کتاب شامل چهار سخنرانی با موضوعات مختلف است. موضوع اول به نام "خورشید دین هرگز غروب نمیکند." به بررسی چرایی جاودانه بودن دین میپردازد. استاد میفرمایند علت ماندگاری پدیدهها دو چیز است: فطری بودن. نیاز بشر و نبودن جایگزین برای آن پدیده. و بعد در مورد دین اثبات میکنند که اولا فطری است و بشر همیشه در طول تاریخ به دنبال پرستش بوده و با وجود پیشرفت علم و تمدن دست از دین برنداشته. و ثانیا نیاز انحصاری بشر به جاودانه بودن و نیازهای غیرمادی که همیشه انسان حس میکند را فقط ایمان به خدا و جهان دیگر پاسخ میدهد.
گفتار دوم به همان اسم کتاب هست و به بررسی جهان غیب، اثبات وجود آن و انواع امدادهای غیبی میپردازد، یعنی ارسال پیامبران، هدایتهای عام و خاص، اشراقات علمی. قسمت جالب این گفتار برای من، بحث از تفکر مادی در مقابل تفکر الهی بود. اینکه در تفکر مادی با این همه تسلیحات و خطرات در زمین، هر لحظه ممکن است اتفاقی بیافتد که زمین نابود شود و بشریت از بین برود ولی در تفکر الهی با توجه به اینکه هنوز بشر در اول راه خود است، نابودی آن با حکمت خدا در تضاد است. ممکن نیست خداوند تمام این زمین و نعمتهای موجود در آن و بشریت را آفریده باشد و قبل از اینکه به سرانجامی برسد نابود شود. بشر الان مانند نوزادی است که تازه توانسته سرش را به اطراف بچرخاند تا دنیای اطرافش را بشناسد.
گفتار سوم به بررسی "مدیریت و رهبری در اسلام" میپردازد. اینجا هم با دید متفاوتی که استاد دارند ابتدا مفهوم رشد بیان میشود. رشد یعنی شایستگی نگهداری و اداره و بهرهبرداری از سرمایهها را داشتن. و رهبری یعنی بسیج کردن نیروی انسانها و بهرهبرداری صحیح از آنها. پس کسی که بخواهد جامعهای را رهبری کند باید به این رشد برسد.
گفتار چهارم در مورد "رشد اسلامی" است که همان تعریف رشد که بالا ذکر شد را بیان میکند و بعد به بررسی رشد جامعه اسلامی در طول تاریخ و وضعیت حال حاضر میپردازد. بیرشدیهایی که الان ما دچارش هستیم و خیلی از مشکلاتمان از آنها ناشی میشود. این گفتار خیلی خوب و مفید بود. مدام به این فکر میکردم استاد اواخر دهه چهل این مسائل را طرح کردند و ما هنوز هم بعد از سی و خوردهای سال؛ و با وجود انقلاب اسلامی و فراهم شدن زمینه رشد، در این زمینهها رشدی نداشتیم. مثلا حسیاسیتهای متعصبانه (دینی و غیردینی)، انفاقهای غلط (مصرف انفاق در جاهای غیر مفید)، مصارف نیروهای مغزی (استفاده اشتباه و غیر مفید از نیروهای مغزی و فکری جامعه)، انتشارات و مطبوعات ضعیف.