مجید پورولی کلشتری ماجرای پر تعلیق و گیرای چهار روز از زندگی مردی را روایت می کند که دوبار می میرد!
او حافظه اش را یک بار از دست داده و در آن فراموشی اتفاقاتی در زندگی اش فتاده و حالا دوباره حافظه اش را به دست آورده است و به دنبال همسر و دختر و گذشته اش آواره ی خیابان های تهران می شود.
بستر داستان حال و هوای همین روزهای ماست. شخصیت های فرعی داستان واقعی و بدون سانسور هستند، و هر کدام نقشی هر چند بسیار کوتاه در پیشبرد خط داستان دارند. مثل شهرام جزایری، محسن مخملباف، بنی صدر، میرحسین موسوی و ...
این گونه نویسنده کتاب رنگ و بو و نقد سیاست را نیز در رمان خود جای داده است. و شخصیت اصلی داستان که گذشته ی جالبی هم دارد در بهبوهه ی کنونی تهران به دنبال زندگی چندین سال گذشته خود می گردد!