مرحوم شهری از آن پدیده هایی است که احتمالا فقط در میان ما ایرانیان پیدا می شود. به قول خودش اهل زدن دم به خمره است اما اگر کسی که از او خوشش نمی آید همین کار را بکند منعش می کند! از صداقت و درستکاری دم می زند و هموطنانش را سرزنش می کند اما اگر حتی بلیت کم بهای وسیله ی حمل و نقل را از او نخواهند از شادی در پوستش نمی گنجد! نیمی از کتابش در باره مسایل جنسی و وصف رخسار و اندام زنان است و خودش به صراحت می نویسد که چشم به زن دوستانش هم دارد اما اگر کسی حتی به زنان ناشناس هم چشمی داشته باشد سرزنشش می کند!با یک سفر چند هفته ای خود را کارشناس وو خبره دنیای غرب می داند و با بی باکی ناشی از جهل مرکب عیب و حسنشان را بر می شمارد و از جمله می گوید که آلمانی ها ملت کثیفی هستند که بعد از رفتن به توالت دستشان را نمی شویند! با کار بد یک نفر دادش از ملتی به هوا می رود و روز بعد با کار نیک شخص دیگری کل همان ملت را نیکوکار می شمارد! ادعای فضل و کمالات دارد و در عین حال املای ساده ی بعضی کلمات فارسی را هم بلد نیست
کتاب «حاجی در فرنگ» کتابی دو جلدی هست که شامل سفرنامهای از آقای شهری به چند مکان مذهبی و حج و بعدش هم سفر به اروپا بعد از حج میشه. وقتی که من این کتاب رو شروع کردم، فکر میکردم یه داستانه و نمیدونستم که سفرنامهس. کتاب نسبتاً طولانیه و بعضی جاها کمی حوصلهسربره.
ظاهرا نویسنده برای ابراز و بیان بعضی مطالب که درباره تمایلات و مسائل جنسیه، خیلی نقد شده. اما چیزی که باید بهش توجه کرد این هست که این کتاب در حدود سال ۱۳۴۰ نوشته شده و برای من جالب و قابل تحسینه که نویسنده اینقدر با خواننده صادق بوده!
کتاب به خوبی افکار و نگرش مردم اون زمان رو نشون میده و به نظرم قابل قضاوته که نویسنده نسبت به زمان خودش خیلی با نزاکتتر و با فرهنگتر رفتار میکرده. نویسنده سبک نوشتاری روان، خودمونی و طنزآمیزی داره و در طول بیان خاطراتش خیلی ضربالمثل استفاده کرده که این برای من خیلی جذاب بود.
من این کتاب رو به صورت صوتی با صدای فوقالعاده آقای پرهام گوش دادم و فکر میکنم که با توجه به حجم کتاب، گوش دادن بهش میتونه خیلی جذابتر از خوندنش باشه.
این کتاب جلد دوم و ادامه سفرهای آقای جعفر شهری از مکه به اروپا بود که در مجموع نود روز زمان برده است (سفر در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۴۳ آغاز شده است و در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۴۴ به پایان رسیده است).
در این کتاب سفر از مکه آغاز میشود، سپس به جده و از آنجا با هواپیما به شام میرسد. بعد، از طریق زمینی به بیروت، دمشق، شام رفته و از آنجا به ترکیه (اسکندرون، آنکارا و استانبول) میرود. سپس با قطار از بلغارستان و اتریش رد میشود و وارد آلمان میگردد. در آلمان پس از چند روز گشت و گذار و دیدن شهرهای مختلف (هامبورگ، هانور، برلن غربی و شرقی) اتومبیلی خریداری کرده و رهسپار هلند (آمستردام)، بلژیک (بروکسل)، فرانسه (پاریس) میگردد. بعد از دیدن پاریس به دلیل دلتنگی زیاد راه بازگشت را در پیش میگیرد و با گذشتن از یوگسلاوی و سپس ترکیه، وارد ایران میشود.
جناب آقای شهری (نویسنده کتاب) در هر شهر و کشوری که وارد میشدند از سر و شکل مردم، حرکات و رفتارهای مردم و نحوه آداب معاشرت آنها، وضعیت خیابانها و جادهها، نظم و ترتیب موجود در شهر، وسایل حمل و نقل عمومی، هتلها و رستورانها، پارکها، نمایشگاهها، موزهها و باغوحشها توصیفات بسیار نابی بیان کردهاند و با آنچه در کشور خودمان ایران وجود داشته است مورد مقایسه قرار دادهاند، که به خوبی اطلاعات ارزندهای از وضعیت ایران آن زمان و سایر کشورها در اختیار خواننده قرار میدهد.
همچنین با توجه به آشنایی نویسنده با خلق و خوی مردم، و شمّ مردمشناسی قوی ایشان و تسلط ایشان به داستانها، ضربالمثلها، حکایتها و روایتهای مختلف، در هر زمان که لازم بوده نویسنده با مشاهده رفتارها و حرکات مردم یکی از این حکایتها و روایتها و ضرب المثلها را چاشنی کار کرده است و از به کار بردن اشعار مرتبط با موضوع دریغ نورزیده است که همین امر زیبایی مطالعه این کتاب را دو صد چندان میکند.
کتاب بسیار خوبی بود، طنز لطیف و زیبای موجود در سراسر کتاب موجب میشد لحظهای لبخند از لب آدم دور نشود، من از مطالعه این کتاب بسیار لذت بردم.