2.5 stars نویسنده به بخشی از وقایع اجتماعی و سیاسی تاریخ ایران از دهه ۴۰ تا ۶۰ می پردازد... او ضمن واکاوی وضعیت ایرانِ دوپاره که بخشی سنتی- مذهبی و بخشی مدرن است به بررسی مختصر و ناکامل علل انقلاب ایران می پردازد لحن نویسنده ادبی و تاریخی توامان است و این به روایت تاریخی صدمه زده است... زیرا در روایت تاریخی که منظور تنظر نویسنده است نیازی به ارائه ظرافت های ادبی نیست از طرفی نویسنده ضمن روایت یک سویه از اقدامات غیرانسانی انقلابیون و حاکمان بعد از سال ۵۷ و تخطئه سازمان مجاهدین و اقدامات تروریستی آنها روایتی یک سویه و غیردقیق را ارائه می دهد در مجموع مغز پیام نویسنده گیرا، قابل تامل و برای خواننده درگیر کننده است، آنجا که می گوید " انسانِ بی سواد کور است" این پیام نویسنده اشاره به بی سوادی گسترده مردم ( نرخ سواد در حوالی سال ۵۷ در مردان حدود ۴۰ و در زنان حدود ۳۰ درصد بود) دارد.... به تبع این بی سوادی می توان گفت که مردم بی سواد انقلاب ناقص می کنند، انقلابی که محبور هستند آن را کامل کنند یا تکرارش کنند