دوستانِ گرانقدر، این چرت و پرت نامه را از آن جهت برای نوشتنِ ریویو انتخاب کردم تا حدیثی از <حسین بن علی تازی و بیابانی> را که در موردِ ایرانیان گفته و در این کتاب آمده است را برایتان بنویسم این حسین بن علی که امروزه عده ای عرب پرستِ احمق و بی غیرت، برای او سینه میزنند و خودشان و ناموسشان را برایِ این بیابانیِ بی تمدن جِر میدهند، بدونِ آنکه دهانش را ابتدا آب بکشد، نامِ ایران را بر دهانِ کثیفش آورده و اینگونه میگوید: ما از تبارِ قریش هستیم و هواخواهانمان ازعرب، و دشمنانِ ما ایرانی ها هستند.روشن است، که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر است. و هر ایرانی، از دشمنانِ ما هم بدتر است. ایرانیان را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد و زنانشان را بفروش رسانید. و مردانشان را به بردگی و غلامیِ اعراب گماشت -------------------------------------------------- جالب است که عده ای بی اصل و ریشه و حرام زاده، قصد دارند این حدیث را ماله کشی کنند، و جالبتر آنکه این کتاب یکی از معتبرترین کتابهایی است که این بیشعورها از آن به عنوان سندِ احادیث بهره میبرند عزیزان و نورِ چشمانم، این <حسینِ تازی و بی ارزش>، زمانی که مردم ایران در جستجوی خدایی واحد بودند، تبارِ سوسمار خور و شاشِ شتر خوارِ او و پدرانش به بیش از 121 بت درکعبه، تعظیم میکردند.. این <حسین تازی> فراموش کرده است که دانشگاهِ عظیم گندی شاپور را و مدائن را و تیسفون را و همدان را که بزرگترین دانشمندانِ تاریخ جهان آن روز، از این مراکز فارغ التحصیل میشدند... پزشک جدش <محمّد رسولِ اللهِ اکبر>، فارغ التحصیلِ همین دانشگاه گندی شاپور بود. این <حسینِ تازی>، فراموش کرده است تبار خودِ را، که برای تناول و تصاحب مارمولکی در بیابان سر از تنِ یکدیگر جدا میکردند... این <حسینِ تازی> فراموش کرده است که ثروتش را و آقا زاده گیش را، از صدقه سرِ غارت و دزدیِ ایران زمین بدست آورده است... این حسینِ تازی فراموش کرده است که بر تنِ مادرش فاطمه و اجدادش لباسی نبود تا بتوانند حتی عورت خود را بپوشانند و زنانشان با پستانهای آویزان و برهنه در بیابان به دنبال بز و شتر میدویدند و با کک هایی که در لایِ پشم شتر میزیستند، آبگوشت درست میکردند و حسین و خواهر و برادرانش با ولع نوش جان میکردند متأسفم برایِ عرب پرستانِ بی غیرتی که میدانند این حسینِ تازی، از آذربایجان تا گرگان و بلخ و تبرستان را غارت کرد و مردانمان را سر برید و دختر و زنانمان را به فاحشه خانه های مکه و مدینه برد، و بازهم برای این عربِ بی تمدن و بی اصل و ریشه بر سر و کلهٔ پوکشان میزنند و برای مظلومیتِ این موجود ترسو که به دست و پایِ عمر بن سعد افتاده بود و زار زار التماس میکرد، اشک میریزند و خودشان را با قمه و زنجیر پاره میکنند متأسفم برای عرب پرستانِ بی غیرت و بیسوادی که برای زینب خواهر هفتاد سالهٔ حسین اشک میریزند، و نمیدانند که این زنِ عرب و بیابانی، وظیفه اش نگهداری از زنانی بوده که به اسارت گرفته شده بودند و زنان را شخصاً شکنجه میداده است و برای مردانِ عرب زن و دختر میبرده است
امیدوارم روزی را ببینیم که این عرب پرستانی که همچون لکهٔ ننگ بر این سرزمین چسبیده اند از ایران زمین محو شوند و به آرزویشان برسند و تبدیل به سگ شده و در آستان حرم حسین بن علی دم تکان دهند و اعراب برایشان نون خشک و هفته ای یکبار کالباسِ کپک زده، بریزند
امیدوارم آوردنِ این حدیث در این ریویو برایِ فرزندانِ سرزمینم مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>