المیزان فی تفسیر القرآن که بیشتر به تفسیر المیزان شهرت دارد از جامعترین و مفصلترین تفاسیر شیعی قرآن به زبان عربی است که در بیست مجلد در قرن چهاردهم هجری، به قلم علامه سید محمدحسین طباطبایی (۱۲۸۱ - ۱۳۶۰ هـ. ش) نگاشته شدهاست. ترجمه تفسیر به فارسی به قلم سید محمدباقر همدانی که نخستین بار «دارالکتب الاسلامیه در تهران (۱۳۷۵ هـ. ق)» و «مؤسسه الاعلمی در بیروت (۱۳۸۲ هـ. ق و ۱۴۱۷ هـ. ق)»، و متن فارسی کتاب توسط «مؤسسه دارالعلم قم»، «کانون انتشارات محمدی تهران» و دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، مکرر به طبع رسیدهاست
Al-ʿAllāmah Muḥammad Ḥusayn Ṭabāṭabāʾī was one of the most prominent thinkers of philosophy and contemporary Shia Islam, influencing the fathers of the 1979 Islamic Revolution such as Motahhari and Beheshti. He is famous for Tafsir al-Mizan, a twenty-seven-volume work of Quranic exegesis, which he worked on from 1954 until 1972. He studied gnosis, mathematics, jurisprudence and Ali ibn Sina's "Book of Healing" at Najaf, Iraq.
سید محمدحسین طباطبایی (زاده ۱۲۸۱ تبریز - درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروفبه علامه طباطبایی روحانی، عارف، فیلسوف و نویسنده ایرانی بود. وی از مجتهدان شیعه و از برترین مدرسان حوزه علمیه قم به شمار میآمد، که از شاگردان وی میتوان به مرتضی مطهری، عبدالله جوادی آملی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن زاده آملی، سید محمد بهشتی، سیدعلی خامنهای، سید جلال الدین آشتیانی، هادی خسروشاهی، مرتضی تهرانی، محمد مفتح، احمد احمدی، علی قدوسی، محمدرضا مهدوی کنی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، علی احمدی میانجی، سید عزالدین حسینی زنجانی، محمد محمدی گیلانی، سید موسی صدر، سید محمد علی قاضی طباطبایی،علی سعادت پرور و جعفر سبحانی اشاره کرد.
تفسیر المیزان، نهایةالحکمة، رسالة الولایه، شیعه در اسلام، حاشیه بر اسفار صدرالدین شیرازی و اصول فلسفه و روش رئالیسم بخشی از مهمترین آثار اوست.
آیت الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی (ره): اين حقير روزى بحضرت استاد عرض كردم: هنوز اين تفسير شريف در حوزههاى علميّه جاى خود را چنانكه بايد باز نكرده است؛ و به ارزش واقعى آن پى نبردهاند. اگر اين تفسير در حوزهها تدريس شود، و روى محتويات و مطالب آن، بحث و نقد و تجزيه و تحليل بعمل آيد و پيوسته اين امر ادامه يابد، پس از دويست سال ارزش اين تفسير معلوم خواهد شد. در دفعه ديگرى عرض كردم: من كه به مطالعه اين تفسير مشغول مىشوم، در بعضى از اوقات كه آيات را بهم ربط مىدهيد و زنجيروار آنها را با يكديگر موازنه، و از راه تطبيق معنى را بيرون مىكشيد؛ جز آنكه بگويم در آن هنگام قلم وَحى و الهام الهى آنرا بر دست شما جارى ساخته است، تعبير ديگرى ندارم! ايشان سَرى تكان داده و مىفرمودند: اين فقط حسن نظر است؛ ما كارى نكردهايم! «مهر تابان» ص 71
البته که نوشتن نقد برای چنین کتابی توسط بنده جسارت هست ولی به نظرم علامه بعضی جاها بیش از حد درگیر برهانهایی فلسفی برای اثبات مسایل شده است و از این بدتر اینکه خیلی از این برهانها به سبک پاسخ به سوالات معترضین نوشته شده است که باعث ضعف بیشتر برهان شده است. در کل به نظرم پای استدلالیان چوبین هست بسیار چوبینتر از چیزی که فکر میکردم. استدلالی که حتی در ریاضیات هم پای چوبین دارد در مسایل انسانی و بدتر از آن در الهیات خیلی جایی ندارد. البته بدیهی است که نمیتوان به طور کل از استدلال صرف نظر کرد وگرنه حتی همین نقد من هم محلی از اعراب نخواهد داشت!ت
.انتظار داشتم بیشتر به تشریح آیات پرداخته شود و عمق بیشتری از معنای ظاهری آیات بیان شود که البته علامه در بخش عمدهای از تفسیرش به این مسايل پرداخته است. انتظار داشتم بیشتر به تشریح جهانبینی و مهم تر از آن اديولوژی قرآنی پرداخته شود تا به اثبات برخی مسایل که از نظر قرآن هم نیازی به اثبات ندارد أفى الله شك؟
فرموده : (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا)، و نيز علم به قرآن را از غير ايشان كه مطهرين اند نفى كرده ، و فرموده : (انه لقرآن كريم ، فى كتاب مكنون ، لا يمسه الا المطهرون )، (به درستى كه اين قرآن كتابى است كريم و خواندنى در كتابى مكنون كه احدى جز مطهرين با آن تماس ندارد).