م. مودب پور از نویسندگان رمانهای عامهپسند، معاصر فارسی زبان است که فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۸ خورشیدی آغاز کرده و در زمینهٔ "رمان" به خلق آثاری چون؛ "پریچهر"؛ "یاسمین"،"یلدا"،" گندم"، "رکسانا"، "شیرین" پرداختهاست. در قسمتی از متن این کتاب می خوانید: «ساعت ده صبح بود که با کاوه، پسرعموم، سوار ماشین داشتیم می رفتیم طرف یه آسایشگاه. پدر و عموم یه نذری داشتن که باید می بردیم اون جا می دادیم. نذری یه دستگاه لباسشویی صنعتی بود که با یه چک به مبلغ خیلی زیاد! ماجرای نذرم این بود که پارسال چند روز برامون یه کاری پیش اومد؛ من و کاوه یه جا قرار داشتیم و نمی تونستیم بریم کارخونه! یعنی در واقع کارخونه پدرم و عموم بود که با هم برادر بودن و هم شریک و هم همسایه! ماها تو دو تا خونه ویلایی طرفای فرمانیه زندگی می کردیم. پدر و عموم هر کاری می کردن باهم توش شریک بودن! خلاصه برای این که سرکار نریم، این کاوه دیوونه خودشو زد به سردرد! عمومم بعد از چند روز به زور فرستادش برای سی تی اسکن و از شانس ما جواب با یه نفر که گویا بیچاره تومور تو سرش بود، اشتباه شد!...»
مرتضی مؤدبپور (م. مودب پور) از نویسندگان كتابهاي پرفروش ایرانی است. وی نویسندگی حرفهای خود را حدودا از سال ۱۳۷۸ و با رمان پریچهر آغاز کرد. .از این نویسنده تاکنون 9 اثر داستانی منتشر شدهاست
يعني هر وقت حوصله تون خيلي سر رفت، يه كتاب از كتاباي مودب پور تهيه كنيد… بانمك و قشنگ. مخصوصا اينكه پايان خيلي داركي نداشت. ممنونم ازت مودب پور. تو كل نوجوونيم رو ساختي و الان بعد از پنج سال دوباره قلمت رو خوندم (((: