کتاب زیبایی بود. خیلی اسم داشت. نویسنده نام شهدای بسیاری رو در طول داستان ذکر کرده بود که کمی از تمرکز روی داستان رو کم میکرد , اما با این حال حوادث جنگ و گرو های غواصی رو زیبا شرح داده بود. ارزش خواندن رو داره.
روایتی بود کوتاه،جذاب و آمیخته به طنز راستش من با کنجکاوی نسبت به گوشه ای از زندگی نظامی سید محمد انجوی نژاد سراغش رفتم و تا به خودم آمدم و دیدم که در روایت هایش حل شده ام کتاب روایت گردان یاسین است،گردان ویژه ی غواصی فضای حاکم بر کتاب خیلی شبیه بود به کتاب «نورالدین پسر ایران» و همان حال خوش آمیخته به غم و بهت را در من زنده کرد از نکات جالب کتاب نام بردن و اشاره به «سردار اسماعیل قاآنی» بود +سید محمد انجوی نژاد روحانی برجسته و فعال مجموعه رهپویان وصال شیراز است
به قلم حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد/ انتشارات سوره مهر. در قالب چند خاطره ناب از دفاع مقدس که خودش هم حضور داشته. اصلا مشخصه با بقیه کتابا فرق داره. این آقای انجوی نژاد خوب وارد این عرصه شد.
در حوزهی دفاع، جزو اولین کتابهایی بود که دیدم روایت آدمهاست، و نه حکایت حادثهها! و به نظرم درستش هم همین است. در مواجهه با جنگ ما واقعاً با یک نسل از آدمها طرفیم، نه زنجیرهای از عملیاتها و ادوات نظامی
یکی از بچه ها با صدای بلند ناله کرد و گفت:«اِ..ی..خ..دا!!!»بعد از نماز، همه نگاه ها برگشت سمت او که وسط قنوت گفته بود ای خدا. تا مدت ها هر وقت او را از دور می دیدیم، داد می زدیم:« چطوری ای خدا!» طرف هم می گفت:« چه غلطی کردیم ها! بابا ولم کنید. با خدا بودم؛ با شما که نبودم!»