Jump to ratings and reviews
Rate this book

طوفان در پرانتز

Rate this book
طوفان در پرانتز شامل ده داستان کوتاه همراه با نثری شاعرانه و ساده است که در سال های 64-59 نوشته شده است. صحبت از درد های جامعه یکی از بخش های جدایی ناپذیر داستان های امین پور است. اما این بار با توجه به سال های نگارش داستان ها، به مسائل دیگری چون شهادت، دشمنان، جنگ، کربلا و ... هم پرداخته شده است

- گاه می شود به جای اینکه شعر را به نثر بنویسیم، نثر را به شعر نزدیک کنیم. و گاه می« شود به جای "شعر منثور" ، " نثر شاعرانه" نوشت»

137 pages, Paperback

Published January 1, 1986

Loading...
Loading...

About the author

قیصر امین‌پور

25 books284 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (50%)
4 stars
2 (25%)
3 stars
2 (25%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for حسن صنوبری.
295 reviews108 followers
October 12, 2016
. کتاب خواندنی قیصر امین پور که سالهاست منتشر نمیشود

گویا بعضی دوست ندارند منتشر شود و این شان شاعر و نویسنده بزرگی مثل زنده یاد امین پور نیست. آثار منتشر شدۀ چنین فردی باید در دسترس خوانندگان
باشد و قطعا اگر امروز منتشر شود با استقبال زیادی مواجه میشود
من کتاب را در گودریدز گذاشتم و سعی میکنم مطلبی هم درباره اش بنویسم بلکه صدایم به جایی برسد
Profile Image for Mohammad Hosein.
134 reviews20 followers
March 16, 2018
هو
گاهی افراد فکر می کنند که برای نوشتن حتما باید کلمات پیچیده ای ردیف کنند و بگونه ای به جز زبان آدمیزاد بنویسند و هرچه که پیچیده تر بنویسند بهتر می نوشته اند.
اما قیصر امین پور اثبات کرده است که ادبی نوشتن با ساده نوشتن هیچ تضادی ندارد. این زبان روان قیصر است که همه را جذب خود می کند.
اما این کتاب، وقتی که میخوانی می فهمی انقلابی تر از قیصر در میان نویسندگان و شاعران پیدا نمی کنی. هیچ کس اینقدر خوب حقیقت انقلاب را درک نکرده است و اینقدر خوب هم نمی تواند به دیگران منتقل کند...
پ.ن: کسی می داند که چرا این کتاب دیگر چاپ نمی شود؟
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
659 reviews3 followers
Read
August 11, 2026
📝سیری در اشعار قیصر امین‌پور

وقتی جهان از ریشۀ جهنم
و آدم از عدم
و سعی از ریشه‌های یأس می‌آید
وقتی یک تفاوت ساده در حرف
کفتار را به کفتر تبدیل می‌کند
باید به بی‌تفاوتی واژه‌ها
و واژه‌های بی‌طرفی مثل نان دل بست
نان را از هر طرف بخوانی نان است (امین‌پور، ۱۳۸۴: ذیل «اشتقاق»، ۷۵-۷۶)!

قیصر امین‌پور (۱۳۳۸-۱۳۸۶) در کتاب «گزینۀ اشعار»، در تعریف و تفسیر شعر، می‌نویسد:

چگونه می‌توان به راحتی پرسید: شعر چیست؟ هنر چیست؟ زیبایی چیست؟ روح چیست؟ انسان چیست؟ عدم چیست؟ نیستی چیست؟ چیستی چیست؟ بسیار چیزها وجود دارند که نمی‌شود آن‌ها را تعریف کرد مثل خود وجود. آیا می‌شود در برابر بی‌آیاترین مسائل یک «آیا» گذاشت؟ چه خوش‌خیال‌اند آنان که با فرمول سادۀ (جنس قریب + فصل قریب) خیال می‌کنند به حدّ تام اشیاء رسیده‌اند! و خیال می‌کنند با گذاشتن کلاهِ نطق بر سر حیوان می‌توانند آن را به انسان تبدیل کنند (امین‌پور، ۱۳۸۱: ذیل «پنج پرسش بی‌پاسخ»، ۱۲-۱۳).

سرودن، یک فعل مجهول است. نه از آن روی که فاعل آن معلوم نیست، بلکه از آن‌روی که فاعل حقیقی آن معلوم نیست... شعر، فعلی است که در تعریف آن باید از وجه التزامی استفاده کرد. همراه با چندین قید تردیدِ شاید و گویی و پنداری... در مجموع، هیچ‌گاه نمی‌توان گفت که قواعد، شعرها را می‌آفرینند، بلکه در اصل شعرها قواعد را می‌آفرینند (همان: ۳۱ الی۳۳).
ز بس بی‌تابِ آن زلف پریشانم، نمی‌دانم
حبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمی‌دانم
حقیقت بود یا دور و تسلسل، حلقۀ زلفت؟
هزار و یک شب این افسانه می‌خوانم، نمی‌دانم
سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو
ولی از نحوۀ چشمت چه می‌دانم؟ نمی‌دانم...
نمی‌دانم به غیر از این نمی‌دانم، چه می‌دانم
نمی‌دانم، نمی‌دانم، نمی‌دانم، نمی‌دانم (امین‌پور، ۱۳۸۰: ذیل «حاصل تحصیل»، ۸۸-۸۹)
ما در عصر احتمال به سَر می‌بریم
در عصر شک و شاید
در عصر پیش‌بینی وضع هوا
از هر طرفی که باد بیاید
در عصر قاطعیت تردید
عصر جدید... (امین‌پور، ۱۳۸۴: ذیل «عصر جدید»، ۵۳-۵۴)


دکتر قیصر امین‌پور بنابر آنچه در کتاب منثورِ «طوفان در پرانتز» آورده است، انسانی بسیارمذهبی بود (امین‌پور، ۱۳۶۵: ۲۴-۲۵-۳۷-۳۸-۴۵-۱۲۱). شاعری متدیّن و توانمند که برخی از اشعار او دلنشین و خواندنی است.

دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند تا به رشته سخن درآورم
نعره نیستند تا ز نای جان برآورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی‌ست
دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنۀ شناسنامه‌هایشان درد می‌کند
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم (امین‌پور، ۱۳۸۴: ذیل «دردواره ها ۱»، ۱۵ الی۱۸)؟
حرف‌ها دارم اما... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو! خدا را، بزنم یا نزنم؟
همۀ حرف دلم با تو همین است که دوست
چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوۀ حوّا بزنم یا نزنم (امین‌پور، ۱۳۸۰: ذیل «همۀ حرف دلم»، ۱۰۹)؟

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز

دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست
چرا بر یکی حکم کثرت کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
وجود تو چون عین ماهیت است
چرا باز بحث اصالت کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث معلول و علت کنیم؟
بیا حبیب احساس و اندیشه را
پر از نقل مِهر و محبت کنیم
پر از گلشن راز، از عقل سرخ
پر از کیمیای سعادت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
بیا عاشقی را رعایت کنیم (امین‌پور، ۱۳۸۶: ذیل «اخوانیه»، ۶۴ الی۶۶)
منابع:

_ امین‌پور، قیصر، ۱۳۸۴، آینه‌های ناگهان، تهران، افق.

_ امین‌پور، قیصر، ۱۳۸۱، گزینۀ اشعار، تهران، مروارید.

_ امین‌پور، قیصر، ۱۳۸۰، گل‌ها همه آفتابگردانند، تهران، مروارید.

_ امین‌پور، قیصر، ۱۳۶۵، طوفان در پرانتز، ارومیه، برگ.

_ امین‌پور، قیصر، ۱۳۸۶، دستور زبان عشق، تهران، مروارید.
1 review
March 28, 2021
Very good 🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂💜👍👍♥️♥️👆✌️✌️✌️✌️
Profile Image for Alireza Golrangian.
34 reviews12 followers
February 10, 2021
*طوفان در پرانتز*

«طوفان در پرانتز»؛ کتابی که در نگارش ادبی سرمشق من شد. در این کتاب از واژه‌های پرطمطراق، خبری نیست و مطالب آن در عین شاعرانگی کاملاً فهمیدنی‌اند. این «طوفان» مثل انشای کودکی دبستانی زیبا و زلال است. انگار از دل نویسنده به بیرون جوشیده است؛ نه از قلمش. البته نوشتن به این شیوه‌ کار راحتی نیست. حتماً میدانید که صاف‌وساده‌نوشتن چه کار پرزحمتی است! گویا بیشتر قلم‌به‌دست‌ها ترجیح می‌دهند که لقمه‌ را دور سر خواننده بپیچانند، نه آنکه صاف در کامش بگذارند.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews