چند ورقی از اخرین جلد کتاب شازده مونده. میدونم وقتی کتاب رو تموم کنم حسرت نداشتن برگه دیگه ای از خاطرات و داستان های دکتر پاپلی یزدی نمیذاره از حس و حالی که موقع خوندش داشتم بنویسم. با علم به اینکه اخرین جلد کتاب شازده رو میخونم سعی کردم خوندن رو کند و نوشته ها رو مزه مزه کنم و حالا میخوام از کتابی بنویسم که من اون رو جز کتاب های جهان شمول میشمرم و فکر میکنم خوانش این کتاب برای هر قشری جالب و اموختنی خواهد بود. نمیدونم کتاب شازده جز کدوم دسته از طبقه بندی های موضوعی کتاب قرار گرفته، خودم ولی اون رو جز انسان شناسی، جامعه شناسی، صلح دوستی، تاریخ، سفرنامه، زندگی نامه، جغرافیا، فرهنگ و اداب و رسوم تقسیم میکنم. در واقع این کتاب مجموعه ای از داستان های واقعی هستش که تعریف اونها در خلال فرهنگ و سنت مکانیشون به همراه تاریخ وقوعشون، گنجینه ای شده برای علاقمندان به تفکر. کتابی که اثرات محیطی و تفکرات قالبی ملت ها رو عیان میکنه و گهگداری اون ها رو به وضوح تحلیل و بررسی میکنه. اما مهمترین چیزش سخن از اصلی ترین خصایص انسانی ای هست که برای تک تک انسان های زمین مفهوم و با معناست و زنجیری میشه که ادم ها رو به هم وصل کنه. مفاهیمی مثل دوستی، درک شدن، صلح، خیرهواهی و ارزش.
مثل دو جلد قبلی نثر روان و جذابی داره،اما چیزی که حوصله آدم رو سر میبره پراکنده گویی های زیاد و بی ربطه که در این جلد بسیار زیاد شده،و آدم رو خسته میکنه. میشه گفت که سفرنامه آخر که شاگرد آقای پاپلی نوشته نثر خیلی بهتری داره. و اگر به خاطر سفرنامه ها نبود من از دو ستاره بالاتر به این کتاب نمیدادم
جلد چهارم رو مثل اون سه جلد قبل دوست داشتم اما باید توجه داشت که اقای پاپلی هم ادم باسوادی و روشنفکری هستند هم قصه گوی خوبی هستند اما خب گاها زیاد تکرار مکررات در کتاب رخ میده که خب اون طبیعی هست چون ایشان ادعای نویسندگی ندارند.
شااااهکاررر و به معنای واقعیییی شااااهکاررررر شاید خسته بشید و جلد چهارم رو نخونید ولی باید بگم که با نخوندنش چه چیز بزررررگی رو از دست میدید اینسری از خاطرات پاپلی یزدی از هرسری بدیع تر و متفاوت تر بود و آدمی رو به معنای واقعی در دنیایی میبرد که شاید هییییییچ وقت دیگه تکرار نخواهد شد ولی دراین کتاب برایت تبدیل به تجربه و زندگی میشود و پس از گذشت این چهار جلد آدمی ۱۰۰ ساله هستی با تجربههای خاص و متفاوت و جهان بینی بزرگتر و چه چیز بهتر ازین که کتابی اینچنین شیرین و دلچسب در مدت کمتر از یکسال دنیای ذهن آدم را چندین سااال فراخ کند.. خلاصه بگم که اگه این چهار جلد کتاب رو نخونید انگاری چندینننننن جلد کتاب رو نخوندید و چندینننن سال شیرین رو زندگی نکردید
“شازده حمام “مجموعه چهارجلدی به قلم دکتر محمدحسین پاپلی یزدی می باشد که به خاطرات نویسنده در دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی می پردازد. دکتر پاپلی ، محقق و جغرافی دان یزدی است که در این اثر به خاطرات دوران کودکی و تحصیلی خود پرداخته، دهه ای که در آن شرایط شهر ها از آب انبار و قنات تا آب لوله کشی تغییر کرده و به نوعی گذر از سنت به مدرنیته دیده میشود. قلم بسیار شیوای نویسنده و توصیف سرنوشت دهها انسان که با اتفاقات عجیبی در زندگی خود مواجه شده اند و خاطرات خود نویسنده به عنوان کودک یتیم و بااستعدادی که توانسته با قبولی در دانشگاه و ادامه تحصیل مسیر سرنوشت خود را تغییر دهد ، از نقاط قوت این اثر می باشد خاطرات انسانهای محلات فقیر یزد و در ادامه سفرهای دانشجویی و شرایط عشایر خراسان از قسمتهای جذاب این اثر است، در واقع با مطالعه این مجموعه خاطرات چندین داستان کوتاه مستقل میخوانیم که همگی واقعی هستند و این یکی از علت تجدید چاپ این کتاب و کسب جایزه جشنواره جلال آل احمد می باشد. دکتر پاپلی در سال ۱۹۹۶ بعنوان عضو اصلی کمیسیون جغرافیای فرهنگی انجمن جغرافیدانان دنیا انتخاب شد. این کمیسیون کلا" ۱۰ نفر عضو دارد و سهم آسیا ۳ نفر است. پاپلی یزدی یکی از این ۱۰ نفر در دنیا و یکی از ۳ نفردر آسیا است. وی در سال ۹۱ با نامه ای سرگشاده پیشنهاد استعفای رییس جمهور احمدی نژاد را داشته و در این کتاب هم اشارات فراوانی به اوضاع اقتصادی و فرهنگی دهه نود دارد. قسمتی از کتاب:
اول مهر بود و هوای یزد، دلکش و دلانگیز و باغچه مدرسه پر از درخت] انار پنجره کلاس هم باز بود……آقا معلم پشت به بچهها کرد و روی صندلی کنار پنجره نشست……بچهها تقلا میکردند که شکل الف و به پای تخته را روی کاغذ بنویسند. برای من و چند نفر دیگر که ملا (مکتبخانه سنتی قدیم) رفته بودیم نوشتن راحتتر بود. نیم ساعتی آقا معلم در تفکر بود. بعد بلند شد و سری به میزهای بچه ها زد. یک مرتبه آقا معلم محکم تو گوش اصغر ]یکی از دانش آموزان[ زد. بطوری که اصغر سرش خورد به سر همکلاسی پهلویی! چرت بچهها پاره شد، همه هاج و واج که اصغر چکار کرد که آقا معلم اینطور محکم توی صورتش زد. آقا معلم گفت بچه دست راستت را کردی تو جیبت و با دست چپ مینویسی؟ بیا بیرون. اصغر ضعیف و نحیف و مردنی از روی نیمکت بلند شد و از ردیف دوم میزها به جلو تخته سیاه آمد. آقا معلم گفت کره خر، احمق کودن هنوز که دست راستت را کردی در جیبت و با لگد به پشت اصغر زد، اصغر بیچاره به شدت به طرف دیوار پرت شد و ناخودآگاه دست راستش را از جیبش بیرون آورد. او دستش را حایل خودش و دیوار کرد. اصغر از مچ، دست راست نداشت! این تلخترین خاطره تحصیلی از اولین روز کلاس اول ابتدایی، باعث شد که هر وقت چپ دستی را میبینم یاد معلم کلاس اول و اصغر بیفتم و همه چپ دستها را دوست بدارم. معلم یعنی آقای جلیلی هاج و واج مانده بود. اصغر بی دست هم جلو او ایستاده بود. با وجود سیلی و لگد و بی دستی، نه گریهای میکرد و نه نالهای! معلم گفت خوب برو بنشین. با دست چپ هم که نوشتی اشکالی ندارد. اصغر تا کلاس سوم به مدرسه آمد و سپس با پدر و مادرش از یزد به کرج مهاجرت کردند».
خوندن کتاب شازده حمام، برای من مثل نشستن پای خاطرات پدربزرگ شیرین سخنی بود که خاطراتش از دوران کودکی و نوجوانی و جوانی رو با لحنی صادقانه و بی شیله و پیله تعریف میکنه. من خیلی اهل خواندن اتوبیوگرافی نیستم، ولی از خوندن این کتاب خیلییی لذت بردم و دلیلش هم سخن صادقانه نویسنده بود، هیچ کجای این خاطرات، اثری از فضل فروشی در هیچ زمینهای نبود و نویسنده خاطرات خودش رو کاملا واقعی روی کاغذ آورده و اصلا سعی نکرده خودش رو بهتر از اون چیزی که هست نشون بده. با خوندن این کتاب میشه تا حدود زیادی با وضعیت زندگی مردم دهه ۴۰ ایران به خصوص یزد، آشنا شد. شنیدن حکایتهای گذر از سنت به مدرنیته و سختیهای پذیرفته شدنشون از طرف عموم مردم. از حمام دوش دار گرفته تا لباسشویی، رادیو و سینما، تلویزیون، پزشک به خصوص پزشک زنان و زایمان که عموما مرد بود، ماهواره، اینترنت و... قصههای زیادی از مخالفت افراطی حاصل از جهل برخی از افراد با علم و تکنولوژی که زندگی اکثریت رو تحت تاثیر قرار میداد. خلاصه که این قصه سر دراز دارد... با خوندن این کتاب تا حدودی میشه با زندگی عشایر خون گرم و طبیعت شناسی ذاتیشون، عزیزان اهل سنت کردستان و مهمان نوازی هاشون، یهودیها و ارمنیهای نازنین و مهربون ایران به خصوص یزد آشنا شد و از همزیستی مسالمت آمیز مردم دهه ۴۰ شنید و لذت برد. نویسنده کتاب، استاد جغرافی شناسی دانشگاه سوربن فرانسه هست که تحصیلات دانشگاهیش در ایران رو در دانشگاه مشهد گذروند. دوران تحصیلات ابتدایی هم در یزد بود. داستان تغییر رشته نویسنده از ریاضی به رشته ادبی در دوره دبیرستان هم با نمکه! خلاصه که خیلی این کتاب رو دوست داشتم و از خوندنش لذت بردم. بهتون پیشنهاد میدم بخونید، فکر کنم با هر سلیقهای، دوستش بدارید!❤️
در این جلد ، شخصیت شهربانو رو دوست داشتم . و همچنین خاطرات سفر به شمالی ترین نقطه کره زمین ، ۱۱۰۰ کیلومتر بالاتر از شمالی ترین نقطه آلاسکا . جزیره اسوالبارد و شهر لانگ یرباین
باز هم کتابی خوب و الهام بخش از سری شازده حمام به شخصه منتظر جلد پنجم آن هستم (در مصاحبه های دکتر پاپلی دیدم که جلد پنجم هم دارد) هر چند نقش خود دکتر پاپلی در این جلد کمرنگ شده بود باز هم خاطرات جالبی بود. در واقع این جلد میتواند خاطرات منتخب دکتر پاپلی از اطرافیانشان در نظر گرفته شود.
I think the quality is descending more and more and the writer gives his opinion on some topics that do not need to be said anything about! Not satisfied!