با پیدایش جنبشهای اعتراضی و وقوع ناآرامیهای گسترده در نقاط مختلف جهان و بهخصوص در منطقهی خاورمیانه و شمال آفریقا از آغاز سال ۲۰۱۱ به بعد، و با وقوع انقلاب و تغییر نظامهای سیاسی در برخی از آن کشورها، درصدد برآمدم تا نظریهای را که سابقاً برای تحلیل انقلاب ایران و توضیح فرآیند گذار به مردمسالاری در برخی از کشورها تنظیم کرده بودم، برای تحلیل تحولات سیاسی اخیر به کار ببرم، و از آن چشمانداز شرایط پیدایش و تفاوت در پیامدهای آن تحولات و ناآرامیها را توضیح بدهم. این نظریه بر هشت محور استوار بوده است که چهار محور آن مربوط به مبانی قدرت دولتها و چهار محور دیگر مربوط به اجزای جنبشهای اعتراضی و انقلابی و یا فرآیند بسیج سیاسی است.
حسین بشیریه در سال ۱۳۳۲ در همدان متولد شد. وی لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. در سال ۱۹۷۹ در رشته رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان فوق لیسانس دریافت کرد و در سال ۱۹۸۲ موفق به اخذ درجه دکترا در رشته تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول گردید.
او که در دانشگاه تهران ممنوعالتدریس شده بود ایران را ترک کرد و به دانشگاه سیراکیوز در نیویورک رفت.
نقطۀ قوت کتاب اینه که تلاش کرده رویکردی پیدا کنه برای تحلیل همۀ جنبش های اعتراضی و انقلابی. بعضی این تعمیم رو نقطۀ ضعف کتاب میدونن که خب انتقاد قابل تأملی است، اما به عقیدۀ من این نگرش تطبیقی و ردیابی عوامل و علل مشترک یا یه جور معیار واحد برای قضاوت در مورد جنبشهای انقلابی بسیار میتونه ابزار مفیدی باشه برای بررسی وضعیت انقلابی، خصوصاً وضعیت انقلابی امروز ایران.
حسین بشیریه میگه «انقلابهای سیاسی نتیجۀ گردهمایی هشت عامل اند. چهار محور مربوط به مبانی قدرت دولتها عبارت اند از: بحران مشروعیت، بحران کارآمدی، بحران وحدت درونی گروه حاکم و بحران دستگاه های سلطه و سرکوب. از سوی دیگر چهار محور مربوط به جنبش و بسیج انقلابی عبارت اند از: حجم نارضایی عمومی، سازماندهی، ایدئولوژی انقلابی و رهبری.»
بعد هشت جنبش اعتراضی رو در آمریکا، اسپانیا، انگلستان، یونان، تونس، مصر، لیبی و مراکش با استفاده از این هشت عامل تحلیل میکنه و میگه اگه جنبش پیروز شد به دلیل گرد هم آمدن کدوم عوامل بود و اگر شکست خورد به دلیل غیاب کدوم عوامل.
کتاب کوچک و ساده فهمی است که هم یه جور تاریخ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی معاصر جهان محسوب میشه و هم میتونه یه جعبه ابزار بسیار کاربردی باشه برای تحلیل و بررسی جنبش های انقلابی و اعتراضی دیگه، ازجمله جنبش های مختلف در ایران از مشروطه تا امروز.
بحران اقتصادی غرب در سال ۲۰۰۸ و تاثیر آن روی دولت هایی با مشروعیت و دموکراسی و دولت ها و نظام هایی فاقد مشروعیت پنج ستاره فقط به دلیل شرایط کنونی کشور و شباهت های داستان انقلاب مصر و لیبی با رژیم حاکم در کتاب صفحه ۹۹ میخوانیم: رژیم سرهنگ قذافی در مدت ۴۲ سال ، ماندگاری چشمگیری از خود نشان داده و به رغم مشکلات مشروعیت و کارآمدی دوام آورده بود. اما سه عامل اصلی در فروپاشی آن در شرایط افزایش نارضایتی عمومی و بحران اقتصادی مهم بودند : یکی تفرقه و شکافی که درون گروه حاکم رخ داد ؛؛ دوم سرپیچی و نافرمانبرداری بخشی از نیروهای مسلح که شورشی مدنی را به جنگ داخلی تبدیل کرد ؛ و سوم مداخله نظامی خارجی که بحران سلطه رژیم را به اوج خود رساند.
پرسش اصلی بشیریه در «از بحران تا فروپاشی» همانطور که در کتاب هم ذکر شده این است که «در شرایط بحرانی یعنی در شرایطی که ناخرسندیهای اقتصادی و اجتماعی به پیدایش جنبشهای اعتراضی و سازماندهی مخالفان و بسیج سیاسی و درخواست دگرگونیهای اساسی در نظامهای سیاسی میانجامد، چه عواملی موجب ماندگاری یا پایداری آن نظامها و یا ناماندگاری، آسیبپذیری و فروپاشی آنها میگردد». به عبارت مختصرتر او میخواهد به این سوال پاسخ دهد که چه میشود در کشوری بحران منجر به فروپاشی سیاسی میشود و در کشوری دیگر خیر. بشیریه برای تبیین این مسئله به سراغ کشورهایی میرود که در پی بحران اقتصادی ۲۰۰۸ در آنها ناآرامیهایی رخ داده بود. بعضی کشورهای غربی مانند آمریکا، انگلستان و اسپانیا و بعضی کشورهای آفریقایی که در آنها سلسله اعتراضات مردمی منجر به وقوع موجی از انقلابها موسوم به بهار عربی شد. آخرین موردی که در این کتاب بررسی میشود مورد مراکش است. این کشور نیز متاثر از بحران ۲۰۰۸ دچار مشکلات اقتصادی شد اما نویسنده توضیح میدهد که چرا این بحران و اعتراضات در پی آن به فروپاشی سیاسی نینجامید. او علت اصلی را انعطاف سلطان این کشور در برابر نارضایتیهای مردم عنوان میکند و میگوید پادشاهان میتوانند با تنها سلطنت کردن و کنار کشیدن خود از امر حکومتداری، ماندگاری سیاسی خود را تثبیت کنند، کاری که رهبران خودکامه قادر به انجام آن نیستند. مثال مراکش میتواند حاوی درسهای قابل توجهی برای اندیشمندان، دانشجویان و به طور کلی علاقهمندان به امر سیاست و علوم سیاسی باشد. به طور کلی این کتاب را مانند دیگر پژوهشهای حسین بشیریه میتوان در زمرهی آثار درخشان علوم سیاسی به زبان فارسی دانست و صد حیف که جامعه .دانشگاهی ایران از حضور چنین استاد برجستهای در دانشگاه محروم است
باید حسین بشیریه بود تا در کمتر از 120 صفحه بتوان بحران مالی غرب در سال 2008 و تاثیرات آن بر سراسر دنیا و به خصوص خاورمیانه رو تحلیل و بررسی کرد. کتابی سراسر مفید و سودمند که دارای 2بخش است; در بخش اول به بررسی تاثیرات بحران اقتصادی سال 2008 بر اروپا و آمریکا و در بخش بعدی اون به بررسی بهار عربی سال 2011 پرداخته میشه و باز ذهن مخاطب رو با این سوال و دوراهی معروفِ "تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی یا بالعکس" درگیر میکنه. البته با مطالعه کتاب میشه تاحدودی به جواب این سوال پی برد.
حسین بشیریه در نیمهی اول کتاب، از بحرانهای اقتصادی آمریکا، اسپانیا، انگلستان و یونان میگوید، در پایان دههی اول این قرن. میگوید مطالبات مردمی که به خیابانها ریختند، اقتصادی بود و نه سیاسی. این باعث شد ساختار حکومت باقی بماند. آمریکا پول چاپ کرد و تزریق کرد. کار مشترک کشورهای اروپایی در مواجهه با کسری بودجهی بانکها (که خصوصی بودند)، این بود که دولت مبالغ هنگفتی به بانکها داد. و بعد آمد کسری بودجه را با سیاستهای ریاضت اقتصادی (بر مردم و بازنشستهها و کارمندان) جبران کند. مردم هم بعضا میگفتند از شرکتها و بانکها مالیات بگیرید نه اینکه ما را فلج کنید. این شد که احزاب چپ رادیکال ناگهان محبوبیت یافتند در اروپا.
در بخش دوم کتاب، نویسنده معتقد است که بحران اقتصادی جهانی (که ظاهرا از قضیهی املاک و وامها در آمریکا شروع شده) بر تونس و مصر و لیبی و مراکش تاثیر گذاشت. چه اقتصادشان جهانی بود، چه نه. بعد هم چون مطالبات سیاسی از قبل وجود داشت و ارتش به مخالفین میپیوست، رئیس حکومت سرنگون میشد. بیشتر رفرنسهای نویسنده، همان نسخهی غربی اخبار از وقایع بهار عربی است. یعنی یک میوهفروشی خودسوزی کرد و مردم در فیسبک به هم گفتند برویم اعتراض علیه این دیکتاتور خونخوار. پس تحریکات خارجی و انقلابهای بعضا __تقلبی__ چه؟ بنظرم این سادهسازی و مقایسهی غرب و شمال آفریقا با یک متد، ایراد اصلی کتاب است.
بشریه دو نکته جالب رو در کتاب تصریح می کنه: این که کشورهای غرب آسیا که روابط سیاسی و اقتصاد نزدیکی با امریکا و اروپا داشتند سقوط کردند و دوم، این که وقتی این کشورها درهای خودشون رو به بازارهای جهانی گشودند، تاثیر منفی این بازار بر اقتصاد داخلی این کشورها بسیار بالا بود و به فروپاشی انجامید.اما در تحلیل شکست اعتراضات کشورهای غربی دو استدلال رو مکرر مطرح می کنه: معترضان سازماندهی خوب و آلترناتیوی برای حل مشکلات نداشتند. در حالی که این تحلیل کاملا درست نیست، در مصر و تونس هم مردم آلترناتیوی نداشتند اما فروپاشی رخ داد.
حسین بشیریه در این کتاب اثر بحران مالی 2008 را در آمریکا، اروپا و افریقا بر جنبشهای انقلابی و تظاهرات بررسی میکند. تونس و مصر در پی این بحران فروپاشیدند و مراکش و کشورهای اروپایی این بحران را پشت سرگذاشتند. بحران مشروعیت حکومتها در پی نابسامانی اقتصادی بزرگترین عامل فروپاشی هستند که تظاهرات را به جنبشی انقلابی تبدیل میکند.
well I appreciate the effort that author has done to gather all this data but personally for the hundred times I DO NOT LIKE the conservatism style that all Persian sociologist choose. It's great to write about history but it is not all about just narrating the exact dates of events. You should try some spice and add your out of the box opinions about it.