طوفان در پرانتز شامل ده داستان کوتاه همراه با نثری شاعرانه و ساده است که در سال های 64-59 نوشته شده است. صحبت از درد های جامعه یکی از بخش های جدایی ناپذیر داستان های امین پور است. اما این بار با توجه به سال های نگارش داستان ها، به مسائل دیگری چون شهادت، دشمنان، جنگ، کربلا و ... هم پرداخته شده است
- گاه می شود به جای اینکه شعر را به نثر بنویسیم، نثر را به شعر نزدیک کنیم. و گاه می« شود به جای "شعر منثور" ، " نثر شاعرانه" نوشت»
. کتاب خواندنی قیصر امین پور که سالهاست منتشر نمیشود
گویا بعضی دوست ندارند منتشر شود و این شان شاعر و نویسنده بزرگی مثل زنده یاد امین پور نیست. آثار منتشر شدۀ چنین فردی باید در دسترس خوانندگان باشد و قطعا اگر امروز منتشر شود با استقبال زیادی مواجه میشود من کتاب را در گودریدز گذاشتم و سعی میکنم مطلبی هم درباره اش بنویسم بلکه صدایم به جایی برسد
هو گاهی افراد فکر می کنند که برای نوشتن حتما باید کلمات پیچیده ای ردیف کنند و بگونه ای به جز زبان آدمیزاد بنویسند و هرچه که پیچیده تر بنویسند بهتر می نوشته اند. اما قیصر امین پور اثبات کرده است که ادبی نوشتن با ساده نوشتن هیچ تضادی ندارد. این زبان روان قیصر است که همه را جذب خود می کند. اما این کتاب، وقتی که میخوانی می فهمی انقلابی تر از قیصر در میان نویسندگان و شاعران پیدا نمی کنی. هیچ کس اینقدر خوب حقیقت انقلاب را درک نکرده است و اینقدر خوب هم نمی تواند به دیگران منتقل کند... پ.ن: کسی می داند که چرا این کتاب دیگر چاپ نمی شود؟
«طوفان در پرانتز»؛ کتابی که در نگارش ادبی سرمشق من شد. در این کتاب از واژههای پرطمطراق، خبری نیست و مطالب آن در عین شاعرانگی کاملاً فهمیدنیاند. این «طوفان» مثل انشای کودکی دبستانی زیبا و زلال است. انگار از دل نویسنده به بیرون جوشیده است؛ نه از قلمش. البته نوشتن به این شیوه کار راحتی نیست. حتماً میدانید که صافوسادهنوشتن چه کار پرزحمتی است! گویا بیشتر قلمبهدستها ترجیح میدهند که لقمه را دور سر خواننده بپیچانند، نه آنکه صاف در کامش بگذارند.