نقد ادبی، بهویژه در دهههای اخیر، هرچه بیشتر خصلتی بینرشتهای یافته و به عبارت دیگر بسیاری از اصول و روشهای خود را از سایر علوم انسانی به عاریت گرفته است. پیدایش رهیافتهایی از قبیل نقد فلسفی، نقد روانکاوانه، نقد جامعهشناسانه، نقد ساختارگرایانه و امثال آنها بر سرشت پذیرندهی نقد ادبی در دوره و زمانهی ما دلالت میکند. اما آیا میتوان زبانشناسی را —که مطالعه علمی زبان است— در مطالعات نقادانه ادبی به کار برد؟ پاسخهای گوناگونی که از دیدگاههای گاه متضاد به این پرسش داده شدهاند، بسیار مناظرهبرانگیز بودهاند. کتاب حاضر میکوشد تا چشماندازی تا حد امکان متوازن از این دیدگاهها ارائه دهد. به این منظور، مقالاتی از دو زبانشناسِ آشنا با نقد ادبی و دو منتقد ادبیِ آشنا با زبانشناسی (رومن یاکوبسن، دیوید لاج، راجر فالر و پیتر بَری) در این مجموعه به خواننده ارائه میشوند. گزینش و انتشار این مقالات بر مبنای ملاک تکثر آرا بوده است تا پیکربندیِ عمومیِ کتاب بتواند —به تأسی از روح زمانهی ما— ماهیت چندصداییِ نقد ادبی را به وجهی شایستهتر نشان دهد. کتاب زبانشناسی و نقد ادبی نخستینبار در سال ۱۳۶۹ انتشار یافت و بهسرعت به متن درسی در رشتهی زبانشناسی و نیز ادبیات تبدیل شد. در ویرایش دوم، یک مقالهی جدید با عنوان «سبکشناسی» به کتاب افزوده شده، و نیز نمایهی موضوعات، اشخاص و آثار و واژهنامههای انگلیسی و فارسی بسط داده شدهاند.
به نظرم برای کسی که به مقتضای محتوای درسش مجبور نباشه تمام کتاب رو از بر کنه، هفتاد صفحهی اول کتاب به طور کامل مباحث رو مطرح و جمعبندی میکنه و از اون به بعد صرفا دغدغههای زبانشناسها رو در مورد زبانشناسی پاسخ میده.
مقدمهها بسیار خوب بود. ترجمه تقریبا بینقص بود. محتوای کتاب پیرامون نظریهی یاکوبسن در مورد دو قطب استعاری - مجازی و (در همین راستا) دو کارکرد انتخابی - هم نشینی زبان شکل میگیره، و بازتالیف دیوید لاج از همین نظریه در ادامه مطرح میشه و نقد و بسط این دو موضوع توسط راجر فالر بهش اضافه میشه.
این کتاب در زمان خودش پیشرو بوده است، به سال انتشار نخست آن دقت کنیم. و یک بخش دارد که هنوز برای من ایده میآورد و نگاهم را تحت تاثیر قرار داده است. وقتی بند اول روایت بنجی در خشم و هیاهو را با متد زبانشناسی و زبانپریشیِ یاکوبسنی بررسی میکند (که البته میتوان با دستآوردهای دیگر نشانهشناسی و روایتشناسی نیز ترکیب کرد) راهگشاست.
برا شروع زبانشناسی و نقد ادبی کتاب خوبیه، ولی فکر کنم دیگه زیادی جمعوجوره! یه جاهایی برا من خیلی بدیهی بودن، نمدونم شاید چون من از قبل مطالعه داشتم ولی برا یکی که یه چیز ساده و موجز بخواد خوبه.
کتاب مجموعه مقالاتی از یاکوبسن، فالر، لاج و بری است. مقالهها پیرامون این سوال میچرخند که آیا منظر زبانشناسی را میتوان وارد نقد ادبی کرد؟ آیا میتوان زبانشناسی را در ادبیات به کار برد؟ هر کدام از مقالهها نکات جالب و بعضاً تحلیلهای جالب زبانشناسانهای دارند. مقالهٔ «قطبهای استعاری و مجازی در زبانپریشی» از یاکوبسن مقالهٔ خیلی جالبی بود که دیوید لاج در مقالهٔ «زبان ادبیات داستانی نوگرا: استعاره و مجاز» آن را تکمیل میکند. ایدهٔ اصلی این است که شعر به قطب استعاره نزدیک است و نثر به قطب مجاز. یاکوبسن از یک اختلال زبانپریشی این بحث را آغاز میکند. مقالهٔ «سبکشناسی» از بِری هم توضیحات مقدماتی و البته دقیقی دربارهٔ نقد سبکشناسانه ارائه میدهد. دو مقاله فالر هم بیشتر حول این ایده میگردند که ادبیات را میتوان (و باید) به منزلهٔ کلام دید و نباید بر ویژگیهای تعاملی و وجه ارتباطی آن چشم بست. ردپای هالیدی در هر دو مقالهٔ فالر به وضوح دیده میشد.
کتاب فوق شامل مقالات زیر است 1- بررسی ادبیات به منزله ی زبان - راجر فالر / ترجمه ی حسین پاینده 2- قطب های استعاری و مجازی در زبان پریشی - رومن یاکوبسن / ترجمه ی مریم خوزان 3- زبان ادبیات داستانی نوگرا: استعاره و مجاز- دیوید لاج / ترجمه ی مریم خوزان 4- زبانشناسی و شعرشناسی -رومن یاکوبسن / ترجمه ی حسین پاینده 5- ادبیات به منزله ی کلام - راجر فالر / ترجمه ی حسین پاینده 6- سبک شناسی - پیتر بری / ترجمه ی حسین پاینده
کتاب فوق به گفته ی مترجمان آن به دنبال برقراری رابطه بین زبانشناسی علمی و نقد ادبی از چند دیدگاه مختلف است