جلست في الصف الأخير وألقيت نظري إلى وجوه العناصر المتعبة والتي كانت تختبئ فيها ابتسامات مخفية. في تلك المحافلة لم تكن تسمع إلا صوت محرك الحافلة المخيف المخلوط بصفير الريح التي تنفذ وتهجم داخل الحافلة من خلال نوافذها القديمة البالية الكسيحة. ولكي يمضي الوقت كنت أقرأ همسًا شعرًا للمرحوم سبهري بعنوان (رسالة الأسماك). عمد سهراب في ذلك الشعر إلى نقل رسالة الأسماك العطشى في حوض الماء الفارغ إلى الرب. وكانت رسالة الأسماك هي التالي: لو رأيت الله وسط الحديقة، تلطف وقل له أن الأسماك عطشى وبحاجة للماء. أيضًا المقطع الأخير الذي أحبه كثيرًا والذي قرأته كثيرًا في تلك الليلة ويقول المقطع: كانت الرياح تهب باتجاه أشجار الدلب وأنا كنت ذاهبًا إلى الله. لم تكن لتنتهي منعطفات الطريق كذلك قلقي المستمر، أخيرًا وصلنا صباحًا والطقس غائمًا ورطبًا إلى دوزفل تقريبًا الساعة ١٠ صباحًا، وبذلك يكون قد وفّي السائق وعده. * Language (for non-English books): Arabic
اولین کتابی بود که از زبان یه سردار حاضر تو جبهه خوندم . برای من خط به خطش هیجان انگیز و قشنگ بود . از اینکه شهید همدانی خودشون بخشی از خاطرات حضورش تو جبهه اینقد ساده و صمیمی تعریف کرده و برامون به یادگار مونده خییلی خیلی ارزشمنده. البته انتهای کتاب خیلی کوتاه از خاطرات حضورشون تو سوریه و خاطره ای از همسرشون هم ثبت شده.
لازمه ذکر کنم خاطرات شهید همدانی از زبان همسرشون خانم پروانه چراغ نوروزی تو کتاب خداحافظ سالار هم بینظیره .
پرچمدار رشید سپاه حضرت محمد رسولالله (ص)؛ شهید حسین همدانی
کتاب پنجم از مجموعه بیستوهفت در ۲۷ به سردار حاج حسین همدانی (۱۳۲۹-۱۳۹۴) اختصاص یافته است. این کتاب ۵۱۲ صفحهای در مدت کوتاهی -فاصله بین هفتم تا چهلم_ پس از شهادت این رویش انقلاب اسلامی در سوریه، آماده و منتشر شد.
بیش از نیمی از کتاب به زندگی و خاطرات شهید از تولد تا اواسط جنگ اختصاص دارد. بخشهای پایانی کتاب نیز به حضور شهید در سوریه پرداخته است. مصاحبههای حسین بهزاد با شهید که بخشی از آنها پیشتر در کتاب «مهتاب خین» منتشر شد، از منابع اصلی بخشهای اول کتاب هستند. (همکاری پژوهشی این دو نویسنده دفاع مقدس ستودنی است.) یک کار خوبی که در این کتاب دیدم، چند صفحهای بود که صحبتهای همسر شهید اومده بود. همسران شهدا هم نقش مهمی در زندگی شهیدان داشتهاند و هم گفتنیهای زیبایی دارند و ابعاد پنهانی را میتوانند بیان کنند که قرار دادن آنها در کنار جنبههای تاریخ تحلیلی دفاع مقدس سودمند است.
این کتاب را به پیشنهاد دوست فرزانه و کتابدوستم آقا محسن محمددینی خریدم. انشاءالله خدا دوستهای خوب کتابخون ما را زیاد کنه.
لحن کتاب صمیمی و خودمانی است. یکی از مواردی که برای من قابل توجه بود افتادگی این شهید بزرگوار در نقل خاطرات جنگ است. هیچ جا نمیبینید که به تعریف شخص خودش پرداخته باشد، اما تا دلتان بخواهد از رفقا و همرزمانش میگوید، تا جایی که گاهی خود نقلکنندهی خاطرات را فراموش میکنید و مثلا مجذوب فردی چون شهید شهبازی میشوید.
نقل عملیاتهای جنگ با جزئیات زیادی همراه بود که گاهی برایم کسلکننده میشد، اما بااینحال میدانم که وجود چنین جزئیاتی برای ثبت در تاریخ و برای علاقهمندان آن ضرورت دارد.
حیف که مصاحبه با ایشان نیمهتمام ماند. واقعا حیف. متأسفانه در کشور ما این نوع مصاحبهها و خاطرهنویسیها آن چنان که باید جانیفتاده و خیلی از حقایق و تجارب و ناگفتههای تاریخی با فوت یا شهادت افراد تأثیرگذار و آگاه از بین میروند یا فراموش میشوند.