کتاب بدی نیست. برای منی که اولین بار در مورد عقدهها میخوندم ایدهی کلیای داد و راضیام. اما همچنین آوردهای برام نداشت. خودم رو نزدیک به عقدهی «مادر مثبت» دیدم، ولی باز خیلی همذات پنداری نکردم و به قول خارجکیها «Aha Moment» نداشت.
۲ ستاره رو هم به روال گودریدز که نوشته it was ok دادم.
به نظرم کتاب خوبیه. در مورد روابط فرزندان و والدین توضیحات ریزبینانه و جالبی ارائه میده. من قسمتی که رابطهی فرانتس کافکا و پدرش رو بررسی میکنه رو خیلی دوست داشتم. این کتاب کمک میکنه با عقدههای مثبت و منفی آشنا بشیم تا راحتتر بتونیم با گذشتهی خودمون و والدهامون کنار بیایم.علاوه بر اون نکات این کتاب مثل سر نخی برای کشف دلیل خیلی از رفتارهای ماست. کتاب اصلی در یک جلد منتشر شده. اما بنیاد فرهنگ و زندگی این کتاب رو در دو جلد با عناوین تقدیر مردان و تقدیر زنان منتشر کرده که برام جالبه دلیلش رو بدونم.
کتاب جالبیه، ولی احساس می کنی یه جاهاییش جا افتاده. مخصوصا که کتاب زنان رو جدا گذاشتن. سیاست بازاریابی بنیاد فرهنگ زندگی برای جدا کردن بخش های کتاب اصلی به دو کتاب تقدیر مردان و زنان به نظرم مطلب رو زخمی کرده
کتاب اشاره ای با عنوان عقده در نقش والدین در شکل گیری من انسان و بخصوص مردان دارد.و بر حسب نوع عملکرد و حساسیت و قدرت هرکدام از والدین نسبت بفرزند ،عقده ای را تعریف کرده و تاثیرات ان را بر نوع و قدرت و استقلال من حاصل شده در فرد نشان داده است در واقع بشکلی تعریفی و توصیفی دیگر از تاثیرات والدین بر فرزند را بیان میکند .ان چه مورد سوال است اینست که با توجه بافزایش تاثیرات کیفی و کمی رسانه ها و کاهش تاثیر گذاری والدین در رشد شخصیت و روان انسان ها ،ایا باز این فرمول ها در سرنوشت نسل اینده انقدر پر رنگ هست؟
برای رهایی از بند عقده والدین، باید به موقع از والدین خود جدا شویم ...لازم است با آن بخش های روان که بارها و بارها منجر به شکل گیری الگوها و مشکلاتی تکراری می شوند، رو به رو شویم ... وگرنه همیشه تحت کنترل ترس ها و انتظاراتی خواهیم بود که با واقعیت ارتباطی ندارند ... حتی ممکن است زمان و انرژی زیادی را صرف رفتارهای جبرانی پیچیده ای کنیم که در نهایت باعث ناکامی ما شوند...وقتی کسی خودش و استعدادهایش را نشناسد شایسته احساس گناه است.