همونطور كه از اسم كتاب پيداست اين كتاب خاطرات سفر آقاى شهرى به عراق سوريه و عربستان هست.بخاطر شيوه نثر ايشون و كلمات عربى زيادى كه استفاده كرده بودن و من بعضى وقتا كلا متوجه نوشتشون نميشدم(احتمالا اين شيوه نثر پنجاه سال پيش مرسوم بوده ديگه) به كتاب چهار ستاره دادم. چيزى كه در مورد اين كتاب برام خيلى جالب بود صفات و خصوصيتهايى بود كه از همسفراشون ميگفتن.جالبه هر خصوصيتى رو عنوان ميكنه من بين يكى از آشناهام و دوستام ياخانوادم و خودم ميبينم و خب بنظرم اين خيلى بده كه ما از نظر فرهنگى نسبت به پنجاه سال پيش هيچ پيشرفتى نداشتيم.يه مثال سادش اينه كه ايرانى جماعت تا يه قضيه رو لوس و بى مزه نكنه دست بردار نيس انقدر كشش ميده تا صداى همه دور و بريا در بياد و خيلي رفتاراى بد ديگه. ديد ايشون به مسائل مذهبى جالبه و اعمالى كه انجام ميده رو با دليلايى كه از نظر خودش موجهه توضيح ميده.به خيلى از مسائل مذهبى تا حالا از اين ديد نگاه نكرده بودم. در كل اين كتابو به دوستان جامعه شناس توصيه ميكنم.شايد با مطالعه رفتارهاى جمعى و تغييرشون از پنجاه سال پيش تا حالا از زبان كسى كه بين مردم زندگى كرده و بخاطر تملق يا پول يا ... بيخودى از كسى يا جامعه اى تعريف و تمجيد نكرده براشون جالب باشه.
این کتاب یادداشتهای سفر نود روزه آقای جعفر شهری به عراق (کربلا، نجف، کاظمین و سامرا [سر من رای])، اردن (بیت المقدس)، سوریه، شام و عربستان (مکه و مدینه) بود که این سفر در سیزده اسفند ماه ۱۳۴۳ شروع شده بود.
در این کتاب رفتارهای مردم به ویژه ایرانیان با لحن طنزی مورد انتقاد قرار گرفته بود و برای هر حرکت، و ادا و اصولی که از مردم سر میزد، حکایت، داستان یا خاطرهای مناسب آورده شده بود که جذابیت این کتاب را دو چندان کرده است. همچنین شهرسازی، معماری مسجدها و مکانهای مقدس این شهرها با آنچه در ایران است، مورد مقایسه قرار گرفته است. همچنین در این کتاب مناسک حج و آداب و اصول آن توضیح داده شده است و سختیها و مرارتهای سفر حج در آن زمان به خوبی توصیف شده است.
بخشی از کتاب: بخدا گفتم بار پروردگارا هر چه بود و نبود و خوب و بد و زشت و زیبا یکبار مجبور بودم بپابوست بیایم آمدم اما خواهش میکنم اگر این بار هوس کردی ملاقاتم کنی مرا دیگر باینجا نطلبی و خودت بیائی تهران و باور کن آنجا بهر دوی ما خوشتر خواهد گذشت. صفحه ۴۱۲
بخدا گفتم اول بهت بگویم که اگر بخواهی بمن ثواب ثقلین را عطا کنی کار بزرگی نکردهای و مزد همین چهار شب آخر را هم اگر حساب کنی، بهشتی دیگر بر روی بهشتت بسازی و در بسته تقدیم من نمائی کم کردهای. در هر حالت من تمام کردم در فرمان تو کار خویش، حالا دیگر نوبت توست که بجنبانی ریش را و عوض شایستهای بمن بدهی. صفحه ۴۲۹
پی نوشت۱: برای لذت بردن بیشتر از کتاب به نظرم لازم است سه کتاب (شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت) این نویسنده اول خوانده شود که با روحیات، خلق و خو، سرگذشت و قلم نویسنده آشنا باشیم. هر چند که در این کتاب دیگر با آن جعفر کودک و نوجوان و زیردست مواجه نیستیم و با یک مرد پنجاه ساله سرد و گرم روزگار چشیده روبرو هستیم.
پی نوشت ۲: توی این کتاب یکسری کلمات مانند خانواده یا خاموش به صورت خوانواده و خواموش نوشته شده بود، یا یکسری کلمات با دیکتههای دیگری نوشته شده بود که من واقعاً هنوز نمیدانم آیا اشتباه تایپی است یا قبلاً به این صورت نوشته میشده است؟
حاجی در فرنگ حاصل سفر نودروزه جعفر شهری به خاورمیانه و سپس اروپا است؛ سفری که از عراق، اردن، سوریه و عربستان آغاز میشود و در جلد دوم، از مسیر لبنان و ترکیه به کشورهای اروپایی میرسد. اما این سفرنامه، بیش از آنکه صرفاً روایت جابهجایی نویسنده میان سرزمینهای گوناگون باشد، ادامه همان کاری است که شهری در دیگر آثارش انجام داده است: ثبت زندگی، رفتار و ذهنیت آدمها با نگاهی جزئینگر و گاه بیرحمانه صریح.
شهری در مواجهه با هر سرزمین، فقط به بناها و مناظر نمیپردازد؛ مردم، عادتها، آیینها، باورها، خرافات، رفتار مسافران و مهاجران، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و حتی شیوه مواجهه مردم آن کشورها با ایرانیان را زیر نظر میگیرد و ثبت میکند. در بخش مربوط به سفر حج، نگاه انتقادی او متوجه برخی مناسک مذهبی، خرافات، رفتار زائران و روحانیون و واعظان نیز میشود. در سفر اروپایی، مقایسه میان ایران و جوامع اروپایی، میزان توسعه ، نظم اجتماعی و وضعیت اقتصادی و فرهنگی مردم و همچنین زندگی ایرانیان مهاجر، بخش مهمی از روایت را تشکیل میدهد.
از این منظر، حاجی در فرنگ همچون دیگر آثار شهری، ارزشی فراتر از یک سفرنامه شخصی پیدا میکند. شهری با همان دقتی که در شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت زندگی اجتماعی تهران را ثبت کرده بود، این بار جامعه را در آینه سفر مینگرد و تفاوتها و شباهتهای فرهنگی را ثبت میکند. جزئیات فراوان کتاب، تصویری زنده از آدمها و مناسبات اجتماعی دورهای خاص به دست میدهد؛ دورهای که ایران در آستانه دگرگونیهای بزرگ اجتماعی و فرهنگی قرار داشت. از این جهت، آثار شهری را میتوان بخشی از حافظه مردمشناختی ایران دانست؛ نوعی تاریخ اجتماعی از پایین که در آن زندگی روزمره، عادتها و زبان و رفتار مردم، در کنار وقایع رسمی تاریخ، ثبت شدهاند.
اما این نگاه تیزبین، بیطرف و بیرون از زمانه نیست. شهری خود نیز محصول همان جامعهای است که آن را مشاهده میکند و در توصیف آدمها گاه پیشداوریهای ملیگرایانه، نژادپرستانه و فرهنگی زمانه خود را بازتاب میدهد. این محدودیت در توصیف زنان بسیار پررنگتر و آزاردهندهتر است. در بخشهای گستردهای از هر دو جلد، زن نه به عنوان انسانی با شخصیت و جهان مستقل، بلکه عمدتاً از منظر ظاهر، بدن و جذابیت جنسی دیده میشود. تکرار این نگاه چنان گسترده است که از یک ویژگی زبانی یا محصول فرهنگ زمانه فراتر میرود و به یکی از وجوه اساسی روایت تبدیل میشود.
این مسئله در ادامه خواندن آثار شهری معنای بیشتری پیدا میکند. پس از قلم سرنوشت، که روایت بزرگسالی خود نویسنده است و در آن ردپای برخی الگوهای رفتاری پدر نیز در زندگی او دیده میشود، مواجهه با این حجم از نگاه جنسی و کالاانگارانه به زنان در حاجی در فرنگ صرفاً با عنوان «ذهنیت مردان آن دوره» توضیحپذیر نیست. اینجا خود نویسنده نیز به موضوع مشاهده تبدیل میشود: مردی که با دقتی کمنظیر دیگران را میبیند، اما در نگاهش به زنان، محدودیتهای عمیق فرهنگی و شخصی زمانهاش آشکار میشود.
در مجموع، حاجی در فرنگ را میتوان اثری ارزشمند اما نه بیمسئله دانست؛ سفرنامهای که از یک سو با جزئیات فراوان، تصویری زنده از جوامع و مناسبات اجتماعی روزگار خود به دست میدهد و از سوی دیگر، پیشداوریها و محدودیتهای فکری نویسنده را نیز آشکار میکند. شاید اهمیت شهری دقیقاً در همین دوگانگی باشد: او هم ثبتکننده جامعه و هم محصول همان جامعه است؛ ناظری تیزبین که در ثبت دیگران، ناخواسته بخشی از جهانبینی و محدودیتهای نسل خود را نیز ثبت کرده است.
جَعفَرِ شَهریباف (۱۲۹۳در عودلاجان تهران - ۶ آذر ۱۳۷۸ در تهران) از نویسندگان ایرانی و پژوهندهٔ تاریخ تهران بود. شهری در دو مجموعهٔ طهران قدیم (۵ جلد) و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلد)، حال و هوای تاریخی تهران را با جزئیاتش بیان میکند. دیگر اثر او، قند و نمک، مجموعهای از اصطلاحات اصیل تهرانی با توضیحات و پیشینه است. سه رمان از رمانهای او، یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سهگانهای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنجهای مادر وی، دومی شرح دوران نوجوانی، و سومی مربوط به دوران میانسالی اوست. کتابهای حاجی در فرنگ (در دو جلد) و حاجی دوباره نیز سفرنامهٔ مؤلف است به مکه و سپس اروپا