Jump to ratings and reviews
Rate this book

یزله در غبار

Rate this book
در بخشی از کتاب آمده: بوم بوم.. افتادیم ریختیم زمین... مثل برگ درخت ریختیم زمین آدم بود که می‌رفت چهاردست و پاش توی هوا چرخ می‌زد و من هی می‌خندیدم. خوب که مادرشوهرم نبود زودتر از همه تیکه پاره شده بود دیگه نبودش اگه نه گیسمو می‌کشید و می‌گفت : زن خجالت بکش همه دارن می‌رن تو داری می‌خندی؟ شرط می‌بندم که حالا دوباره هواپیماها برگشتن... نگاه کنین پس این غبار مال چیه؟

148 pages, Paperback

Published February 15, 2015

7 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (9%)
4 stars
3 (27%)
3 stars
4 (36%)
2 stars
3 (27%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for فریبا ارجمند.
Author 8 books56 followers
August 14, 2017
کتاب تلخی است. هر چه جلوتر میره، بیشتر معلوم میشه که همه کاراکترهای کتاب، البته جز پلیس و مردم، شاید حتی اونا، مرده اند. بیمزه ترین و بیربط ترین بخش کتاب اونیه که دختری دنبال عروسک هاش میگرده. هرچند الان که فکر میکنم، میبینم اونم احتمالا مرده. اگر نه خیلی لوس میشد. در میان مردمی که اون همه مرگ و کشتار دیده اند این سوسول بازیها واقعا بی معنیه.
اگر واقعا دست کم پلیس های کتاب را زنده فرض کنیم، این کتاب ویژگیهای ادبیات ترسناک را هم پیدا میکنه. هرچند مرده ها دنبال مردگی خودشونند و به زنده ها کاری ندارند.
Profile Image for Mahsa.Hosseini.
61 reviews21 followers
April 15, 2024
شبیه به یک خواب بود ، خواب های عجیب و کابوس مانند..
به نظرم ضد ادبیات پایداری نبود، جنگ بود و روی خونین و تلخ جنگ بود، روی واقعی جنگ
یکی دو بخش رو نمیتونستم بخونم.در کل سخت خوان بود اما عمیقا به فکر فرو رفتم ..
از کتاب هایی بود که قطعا یک مدت طولانی تمام صحنه ها از جلوی چشمم رژه میره .
Profile Image for Ahmad Allahyari .
4 reviews
October 14, 2016
در نقدی بر این کتاب خواندم که این کتاب ضد ادبیات پایداری است
در جای دیگری خواندم شخصیت ها خوب پرداخته نشده اند
فارغ از تمام این بحث ها تنها می خواهم خاطره ام از خواندن این کتاب را بنویسم
یکی از استادانم پیام داد که : یزله در غبارعلی صالحی را بخوون، اشکت رو درمیاره
بعد از خواندن کتاب در پاسخش نوشتم : خیلی وقت بود که اینطور گریه نکرده بودم
نوشت : می دونستم اشکت رو در میاره
تنها پس از خواندن چند سطر خودم را در میان آدم های داستان می بینم ، با آن ها زندگی می کنم ، می خندم و اشک می ریزم
شاید به این خاطر است که تمام دوران کودکی و نوجوانی من در آن فضا ها شکل گرفته ، هر دلیلی که داشته باشد همواره کارهایش را تحسین می کنم

Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.