Morteza Motahhari (Persian: مرتضی مطهری) was an Iranian Twelver Shia scholar, philosopher, and lecturer. Motahhari is considered to have an important influence on the ideologies of the Islamic Republic, among others. He was a co-founder of Hosseiniye Ershad and the Combatant Clergy Association (Jāme'e-ye Rowhāniyat-e Mobārez). He was a disciple of Ruhollah Khomeini during the Shah's reign and formed the Council of the Islamic Revolution at Khomeini's request. He was chairman of the council at the time of his assassination.
خیلی زیبا بود، مخصوصا اگر از دید تربیتی به این کتاب نگاه کنیم. ریشه یابی های بعضی مسائل خیلی به درک مطلب کمک می کنه. و باز هم بحث آزادی معنوی و اجتماعی در این کتاب هم به زیبایی بیان شده بود. یک نکته جالب بحث داغ از عدد 13 در این کتاب بود، خرافه نحس بودن عدد 13 و اینکه اسلام هیچ نماد تصویری و عددی نداره. یعنی هیییچ عددی در اسلام مقدس نیست، و هییییییچ عددی نحس نیست. هیچ تصویری از پیامبر و ائمه، معتبر نیست و نماد اسلام فقط کلام هست. شعارها و نمادهای اسلام با افراد حرف میزنن. مثلا نماد اسلام( لا اله الا الله) هست و امثال این.
پانزده گفتار مجموعهای است مشتمل بر پانزده سخنرانی استاد شهید آیت الله مطهری که در زمانها و مکانهای مختلف گفته شده این کتاب رو از طریق گوشی و خیلی پراکنده خوندم و خیلی طول کشید تمومش کردم ، بهمین دلیل دید کلی از مطالب کتاب ندارم و در کل خوب بود قسمت هایی از متن کتاب : " مسئله توسعه و تحول تاریخ که از ضروریات ناموس زندگی بشر است که تاریخ بشر متحول است و این یک رازی دارد. زندگی هیچ حیوانی حتی حیوانات اجتماعی از قبیل زنبور عسل متغیر و متحول نیست. دانشمندان نوشتهاند زندگی زنبور عسل در چند هزار سال پیش هم بر همین نظام و بر همین وضع بوده که امروز هست. ولی بشر زود به زود نظامات و وضع زندگیش تغییر میکند و رازش همان است که قرآن بیان کرده است که بشر موجودی است که خودش مسئول زندگی خودش است. موجودات دیگر حتی حیوانات اجتماعی را طبیعت رهبری و سرپرستی و قیمومت میکند، غرایزی به یک معنا کور و جابر بر آنها مسلط است و هیچ گونه حق ابتکار به آنها داده نشده و مسئولیت تکوینی پیشبرد زندگی هم به آنها داده نشده است. ولی انسان موجودی است که زندگی او از ضعف شروع میشود و خودش باید مسیر تکاملی خویش را- البته با راهنماییهایی که از طرف انبیاء شده است- با ابتکار و قدرت و مسئولیت خودش طی کند. استاد مطهری، پانزده گفتار، ص37
یکی از فلاسفه معروف اروپا در قرن هفدهم به نام هابز- انگلیسی است- یک فلسفه سیاسی دارد، کتابهایش به فارسی هم ترجمه شده است، مقایسهای میکند میان حیوانهای اجتماعی و انسان که یک موجود اجتماعی است؛ میگوید چرا وضع اجتماع حیوانهای اجتماعی از قبیل زنبور عسل و مورچه یک سامان خاصی دارد و اختلاف و جنگ و خونریزی در آنجا نیست ولی انسان چنین است؟ بعد میگوید میان انسان و آنها تفاوتهایی وجود دارد. یکی از تفاوتهایی که در میان انسان و حیوانات اجتماعی هست که سبب شده اجتماع آنها منظم بماند و در اجتماع انسان فساد واقع شود این است که در میان انسانها رقابت وجود دارد و در میان آنها رقابت وجود ندارد. یکی دیگر از مابهالتفاوتها این است که در آنها خیر فرد و خیر عموم با همدیگر متحد است، احیاناً خیر فرد در جهتی و خیر عموم در جهتی قرار نمیگیرد، ولی مشکل زندگی بشر این است که احیاناً خیر فرد، منفعت فرد در جهتی قرار میگیرد و مصلحت اجتماع در جهت دیگر. علت دیگر این است که بشر به واسطه عقل و ابتکارش احساس نقص میکند و دنبال کمال بالاتر است ولی حیوان اجتماعی همان را که دارد حد اعلای از کمال میداند. من عجالتاً بحث نمیکنم راجع به اینکه این حرفهایی که او زده از نظر ریشه به یکی برمیگردد یا نه، درست است یا درست نیست؛ شاهدم فرق چهارمی است که ذکر میکند، میگوید فرق چهارم که سبب فساد در اجتماع بشری شده است و در اجتماع حیوانات این فساد وجود ندارد زبان است، قدرت تکلم و سخن گفتن. اگر بگویید این که واقعاً یک کمالی است برای بشر- واقعاً هم کمال است برای بشر- میگوید بله، بدبختی بشر هم از همین کمالش برمیخیزد. بشر چون زبان دارد، با زبان خودش مطلب را بیان میکند، قدرت قلب حقایق دارد یعنی میتواند حقایق را وارونه جلوه بدهد و مطلب را در زیر یک لفافه بیان کند. این را یک عامل اساسی میشمارد، و راست هم میگوید. به موازات پیشرفتی که در سطح شعور عمومی در باب احقاقِ حقوق و آزادیها شده است- که عرض کردم در طبقه سلب کننده آزادی هم شعور و فکر و نقشه و تشکیلات بالاتر رفته است- یک مطلب دیگر به وجود آمده است و آن این است که نفاق و دورویی، حقایق را وارونه جلوه دادن، قلب کردن حقیقت، هر چیزی را با اسم دیگری و با یک روپوش خیلی عالی جلوه دادن در میان بشر رایج شده که همه را گیج کرده است. استاد مطهری، پانزده گفتار، ص 107 و 108
فکر میکنم پراکندگی گفتارها هم حسن هست و هم بدی. حسنش به این است که میشود این کتاب را در زمانهای مختلف خواند. مطالب جدیدی را در مورد روزمرهٔ زندگی مسلمین آموختم: مثل قربانی برای رفع بلا، و ان یکاد نوشتن سر در خانهها، گذاشتن اسمهای شاهان قدیم بر روی فرزندان، و ...
متاسفانه چون برخی کتابهای شهید مطهری سخنرانی هستند زوائد و تکرار زیاد هست اما به حد تکرارهای کتب استاد طاهرزاده نمیرسد. انتقاد بزرگی که به شهید مطهری و اندیشمندان اسلامی دیگر میتوانم بکنم این است که بهتر است که افرادی که مطالعات کمی در زمینه علوم تجربی دارند در مورد مسائلی که وارد حیطه علوم تجربی میشود اظهار نظر نکنند. روش علوم دینی از مخبر صادق است و اصلا نیازی نیست که اظهار نظر تجربی بکنیم وقتی امکان زیر سوال رفتن نظریات تجربی است یا وقتی که اطلاعاتمان کافی نیست. الا در مواضع پاسخگویی به شبهاتی که از طرف علوم تجربی پرسیده میشود لازم نیست. البته استاد شهید مرتضی مطهری چنین اظهار نظرهایی خیلی کم دارند ولی باز همان کمش زیاد است. مثلا میگوید حیوانات عقل ندارند یا نمیخندند و انسان با آنها متفاوت است. یا گفته میشود تمام حیوانات زوج دارند. یا میخوانیم حتی سگ هم با محارمش رابطه برقرار نمیکند. در حالی که موارد خلافش هست، ما حتی نکروفیلیا همجنسگرایانه، این که حیوانی با جسد همجنس خودش رابطه جنسی برقرار کند یا حیواناتی مثل اختاپوس یا والها را داریم که آی کیو بسیار بیشتری نسبت به انسان دارند. قیاس حیوان و انسان از همان تفکرات ارسطو نشات میگیرد و تعریف انسان به حیوان ناطق. فلسفه اسلامی هم قرائتی است اسلامیزه شده از رساله مابعد الطبیعه ارسطو و متاسفانه توان پاسخگویی چندانی به پوزیتویسم را ندارد و عقب افتاده و باید دست جنباند.
مدتها بود که دوست داشتم کتابهای مطهری رو بخونم اما نمیشد. به بهانه دوره کتابخوانی که ثبت نام کردم بالاخره کلید این کار زده شد و بابتش خوشحالم
کتاب از پانزده موضوع مختلف تشکیل شده که در مورد هر کدوم حدود ۳۰ صفحه صحبت شده از مقالات یا سخنرانیهای مطهری چیزی که در این کتاب جالب بود اینه که اکثر این سخنرانیها و مقالات برای حدود ۵۰ ۶۰ سال پیش هست ولی انگار داره برای زمان حال ما صحبت میکنه و دغدغه و مشکلاتی که میگه متاسفانه هنوز هم وجود داره.
موضوعاتی که مطرح شده اینهاست قوانین اسلام در مقایسه با توسعه و تحول دنیای جدید غدیر و خطری که مسلمین را از داخل تهدید میکرد(بخش جالبی بود که دوستش داشتم) نهضت آزادی بخش اسلام ۱ و۲ (مقاله ای در مورد آزادی و تاریخچه آزادی و زمینه سازی برای بحث نفاق) مسئله نفاق (این بخش هم قشنگ نفاق رو توضیح داده بود) دفاع از سیزده(عدد سیزده از بچگیمورد علاقه من بوده و این فصل که مقابله با خرافاتی قبیل از نحس بودن سیزده هست بسیار بهم چسبید) لزوم تعظیم شعائر اسلامی ۱ و ۲(یک سری اذکار و اعمال همین شعائر اسلامی هستند که اصلا بهش فکر نکرده بودم و خوندنش برام جالب بود) جستجوی حقیقت (مقاله ای در مورد شک و حقیقت ) روابط بین الملل اسلامی (مقاله ای در مورد قواعد دین و مقابله با بحث روشنفکری این روزها که دین رو سلیقه ای میدونن) نجات و آزادی بشر (شاید بشه گفت یک مقاله کوتاه و خلاصه طور خوب از کتاب آزادی معنوی) نقش دین در تحولات تاریخی (مقاله ای در مورد دلایل مختلف وجود جنگ در دنیا از نظر دین و فلاسفه) نقش حادثه کربلا در تحول تاریخی اسلامی ۱ و ۲ (مقاله ای کوتاه و خلاصه از کتاب قیام حسینی ولی جالب اینجاست که هر بار این مطالب رو میخونم حتی تکراری بازم برام جالبه)
متاسفانه آیاتی که معنی آنها نیومده بود زیاد بود و این یک جاهایی اذیت کننده است.