Jump to ratings and reviews

ریگستان

290 pages, Paperback

First published October 31, 2016

Loading...
Loading...

About the author

Shahzoda Nazarova Samarqandi

4 books8 followers

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (28%)
4 stars
3 (42%)
3 stars
2 (28%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Hamid.
549 reviews
April 19, 2019
ریگستان، داستانِ بی قراری هاست. داستانِ دل بستن و دل کندن و با همه ی این ها هم چنان ریشه در خاک داشتن، داستانِ دل بسته بودن؛ داستانِ خواستن و در پی خویش گشتن در هیاهوی گم شدگی، داستانِ بلاتکلیفی و رهاشدگی، رو در رویِ بیگانگی با زبانِ خود سخن گفتن. داستانِ چه خواهد شد؟ چه باید کرد؟ ریگستان داستانِ ارجمندی ست از یک نویسنده ی ارجمند. یک پارسی زبانِ دل بسته ی سمرقند، سمرقندِ باستانیِ ریشه زده در تمامِ جانِ زبانِ پارسی. سمرقندِ رودکیِ جان. سمرقندِ جانِ جهان، سمرقند آن چنین دور اما این چنین نزدیک
شهزاده ی سمرقندی؛ زاده ی سمرقند و تاجیک است. تلاشِ خواندنی او در رمان ریگستان، نمایاندن گستره ای است در ذهن برای واکاوی آنچه که فراموش کرده ایم؛ هویتِ زبانی و دل بستگی ها به سرزمینی که هر روز از آن بیگانه تر می شویم! سرزمینی که آن چنان کوردلانه به دستِ اغیار سپرده ایم اش که درست از نادرست را دیگر هیچ شناسایی نمی کنیم و اینجاست که رمان شهزاده سمرقندی مانند آینه ای است در برابر فراموشی و خاموشی ما، نادانی ما و تقدیسِ هر روزه ی دروغ! و برای من بسیار دلچسب و چه بسیار دل تنگ کننده بود خواندنش. پس خواندن ریگستان یک یادآوری هم هست؛ بازگشت به خود و فریاد کشیدن در برابر همه ی آنچه که تقلبیْ هزاران ساله است، چرا که هر روز که دیرتر با خود مواجه شویم انگار که صد سال دورتر می افتیم از خود
زبانِ داستان و توصیف های نویسنده را بسیار پسندیدم. شهزاده سمرقندی زبانِ توانمندی در گزارشِ درون و حالت های آدم های داستان، بنای شهر و چگونگی رابطه میان شخصیت ها دارد و هنگام خواندن تو گویی در شهر غرق می شوی و می شوی از مردمانِ سمرقند، فضاسازی نویسنده مرا که سمرقندْ ندیده ام بسیار خوب درون شهر قرار داد و شخصیت ها که همه آشنا بودند برایم. تنها، ایرادم به گفت و گو هاست که با دستورزبانی شبیه گرامر انگلیسی نوشته شده اند؛ یعنی نامِ گوینده پس از نوشتن گفته اش آمده است که کمی سکته در خواندن ایجاد می کند و ناآشناست. باری خواندن ریگستان یک تجربه ی زبانیِ دل نشین هم هست و این خواستنی ترش هم می کند. تجربه ی زیستِ زبانی در سرزمینی که اینقدر آشناست و هیچ نمی شناسیم اش
سپاس از شهزاده سمرقندی برای نوشتن ریگستان و بازتاباندن آفتابِ درخشان و گرمِ زبانِ دلچسبِ پارسی از سمرقندِ جان

1398/01/30
#

واپسین ساخته ی کیوشی کوروساوا
To the Ends of the Earth 2019
شکلی دیگر از مواجهه ی زبان و رودررویی با ساختاری که هیچ نمی شناسیمش و گمان می بریم به آنی آن را کشف می کنیم
فیلم در سمرقند و تاشکند ساخته شده است و به حق که ساخته ی دلچسبی بود و چه بسا دیدنش پس از خواندن ریگستان احوالی دیگر باشد

1399/08/19

Profile Image for Ferial Fattahi.
191 reviews16 followers
January 26, 2019
کتاب حول محور فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی و در جریان سیاسی متزلزل حاکم بر کشوری فارسی زبان می‌گذرد. قصه بسیار زیبا و گیراست؛ خصوصا نیمه ی دوم داستان که کشش بسیاری دارد.
خواندنش برای من بسیار لذت بخش بود چرا که در قابی بزرگ‌تر جریان دیکتاتوری حاکم را می‌توان سمبل هر استبدادی گرفت و شرح حال گم کرده‌ی فرهنگ و تاریخ و انسانیت، قصه‌ایست جهان شمول: در همه اعصار خواندنی و در همه حال گریستنی. اما شاید این شادی روزی نصیب ما هم بشود که در گزار از یک حاکمیت به
مطلق حاکمیتِ عقبی، لحظه‌ای احساس آزادی کنیم.
.
.
.
“در یک روز اتفاق‌های بسیاری برایش افتاده و سخت خسته و بی حوصله است. هیچ چیزی به غیر از سمرقند، به غیر از ازدحام ریگستان برایش در عین حال آرام‌بخش نیست. دلش برای سمرقند تنگ شده بود. عجیب دلش برای سمرقند تنگ شده بود. نه برای م.د. یا ناظم، یا شاعر یا مادرش یا هر کسی که برایش عزیز بود. دلش برای سمرقند تنگ شده بود. وقتی سمرقند را داری این همه را نیز داری و به همراه صد ها و هزاران چیزهای دیگر. وقتی سمرقند را نداری، هیچ نداری.”
Profile Image for Peyman Haghighattalab.
243 reviews66 followers
September 13, 2018

حالا که کتاب را تمام کرده ام برایم تجربه ی تاریخی از دست دادن پدر بزرگ (اتحاد جماهیر شوروی) برای زیرمجموعه های آن (جوامعی چون ازبکستان و تاجیکستان و ترکمنستان و...) بسیار سوال برانگیز شده... تجربه ی خاصی که قبلا اصلا به آن فکر نکرده بودم؛‌ نوعی از انقلاب که انقلاب نبوده.
برای رونویسی و بلندخوانی تکه های زیادی داشت این کتاب.
Profile Image for کتابخونه.
17 reviews4 followers
December 6, 2021
ریگستان، داستانِ بی قراری هاست. داستانِ دل بستن و دل کندن و با همه ی این ها هم چنان ریشه در خاک داشتن، داستانِ دل بسته بودن؛ داستانِ خواستن و در پی خویش گشتن در هیاهوی گم شدگی، داستانِ بلاتکلیفی و رهاشدگی، رو در رویِ بیگانگی با زبانِ خود سخن گفتن. داستانِ چه خواهد شد؟ چه باید کرد؟ ریگستان داستانِ ارجمندی ست از یک نویسنده ی ارجمند. یک پارسی زبانِ دل بسته ی سمرقند، سمرقندِ باستانیِ ریشه زده در تمامِ جانِ زبانِ پارسی. سمرقندِ رودکیِ جان. سمرقندِ جانِ جهان، سمرقند آن چنان دور اما این چنین نزدیک
شهزاده ی سمرقندی؛ زاده ی سمرقند و تاجیک است. تلاشِ خواندنی او در رمان ریگستان، نمایاندن گستره ای است در ذهن برای واکاوی آنچه که فراموش کرده ایم؛ هویتِ زبانی و دل بستگی ها به سرزمینی که هر روز از آن بیگانه تر می شویم! سرزمینی که آن چنان کوردلانه به دستِ اغیار سپرده ایم اش که درست از نادرست را دیگر هیچ شناسایی نمی کنیم و اینجاست که رمان شهزاده سمرقندی مانند آینه ای است در برابر فراموشی و خاموشی ما، ناآگاهی ما و تقدیسِ هر روزه ی دروغ! خواندن ریگستان یک یادآوری هم هست؛ بازگشت به خود و فریاد کشیدن در برابر همه ی آنچه که تقلبیْ هزاران ساله است، که هر روز که دیرتر با خود مواجه شویم انگار که صد سال دورتر می افتیم از خود.


متن: حمید رضایی
Displaying 1 - 5 of 5 reviews