کاروان شعر موضوع: غزلیات, رباعیات, دوبیتی ها, مثنوی و نثر
سال انتشار: 1376 تیراژ: 2200
كاروان شعر در بر دارنده 860 غزل از غزليات ديوان كبير است كه تا كنون به عرصه چاپ و نشر نرسيده است. غزلياتي بسيار روان و از دل و جان گفته شده كه لاجرم بر دل مخاطب مي نشينند و آموزه هاي حضرت استاد را نيز به همراه دارند.
اين كتاب همچنين شامل 60 رباعي، 166 دوبيتي، 59 مثنوي و تعدادي نثر و دست نوشته هاي ديگر بزرگان نيز هست كه خواندن آنها خالي از لطف نيست
حُسين حماسيان صابر کرمانی در شهرِ کرمان متولد شده نامِ پدرش حبيب الله واز بازاريان معروف کرمان بود از نوجوانی به شعر وهنر و نقاشی و ستاره شناسی و مطالعة کتبِ علمی علا قة وافری داشته، تحصيلات مقدماتی خود را در کـرمان گـذرانده در سنِ ۱۸ سالگی پدرِخود را ازدست داده و چون فرزندِ بزرگ خانواده بوده فعاليتِ او زيادتر گشته بعد از چند سال به تهران آمده، ادبيات و شعر را دنبال کرده و در اين زمينه کوشش فراوان داشته تا به مرحلة استادی رسيده است، آثـاری ازجمله سيمای شاعران، لبخند بهار، شکوفه های عشق،اثردل،گذری برديوان صابرکرمانی ، مدح علی «ع»، گفتار پيرطريقت، زندگی چهارده معصوم و آثاری ديگر را عرضه نموده و در تحقيق و تألف و تصنيف همتی والا و قلمی شيوا دارد.
طبعِ روان او در بيان مطالب و موضوعات مختلف به شعر حيرت انگيز است و اين روانی از ابتدای جوانی باعث ظهورابياتی جاودانی بوده که به عنوان مثال ميتوان به مثنوی زيردروفات ورثاء پدراشاره داشته که در همان روزها سروده شده:
سيصد و شصت و سه سال و يکهزار
بعد هجرت چون گذشت از روزگار
حــاج حـبيب الله ابنِ بـوتراب
رَخت بـرستی از ايـن ديـرِخراب
در دوشـنبه چـارمِ مـاه رجـب
شـد رهـا از غصه و رنج و تعب
پـنج روز از تـير ماه پُـر مـلال
کشتی عـمرش به بحرِ غم نشست
خـتم شـد گفتار من تم الکـتاب
فاتحه خـوانيد بهرش بـی حساب
روزی می خواهد که غير از صابرتخلصی ديگر از ديوانِ حافظِ شيراز آن دانای راز انتخاب کند، سطر اول صفحه اين بيت نمايان و از حالاتش نشان بوده است: