همه ی زن ها رو با بهونه هاش فراری داده از خونه اش چون هیچکس مثل اونی که اولین بار عاشقش شد نمیشه.
صفورا هم هیچکس به خاطر اخلاق تندی که داشت باهاش ازدواج نمیکرد.
~~~~
صفورا بنده خدا رو هیچکس درک نمیکرد عصبانیتشو و کلا تنها بود،گناه داشت بهش میگفتن اَرّه وقتی خودشون همش اذیتش میکردن🥲
هی بهش میگفتن اره نشو،یا خدا داری اره میشی،خوب همش حرصش میدادین لعنتیا😂😭
اون قسمتی که زینب اومده خواستگاری صفورا واسه باباش که کلفتی کنه واسشون و صفورا افتاد به جون زینب بامزه بود😹
اسپویل👇🏻👇🏻👇🏻
آخرش که غلام بالاخره عاشق صفورا شد هم قشنگ بودددد.
July 22, 2023
مادرم هم این کتاب رو خوند و گفت داره آروم آروم میخونش که زود تموم نشه. کل باغ کتاب رو گشتم کتاب های مشابه این با متن طنزآلود و لحن کوچه بازاری و فضای شیرین گذشته نه چندان دور عصر معاصر پیدا کنم. اگر کسی میشناسه ممنون میشم کامنت کنه.
September 17, 2026
عجیب ترین رومخ ترین در عین حال بامزه ترین عاشقانه ای که خوندم
و از این مهم تر طنز به اندازه نه اونقدر زیادی که داستان رو مسخره کنه شیرین و بانمک بود ولی کل مدت خوندن نمیدونم چرا یاد رحیم نجار و محبوبه میفتادم با اینکه خب صفورا و محبوبه قابل قیاس از نظر ظاهری نیستن ولی از نظر انتخاب کاملا شبیهن😂
و از این مهم تر طنز به اندازه نه اونقدر زیادی که داستان رو مسخره کنه شیرین و بانمک بود ولی کل مدت خوندن نمیدونم چرا یاد رحیم نجار و محبوبه میفتادم با اینکه خب صفورا و محبوبه قابل قیاس از نظر ظاهری نیستن ولی از نظر انتخاب کاملا شبیهن😂
July 7, 2023
داستان بامزه و خندهداری بود بعضی جاهاش رو سعی کردم با لهجهی خراسانی بخونم که لذتش رو برام بیشتر کرد.
Displaying 1 - 30 of 35 reviews































