What do you think?


جنگنامهی غلامان
نمایشنامه
انتشارات عصر جدید / سوئد
انتشارات عصر جدید / سوئد
96 pages, Paperback
First published April 1, 1988
About the author
بهرام بیضائی
70 books83 followersبهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
سبک و مضامین کلیدی
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطورهشناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی معاصر شناخته میشود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بیبدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
بیضایی در خانوادهای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقهی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهشهای گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.
حاصل پژوهشهای ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهمترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته میشود و تسلط عمیق او بر ریشههای فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش میگذارد.
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
فعالیتهای هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستاننویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.
در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامههایی چون "پهلوان اکبر میمیرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز میگذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهرهگیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرمهای نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیکهای مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت میپردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیتپردازی عمیق از ویژگیهای بارز نمایشنامههای اوست.
در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحبسبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.
فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار میرود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایتهای متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونهای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخنگر است. "سگکشی (۱۳۷۹) نیز پس از سالها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.
سبک و مضامین کلیدی
آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردارند:
زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حسابشده که به آثار او عمقی چندبعدی میبخشد.
اسطوره و تاریخ: بهرهگیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیتهایی قدرتمند، کنشگر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایتهای تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینههای تاریخی، اسطورهشناسی و فرهنگی بنا شدهاند.
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طربنامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاههای آموزشی متعددی برگزار کرد.
بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 28 of 28 reviews
July 10, 2019
جنگ نامه غلامان هر جنگی در هر کجای جهان رو نکوهش میکند و بیضایی در این نمایشنامه اشارات مستقیمی هم به جنگ تحمیلی ایران دارد، آن زمان در سال ۶۲ نوشتن از جنگ آن هم همراه با نثری طنزگونه اصلا رایج نبود با اینکه کتاب در سال ۷۲ منتشر شد و بر صحنه رفت ولی باز هم در تئاتر اثری غریب بود و هنوز هم پس از گذشت آن سالها و آمدن مجموعه هایی چون لیلی با من است و فیلم اخراجی ها باز هم ما در تئاتر اجراهایی در این زمینه کمتر می بینیم. در این نمایشنامه ما شاهد دو جنگ هستیم جنگی بر سر مسائل مادی و جنگی بر سر عشق، جنگ اول که بر سر قدرت است به نابودی دو طرف می انجامد ولی برعکس جنگ دوم پایانی خوش دارد و آن هم رسیدن عاشق به معشوق است. این نمایشنامه در مورد معشوق است، نه تصاحب کردن دنیا، کار اکثر پهلوانان چیست نابودی به خاطر غنائم و افتخار، پهلوانانی که فقط خون می خواهند و خون می ریزند. از نگاه من بیضایی را می توان نابغه قرن لقب داد، نابغه ای پس مدرن با سابقه نیم قرن پژوهش، نیم قرن نگارش داستان، نمایشنامه و فیلم نامه اون هم پر از اندیشه و تفکر واقعا کار هر کسی نیست. هیچگاه آثار بیضایی را شعار زده ندیدم و برعکس همیشه در لا به لای نوشته هایش ردی ماندگار از تاریخ و فرهنگ و هویت دیدم .......
August 18, 2008
برای بلند خوانی فوق العاده است چون هم مایه ای از طنز داره هم دیالوگ ها کوتاهه و ریتم نمایش خیلی تنده در ضمن آخرش هم یه غافلگیری شیرین داره.استاد بیضایی مثل یه هزارتوی پیچیده است.هر نمایشنامه اش انگار تنها یک راهروی پیچ وا پیچ از ذهن بیضایی رو به ما نشون میده.0
October 22, 2021
پیچ و خم جالبی داشت، دوست داشتم.
February 24, 2024
می گم شیر شیرو نمی کشه ، گرگ گرگو نمیکشه ، آدمیزاد بی حیا آدمیزادو می کشه .
نمایش نامه خوبی بود در مورد بدی های جنگ .
نمایش نامه خوبی بود در مورد بدی های جنگ .
March 14, 2007
بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.
https://www.goodreads.com/author_blog...
https://www.goodreads.com/author_blog...
October 20, 2016
نظر خاصی نمیتونم در موردش بنویسم.
یه نمایشنامه با موضوعی خیلی معمولی که قلم بهرام بیضایی خوندنیش میکنه
یه نمایشنامه با موضوعی خیلی معمولی که قلم بهرام بیضایی خوندنیش میکنه
June 4, 2018
نه چندان در حد انتظار از استاد بیضایی،عجیب من رو یاد نمایشنامه شیرهای خان بابا سلطنه می انداخت،لحنش و زبانش،بخصوص.....
March 29, 2020
جنگنامه ی غلامان تقلیدی در یک مجلس درباره سه سیاه به نام های الماس، مبارک و یاقوت است که به خدمت ارباب خود یعنی ببرازخان، شیرباش خان و اژدرخان در آمده اند تا از سطلهای آب آنها در نبودشان، نگهداری کنند. چراکه این پهلوانان مدام دنکیشوت وار با دشمنان خیالی خود در جنگ، نبرد و هراسند. در این نمایش ببراز خان، خواهرش، ترگل را به شیرباش خان وعده داده و اژدر خان رابط این وصلت بوده است. ترگل اما عاشق پهلوانی به نام معروف شده و با او فرار کرده است. این موضوع هر سه پهلوان را آزرده و تصمیم گرفته اند عاشق و معشوق را بکشند. غافل از اینکه ترگل و معروف که از هم جدا شده اند برای یافتن یکدیگر رنگ سیاه به صورت مالیده و در نقش غلامان پهلوانان ظاهر شده اند.
June 5, 2023
این نمایشنامه ی نسبتا کوتاه در سال ۶۲ نوشته شده.به نظرم توجه به زمان نگارش یک اثر کمک میکنه که بتونیم قضاوت صحیح تری از خودش و خالقش داشته باشیم.
نمایشنامه هم در فرم و هم در محتوا سعی میکنه به طنز نزدیک بشه.بخش هایی مسجع هستند و قافیه هایی خنده دار و آبکی و وزن های عجیب و غریب.اما این ها نه از روی توانایی کم نویسنده،که به شکل ابزاری در خدمت نویسنده برای استهزا هستند.
بیضایی انگار داره جنگ رو مسخره و بعد هم تقبیح میکنه.واضحا میگه اگه همه بجنگن پس کی آشتی کنه؟یا جایی میگه که فلانی فکر میکرد با کشتن،دشمن ها تموم میشن اما دید هرچی بیشتر بکشه دشمنی بیشتر میشه.در نهایت هم جنگ داستان باعث شکست دوطرف میشه و هیچکس توش برنده نیست.
بخش هایی از کتاب به نظر میرسه که "زندگی" رو در مقابل "جنگ" میبینه.ازین نظر برام خوشایند بود چون ایران و وضعیت سیاسی اجتماعیش جوریه که خیلی وقتا باید تو اوج بدبختی و سختی به خودمون یاداوری کنیم که با کشتن،دشمنی تموم نمیشه.
درضمن باز من ردپای مسائل اجتماعی رو توی این نمایشنامه هم میبینم.دختری که به پهلوان دیگری وعده داده شده و یکنفر به طنز میپرسه که نظر خود دختر چیه؟و پاسخ چیزی شبیه اینه که از خداشم باشه!انگار این نقشِ منفعل زنان در سنت ما داره مورد انتقاد قرار میگیره.
--
هرچند بسیار هنرمندانه و جذاب و با چاشنی طنز و انتقاد اجتماعی و انتقاد به جنگ نوشته شده،اما نمیتونم بگم درخشانه.پایان بندی به نظرم خوب بود(البته برخلاف خیلی از دوستان به نظرم شوکه کننده نبود و قابل حدس بود).وصفحات پایانی انگار قوی تر بود کلا.اما روی هم رفته دوسش داشتم
نمایشنامه هم در فرم و هم در محتوا سعی میکنه به طنز نزدیک بشه.بخش هایی مسجع هستند و قافیه هایی خنده دار و آبکی و وزن های عجیب و غریب.اما این ها نه از روی توانایی کم نویسنده،که به شکل ابزاری در خدمت نویسنده برای استهزا هستند.
بیضایی انگار داره جنگ رو مسخره و بعد هم تقبیح میکنه.واضحا میگه اگه همه بجنگن پس کی آشتی کنه؟یا جایی میگه که فلانی فکر میکرد با کشتن،دشمن ها تموم میشن اما دید هرچی بیشتر بکشه دشمنی بیشتر میشه.در نهایت هم جنگ داستان باعث شکست دوطرف میشه و هیچکس توش برنده نیست.
بخش هایی از کتاب به نظر میرسه که "زندگی" رو در مقابل "جنگ" میبینه.ازین نظر برام خوشایند بود چون ایران و وضعیت سیاسی اجتماعیش جوریه که خیلی وقتا باید تو اوج بدبختی و سختی به خودمون یاداوری کنیم که با کشتن،دشمنی تموم نمیشه.
درضمن باز من ردپای مسائل اجتماعی رو توی این نمایشنامه هم میبینم.دختری که به پهلوان دیگری وعده داده شده و یکنفر به طنز میپرسه که نظر خود دختر چیه؟و پاسخ چیزی شبیه اینه که از خداشم باشه!انگار این نقشِ منفعل زنان در سنت ما داره مورد انتقاد قرار میگیره.
--
هرچند بسیار هنرمندانه و جذاب و با چاشنی طنز و انتقاد اجتماعی و انتقاد به جنگ نوشته شده،اما نمیتونم بگم درخشانه.پایان بندی به نظرم خوب بود(البته برخلاف خیلی از دوستان به نظرم شوکه کننده نبود و قابل حدس بود).وصفحات پایانی انگار قوی تر بود کلا.اما روی هم رفته دوسش داشتم
August 3, 2018
نمایش روحوضی برای من جذابیت کمی داره. مشکل عمدهام با مقفی حرف زدن مبارک یا سیاه نمایشه که معمولا برای حفظ قافیه به جفنگ رو میارن. حال شوخ و شنگش هم خیلی مبتذله برام و البته که منکر جایگاه مهمش تو فرهنگ عامه نیستم. و باز هم انقدر مطلع نیستم که بخوام بگم حتما این نمایش روحوضی محسوب میشه.
جنگنامه غلامان نمایشنامه خوبیه. لازمان و لامکان بودنش خیلی برام لذتبخش بود، چرخش شخصیتها و فراز و فرودهای خیییلی سرعتیشون یه جاهایی باعث میشد حس کنم تو یه قایق وسط طوفان نشستم و هی بالا و پایین میرم، کلیشهها هنرمندانه از پس وظیفهشون بر اومده بودن و توییست هیجانانگیز آخرش بدجور چسبید.
از اون دست کتابهاست که بلافاصله بعد از تموم شدنش دلتون میخواد دوباره برگردید صفحه اول و از سر شروع کنید به خوندن.
جنگنامه غلامان نمایشنامه خوبیه. لازمان و لامکان بودنش خیلی برام لذتبخش بود، چرخش شخصیتها و فراز و فرودهای خیییلی سرعتیشون یه جاهایی باعث میشد حس کنم تو یه قایق وسط طوفان نشستم و هی بالا و پایین میرم، کلیشهها هنرمندانه از پس وظیفهشون بر اومده بودن و توییست هیجانانگیز آخرش بدجور چسبید.
از اون دست کتابهاست که بلافاصله بعد از تموم شدنش دلتون میخواد دوباره برگردید صفحه اول و از سر شروع کنید به خوندن.
November 15, 2018
روایت سادهتر و زبان امروزی تری داره نسبت به باقی کارهای بیضایی، هرچند همچنان مثل اکثر نمایشنامههای بیضایی در قرنی غیر از قرن حاضر میگذره و از غلام سیاه و شمشیر و سپر توش میبینیم. گویا قرن ما برای بیضایی بهکل جذابیتی نداشته تا امروز. (حد اقل در این چهار اثری که من خوندم)
February 11, 2020
خواندنی مانند همه آثار بهرام بیضائی. البته اینجا قصه ای سر راست تر ، پایانی غافلگیرکننده و ریتم تند
March 4, 2021
توقعم از بیضایی رو براورده نکرد. متوسط. تا حدی کلیشه.
December 30, 2025
خدا بیامرزدت بیضایی که به یه سبک و یه قلم راضی نمیشدی.
July 31, 2025
پر از رمز و راز و ملموس
اثرات جنگ /سیاست و فساد بر زندگی اجتماعی انسان ها و انسانیت!
اثرات جنگ /سیاست و فساد بر زندگی اجتماعی انسان ها و انسانیت!
Read
July 3, 2021همهی آثارِ بهرام بیضایی بیشک استحقاقِ مطالعهی چندین و چندباره را دارند، چه مکتوب باشند و چه تصویر، برای درکِ جانِکلام باید چندبار خواند یا دیدشان تا فهمیده بشوند. یکجور هفتخانی هستند که باید همراهشان بود تا در هر خان، دروازهی جایی و جهانی را روی آدم باز کنند.
"جنگنامهی غلامان" هم از این قاعده پیروی میکند.
اثر ضد جنگ است همانطور که "باشو غریبهی کوچک". طنازیِ ملیحی دارد که فضایش را به خوبی میسازد و البته زیاده نیست.
باتوجه و شناختِ کارهایِ بیضایی، باید حسابی دل به دیدن بست وگرنه آدم تا به خودش بیاید میبیند که دیالوگها چنان گرفتندش که نمیداند آنها از زبانِ کدام شخصیت بیرون آمدهاند؛ "یاقوت" است یا "الماس" و یا "مبارک"؟
امّا نقشِ زن و عشقش در این اثر را نمیشود هیچجوره نادیده گرفت همانطور که در سایر آثار بیضایی. عشقِ خوشفرجامی که جدای از کلیشهها زیبا و رقصان، در طولِ نمایشنامه به حجلهی وصل میرسد و صدقهسرش خیر میبرد و شرّ میبازد؛ اینجاست که قدرت عشق، کاوهوار در نمایشنامه تاثیرِ حرفش(کسی کاو هوای فریدون کند دل از بندِ ضحّاک بیرون کند)را روی غلامِ باقی مانده میگذارد تا او...
اگر سه دلوِ مملوء از ادبیات غنی، دیالوگِ قوی و داستانی بدیع جلوی رویتان باشد، تا انتهای نمایشنامه هر سه را سر خواهید کشید مثلِ سه غلام.
"جنگنامهی غلامان" هم از این قاعده پیروی میکند.
اثر ضد جنگ است همانطور که "باشو غریبهی کوچک". طنازیِ ملیحی دارد که فضایش را به خوبی میسازد و البته زیاده نیست.
باتوجه و شناختِ کارهایِ بیضایی، باید حسابی دل به دیدن بست وگرنه آدم تا به خودش بیاید میبیند که دیالوگها چنان گرفتندش که نمیداند آنها از زبانِ کدام شخصیت بیرون آمدهاند؛ "یاقوت" است یا "الماس" و یا "مبارک"؟
امّا نقشِ زن و عشقش در این اثر را نمیشود هیچجوره نادیده گرفت همانطور که در سایر آثار بیضایی. عشقِ خوشفرجامی که جدای از کلیشهها زیبا و رقصان، در طولِ نمایشنامه به حجلهی وصل میرسد و صدقهسرش خیر میبرد و شرّ میبازد؛ اینجاست که قدرت عشق، کاوهوار در نمایشنامه تاثیرِ حرفش(کسی کاو هوای فریدون کند دل از بندِ ضحّاک بیرون کند)را روی غلامِ باقی مانده میگذارد تا او...
اگر سه دلوِ مملوء از ادبیات غنی، دیالوگِ قوی و داستانی بدیع جلوی رویتان باشد، تا انتهای نمایشنامه هر سه را سر خواهید کشید مثلِ سه غلام.
This entire review has been hidden because of spoilers.
January 11, 2019
دوست داشتمش، یه ذره زود تموم شد. البته خُب، نمایشنامهست دیگه :)
July 29, 2023
بیهودگی جنگ و ستایش دوستی.
October 28, 2023
نه خیلییی خوب، نه خیلیییی بد...
February 6, 2026
نمایشنامه های بیضایی را نخوانید…
شاهنامه را نخوانید!
از ستایش خرد و پادشاهان روی برگردانید
از فر و کیان ایران تنفر داشته باشید
اگر سنگ قبری از بیضایی در ایران پیدا میشد چه در قطعه هنرمندان مسلمانان چه بین اعدام شدگان بهایی حتما شما را به شکستن آن تشویق میکردم
نخوانید!
ندانید!
شما ما را در وطن خود بیگانه کردید...
شاهنامه را نخوانید!
از ستایش خرد و پادشاهان روی برگردانید
از فر و کیان ایران تنفر داشته باشید
اگر سنگ قبری از بیضایی در ایران پیدا میشد چه در قطعه هنرمندان مسلمانان چه بین اعدام شدگان بهایی حتما شما را به شکستن آن تشویق میکردم
نخوانید!
ندانید!
شما ما را در وطن خود بیگانه کردید...
October 7, 2023
Actually I firmly believe that if Bahram Beyzaei watched my friend’s acting in theater, he would be proud of his masterpiece once again.
I wish I could watch it one more time😍👌🏻it really touched my soul in a profound way👏🏻
I wish I could watch it one more time😍👌🏻it really touched my soul in a profound way👏🏻
January 8, 2023
خدایا به این دوتا عقلی بده، به من پولی، به خودت انصافی!
September 24, 2024
تیاتر موزیکال (جمله ها ریتم دارن) و فکر میکنم به سبک روحوضی و یا تعزیه است. زمان و دوره خاصی در داستان احساس نمیشه. گذر زمان مشخص نیست
May 1, 2025
خسته کننده و با دید منفی به پهلوانان
Read
November 18, 2012عالي بود.
اين نمايشنامه را بارها خوانده ام.
اين نمايشنامه را بارها خوانده ام.
May 4, 2014
مرداد۹۳
Displaying 1 - 28 of 28 reviews



























