Jump to ratings and reviews
Rate this book

جامع التواریخ جلد 1

Rate this book
حکایات ظهور اقوام ترک و کیفیت انشعاب ایشان به قبایل مختلفه، فهرست اسامی اقوام ترک صحرا نشین، تاریخ و حکایات اقوام اوغوز و 24 شعبه آن، اویغور - قنقلی، قپچاق - قارلوق، قلچ یا قلیچ - آغاچری، اسامی شش پسر اوغوز، اقوام بوزوق، اقوم اوچوق، ذکر اقوام از اتراک یا مغول، قوم جلایر، قوم سونیت - قبترون، قوم تاتار، قوم مرگیت، و اقوام ...، داستان پادشان اقوام مغول و اتراک، چنگیزخان، قوریلتای چنگیزی، پادشان جلایر و خلفای بغداد، اوگتای قاآن، تولوی خان پسر چنگیز خان، قوبیلای قاآن، تیمور قاآن، هلاکو خان، ارغون خان، گیخاتو، غازان خان، و حکایات چهلگانهی صفات پادشاهان اسلام
جلد اول تا پایان داستان جغتای

776 pages, وزیری

First published January 1, 1994

2 people are currently reading
53 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (30%)
4 stars
4 (40%)
3 stars
2 (20%)
2 stars
1 (10%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,098 followers
June 4, 2022
دوستانِ گرانقدر، پیش از این چندین کتابِ دیگر در موردِ تاریخ مغول را در گودریدز معرفی کرده و برای آن ریویو نوشته ام .. اینبار در مورد جامع التواریخ برای شما تاریخ دوستان گرامی، مینویسم
نویسنده این کتاب، «رشیدالدین فضل الله» برخی از اخباری که در دورانِ زندگی اش دیده را در این کتاب آورده است و البته برخی دیگر را که پیش از به دنیا آمدنش پیش آمده را از منابعی همچون تاریخِ سری مغولان (ریویویی در مورد این کتاب نیز برایتان مینویسم) و دیگر منابعی که آن زمان به واسطۀ مغولان در دسترسش بوده، نگاشته است.. پس تاریخ نویسیِ وی، به دو بخش تقسیم میشود، بخشی که رشیدالدین در طولِ زندگی تجربه کرده و دیده و شنیده و بخشی که مربوط به گذشته بوده و از آن در تاریخ نویسی بهره برده است... در تمامیِ این کتابِ تاریخی، سخن از دسیسۀ تخمِ مغول ها یا همان شاهزادگان است.. سخن از شورش و از تخت به زیر کشیدنِ حاکمان است.. و البته در این میان از مسائلِ اجتماعیِ آن زمان و چگونگیِ ادارۀ شهرها و روستاها نیز سخن به میان آمده است و آنچه دردناک است، همان ویرانی و کشتاری است که سالیانِ سال سرزمینِ ما آن را تجربه کرده است که دلِ هر میهن پرستی را به درد می آورد
----------------------------------------------------
رشید الدین، در کتابش همچون تاریخ نویسانِ ادیان سامی، برخی از شخصیتها را اسرارآمیز و غیرقابل باور توصیف کرده است.. به عنوانِ مثال، همانطور که گروهی از مسیحیان، بدونِ آنکه از هوش و خردِ خویش استفاده کنند، قبول میکنند که مریم بدونِ رابطۀ جنسی در رحمش تخمِ عیسی مسیح بارور شده، رشیدالدین نیز داستانی شبیه به مریم را برایِ «آلان قوا» جدۀ چنگیزخان میسازد و مینویسد: آلان قوا بعد از مدتی که بی شوهر ماند، وقتی در خانه خفته بود، از روزنِ خرگاه، نوری آمد و به شکمِ او فرو رفت و از آن معنی متجعب ماند و بترسید و آن را با کس نیارست گفتن.. بعد از مدتی ادراک کرد که حامله شده بود و این فرزند همان جدِ چنگیز بود
عزیزانم، بدونِ تردید چنین حاملگی و زایمان را فقط بیخردان باور دارند.. ولی به نظرتان چه تفاوتی میانِ داستان مریم و آلان قوا، وجود دارد؟؟ هیچ تفاوتی وجود ندارد.. آن داستان را سده هایِ مختلف مبلغانِ مذهبی و دینفروشان تکرار کردند و برای مردم به ایمان و باورِ اشتباه تبدیل شد.. این داستان را کسی تکرار نکرد و به فراموشی سپرده شد
**********************
هرگز ممالک خرابتر از آنکه در این سالها بوده، نبوده.. خصوصاً مواضعی که لشکرِ مغول به آنجا رسیده.. چه از ابتدای ظهورِ آدم، باز هیچ پادشاهی را چندان مملکت که چنگیز و اروغِ او (خاندان و خویش و تبارِ او) مُسخر کرده اند میسر نگشته و چندان خلق که ایشان کشته اند، نکشته... شهرهایِ معظمِ بسیار خلق و ولایات با طول و عرض را چنان قتل کردند که در آن کسی نماند
**********************
مغولان، بعضی از شهرها را بعد از ویرانی، آباد کردند و بناها و جویها و بازارها ساخته اند.. ولایاتِ بسیارِ دیگری خرابتر و اموالِ بسیاری خرج شده و رعایایِ ده ها را از دهات و مزارعِ خود جدا ساخته اند و به سرِ آن کارها گمارده اند و در نتیجه مزارعِ آنان باطل و خشک گردیده است
**********************
رشیدالدین خرابی شهرها، کشتار، ستم ها و دزدی ها و سوءاستفادۀ زورگویان و حاکمان و کارگزاران را در گرفتنِ پول زور و مالیات از کشاورزان و مردمِ بیچاره را با مثالهایِ گوناگون در کتابش آورده است و همان موقع هم میدانسته که در آینده ممکن است کسی این همه ستم و خرابی در حقِ یک سرزمین و مردمانِ آن را باور نکند.. و اینگونه مینویسد که: بعضی از حکایات و احوال آنکه در هر ولایتی اموال و حقوقِ دیوان بر چه وجه میستدند و انواعِ آن چند بود و سوءتدبیرِ وزرا و فنونِ ظلم و تعدی که به هر سببی و علتی دست آویز ساخته و ولایات را خراب میکردند و رعایا را درویش میگردانیدند تا متفرق میشدند، بر سبیلِ اجمال یاد میکنیم و در آن باب مبالغت ننماییم تا مبادا کودکان و کسانیکه بعد از این در وجود آیند و آن ظلم و تعدی را ندیده باشند، هر آینه تصور کنند که آن معانی بطریق مبالغۀ بلیغ در قلم آمده.. ما بدان سبب موجز تقریر کنیم
----------------------------------------------------
امیدوارم این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، مفید بوده باشه
«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for Mind.
117 reviews17 followers
February 20, 2022
رشید الدین در این کتاب در باره اویغورها چنین نوشته که؛
واژه اویغور در زبان ترکی باستان به‌معنی «به‌هم پیوستن و کمک کردن» است. خان ترک، اغوز خان نُه پسر داشته که جمع آن‌ها را اویغور می‌گفتند. اویغورها یکی از سرشناس‌ترین ملل ترک هستند که فرهنگ و زبان آن‌ها پایه دیگر زبان‌های ترکی محسوب می‌شود و از نخستین ملل ترک‌زبان بوده‌اند که به دین اسلام گرویدند.

رشیدالدین این کتاب را به درخواست غازان خان نوشت و چون غازان خان درگذشت، آن را به اولجایتو تقدیم کرد. به فرمان اولجایتو این کتاب به نام غازان خان، مبارک غازانی نامیده شد، ولی بخش‌هایی دیگر شامل تاریخ دوران پادشاهی اولجایتو، تاریخ ادوار و اقوام جهان، صورالاقالیم و مسالک الممالک در دو جلد نوشته و به بخش پیشین افزوده شدند که این سه جلد روی هم رفته جامع‌التواریخ را تشکیل می‌دهند.

*توضیح*محمد خدابنده اولجایتو هشتمین سلطان از سلسله ایلخانان بود که از ۷۰۳ تا ۷۱۶ ه‍.ق بر ایران حکمرانی کرد. وی پسر ارغون (چهارمین ایلخان مغول) و برادر غازان (هفتمین ایلخان مغول) بود.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.