Jump to ratings and reviews
Rate this book

خواب آشفتۀ نفت #1

خواب آشفته نفت؛ از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه، حلقه اول

Rate this book
از شناخت نفت در ایران قرن‌ها می‌گذرد. مردم ایران از دیرباز نفت را می‌شناختند، در اطراف و کنار برخی مناطق این سرزمین، چشمه‌های سیاه آن را جاری می‌دیدند و هرچند به صورت محدود و ابتدایی، از آن استفاده‌هایی می‌بردند
بهمن ماه ۱۲۸۶ بود که سرانجام تلاش‌های بسیارِ بیگانگان پس از عقد قرارداد دارسی، به نتیجه رسید و اولین میدان نفتی ایران به اجنبی رخ نشان داد. نخستین میدان نفتی ایران یا همان اولین میدان نفتی خاورمیانه پیدا شد و از آن پس فواره‌های تغییر همراه با فوران نفت، بر سرنوشت ایران فرود آمد. اکتشاف این میدان نفتی به دست خارجی بود، اما به هر روی سرنوشت مناسبات اقتصادی ایران و بیش و پیش از آن مناسبات سیاست خارجی ایران و تعامل این کشور با جهان صنعتی به‌ویژه انگلستان از بهمن ماه ۱۲۸۶ دیگرگونه شد. از آن تاریخ تا امروز، تاریخ ایران، گذشته، حال و سرنوشتِ آینده این سرزمین به ماجراهای این ماده سیاه گره خورد؛ ماده سیاهی که قرن‌ها در دل زمین خفته بود و وقتی سرانجام با دست‌های بیگانه از خواب بیدار شد، مردم ایران که صاحبان اصلی‌اش بودند، هنوز کاملا از خواب بیدار نشده بودند و شاید حتی در خواب هم نمی‌دیدند که سال‌ها بعد این نفت درهای ثروت را به روی‌شان باز می‌کند و روزی حیات و ممات کشورشان به ماده سیاهی بسته می‌شود که پیشینیان‌شان آن را شوم می‌پنداشتند
محمدعلی موحد که در مهم‌ترین مقطع تاریخ نفت ایران، یعنی همزمان با ملی شدن صنعت نفت، وارد شرکت نفت شد و ابتدا در مقام سردبیر روزنامه شرکت و در مقاطع بعدی به عنوان یکی از اعضای برجسته قسمت حقوقی شرکت، در آنجا اشتغال داشت و از نزدیک شاهد ماجراهای ملی شدن صنعت نفت بود، در کتاب «خواب آشفته نفت» حدیث بی‌قراری‌ها و آشفتگی‌های نفتی ایران را بازگو کرده است، البته به زبان تاریخ و به شیوه‌ای روش‌مند. او که مجموعه «خواب آشفته نفت» را با دو جلدی «دکتر مصدق و نهضت ملی ایران» آغاز کرده و کارش را با «از کودتای ۲۸ مرداد تا سقوط زاهدی» به عنوان جلد سوم ادامه داده، اخیرا به دوران پیش از مصدق و ملی شدن نفت بازگشته تا ماجرای نفت را از آغاز تا سقوط رضاشاه در قالب جلد چهارم با عنوان «از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه» بازگوید که بخش آغازین روایتش را نیز کامل کند. گرچه عنوان این کتاب از قرارداد دارسی آغاز می‌شود، موحد روایتش را با نفت و روزگاران کهن آغاز کرده است، با این حال تمرکز اصلی این کتاب بر قرارداد دارسی است؛ قراردادی که الغای آن با شعارها و تبلیغات فراوان دولت رضاخان علیه استعماری بودن آن همراه بود و پس از الغا هم سال‌ها استعماری و ننگین دانسته شد، اما با اندکی فاصله پس از لغو آن، قرارداد ۱۹۳۳ با در نظر گرفتن سهم بالقوه کمتر برای ایران به امضا رسید.
دکتر موحد با تخصص حقوقی‌اش، ظرایف و ریزه‌کاری‌های حقوقی قراردادها و جزئیات ماه‌ها مذاکرات نفتی را می‌کاود و روایت می‌کند. سعیِ تیمورتاش برای مذاکرات نفتی، بارها سفر رفتن و واپسین بازگشت پر رمز و راز او، یکی از پر کشش‌ترین بخش‌های این کتاب است که در نهایت با به بن‌بست رسیدنِ این مذاکرات و مرگ غم‌بار تیمورتاش به پایان می‌رسد، قرارداد دارسی در میان تبلیغات منفی فراوان علیه این قرارداد، استعماری خواندن آن و توصیفش به عنوان یکی از قراردادهای ننگین استعماری باقی مانده از دوران سیاه قاجار، لغو می‌شود. ماجرای «خواب آشفته نفت» اما تنها به الغای قرارداد دارسی ختم نمی‌شود
دکتر محمد علی موحد اثرات لغو قرارداد را هم می‌کاود تا جایی که در نهایت، در میان سکوت و تأیید رسانه‌ها و مجلس، ایران به پادشاهی رضاخان به قراردادی به مراتب استعماری‌تر از قرارداد دارسی تن می‌دهد؛ قرارداد ۱۹۳۳ که اگرچه استعماری‌تر از دارسی بود، سهم بالقوه ایران را از نفت کاهش می‌داد و اختیارات حقوقی این کشور را کمتر از قرارداد استعماری خوانده شده دارسی می‌کرد اما رضاخان با خودرایی و خودمحوری در مذاکراتی آن را تایید کرد، مجلس نیز در سکوتی مرگبار در برابر آن سکوت کرد و بدون هیچ اعتراضی آن را به تصویب رساند. خبری از تبلیغات منفی قبلی نبود و در برابر تصمیم ملوکانه رضاشاه پهلوی هیچ اعتراضی وارد نبود

653 pages, Hardcover

Published January 1, 2015

9 people are currently reading
135 people want to read

About the author

محمدعلی موحد

42 books98 followers
محمدعلی موحد در سال ۱۳۰۲ در شهر تبریز دیده به جهان گشود. تحصیل را در مدارس تدین و اتحادنوی همین شهر آغاز نمود و در سال ۱۳۱۹ پس از اخذ دیپلم متوسطه در رشتهٔ ادبی به تهران آمد. اما به واسطهٔ فوت پدر (در سال ۱۳۱۷) به تبریز بازگشت و سرپرستی خانواده را برعهده گرفت و به مدت ده سال در تبریز و تهران رحل اقامت افکند.

در سال ۱۳۲۹ به شرکت نفت آبادان رفته و پس از خلع ید انگلیسی‌ها در سال ۱۳۳۲ سردبیری روزنامهٔ شرکت نفت را به عهده گرفت و در همین سال به تهران انتقال یافت. وی در سال ۱۳۳۲ کار بر روی ترجمهٔ رحله این بطوطه را انجام داد که در سال ۱۳۳۶ منتشر و به واسطهٔ قدرت قلم و شیوایی ترجمه، مورد توجه ارباب فضل قرار گرفت و نام موحد بر سر زبان‌ها افتاد. چنان‌که استادانی چون مجتبی مینویی و محمدعلی جمال‌زاده او را مورد تشویق و تفقد قرار دادند.

دکتر موحد تحصیلات خود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دکترای حقوق خصوصی از این دانشگاه شد و در سال ۱۳۳۸ پس از فراغت از تحصیل برای آشنایی بیشتر با مباحث حقوق بین‌الملل به انگلستان رفته و مطالعات خود را زیر نظر پرفسور جنینگز در کمبریج و پروفسور شوارتزنبرگ در لندن ادامه داد.

همچنین در این دوران با ایران‌شناسی چون آربری، مینورسکی و لاکهات مجالست کرده و به تحقیق بر روی نسخه‌های خطی موجود در موزهٔ بریتانیا پرداخت و از این میان نسخهٔ سلوک‌الملوک تالیف فضل‌الله روزبهان خنجی متخلص به امین را برای تصحیح انتخاب کرد.

وی علاوه بر وکالت پایه یک دادگستری، از آغاز تاسیس شرکت ملی نفت ایران در کادر حقوقی شرکت نفت وارد شد و تا بالاترین درجات (مشاور عالی رئیس هیئت مدیره، مشاور ارشد و عضو اصلی هیئت مدیره) انجام وظیفه کرده و در ابتدای تاسیس اوپک به مدت شش ماه معاونت اجرایی آن سازمان در ژنو را عهده‌دار بوده است.

دکتر موحد در کنار مشاغل رسمی به تدریس حقوق مدنی و حقوق نفت در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران و دانشکدهٔ علوم مالی و حسابداری پرداخته است.

وی در طول زندگی خویش همواره مشغول به تحقیق، تالیف و ترجمه بوده و آثار بزرگی از خود به یادگار گذاشته است که بی‌شک، بزرگ‌ترین آنها تحقیق در متون عرفانی، به ویژه چاپ انتقادی مقالات شمس تبریزی است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
13 (50%)
4 stars
10 (38%)
3 stars
3 (11%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Shahab.
150 reviews13 followers
October 9, 2024
گویا مقرر شده در پس هراتفاق در تاریخ معاصر ایران رد پای نفت باشد.


بسیار کامل جامع و کاملی بود اما واقعا سخت خوان
Profile Image for Ali Niazi.
241 reviews31 followers
March 28, 2020
مجموعه چهار جلدی خواب آشفته نفت کتاب بسیار عالی و مستند نوشته محمدعلی موحد که یکی از بهترین کتاب های مستند و مرجع درباره وقایع نفت از مان دارسی تا زمان زاهدی
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
February 5, 2023
https://delsharm.blog.ir/1401/11/16/k...

«النفط إمراة زانیة لا خیر فیها»




جملات بالا از «تعطیر الانام فی تعبیر المنام» در دیباچهٔ این کتاب آمده است. روزگاری نفت در بسیاری از کشورها از جمله ایران بخشی از اقتصاد جاری زندگی بود اما این اقتصاد محدود به مواردی مانند استفاده از قیر برای مصارف خانگی می‌شده است.



کتاب «خواب آشفتهٔ نفت» را «محمد علی موحد» در چهار جلد (سه حلقه که حلقهٔ دوم خود دو جلد است) نوشته است و کتاب حاضر اولین جلد از این کتاب است. قبلاً از موحد کتاب «ابن‌بطوطه» را خوانده بودم. در این کتاب از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه مورد بررسی قرار گرفته شده است و در جملات پایانی بخش غیرپیوستی متن این جلد آمده است:



«ایران خلاصه شده بود در ابوالهولی به نام رضاشاه، که به دست بریتانیا بر مسند قدرت نشسته و به قهر و خشونت و بی‌رحمی و سرکوب و قتل و غارت، نفس‌ها را در سینه‌ها حبس کرده بود، و حق‌السهم نفت شیشهٔ جان ابوالهول بود که در درست بریتانیا بود.» (ص ۵۱۰)


این جلد مجموعاً بیست فصل دارد به همراه سه پیوست (سخنرانی تقی‌زاده، خاطرات لرد کَدمن، و نامهٔ وزیر مختار بریتانیا) به همراه بخش طولانی انتهانوشت ارجاعات و خلاصه‌نوشتی از خط زمانی اتفاقات که ناشر فراهم آورده است. در مجموع این جلد ۶۵۳ صفحه دارد که تا صفحهٔ ۵۱۲ متن اصلی و تا صفحهٔ ۵۴۰ پیوست است. ناشر کارنامه است و به سبک همیشگی‌اش کتاب را با کیفیت بسیار بالا و متأسفانه قیمت خیلی بالا منتشر کرده است (۳۵۰ هزار تومان در زمان دلار آزاد ۳۰ هزار تومانی که حتی اگر دلاری حساب کنی با توجه به هزینهٔ کارگر در ایران بسیار بالاست).



چه شد که نفط به نفت بدل شد؟ چه شد که این مادهٔ بدبو به چنین کالای راهبردی بدل شد که سرنوشت بسیاری از ملت‌های غرب آسیا و بسیاری از نقاط دیگر جهان را تحت شعاع قرار داد؟ نفت میان سرخ‌پوستان آمریکایی مانند ایرانیان کاربردهای خانگی و دارویی داشت اما به طور جدی در سال ۱۸۵۹ در ایالت پنسیلوانیای آمریکا صنعت نفت به شکل امروزی‌اش شکل گرفت. امتیاز نفت دارسی (وجه تسمیه به خاطر ویلیام ناکس دارسی تاجر انگلیسی-استرالیایی) در سال ۱۹۰۱ و فقط پنج سال بعد از اختراع اولین خودروی بنزینی در ایران بسته شد. البته جالب‌تر آن که اولین امتیاز نفتی ایران در جایی بسته شده است که من هیچ وجه خبر نداشتم: در مناطق تنکابن، کجور و کلارستاق (کلاردشت و بخش‌هایی از چالوس امروزی و در واقع وطن من!) موسوم به محال ثلاثه. این قرارداد سال ۱۸۹۶ میلادی امتیازش به «محمدولی خان خلعت‌بری» داده شد و بعدها به خاطر شخصی گرجی به نام خوشتاریا به نام قرارداد خوشتاریا معروف شد. البته ظاهراً پس از اکتشافاتی نتیجه آن شد که آن مناطق خیلی نفت‌خیز نیستند. جای دیگری که در همان زمان‌ها مورد اکتشاف قرار گرفت، منطقهٔ خوریان بین سمنان و دامغان بود که آن هم بی‌نتیجه ماند. بگذریم!



چرا قرارداد دارسی اینقدر مهم است که باید برایش کتابی به این مطولی نوشت؟ این قرارداد نقشهٔ سیاسی اقتصادی ایران را تا همین امروز دچار تغییرات کرده است. آن زمانی که قاجارها با واسطه‌گری وثوق‌الدوله آن قرارداد را بستند و بعدها معلوم شد که میزان عایدی دولت کمتر از رشوه‌ای که وثوق‌الدوله گرفته است، هیچ کس حتی شاید خود انگلیسی‌ها فکر نمی‌کردند صنعت نفت اینقدر فراگیر شود. آن زمان قرار شد فقط ۱۶٪ از عایدی این استخراج به ایران برسد آن هم در شرایطی که شرکت انگلیسی نفت جنوب در زمینهٔ درآمدهایش شفافیت نداشت و همچنین میزان مالیات بر درآمدی که دولت انگلیس از آن شرکت می‌گرفته چندبرابر آن ۱۶٪ای بود که ایران می‌گرفت. اما این قرارداد به نقطه‌ای رسیده بود که حتی تغییر حکومت به پهلوی یا تجزیه نشدن ایران بسته به منافع انگلستان بود. مثلاً آن زمان بیشتر نفت جهان را آمریکا تولید می‌کرد و انگلیس نمی‌خواست به هیچ قیمتی از قافله عقب بماند. از آن طرف با تهدید روسیه مواجه بود. خوش‌اقبالی انگلیس در آن بود که روسیه درگیر انقلاب ضدتزاری شده بود و وقت برای انگلیس باقی بود ولی برای انگلیس صرفه نداشت ایران به ایرانستان تبدیل شود و مجبور شود به جای یک طرف حساب، چندین طرف حساب داشته باشد. حتی این که انگلیس چنان انتقام سختی از رضاخان گرفت ریشه در اتفاقات موقع بحران اقتصادی دارد. رضاخان از کم شدن درآمد نفت شاکی شد و انگلیس را مجبور کرد که پیشاپیش به ایران پول اضافه بدهد اما «متین دفتری» از قول انگلیسی‌ها می‌گوید: «ما این شانتاژ اعلی‌حضرت همایونی را هرگز فراموش نمی‌کنیم.» بعد متین‌دفتری می‌گوید: «وقایع شهریور ۲۰ ثابت کرد که فراموش نکرده بودند.»


اما جالب آنجاست که تیمورتاش که سیاست‌مداری کارکشته بود، بعد از ماه‌ها تلاش برای تصحیح قرارداد دارسی به نتایجی هرچند دور از ایده‌آل می‌رسد اما مورد غضب رضاشاه قرار می‌گیرد. رضاشاه قرارداد را در آتش می‌اندازد، تیمورتاش را با انگ فساد مالی به زندان می‌اندازد و به مدد آمپول هوای پزشک احمدی او را می‌کشد. در شهرها چیزی در حد جشن بعد از قرارداد برجام پایکوبی برگزار می‌شود. مردم به خیابان‌ها می‌ریزند که شاه مقابل استعمار ایستاده است و از این حرف‌ها. بعدتر فروغی، داور، تقی‌زاده و علا می‌روند تا انگلیس را مجبور به قرارداد بهتری کنند. انگلیس دست پیش می‌گذارد و به جامعهٔ ملل شکایت می‌برد. فروغی به جای آن که این شکایت را به خاطر آن یک شرکت خصوصی نه یک دولت طرف حساب بوده مورد نقد قرار بدهد، از درِ مدح دولت بریتانیا درمی‌آید. کار به جاهای باریک می‌کشد. همهٔ نمایندگان ایران از پیشنهاد انگلیس ناراضی‌اند چون پیشنهاد جدید بسیار بدتر از قرارداد قبلی است اما لرد کدمن نمایندهٔ شرکت نفتی نزد رضاشاه می‌رود. همان موقع در صحنه‌ای دراماتیک هواپیمایش در حال پرواز به بهانهٔ تمرین قبل از سفر است تا به رضاشاه بفهماند که این آخرین مهلت او برای تصمیم است. و حال رضاخان خیلی راحت پیشنهاد جدید که هم مدتش طولانی‌تر بود (۶۰ سال تمدید به جای ۳۰ سال)‌ و هم امتیازات ایران کمتر قبول می‌کند (این صحبت را قبلاً در مقالات «محمد قائد» در کتاب «ظلم، جهل و برزخیان زمین» و هم در کتاب «تاریخ سیاست خارجی ایران» از «روح‌الله رمضانی» خوانده بودم). اینجاست که موحد در آخر کتاب حرفی را از «ماینور» دبیر سفارت آمریکا نقل می‌کند که گویا قصهٔ تکراری ماست:


«ایرانی به مرضی مبتلاست که من آن را بیماری حاد ظاهرسازی می‌نامم. این شیفتگی زیاد به ظاهر مایهٔ سطحی‌نگری در سیاست شده و به تخریب ارزش‌ها انجامیده و آسیب فراوان به بار آورده است.» (نقل از ص ۵۱۲ کتاب)


این کتاب سرشار از اطلاعات دقیق البته با داوری نویسنده است و اصلاً در این نوشته نمی‌گنجد که خلاصه‌ای از آن مطالب بیان شود. اما نکاتی پراکنده را که برایم جالب بود این جا می‌نویسم:


*‌ بر خلاف کتاب قبلی‌ای که از روح‌الله رمضانی خوانده بودم (تاریخ سیاست خارجی ایران)، نویسندهٔ این کتاب تأکید می‌کند که هیچ مدرکی مبنی بر این که محمد خیابانی و میرزا کوچک‌خان جنگلی نیات تجزیه‌طلبانه داشتند پیدا نمی‌شود.


* نویسنده در جای‌جای کتاب مدرس را به خاطر ایستادگی‌اش در برابر رضاخان می‌ستاید. اما این ستودن همراه با واقع‌بینی بوده است. مدرس برای آن که وضع منحط دوران قاجاری را می‌دیده، با این که رضاخان سردار سپه باشد و رئیس قشون باشد و کشور را به نظم دربیاورد نه تنها مشکلی نداشته بلکه در مجلس جزو حامیان رضاخان بوده، اما آنجا مدرس به مقابله با رضاخان می‌ایستد که رضاخان به دنبال ریاست‌جمهوری و بعدتر شاهنشاهی است.


*‌ سه نفر از جمله مصدق در صدد آن بودند که برای حفظ تمامیت ارضی ایران، رضاخان را از حکم عزل احمدشاه با قرائت خاصی که مصدق از قانون مشروطه مبنی بر تشریفاتی بودن حکم شاه درآورده بود مصون بدارند. این‌ها کلی روزنگاری و خاطره‌نویسی از این مسائل کردند اما می‌بینیم که به شکل عجیبی ورق برمی‌گردد و رضاخان تبدیل به رضاشاه می‌شود اما آن‌هایی که پشت شاه شدنش بودند، هیچ حرف و سندی ازشان نیست یا به سختی پیدا می‌شود.


*‌ یکی از دو رکن اصلی‌ای که رضاخان برای حکومتش برگزید حفظ شرع اسلام بود و جالب آن که اوایل دستور مخصوص داد که بانوان عفت را در جامعه رعایت کنند.


*‌ وقتی رضاشاه قانون سربازی اجباری را آورد، روحانیون مخالفت کردند اما وقتی روحانیون را از سربازی معاف کرد، مخالفت آن‌ها از بین رفت.


*‌ در نشریات آن زمان «علی دشتی» روزنامه‌نگاری بود که خیلی به مشکلات موجود در قرارداد دارسی حمله می‌کرد اما اطلاعاتش آنقدر عقب‌مانده بود که مثلاً نمی‌دانست آرمیتاژ اسمیت ده سال از مأموریتش در ایران گذشته بود.


*‌ این برداشت شخصی من است که بسیاری از کسانی که در این مذاکرات بر سر حقوق ایران جنگیدند، حتی اگر مانند تیمورتاش سرآخر از شرکت انگلیسی درخواست هدیهٔ شصت هزار لیری کرده باشند (که البته موافقت نشد و بعدها پس از مرگش لو رفت)، واقعاً برای احقاق حقوق ملت زحمت کشیدند ولی ماهیت استبدادی حکومت ایران باعث می‌شد که آن‌ها هیچ وقت نتوانند توانایی‌های بالقوه‌شان را به فعلیت برسانند کما آن که نتیجهٔ زحمت تیمورتاش چیزی جز قرار گرفتن قرارداد در آتش و مرگ بر اثر آمپول هوا در زندان نبود یا نتیجهٔ زحمات فروغی و تقی‌زاده برای بهبود اوضاع با تصمیمی آنی از رضاخان باد هوا شد. خلاصه منظورم آن است که خوب است افراد را در جایگاه تاریخی و بر اساس وسع‌شان بسنجیم نه بر اساس قضاوت پسینی‌مان آن هم بعد از بیش از صد سال. حتی برای خود رضاخان با آن همه خودرأیی و فساد اقتصادی‌ای که داش��، حفظ تمامیت ارضی و یک‌پارچه کردن نظام امنیتی کشور یکی از دستاوردهای غیرقابل انکارش بود اما افسوس که نه آمدنش بر اساس ارادهٔ جمعی مردم یا حتی نخبگان بود نه رفتنش.


Profile Image for Tioarifi.
56 reviews2 followers
September 2, 2024
بالاخره این کتاب هم تموم شد
خیلی وقت بود نتونسته بودم کتاب بخونم امسال تا اینجا دوتا کتاب تموم کردم امیدوارم بتونم از ادامه سال لذت ببرم.
کتاب از قرار داد دارسی تا حدودی بعد از سقوط رضا شاه هست و همه کتاب بر اساس اسناد و مدارک هست...
حتما مطالعه کنید و از تاریخ لذت ببرید
Profile Image for Sobi.
10 reviews2 followers
September 12, 2021
«جهان غرب در مدت زمانی بسیار کوتاه پس از آنکه با نفت آشنا شد به جستجوهای علمی دربارهٔ خواص آن پرداخت و‌ تحول شگرفی پدید آورد. چرا ما این کار را نکردیم و طی قرن‌ها به اظهار حیرت در برابر این پدیده، و خضوع و کرنش در آتشکده‌ها بسنده نمودیم؟!»
121 reviews2 followers
September 5, 2023
کتاب علاوه بر تاریخ نفت موارد بسیار دیگری را نیز نقل می‌کند مثلاً پرونده قرارداد ۱۹۱۹ و ظهور رضا شاه مفصلاً بحث شده است به خصوص پرونده ظهور رضا شاه پنجره جدیدی برای من گشود و نظر من را راجع به رضا شاه تغییر داد 

در بعضی موارد کتاب مسائل و نقل قول‌هایی را چند بار تکرار کرده و این باعث شده حجم کتاب زیاد شود بعضاً مسائل خلاصه‌تر نوشته می‌شد بهتر بود 

کتاب در ابتدا تاریخ کلی نفت را نقل می‌کند که در قدیم نفت چه استفاده‌ای داشته و ... بعداً امتیازنامه‌هایی که توسط ایران در طول تاریخ به افراد مختلف داده شده است و اکثراً به جایی نرسیده‌اند نقل می‌شود سپس ماجرای امتیاز دارسی که وی یک فرد ماجراجو و نترس بوده و به ایران آمده و در سال ۱۹۰۱ به کمک کتابچی خوان امتیاز را در دوره مظفرالدین شاه می‌گیرد. در این میان انقلاب مشروطه اتفاق می‌افتد و بعد قرارداد قرارداد ۱۹۰۷ روسیه و انگلستان مبنی بر تقسیم ایران اتفاق می‌افتد و بلافاصله درست در وسط این معرکه در سال ۱۹۰۸ در دوره محمدعلی شاه اولین چاه نفت ایران کشف می‌شود

در حوالی سال ۱۹۰۵ پول دارسی تمام می‌شود و او امتیاز خود را به شرکت نفت برمه که متعلق به دولت انگلستان بود واگذار می‌کند دولت انگلستان در آن زمان به نفت علاقمند شده و سعی دارد کشتی های خود را نفت سوز کند. شرکت نفت با شیخ خزعل قراردادی نوشته و زمین پالایشگاه نفت آبادان را ابتیاع می‌کند و همچنین قراردادی با بزرگان بختیاری مبنی بر امنیت خطوط لوله منعقد می‌کند که ۳ درصد سود به آنها پرداخت شود


یک فصل مفصل کتاب به قرارداد 1۹۱۹ اختصاص پیدا کرده و سعی لرد کرزن در به کرسی نشاندن حرفش که با مخالفت آمریکا و فرانسه و غیره و همچنین مخالفت‌های داخلی ایران سرانجام با شکست مواجه شد لرد کرزن بسیار زورگو بوده و نگاه از بالا به پایین داشته است.


طی مذاکراتی که بین کمپانی و فیروز به همراه آرمیتاژ اسمیت در می‌گیرد و اسمیت خارج از اختیاراتش از عوض دولت ایران قراردادی امضا می‌کند و دولت ایران ادعا می‌کند که این از اختیارات اسمیت نبوده و این قرارداد را تایید نمی‌کند ولی مبنا پرداخت شرکت به ایران تا مدت‌ها مطابق این قرارداد بوده است بسیار عجیب است که برای مذاکره با یک شرکت انگلیسی فردی انگلیسی تبار استخدام می‌شود آیا فرد دیگری نبوده است؟


در در ادامه با شکست قرارداد ۱۹۱۹ و وقوع انقلاب روسیه اتفاقات سرعت می‌گیرد انگلستان تصمیم می‌گیرد راه دیگری را امتحان کند و دولت مورد اعتماد خود را بر سر کار بیاورد و چون تنها نیروی نظامی قابل سمت توجه در ایران قزاقها بوده‌اند توجه به سمت آنها جلب شده و رضاخان کشف می‌شود البته رضاخان قبلاً هم دنبال کودتا بوده است و به وثوق الدوله و مدرس نیز پیشنهاد همکاری در کودتا داده است. همچنین او با آلمان‌ها هم قرار کودتا داشته است و این نشان از روح ناآرام او می‌دهد در نهاهایت رضاخان با آیرون ساید به تفاهم می‌رسند و رضاخان قول می‌دهد پس از خروج ارتش انگلستان از ایران (که در دوره جنگ وارد شده بود)، خنجر از پشت به آنها نزده و دوم اینکه به احمد شاه کاری نداشته باشد


یک فصل هم به کودتا اختصاص پیدا کرده است و از چگونگی تصمیم انگلستان برای انجام کودتا و خستگی آنها از دولتمردان جاری و سعی در زدن نقش نو نقل می‌کند و همچنین چگونگی انجام قرارداد آیرون ساید با رضا شاه مفصل بیان می‌شود در ادامه چگونگی انجام کودتا، مسیر حرکت قزاقان و سعی احمد شاه در جلوگیری از ورود آنها به تهران بیان می‌شود 

نهایتاً سه ماه پس از انجام کودتا، رضا شاه سید ضیا را نیز بیرون میراند و دولت‌های پی در پی در ایران بر سر کار می‌آیند ولی رضاخان کنترل ارتش را حفظ کرده گسترش می‌دهد و آرام آرام تمام دشمنان خود را شکست داده دولت را مجبور  می‌کند بودجه های هنگفتی  را به ارتش اختصاص دهند تا او ارتش را تقویت کند


بعد از سید ضیا، قوام، مشیرالدوله، مستوفی الممالک، مجدداً مشیرالدوله در نهایت در سوم آبان سال ۱۳۰۲ رضاخان خودش نخست وزیر می‌شود در این مدت رضا شاه بازی را بسیار خوب بازی کرده و سه منبع قدرت که در ایران آن زمان بودند شامل روحانیون، سران عشایر و الیت جامعه را به مرور در کنترل می‌گیرد و در آخر همه را سرکوب کرده و یکه تاز میدان می‌شود

در ابتدای سال ۱۳۰۳ بحث جمهوری پیش می‌آید که با مخالفت روحانیون و بازار ناتمام می‌ماند بلافاصله احمد شاه رضا شاه را عزل کرده و رضاخان قهر کرده و به بومهن می‌رود امرای ارتش پیغام داده و خواهان بازگشت وی بر سر قدرت می‌شوند و بزرگان مجلس از جمله مصدق، مستوفی الممالک، مشیرالدوله و غیره به دنبال رضاخان رفته و او را مجدداً با خواهش و التماس بر سر کار برمی‌گرداند در این میان رضاخان دیگر یکه تاز میدان شده است و کوچک‌ترین انتقادی را بر نمی‌تابد مثلاً پس از انتقاد عشقی، او را توسط نظمیه به قتل می‌رساند سپس ماجرای سقاخانه شیخ هادی و قتل ماژور ایمبری پیش می‌آید که رضاخان حکومت نظامی اعلام می‌کند


مدرس تیر آخرش را شلیک می‌کند و با دعوت از احمد شاه و سعی در تحریک شیخ خزعل به جنگ رضا شاه می‌رود که با عدم همکاری احمد شاه و توان کم شیخ خزعل و عدم همکاری دیگران ناکام می‌ماند. رضا شاه طی مذاکراتی انگلیسی‌ها را قانع کرده و به خوزستان لشکرکشی می‌کند که منجر به تسلیم شیخ خزعل می‌شود

 جمله مرا انگلیس آورد و ندانست با کی سر و کار پیدا کرده از رضاخان نقل شده است


سپس با اعتراض‌های ساختگی که برای قیمت نان و غیره به وجود می‌آید مردم از رضاخان خواهش می‌کنند که سلطنت را خود به دست بگیرد در روز رای گیری 8 نفر مخالف بودند که از این میان معتمن الملک و مشیرالدوله به مجلس نمی‌روند و مستوفی در روز رای گیری از طرف رضاخان به بیرون فراخوانده شده و مدرس هم بهانه کرده و مجلس را ترک می‌کند تنها کسانی که به شاه شدن رضا خان رای منفی داده‌اند تقی زاده، علا مصدق و دولت آبادی هستند


فصلی هم به واکاوی امتیاز نفت شمال و سعی رجال کشور در کشاندن پای آمریکا به کشور به بهانه نفت است حتی در دوره ای با سینکلر هم قراردادی بسته شد که در انتها به دلیل به هم خوردن روابط شرکت سینکلر با شوروی و اینکه مسیر مناسبی برای انتقال نفت پیدا نشد توسط شرکت سینکلر قرارداد به هم خورد.


چند فصل به تجدید نظر در قرارداد دارسی اختصاص دارد از ۱۹۱۷ تا القای قرارداد دارسی در ۱۹۳۲ سه رشته مذاکره بین ایران و کمپانی انجام گرفت

اول نصرت الدوله فیروز 
در ادامه آرمیتاژ اسمیت 
و سوم تیمورتاش 

به طور مفصل با شرکت مذاکره کردند که غیر از آرمیتاژ اسمیت هیچ کدام به امضا منجر نشد قرارداد آرمیتاژ اسمیت هم مورد موافقت ایران قرار نگرفت چرا که آرمیتاژ خارج از اختیاراتی که به وی داده شده بود عمل کرده بود


مذاکرات تیمورتاش در چند فصل آمده است برای اینکه مهم‌ترین مذاکرات بوده است تیمورتاش می‌خواست با اصلاحاتی که در قرارداد انجام می‌دهد و بستن قراردادی تازه افتخاری برای خود و همچنین پهلوی بیافریند و مظاهر قاجار را از بین برده و روح نویی در قرارداد بدمد بنابراین شروع به انجام مذاکرات جدیدی کرد چند خواسته مهم داشت 

سهمی از مدیریت در دست ایرانی‌ها هم باشد یعنی چند نفر مدیر از ایرانی‌ها هم در هیئت ریئسه شرکت حضور داشته باشد 
 منطقه امتیاز محدودتر گردد 
 ۲۰ درصد سهام شرکت به ایران داده شود 
 درآمد ایران از ۱۶ درصد افزایش یافته و ۲۵ درصد گردد 
 لوله کشی به سمت دریاهای جنوب از انحصار شرکت خارج شود 
 سود ایران به یک حداقل تضمین شود

خواسته‌های طرف شرکت از این قرار بودند 

 مدت قرارداد افزایش یابد 
بندی از قرارداد که می‌گفت ایران از کلیه درآمد شرکت ۱۶ درصد سود می‌برد محدود به درآمد شرکت از نفت ایران باشد و درآمد شرکت از بقیه دنیا را شامل نشود 
 درآمد ایران به جای ۱۶ درصد از درآمد به تنی دوشیلینگ تبدیل شود 
 رجوع به محکمه به جای محاکم ایران محاکم معتبر دنیا باشد 
شرکت از مالیات ایران معاف باشند


ناگهان در سال ۱۳۱۰ به دلیل بحران رکود آمریکا قیمت نفت تقلیل یافت و درآمد ایران به یک سوم کاهش یافت این کاهش درآمد مورد قبول رضا شاه نبود و او که به ارتش وعده یک میلیون لیره داده بود ناگهان با درآمد کل نفت350 هزار لیره مواجه شد که برای کل هزینه های دولت و نه فقط ارتش بود 

رضا شاه از کوره در رفت و ترکش آن به تیمورتاش خورد در یک جلسه رضا شاه ناگهان در حضور وزرا به تیمورتاش و همچنین تقی زاده و فروغی (البته این دو با هماهنگی قبلی) حمله کرد و این شروع سقوط تیمورتاش بود اختلاسی در بانک ملی اتفاق افتاد. بانک ملی زیر نظر تیمورتاش بود و این سوءظن به او را افزایش داد 

در یک جلسه ناگهان رضا شاه اعلام کرد که از قرارداد دارسی خارج می‌شود و وزرای خود را در بهت و حیرت فرو برد با اینکه وزرا مخالف بودند ولی جرات مخالفت نکرده و در ادامه دولت انگلستان به مجامع بین‌المللی شکایت کرد وقتی معلوم شد مجامع بین المللی به ضرر ایران رای خواهند داد رضا شاه وحشت نمود در مذاکراتی که بعداً اتفاق افتاد تقی‌زاده موفق نشد با کمپانی به توافق برسد مدیر شرکت به نزد رضا شاه رفت و شاه که دید مدیران شرکت نفت در حال خروج از ایران هستند دچار وحشت شد و با خواسته‌های طرف انگل��سی موافقت کرد


کتاب ادعا می‌کند که نطفه تغییر قرارداد دارسی در لندن بسته شد و آنها با زیرکی طوری کار خود را پیش بردند که رضا شاه از قرارداد خارج شد. رضا شاه که از قاجارها متنفر بود می‌خواست تمام ظواهر موجود آنها را از بین ببرد از جمله قرارداد دارسی او به این امید بود که قرارداد بهتری ببندد که به نظر کتاب موفق نشد و نقاط مثبت قرارداد از دست رفت و مجبور شد قرارداد را ۳۰ سال دیگر تمدید کند هرچند وزرای اصلی آن دوران از قرارداد جدید راضی نبودند و بسیار ناراحت بودند، ولی دولت سعی کرد قرارداد تازه را پیروزی بنامد


کتاب در مقایسه قرارداد دارسی و قرارداد ۱۹۳۳ رضا شاه میگوید دارسی بهتر بود و دلیل اینکه ایران متضرر می‌شد متن قرارداد نبود بلکه عدم توازن قوا بین ایران و انگلستان بود و این که طرف مقابل قرارداد را درست اجرا نمی‌کرد و با عددسازی پول کمی به ایران پرداخت می‌کرد.
Profile Image for Amin.
124 reviews3 followers
March 3, 2021
کتاب از این لحاظ که نقل قول های مختلف رو از منابع مختلف ایرانی و انگلیسی و حتی امریکایی آورده بسیار غنی و مفید هستش. برای من که به دنبال مطالعه دوران رضاشاه بودم، منبع بسیار خوبی بود. با بسیاری از منابع درجه 1 برای مطالعات بعدی ام در مورد دوران رضاشاه از طریق این کتاب آشنا شدم.

متاسفانه نویسنده کتاب به نظریه "کار کار انگلیس است" خیلی معتقد بوده و در جای جای کتاب این عقیده واضح و آشکار است.
در بسیاری موارد نویسنده نظریه ای ارانه کرده و برای اثبات آن نمونه هایی از منابع مختلف آورده است. اما همان منابع نظریه نویسنده را نقض کرده اند. برای مثال نویسنده معتقد است ایرانی ها توجهی به قضیه تمدید قرداد دارسی و استفاده از این حربه برای گرفتن امتیازهای بهتر از شرکت نفت نداشتند. در حالی بر اساس همان منابع خود نویسنده از جمله خاطرات تقی زاده، ایرانی ها به این نکته واقف بوده و تصریح کرده بودند که باید به راحتی و بدون گرفتن امیتازهای بهت، تمدید امتیاز نقت را قبول نکرد.
Profile Image for Bookworm.
181 reviews1 follower
January 16, 2022
داستان کشمکش دولتمداران ایرانی با انگلیسی ها بر سر نفت!
4 reviews
Read
April 12, 2019
این کتاب تنها در مورد نفت نبود بلکه در مورد این بود که نفت پای امریکا انگلیس و شوروی را به ایران باز کرد و تبدیل به سرطان ایرانیان در دو قرن اخیر شد
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.