کتاب «پتش خوارگر 2» نوشته «آرمان آرین» است. این کتاب با عنوان «مردی از تبار اژدها» دومین جلد از این مجموعه است. این رمان مشتمل بر 39 فصل با این عناوین است: « شکافندگان، اژدهای دومین، خاموشی فراموشی، دیوها و آدمها، به بند کشیدگان، پیتون پری دوست، ملکه نقابدار، پیشنهادی برای صلح، زیر سرو کهنسال، کورسویی برای نجات، فره جای فره، دیدار با ستیهنده، نه گودال، تازندگان شرق، موش پری، تاریخ دشنهها، پیغام رهایی، سرآغاز راه، شکار پای آن برکه، جاسوسکان ناپایدار، گلیم گوش، جدایی جاودانه، شهربد پسرِ بستان، هیولاکش، اپوش دیو، بربام بلند آن انبوه سحرانگیز، آن گنجهای خفته، در جستوجوی دانایی، رادمرد، اژدهای نخستین، بازگشت خیانتکار، مازندران، آن بند زرین، گوشورون، بندر آموی، دیدار فاتحان، پری وشانه، شهری بر فراز دریاچه». در بخشی از متن این کتاب میخوانید: « مردی نقابدار، همچنان و عرقریزان، پنجههای خستگیناپذیرش را بر بلندای صخره کوبید و سوراخ به سوراخ بالا رفت تا به نیمههای راه رسید. آنگاه پسرک سوگندش را شکست و نیمنگاهی به زیر پا و اطرافشان انداخت، جایی از دیواره که دیگر روی آن، نه راهی به پس بود و نه راهی بهپیش...» این کتاب توسط انتشارات «افق» منتشر شده است.
از جلد یک به نسبت بهتر بود و قلم گیراتری داشت، اما همچنان شهصیتهای منفی حالتی عجیب داشتن یک سری از شخصیتهای اصلی انگار در مه بودن و خیلی پردازش نمیشدن. مشکل بزرگ این کتاب، بخشهای مرتبط به مَسمُغان بود که کتاب رو از سم کتاب فانتزی/حماسی به یک کتاب عرفانی تبدیل کرده بودن و در واقع کتاب رو به بیراهه بردن و بسیار حوصلهسربر بودن.
بالاخره تموم شد! من جلد اول رو، به چند دلیل، بیشتر از این جلد دوست داشتم؛ اول اینکه جلد اول با جنگ شروع شد و در نهایت به پیدا کردن پتش خوارگر ختم شد. یعنی جلد اول شروع و پایان مناسبی داشت؛ درصورتیکه پایان این جلد خیلی یهویی بود. انگار وسط داستان تموم شد و جوری نبود که من برای خوندن جلد بعدی ترغیب بشم. حتی وسط خوندنش ریدینگ اسلامپ شدم و چندماه کتاب رو گذاشتم کنار. مسئله بعدی که با این کتاب دارم، نپرداختن به احساسات شخصیتهاست. به نظرم به جای اینکه داستان مدام از این شخصیت به اون شخصیت بپره و حواس خواننده رو پرت کنه، میتونست روی چندتا از شخصیتهای اصلی متمرکز باشه و به جای کلی گویی، کاری کنه خواننده با شخصیتها احساس نزدیکی داشته باشه. شما فکر کن هر فصل درباره یه شخصیت بود، چه اصلی و چه فرعی، و علاوهبر اون، داستان یهو برمیگشت به گذشته پتش خوارگر! خب اینطوری حواس من پرت میشد و نمیتونستم تو داستان غرق بشم. شاید بهتر بود کل گذشته پتش رو اول کتاب میآورد و بعد بقیه داستان رو ادامه میداد. یا مثلا اون چپتری که کلا درمورد غذا خوردن دیو بود، همچین چیزهایی میتونست نباشه. داستان مسمغان هم اصلا برام جذاب نبود چون یه حالت روزنامهوار بیان شد، من هیچ حسی بهش نداشتم واقعا. درنهایت به نظرم تو این کتاب اتفاق خاصی نیفتاد، همه در حرکت بودن و آخرش هیچکدوم به مقصدشون نرسیدن و کتاب هم یهو تموم شد! برای اینکه کم لطفی نکرده باشم اینم بگم که وجود موجودات و شخصیتهای کاملا ایرانی و افسانهای توی این کتاب، یه مزیت محسوب میشه، چون شاید تو هر داستانی از این افسانهها صحبت نشه. در کل من همچنان ادامه میدم و مجموعه رو تموم میکنم ولی امیدوارم جلدهای بعدی جذابتر باشن.
خب.. جلد ۲ هم تموم شد و من همچنان انگشت به دهن بابت کم لطفی به همچین اثر جذاب و زیبایی🤦🏻♂️ آدم نمیدونه خوشحال باشه یا ناراحت که همچین اثری توی کشورش خلق شده، بعد فانتزی خوناش منتظر ترجمه ی آثارین که به گرد پای این اثر نمیرسه🤦🏻♂️😶
جلد یک خیلی خیره کننده و خوف و خفن تموم شد. و جلد دو خوف و خفن تر شروع شد🤦🏻♂️ مثل جلد ۱.. توی این جلد هم محدود به یک شخصیت نبودیم. اینبار اما گسترش دامنه ی روایت خیلی وسیع تر بود.. که نمیدونم نقطه ی ضعف به حساب میاد یا قوت.. به شخصه از این کار لذت بردم و برای من نقطه ی قوت بود. چراکه لذت داستان رو برام دوچندان میکرد و در عین حال، جهان داستان رو بهتر بهم معرفی میکرد. فلش بک هه و گریز ها به گذشته به اندازه ی خط زمانی حال جذاب بود. (یه اسپویل کوچولو: پتش خوارگر خیلی خفنه😍🤦🏻♂️💙) و من به شخصه مجذوب داستان شدم و برنامه مطالعاتی و به کل زیر و رو کردم🤦🏻♂️
واقعا نمیدونم از چیش دیگه تعریف کنم.. چون نکات مثبت زیادی درش بود و بخوام به هرکدوم اشاره کنم، دیگری جا میمونه.. برای همین ترجیح میدم بگم، خودتون بخونید تا حال منو درک کنید😅 اما.. اما.. اما پیوست انتهای کتاب، یه چیز دیگست🤦🏻♂️ توضیحاتی که راجع به موجودات و نژادهای داخل داستان داده😍
جلد سوم هم به امیدخدا، کم کم شروع میکنیم تا ببینیم چی میشه..
بی صبرانه منتظر چاپ جلد ۵ هستم، که طبق گفته ی نویسنده (آقای آرمان آرین) تابستان سال ۱۴۰۰ چاپ میشه..
بازهم بنظرم اگر این مجموعه ی جذاب رو شروع نکردید، حتما تو لیست خریدتون بزارید و خودتون رو از تجربه ی چنین جهان جذاب و زیبایی محروم نکنید.
البته یه نکته ی منفی کوچیک که بنظرم باید بهش اشاره کرد: اینه که خیلی بهتر بود اگر یک مپ و نقشه از جهان داستان در ابتدای کتاب میزاشتن، تا جغرافیای جهان داستان بهتر و ملموس تر باشه👌🏻
در هرحال.. تشکر فراوان از جناب آرمان آرین عزیز، بابت خلق چنین داستان و فضای جذاب و گیرایی😍🙏🏻❤
از آرمان آرین، جز این مجموعه که در حال خوندنشم، چیز دیگهای نخوندم. اما تمام چیزی که یه کتاب و مجموعهی فانتزی نیاز داره رو فراهم کرده و چه بسا حتی بیشتر! داشتم فکر میکردم اگه از روش سریال میساختن چه چیز خفنی از آب در میومد، اما حیف! بهنظرم اگه به سبک فانتزی و از همه مهمتر اساطیر و تاریخ ایران علاقمندین (که بهتون پیشنهاد میکنم حتما باشین) این کتاب بهترین گزینهایه که براتون رو میزه و شما رو بیاندازه غافلگیر میکنه. تکتک جملهها و عبارتها در جانتون رخنه میکنن و شما رو به جلو پیش میبرن. این کتاب قطعا از من آدم شکیباتری میسازه، چون نماد شکیبایی و مردانگیش به نحوی به تصویر در اومده که آدم مشتاق میشه الگو قرارش بده. بخونیدش. خواهش میکنم بخونیدش.
پشت خوآرگر یک مجموعهی پنج جلدی بر اساس اوستا و بندهش نوشته شده. ماجرای آراستی و همراهانش، ماجرای پتش خوآرگر، ماجرای کهن اما نه کهنهی نبرد آدمی و اهریمن. من جلد یک رو قبلاً خونده بودم و دو رو تازه خوندم. ولی هر دو رو با هم اینجا مینویسم. خوندن داستان های اساطیری ایرانی اگر خوب و دقیق نوشته شده باشند بی نهایت برای من لذت بخشه. به نظرم به قدر کافی داستان هایی با این ویژگی ها نداریم. من جلد اول این مجموعه رو خیلی دوست داشتم. فکر کنم در حدی که یکسره خوندمش.جهان سازی و شخصیت پردازی کتاب لایه لایه بود و ارتباط شخصیت ها با هم منطقی بود. اتفاقی که آخر کتاب افتاد راستش برام غیر منتظره بود. جلد یک خیلیییی سریع پیش رفت(شاید برای همین سریع خوندمش) قشنگ مثل سیل من رو با خودش برد. این هم خوب بود هم بد، خیلی فرصت نکردم اونجور که دلم میخواست در گیر ماجرا بشم.جلد دوم تقریباً بلافاصله بعد از جلد یک شروع شد. بهترین چیزش این بود که سرعت داستان تنظیم شد. من تغییر فصل به فصل توی زمان رو دوست داشتم. باعث شد شخصیت ها برام زنده بشن و همهچیز خیلی قابل فهم تر شد. این که روی ساخت کاراکتر های فرعی هم به اندازهی اصلی ها دقت شده بود باعث شد کتاب جهان قابل لمسی باشه. و اینکه آقاااااااااااا توصیف هاش!!
این جلد از پنجگانه پَتشخوارگر نسبت به جلد یک ضعیف تر بود. البته من سعی میکنم به این کتاب به عنوان یک اثر کودک و نوجوان نگاه کنم و خب بابت کم عمق بودن داستانش و مطلق بود خیر و شر در آن از آن گله نکنم. فصل های مربوط به مسمغان و عروجش بسیار خوب شروع شد، اما خیلی کند پیش رفت و در انتها نخ نما شد. دیالوگ های این فصل مصنوعی و توصیفاتش کلی و بدور از ظرافت بودند.
در این جلد با گذشته ی شخصیت پتش خوارگر بیشتر آشنا میشیم و روایت های دیگری داریم نکته ای که هست خیلی احساس میکنم داستان بعد جلد یک نیاید ادامه دار میشد حتی این حالت اسپین افی که وجود داره خیلی مخاطب ارتباط نگیره بهرحال بعد چهار سال جلد دوم هم شروع و تموم شد سه جلد باقی مانده هم بخونم و خداحافظی کنم با این مجموعه
در اصل ۴.۵ ستاره خب این جلد هم تموم شد 😁 نمیدونم واقعا چرا این اثر کنار فانتزیهای دیگه، مخصوصا ارباب حلقه ها، انقدر کمرنگه؟! بابا این مجموعه خیلی خفنههه! بهترین شخصیت این جلد گلیمگوش بود. 😍
کتاب خیلی خوبیه سرجمع هر فصلی یه قسمتی از اتفاقات رو شرح میده (توی این کتاب شخصیتهای اصلی جدا شدن و هر کدوم دارن یه مسیری رو میرن و هر فصلی درباره ی یکی از گروهها و ماموریتهاست) من فصلهایی که مربوط به سیر معنوی مسمغان بود دوست نداشتم چون خیلی فلسفه بافی سطحی داشت ولی بقیه ی داستان بعنوان یه فانتزی گروه سنی نوجوان عالیه. ترکیب اسطوره های ایرانی و داستانپردازی مدرن خیلی وجود نداره و این کتاب در نوع خودش بی نظیره.
یه نکتهای که ولی توی فانتزیهای نسل جدید دنیا داره اتفاق می افته و توی این داستان جاش خالیه وجود شخصیتهای خاکستری و اهداف خاکستریه. توی این داستان دنیا به سیاهی و سفیدی تقسیم شده و افراد یا خدمتگزاران تاریکی اند یا یاران فره. و شخصیتهای مثبت مثل پتش خوارگر کارهایی میکنن که به عقل انسان امروزی بسیار ظالمانه ست، مثلا مادر بچه اژدهاها رو میکشن و میرن که بچه اژدهاها رو هم بکشن ولی پیداشون نمیکنن. در حالی که تنها مسئله ای که اژدها رو موجود بدی کرده تغذیه و نگاه از بالا به پایین به حیوانات و انسانه (که خب علی الاصول در چرخه ی غذایی نباید حتی زشت محسوب بشه، مگه مثلا انسانها با گاو و گوسفند همین کار رو نمیکنن؟ تصمیم میگیرن کجا و کی گوسفندی به دنیا بیاد، با چه گوسفند دیگه ای جفتگیری کنه و کی کشته و خورده بشه) و زشت بودن ظاهر انواع به پلید بودنشون تعبیر شده. بعد نکته ی عجیب بعدی اینه که انسانها میخوان زمین رو از دیوها پاک کنن و دیوها رو به زیر زمین بفرستن و هر تلاش دیوها برای برگشتن روی زمین بعنوان تلاشهای شیطانی و پلید تصویر شده. در واقع یه جورایی نژاد انسان جوری تصویر شده که انگار حق داره برای همه چیز تصمیم بگیره. در حالی که با نگاه مدرن، دیوها هم همونقدر که انسانها حق دارن باید حق داشته باشن و اگه آدمها دارن از روی زمین محوشون میکنن دارن ظلم مرتکب میشن. خلاصه که فلسفه و نگاه موجود توی کتاب یکمی آزاردهنده س با نگاه ظلم/عدل/درست/غلط مدرن ولی در کل داستان کشش داری هست و توصیه میکنم بخونینش.
توی این جلد بیشتر با گذشتهی پتش خوارگر آشنا میشیم و پایان این کتاب هم همچون جلد قبل حاوی یک غافلگیری برای خواننده هست. قسمتهایی که مربوط به مسمغان میشد کمی از حوصله خارج میشد و من از یجا به بعد فقط ردشون میکردم. به قول یکی از دوستان هم خیلی خوب میشد که کتاب شامل نقشه میبود. اینجوری لذت خواندنش خیلی بیشتر میشد