محمد صادق صادقی گیوی معروف به صادق خلخالی (زاده ۱ مرداد ۱۳۰۵ – درگذشت ۵ آذر ۱۳۸۲) روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاههای انقلاب پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود. خلخالی سه دوره نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم استان تهران در نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری بود. او پس از درگذشت سید روحالله خمینی از صحنه سیاسی کنار گذاشته شد و در انتخاباتها هم رد صلاحیت شد. وی سپس به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد
در سالهای آغازین پس از انقلاب ۵۷ ایران افراد زیادی به حکم خلخالی اعدام شدند. محاکمه و اعدام وابستگان و صاحب منصبان رژیم پهلوی در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ باعث شد خلخالی به چهرهای جنجالی تبدیل شود. همچنین او در سال ۵۷ حکم اعدام شماری از مخالفان کرد را صادر نمود. وی همچنین از اردیبهشت تا دی ۱۳۵۹ با حکم رئیسجمهور وقت سرپرست کمیته مبارزه با مواد مخدر ایران بود
در مقدمه کتاب از قول کسی خلخالی می نویسه که خاطرات شما شرم آوره! خلخالی در جواب ایشون می نویسه که ممکنه قسمت هایی از زندگیش اینطور باشه اما تمامش نیست، من با این حرفش موافقم.خلخالی یه آدم رادیکلله که اونجوری که فک میکرده زندگی کرده،کارهای فوق العاده بدی هم انجام داده اما در کل کتاب خوندنی و شیرینیه
مفالات و مصاحبات او در روزگار گذشته در این کتاب جمع شده خلخالی در این کتاب از یک حاکم شرع که با افتخار از صادر کردن بیش از 500 حکم اعدام سخن گفته در این نوشتارها به یک سیاستمدار مبدل می شود که مانند دایی جان ناپلون همه دسیسه ها را به گردن اسراییل و استکبار می اندازد حتا بلوای کردستان را ناشی از اقدامات صهیونیسم می داند. گفتارهای خلخالی آنقدر دور از واقعیت است که افراد نزدیک به بدنه نظام همچون دختر طالقانی، اسدالله بادامچیان و... نوشته های او را دروغ دانسته و بر آن نقد نوشته اند. کتاب آنقدر ساختگی، شعاری و فاقد مطلب است که اتمام آن هنر و صبر فراوان می خواهد به ویژه که با هتاکی و بی ادبی نویسنده همراه است توهین نامه او به کوروش به حدی زشت و ساختگی است که حال به عنوان یک صدای مخالف نیز ارزش خواندن ندارد
با خواندن كتاب درك كردم وقوع انقلاب در هر جامعه اي چه هزينه سنگين مادي و معنوي بر جاي مي گذاره در اين كتاب آقاي خلخالي چنان از اعدام كردن انسانها راحت صحبت مي كنه كه باور كردني نيست!!!! در انتهاي كتاب آقاي خلخالي اينگونه مي نويسد : (در مدتي كه حاكم شرع بودم حكم اعدام نزديك به 500 نفر را صادر كردم واز اين بابت اصلا عذاب وجداني ندارم!!!!)جالبه براتون بگم در دادگاهايي كه آقاي خلخالي برگزار مي كردند هيگونه وكيل مدافعي حضور نداشته چون ايشان اعتقاد داشته آدم زنده وكيل وصي نياز نداره و هر روز كه دادگاه برگزار مي شده و حكم اعدام صادر مي شده شب هنگام حكم اجرا مي شده و جاي هيچ گونه اعتراضي باقي نمي مانده است.
حالت به هم می خورد از این همه بداهت . از این که یک دیوانه واقعا چطور می تواند بر مسندی چنین تکیه بزند . فقط یک کلمه لایق شخصیت این عالیجناب است : آشغال و بس . مزدور بع معنی واقعی کلمه . اعمال و حرف هایش از زشتی می گذراندت به وقاحت تن می زند و ریشه های تنفر را در وجودت باز از نو به حرکت وامی دارد . من از او متنفرم
چون مربروط به مقطع حساسي از تاريخ معاصر است خواندن آن براي بسياري مي تواند مفيد باشد.خلخالي با پايبندي به اعتقادات خود همه چيز را مي گويد.او از هيچ چيز پشيمان نيست و آن چه كرده را در راه رضاي خدايش مي داند.از اين نظر چيزي را سانسور نكرده و درد وجداني ندارد.
دو ستاره به این کتاب میدهم چون علی رغم اختلاف نظرهای عمیق با آیت الله، جسارت او در بیان آن چه بر محکومان روا داشته، ستودنی است آوردن برخی نقدهای وارد بر عملکرد و صحبتهای آیتالله در انتهای کتاب نیز مفید بود
از یکی از اساتید روزنامهنگار که پیگیر سالهای آخر عمر ایشان بود شنیدم در وضعیت فوقالعاده وحشتناک و متعفنی از دنیا رفته … خداوند از سر تقصیرات همه ما بگذره …
این کتاب را امروز با پسرعمهام شروع کردم و دلم نیامد که این قسمتهای جالب را که با آن مواجه میشویم برای شما ننویسم.
فارغ از تمام حرفهایی که او در کتابش آورده که بگوید چهقدر این خاطرات مفید هستند، در جایی ذکر میکند که این خاطرات در نشریه توقیفشده سلام پیشتر چاپ شده بودند، و کسانی گفته بودند که این خاطرات زشت و شرمآور هستند، و در توضیح اینکه چرا اینطور نیستند، چنین آوردهاند که: «... چگونه خاطرات بختیار و قرهباغی و سفیران انگلیس و آمریکا و اشرف و ثریا و فرح، خاطرات سرلشکر فردوست و شاه و عَلَم و محمدعلی مسعود انصاری و اردشیر زاهدی شرمآور نیست که در جراید منتشر میشود، ولی خاطرات حقیر که در جریان انقلاب بودهام شرمآور میباشد. مردم اگر این واقعیت تلخ را بدانند که هویدا که متصدی پست ریاستالوزرایی، در طول سیزده سال بوده، ختنه نشده بود؟!! آیا نوشتن اینگونه مطالب در خاطرات شرمآور است؟ ...» (صفحات ۱۳ و ۱۴)
خیلی جااالب و خنده دار و تاسف بااار جالب به خاطر اینقد ساده و بچه گانه بیان کردن وقایع و اینقد صادقانه گفتن از هدفش برای اعدام ...خنده دار برای بسیاری از داستان ها و دلایلش و ایدئولوژیش و تاسف بار هم برای اینکه خیلی از مدیران و نخبگان رو به دلایلی که صرفا برای خودش منطقی بود اعدام کرد خیلی راحت دلیل بسیاری از اعدام هاش رو عقده هاش بیان میکنه ...مثل تبعیدش به لار و بعدش چند بار رفتن به لار برای پیدا کردن افرادی که اذیتش کردن و اینکه اونها رو اعدام کنه ....کلا جالب بود .