Jump to ratings and reviews
Rate this book

اولین تپش‌های عاشقانه قلبم: نامه‌های فروغ فرخزاد به همسرش پرويز شاپور

Rate this book
خواندن نامه‌های تو برای من بزرگترین شادمانی است.
شاید باور نکنی اگر بگویم که یک نامه‌ای را که از تو دارم روزی چند بار می‌خوانم و همین نامه کوچک ساعتی موجب شادمانی خاطر من می‌شود.
من حالا به این امید دلخوشم که اگر نمی‌توانم تو را ببینم، می‌توانم نامه‌های تو را دریافت دارم.
تو برای من نامه بنویس. شاید این نامه‌ها اندکی از بار رنج و غم من بکاهد. این بهترین وسیله‌ای است که ما می‌توانیم به واسطه آن مکنونات قلبی‌مان را آشکار سازیم.
تو نمی‌توانی بفهمی که چه قدر به تو احتیاج دارم . تو را به مرگ کامی برایم نامه بنویس.

353 pages, Hardcover

First published April 1, 2001

47 people are currently reading
877 people want to read

About the author

فروغ فرخزاد

59 books22 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
203 (27%)
4 stars
196 (26%)
3 stars
219 (29%)
2 stars
87 (11%)
1 star
45 (6%)
Displaying 1 - 30 of 71 reviews
Profile Image for Saleh MoonWalker.
1,801 reviews264 followers
February 16, 2018
اولین تپش های عاشقانه قلبم


همه مسخره ام می کنند ولی برای من همه چیز حل شده و بدبختی و خوشبختی مفهومی ندارد. من برای این نمی روم که خوشبخت بشوم، می روم خودم را فراموش کنم و تو را فراموش کنم و گذشته را فراموش کنم. اما می دانم که هیچ وقت نمیشود.



حقیقت این است که اینجا در رم، میان یک مشت دختر و پسر ایرانی که دارند حداکثر استفاده را از آزادی خودشان می کنند، من شب و روز به تو فکر میکنم و نام تو اشک به چشمم می آورد و هر وقت کسی از من می پرسد که چرا چهار دیوار اتاقم را ترک نمی کنم و به گردش و تفریح نمی روم، توی دلم می خندم. چون برای من دیگر این گردش و تفریح، این رقصیدن ها و دور هم جمع شدن ها و وقت را با حرف های بی معنی تلف کردن، کار احمقانه و بی معنی شده. برای من خلوت خودم، خلوتی که با اندوه از دست دادن تو و سعادت گذشته ام رنگ گرفته، خیلی گواراتر و شیرین تر است.

Profile Image for Ehsan'Shokraie'.
766 reviews223 followers
September 9, 2019
زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
فرمای بتا تا می گلگون آرند
تو زر نئی ای غافل و نادان که ترا
در خاک نهند و باز بیرون آرند


مارسل پروست عشق را به "گرایشی بی تابانه" تشبیه میکند،عادت به لطف هایی که در حضور دیگری از ان بهره برده ایم و محرومیت از ان زمانی که ان دیگری در دسترس نیست,نوعی بی تابی به همراه می اورد...این بی تابی تبدیل به میلی شدید می شود برای تصاحب کامل ان شخص..


داس دروگر زمان ترکیب جالبیست..زمان مثل تیغه ای تاریک و سرد است..نابود کننده ای که مرده وار به پیش میتازدو هر انچه بر سر راهش است,از سنگ و خاک و تن و عشق را با خود میبرد..
اینگونه ست که وقتی به گذشته می نگریم..کلماتی که خود نوشته ایم هم گاه برایمان جز رخ نمایی اشنایی اندک..جز جرقه یک خاطره کوچک..جز تاویل یک حس که ماوا در گذشته دارد نیست..خود را بیاد می اوریم هنگام نوشتن ان کلمات اما می دانیم که دیگر ان خود نیستیم...
,چرا که این عشق ارتباطی به خود آن فرد و شخصیت او ندارد,عشق تنها همان گرایش بی تابانه است در لحظه حس ان کمبود ازار دهنده..و در گذر زمان "من" های جدیدی که خلق میکنیم با "من"ی که ان گرایش را داشته متفاوت است,در "من" جدید دیگر ان عشق متوقف شده


((به اکنون بیاویز,به حالا,بدین گونه تمام اینده در گذشته غوطه ور است, جیمز جویس))

ترسناک ترین زمان ها برای زندگی "اکنون"است..اکنون اما ضامن oblivion و فراموشی ای همراه با گشاده خاطری ست..آزادی ای که فروغ بدان بی نهایت نیاز داشت..و شاید هرگز به ان نرسید..
این فراموشی الزاما لذت بخش نیست اما لازمه ی زندگی است که انسان در ان بتواند حرکت کند..

فروغ و پرویز شاپور اما متفاوت بودند,دو انسان با روحیات,شخصیت ها و ویژگی های متفاوت..هر دو هم در قفس محدودیت های زمان و عقاید جامعه بوده اند,پرویز با مایند ستی سنتی و فروغ با روحی عصیان گر و آزادی خواه,در تلاشی مذبوحانه برای فرار از زندان خانواده به سمت افق ازادی بخش نما ی زندگی با پرویز,که در نهایت جز زندان دیگری برای او نبود,زندانی با دیوار هایی شاید کوتاه تر از جنس عشق به جای نفرت...
ازدواج دو هنرمند نوید اتحاد دو ذهن را می دهد اما ارتباط فروغ و پرویز از بدیهی ترین مشکلات هم بری نبود و برای من وجود این مشکلات قابل باور نیست..
ارتباط شگفت انگیزی وجود نداشت,تنها یک ارتباط عامیانه نا همگون..به طوری که بی اعتمادی پرویز به فروغ حتی در نامه ها هم دیده می شود..


در نهایت از نامه ها لذتی نبردم,تنها برای اشنایی با فضای زندگی سخت و پر از مشکل فروغ و تکامل او به عنوان یک فرد در زندگی اش مناسب بود.50صفحه پایانی که مربوط به دوران جدایی بود بسیار قابل تامل تر بود..و تاسف برانگیز..زندگی فروغ پر از سال هایی تلخ بود.در دنیایی تاریک..


غنچه شوق تو هم پژمرد
شعر,ای شیطان افسونکار!
عاقبت زین خواب دردالود
جان من بیدار شد,بیدار

بعد از او هرچه کردم
دیدم افسون سرابی بود
انچه می گشتم به دنبالش
وای بر من,نقش خوابی بود

بعد از او دیگر چه می جویم؟
بعد از او دیگر چه می پایم؟
اشک سردی تا بیفشانم
گور گرمی تا بیاسایم

پشت شیشه برف می بارد
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام,دستی
دانه اندوه می کارد.."
بهمن 1334
Profile Image for Rojita Rojîta.
132 reviews37 followers
July 17, 2021
بعد از جدایی زمانی که فروغ رفته ایتالیا، برای پرویز شاپور می نویسه:
"من وضعم اصلا خوب نیست، باید کار کنم. صبح تا شب کار می کنم. مغزم دیگر درد گرفته. اگر بر می‌گشتم و دو مرتبه زندگی گذشته ام را از سر می گرفتم شاید بهتر بود اما افسوس که در تهران هم راحت نیستم، هیچ جا راحت نیستم."
اینجا واقعا فروغ رو درک میکنم میفهممش.
Profile Image for °•.Melina°•..
414 reviews654 followers
February 17, 2023
چندصدتا از اولین تپش‌های عاشقانه‌ی قلبمو لای صفحات این کتاب جا میذارم تا همیشه مثل مال فروغ بتپه.
فروغ،تو خیلی قشنگی،کاش پیچیدگی‌ها و قشنگی‌های خودتو بیشتر دوست داشتی و میدونستی این اطرافیانتن که لیاقت تو رو نداشتن، نه برعکس.ولی زندگیت ارزش داشت،چون با عشق واقعی گذشت.و فکر کنم همین برات کافی بود.

دو بخش اول رو خیلی بیشتر دوست داشتم،خوندن بخش آخر سنگینی بزرگی رو قلبم میذاشت.اما درست مثل دفتر خاطرات سیلویا پلات،فروغ روحشم خبر نداشت که هممون قراره نامه‌های شخصیشو به معشوقش بخونیم و همین این باعث میشه که بیشتر درک و شناخته و پرستیده بشه.به شخصه تجربه‌ی خیلی لذت بخشی بود برام،زمان درستی خوندمش و نزدیکی‌ای که با فروغ و افکارش حس میکردم،تلخ و شیرین بود.

صفحه ۱۹۴:
《من از کوچکی با مالیخولیای خودم بزرگ شده‌ام و خو گرفته‌ام.حالا مشکل است که بتوانم حقایق زندگی را مثل تو استقبال کنم.برای من همه چیز جنبه‌ی رویایی و وهم‌آلودی دارد و من وقتی در زندگی حقیقی جلوه‌ی افکارم را نمی‌جویم باز هم به دامن افکار خودم پناه می‌برم و در آن دنیایی که می‌سازم و دوست دارم زندگی می‌کنم این هم یک طرز فکر است و گمان نمی‌کنم برای تو ضرری داشته باشد》
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
September 6, 2015
پرویز محبوبم می دانی چرا مجبور شدم دو مرتبه این نامه را برای تو بنویسم چون قهر ظهر یك ساعت تمام وقت خواب مامانم را گرفته ام و با او صحبت كرده ام و می خواهم بگویم كه نتیجه كاملا رضایت بخش است آن نامه را من صبح نوشتم و این را عصر می نویسم و ان شائ الله فردا صبح هر دو را به پست می اندازم ولی بین نامه ی صبح و عصر من تا اندازه ای اختلاف است زیرا صبح امیدوار نبودم ولی حالا كه عصر است كاملا امیدوارم كه می توانم تو را داشته باشم .

پرویزم من با مامانم راجع به تو خیلی صحبت كردم و حالا می خواهم بگویم كه مامان با من و تو تا اندازه ای هم عقیده شده است دلایل مخالفت تو را با شرط ها و با مقدار مهر شرح دادم و او را كاملا متقاعد كرده ام فقط چیزی كه مانده همین موضوع برگزاری مجلس عقد است بگذار برای تو حساب كنم تا ببیمی چه قدر باید خرج كنی و به چه قدر پول احتیاج داری پرویز من لباس عروسیم را می خواهم خودم بدوزم به این دلیل كه خیاط ها اولا نمی توانند آن طور كه من میل دارم لباسم را از آب دربیاورند و دیگر این كه پولی را كه می خواهیم به خیاط بدهیم و مسلما 100 تا 200 تومان می شود توی صندوق پس انداز می گذاریم و یا بع مصرف چیزهای ضروری تر می رسانیم پس قیمت لباس فكر نمی كنم از 100 تومان بیشتر بشود 200 تا 250 تومان هم خرج مجلس عقد یعنی میوه و شیرینی و از این حرف ها ( البته اگر زیاد باش تو باید به من تذكر بدهی و من در اینجا میل تو را رعایت می كنم ) و دیگر 100 تا 150 تومان هم خرج های متفرقه كه اتفاقی پیش می آید پس روی هم می شود حداكثر 500 تومان ه من برایت همان روز اول معین كردم و حداقل 400 تومان و حالا پرویزم تو باید این مقدار را تهیه كنی اگر هم نمی توانی بگو تا یك قدری تجدید نظر بكنم و چیزهای تقریبا غیر ضروری را كنار بگذارم تا مطابث میل تو بشود عقیده ان را در این باره برایم بنویس راستی می خواهم بگویم كه پدرم امروز یا فردا حتما می آید من این موضوع را صبح نمی دانستم ولی مامانم به من گفت تو نامه ای را كه می خواهی برای او بنویسی بنویس و بده به خود من و من به موقع به پدرم می رسانم و ضمنا مامانم هم قول داده است كه به محض آمدن او صحبت تو را پیش بكشد و هر طور شده رضایتش را جلب كند مطمئنم كه راضی است اما پروزی مضمون نامه ی تو باید طوری باشد تقریبا صورت اجازه برای عقد كردن باشد مثلا بنویسی چون من از لحاظ مادی آمادگی دارم و به علاوه وضع اخیر برایم غیر قابل تحمل است خواهش می كنم اجازه دهید زودتر این كار خاتمه پیدا كند و این را هم بنویس كه اگر فعلا من از لحاظ سنی هنوز آماده نیستم تو حاضری این مانع را رفع كنی و بعد وقت هم بخواه ، می خواهم یك طوری باشد كه او دیگر فرصت ایراد گرفتن نداشته باشد فكر می كنم وضع ما حالا دیگر كاملا روشن شده باشد امشب دعا خواهم كرد و آن قدر از خدا موفقیت تو را در این امر خواستار می شوم كه خدا دلش به حال من بسوزد و بیشتر از این در انتظارم باقی نگذارد تو هم دعا كن به خدا خیلی خوب است من كه همیشه از خدا كمك می خواهم تو هم همین طور باش می دانم كه موفق خواهی شد .

خداحافظ تو

فروغ
Profile Image for Aynaz.
131 reviews226 followers
May 25, 2022
«ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﻋﺠﻴﺒﻲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ! ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ.ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﻣـﻦ ﻏﻴـﺮ ﻣﻘﺪﻭﺭ ﺍﺳﺖ. ﻣن ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻣﻴﺪ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﻛﻪ ﺑـﺎ ﺗـﻮ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﻛﻨﻢ. ﺗﻮ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻱ ﺟﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰ ﺷﺪﻩ ﺍﻱ. ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺻﻤﻴﻢ ﻗﻠﺐ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.»
Profile Image for Foroogh.
42 reviews109 followers
Read
April 21, 2021
" ...اگر بگویم حالم خوب است دروغ گفته ام چون سرگردانی روح من درمان پذیر نیست و من میدانم که هرگز به آرامش نخواهم رسید...در من نیرویی هست...نیروی گریز از ابتذال...و من به خوبی ابتذال وجود و زندگی را احساس میکنم و میبینم که در این زندان پابند شده ام...من اگر تلاش میکنم برای اینکه از اینجا بروم تو نباید فکر کنی که برای من دیدن دنیاهای دیگر و سرزمینهای دیگر جالب و قابل توجه است...نه...من معتقدم که زیر این آسمان کبود انسان با هیچ چیز تازه ای برخورد نمیکند و هسته ی زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشه دنیا پناهگاه و آرامشی وجود ندارد...من میخواهم زندگی ام بگذرد...من زندگی میکنم برای اینکه این بار را به مقصد برسانم و برای اینکه زندگی را دوست دارم...پرویز...حرفهای من نباید تو را ناراحت کند...امشب خیلی دیوانه هستم...مدت زیادی گریه کردم...نمیدانم چرا... فقط یادم هست که گریه کردم و اگر گریه نمیکردم خفه میشدم...تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمیکند...مثل یک ظرف خالی هستم و توی مردابها دنبال جواهر میگردم...پرویز نمیدانم برایت چه بنویسم...کاش میتوانستم مثل آدمهای دیگر خودم را در ابتذال زندگی گم کنم...کاش میتوانستم برای کلمه موفقیت ارزشی قائل شوم...گاهی اوقات پیش خودم فکر میکنم به مذهب پناه ببرم و در خودم نیروی ایمان را پرورش بدهم...بلکه از این راه به آرامش برسم...اما خوب میدانم که دیگر نمیتوانم خودم را گول بزنم...روح من در جهنم سرگردانی می سوزد و من با ناامیدی به خاکستر آن خیره می شوم...و به زن های خوشبختی فکر میکنم که توی خانه شوهرهایشان با رویاهای کودکانه ای سرگرم اند و با لذت خوشگذرانی های گذشته شان را نشخوار میکنند.."ازکتاب
Profile Image for Parastoo.
62 reviews16 followers
July 13, 2013
برش داشتم نگاهی بیندازم، تا آخر خواندم!

"اگر بگویم حالم خوب است دروغ گفته ام، چون سرگردانی روح من درمان پذیر نیست، و من می دانم که هرگز به آرامش نخواهم سید. من اگر تلاش کنم از اینجا بروم تو نباید فکر کنی که برای من دیدن دنیاهای دیگر جالب است. نه. من معتقدم که زیر این آسمان کبود انسان با هیچ چیز تازه ای برخورد نمی کند و هسته زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشه دنیا پناهگاه و آرامی وجود ندارد. من می خواهم زندگیم بگذرد. من زندگی می کنم برای اینکه زودتر این بار را به مقصد برسانم، نه برای آنکه زندگی را دوست دارم. امشب خیلی دیوانه هستم. مدت زیادی گریه کردم. نمی دانم چرا فقط یادم هست گریه کردم، و اگر گریه نمی کردم خفه می شدم. تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمی کند."


"وقتی تنها هستم و کسی نیست افکار سالم به من تلقین کند، آن وقت دست و پا بسته اسیر افکار عجیب خودم می شوم که یک وقت می بینم دیگر هیچ قدرت مقاومت ندارم. می بینم از زندگی سیرم. حس می کنم که همه با چشم تحقیر به من نگاه می کنند. و به نظرم می رسد که وجودم عاطل و باطل و باعث ننگ و ناراحتی است. آن وقت رنج می برم و پیش خودم نقشه می کشم که همه را از دست خودم راحت کنم."

"اینجا (اروپا) زندگی روح ندارد و آدمها خیلی ماشینی هستند. اینجا عشق یعنی یک قله فتح شده یا یک کتاب خوانده شده."
Profile Image for Mitra.
77 reviews76 followers
October 16, 2017
باید یک ریویوو ی ِ خوب بنویسم.

سه سال بعد نوشت:

از میان نامه‌های فروغ، نامه‌های پس از جدایی را بیشتر دوست دارم. انگار که روح سرکش فروغ آرام تر شده باشد و مغموم تر.

و چه قدر تک تک جمله‌هاش رو می‌فهمم. این‌که هیچ‌چیزی واسه‌ش راضی کننده نیست و نمی‌دونه آرامش رو چجوری پیدا کنه.
Profile Image for Niyousha.
629 reviews74 followers
May 3, 2025
۱. نامه ها خیلی جاها نامرتب و پس و پیشه و البته کلی نامه هم اون وسطها هست که جاشون خالیه.حالا نمیدونم به چه دلیلی آورده نشده.
۲. اصلا نمیدونستم اینقدر زیاد پرویز رو دوست داشته، همیشه فکر میکردم یه عشق اولیه گذرا با پرویز داشته ولی عشق اصلیش ابراهیم گلستانه ولی ظاهرا که نه.
۳. قانون مزخرف اجازه همسر برای خروج از کشور و گرفتن گذرنامه از زمان پهلوی بوده؟ واقعا ناامید شدم.
۴. اصلا نمیدونستم که به شوهرش خیانت کرده ولی خب آدمی با اون همه احساسات چطوری میتونست توی ازدواج اسیر بمونه. بنظرم ازدواج برای همچین آدمی مثل زندانه.
۵. چقدر زود بچه دار شده بود دلم براش سوخت.
۶. وقتی نوشته بود شونزده سالگی پرویز رو بوسیده بود به شونزده سالگی خودم فکر کردم که جز کتاب تست چیزی توش نبود. و البته هفده سالگی و هجده سالگی.
۷. پول ایران چقدر ارزشش زیاد بوده همش میگفت تو ایتالیا همه چی خیلی ارزونه.
۸. ویکی پدیاشم خوندم خیلی توش غلط غلوط زیاد بود.
Profile Image for Zomorrod Zahedi.
1 review4 followers
January 26, 2017
مثل يك ظرف خالي هستم و توي مرداب ها دنبال جواهر ميگردم .....
Profile Image for Nazanin Mousavi.
126 reviews58 followers
July 18, 2018
خوندن جمله های فروغ به اندازه کافی شایسته ی 5 ستاره هست
ولی کتاب هم اشکال ویراستاری داشت، هم ترتیب بعضی نامه ها به طور واضحی درست نبود، با اینکه عمران صلاحی تو مقدمه نوشته بود در مورد این موضوع، اما باز می شد یه کاریش کرد طوری که من خواننده متوجه این ناهماهنگی نشم
برای کسایی که مثل من عاشق فروغ فرخزادن این کتاب مثل یه منبع ذوق و شوقه
و پر از جملات عاشقانه و خالصانه ی قشنگ
و خیلی خوب شما رو با شخصیت فروغ و طرز فکرش آشنا می کنه
می بینید که تو اوج جوانی چقدر پخته و فرهیخته بوده
آشنایی با سبک زندگی اون زمان هم (از سال 1329 تا 1331) و جزییاتش از خلال نامه ها هم خیلی لذت بخشه
ته کتاب هم یه گزیده شعر و عکس هست
Profile Image for °H∆di§°.
151 reviews54 followers
August 18, 2021
بهترین کتابی بود که می‌شد برای شناخت شخصیت فروغ عزیز خوندش. اینکه چه روح سخت کوشی داشته و برای شناخت چیزی که باعث آرامشش می‌شده تلاش میکرده. با توجه به وجهه ی فروغ من فکر میکردم فروغ تو یک خانواده ی روشنفکر و باز به دور از تعصبات بزرگ شده بوده ولی اینطور نبوده و همین محدودیت ها و اذیت شدنش هاش باعث شده بشه فروغ با یه عالمه شعر زیبا و دلنوشته.
Profile Image for Meisam Ganjkhani.
6 reviews7 followers
June 2, 2018
فروغه دیگه. تو شعراش فروغه، تو سینماش فروغه، تو نقاشیاش فروغه و تو نامه هاش هم حتمن فروغه. و در عین حال فروغ تعریف ثابتی نداره، دائمن در حال دگردیسی و تغییره، و برا هر خواننده تعریف مجزایی داره. اگه دوستش دارین بخونینش اگر نه که این کتاب میتونه حکم آت آشغال داشته باشه براتون. فروغ تو این نامه ها، شاید به اندازه ی شعرش، خودی رو نشون میده که دنبال یه مجهوله، دنبال یه نامعلومی که انگار با تمام تلاش برا نزدیک شدن بهش، خیلی هم تمایل نداره به شناختش، واقعیت رو میبینه ولی اصراری نداره اسم واقعیت روش بذاره. واسه همین انتقاد میکنه، اشتباه میکنه، ترسی نداره از معذرت خواهی، خودشو کوچیک میکنه، طرف مقابل رو بزرگ میکنه، همه ی این کارو رو میکنه که شاید بشه... حالا چی بشه خودشم نمیدونه. تو یه پروسه ی چند ساله ی آزمون و خطاست. و تو نامه های آخرش به قدری سنجیده تر و در عین حال صمیمانه تر با معشوقش صحبت میکنه که خواننده یادتش میره این حرفا حرف یه آدم بیست و یک ساله ست. پنج سال و این همه تغییر؟!
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
July 16, 2016
این کتاب را بی‌وقفه خواندم. دو روز تمام مرا میخ‌کوب کرد روی زمین. فروغ را شاید از هیچ‌جای دیگری نتوان این‌گونه که از این نامه‌ها می‌شود، شناخت و از ریزه‌کاری‌های زندگی‌اش سر درآورد. پرویز شاپور را هم از لابه‌لای همین صفحات توانستم خوب بشناسم: مرد شوخ‌طبعی که در رابطه‌های خصوصی‌اش شدیداً خشک و بی‌عاطفه بوده و مدام فروغِ پرشروشور را سرکوفته‌تر می‌کرده است. البته احساس‌های فروغ هم درطول این رابطه، فرازونشیب‌هایی نامعقول و گاه بی‌توجیه می‌یابد: از احساس‌های لطیفِ دخترانه‌، تا پختگیِ خوددارانه‌ی زنانه‌ای که با نوعی سرخوردگی و یأس مرموز هم‌راه است. خواندن این نامه‌ها، همان‌طور که عمران صلاحی هم اشاره کرده است، دریچه‌های تازه‌ای برای فهم شعرهای فروغ و پیوند آن با زندگانی شخصی‌اش فراروی خواننده می‌گشاید.
Profile Image for SABRINA.
81 reviews20 followers
May 17, 2025
‼️اگر از زندگی فروغ فرخزاد آنچنان اطلاع ندارین و میخواین با خوندن این کتاب باهاش آشنا بشین، این ریویو ممکنه حادثه‌ی دردناک اسپویل رو براتون رقم بزنه!‼️
دو سه روزی میشه که تمومش کردم ولی پر از احساسات ضد و نقیضم.
از یه طرف می‌فهمم که شرایط رشد فروغ طوری نبود که بتونه خوب و بدِ رفتار و زندگی رو از هم تشخیص بده، از یه طرف هم خب خیانت؟!؟!
هر چقدر هم بیشتر اسم‌های موجود در زندگی فروغ رو سرچ می‌کنم بیشتر شگفت زده می‌شم از اینکه فروغ چه زندگی‌ای داشته و بیشتر نمی‌فهمم که برای خودکشی‌های ناموفقش بهش حق بدم یا نه!
خیلی موضوعات بود که در اون‌ها با فروغ همزاد پنداری می‌کردم، مثل اینکه جوری رشد کرده باشی که نه متوجه مرز‌های خودت باشی و نه مرزهای دیگران؛ اینکه در لحظه نفهمی داری با عزیزترین آدم زندگیت چجوری برخورد می‌کنی و حتی این رو هم نفهمی که آدم روبروت هر چقدر هم که عزیز باشه باز هم حق نداره هر تهمتی بهت بزنه و برای پذیرفته شدنت تو زندگیش، خودت رو به هر دری بزنی.
ولی در آخر این کتاب نمیتونه باعث تغییر نظرت درمورد فروغ نشه، چه خوب چه بد!
Profile Image for Helia Naseri.
88 reviews11 followers
December 29, 2020
خب همونطور که قبلا هم گفتم، تصویر فروغ خیلی در نظرم عوض شد. دیگه فروغ برام اون زنِ راسخ و یه جورهایی قوی و با اعتماد به نفس که دنبال برابریِ حقوق زن و مرد بوده نیست. تصویر این شکلی شد که یه زنی که هیچکس حسابش نمیکرده التماس میکرده که تو رو خدا، به اعتقاداتتون قسم، من و امثال من رو ببینید. و این ندیدنها آزرده اش کرده و بیش از حد تصور شکننده.
تضادهای درونی و بیرونی، سردرگم بودن، نشناختن سره از ناسره، همه ی اینها توی تک به تکِ نامه هاش به چشم میخوره.
تحقیرهایی که تا بود و بود توی خونه ی پدریش میشد و بعدتر توسط پرویز شاپور اما عجیبه که با همه ی این تفاصیل و تفاسیر منبع عشقش به شاپور چه به عنوان همسر، چه به عنوانِ شوهر سابق، خشک نشده و کماکان لااقل تا قبل از آشناییش با ابراهیم گلستان میجوشیده.
Profile Image for Melikafakhraei.
8 reviews2 followers
October 6, 2020
بهترین کتابی که برای شناخت شخصیت فروغ میشه خوند این نامه‌هاست که برای پرویز می‌نوشت.
توی این نامه‌ها فروغ بدون هیچ سانسوری از حالش نوشته.

اوایل خوندش و مواجه شدن با این حال عجیب فروغ برام عجیب بود
اواسطش دلم نمیخواست ادامه بدم
اما با کمی فکر کردن دیدم من نامه‌های دختر ۲۰ ساله‌‌ رو در سال ۱۳۳۰ میخونم که توی زیرزمین خونشون با هزار و یک ترس مینوشته. دختری که شعر گفتن از نگاه پدرش فساد بود ...

عجیب بود
و عجیب‌تر فروغ بود ...
Profile Image for Javad.
22 reviews3 followers
August 4, 2008
نمی دانم به چه چیزی پناه بیاورم تا بتوانم گذشته ام را در خودم بکشم

vaghean hamishe vaghti nameei khonde mishe sedaghate rohe on adam ro mishe dar be vojod avordanesh fahmid,cheghadar zibast afaridane on lahzeha ke be name dadan mires
Profile Image for Maryam Razmi.
35 reviews8 followers
April 3, 2018
هرچه دادم به او حلالش باد
غير از آن دل كه مفت بخشيدم
دل من كودكي سبكسر برد
خود ندانم كه چگونه رامش كرد
او كه ميگفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش كرد


فقط ناراحت اين هستم كه چقدر شاپور آدم غدي بود و چقدر فروغ اعتماد بنفسش پايين بود، حيييييف 💔
Profile Image for Nikoo.
73 reviews2 followers
February 16, 2019
کتاب، به من کمک کرد فروغ را بهتر بشناسم؛ گرچه با انتشار نامه‌های شخصی آدمها بدون اجازه‌شون بشدت مخالفم. یادش گرامی
Profile Image for Parisa.m.t.
60 reviews6 followers
November 7, 2021
همه مسخره ام میکنند ولی برای من همه چیز حل شده و بدبختی و خوشبختی مفهومی ندارد.من برای این نمی روم‌که خوشبخت شوم؛می روم تا خودم را فراموش کنم،تو را فراموش کنم،گذشته را فراموش کنم...اما میدانم که هیچوقت نمی شود💜
.
از خودم خجالت میکشم که تا قبل خوندن این کتاب از "فروغ"،این فرشته،چیزی جز یه بیوگرافی ساده نمیدونستم😔

اولین حسم به کتاب،حس گناه بود...چون نمیدونستم این نامه ها رو که خودِ فروغ اجازشونو نداده،خوندنش کار درستیه یا نه ولی بعدش تو دلم به خودم اعتراف کردم که خوب شدم خوندم تا یکی از قشنگترین انسان های این جهان رو شناختم😭💜

فروغ پاک بود...فرشته بود...و حیف از پرویز شاپور که آنطور که باید شایسته عشق بزرگِ فروغ نبود💔به قول پوران،خواهر فروغ،پرویز دوست خوبی بود ولی شوهر خوبی هرگز...
.
فروغ خودِ تعریف "عشق" بود...فروغ هنرش شعر نبود،"وجودش" بود..‌.فروغ حتی "رفتنش" هم شاعرانه بود....همونطوری که تو یکی از شعرهاش گفته:

مو سپید آخر شدی،ای برف!
تا سرانجام چنین دیدی
در دلم باریدی،ای افسوس،
بر سر گورم نباریدی!...

و حیرت آور اینجاست که روزی که فروغ به جایگاهی که باید،"آسمان" رفت ،بر گورش برف میبارید....
.
فروغ تو تک تک نامه ها لایق پرستیدنه💜
.
این کتابو بخونین حتماااا👌
Profile Image for Fattane.
48 reviews
October 1, 2013
با شروع کتاب احساس بدی داشتم از فکر اینکه دارم نامه های خصوصی کسی رو می خونم بدون رضایت نویسنده ش، ولی پس از خوندن چند نامه چنان مجذوب شخصیت فروغ و روزهایی که بر او گذشت شدم که به نامه ها به عنوان زندگینامه ی فروغ نگاه میکردم ... چند نامه ی اول دقیقا بیانگر روحیات تمامی دختران 16 ساله بود از عشق و بی پروایی، و نه تنها فروغ. اما رفته رفته نامه ها پخته تر شدند و هر چه پیش تر می رفتم بلوغ احساسی، فکری و شخصیتی فروغ رو کشف میکردم و با آشنا شدن دغدغه ها و آشفتگی های ذهنی و روحی فروغ با بعد دیگری از او آشنا شدم طوری که تصمیم گرفتم دوباره شعرخوانی فروغ رو از سر بگیرم
Profile Image for هومن.
80 reviews4 followers
September 11, 2021
«هجدهم تیر [ ۱۳۳۴ ه.ش، رُم، ایتالیا ]
...
من از اینجا اصلاً خوشم نمی‌آید. اینجا زندگی روح ندارد و مردم خیلی ماشینی هستند. وقتی توی پارک‌های عمومی دخترها و پسرها را می‌بینم که زیباترین و تاریک‌ترین لحظاتِ عشقی را در نهایتِ عادی بودن می‌گذرانند دلم می‌خواهد فریاد بزنم. اینجا عشق یعنی قلعه‌ی فتح‌شده و یا یک کتابِ خوانده شده. هیجان معنی ندارد و عشق در نهایتِ ابتذال است و من از این وضع خیلی ناراحت هستم»...

https://hooman.bio.link/
Profile Image for Babak.
134 reviews180 followers
July 28, 2012
بنظرم اینکه نامه های خصوصی کسی رو انتشار کنند حتا بعد از مرگش کار درستی نیست نقض حریم خصوصی محسوب میشه ولی به هر حال کتاب خوبی بود برای آشنایی با فروغ و پرویز شاپور
شخصا بیشتر از قسمت افزوده ها در بخش آخر کتاب خوشم اومد
Profile Image for Monelika.
8 reviews
Read
October 9, 2020
صداقت در کلام به زیبایی در نامه های فروغ و کتاب دیده میشد .کاش نامه های پرویز و عکس العمل های پرویز به نامه ها و موقعیت های مختلف نیز ذکر میشد .آن طور احساس فروغ در نامه ها نیز بهتر درک میشد
Profile Image for Fereshteh.
260 reviews23 followers
December 26, 2020
چقدر فروغ توی همه نامه ها زنده بود
Profile Image for Kimia.
192 reviews16 followers
February 9, 2025
یکی از بهترین‌هایی که در سبک اپیستولاری(نامه نگاری) خوندم‌.
قلبم به درد میاد میبینم زن‌ها چه رنجی رو تحمل میکردن و همینطور وقتی که تحت کنترل تک تک افراد دور و نزدیک زندگیشون قرار میگرفتن و با اینحال که کاری نمیکردن کلی مورد سرزنش دیگران قرار میگرفتن...
نمیدونم فروغِ عزیز... شاید اگه تو یه زمان متفاوت میبودی، مجبور نبودی جلوی امیالی که توی وجودت فریاد میزدن رو بگیری و خودت رو اینقدر سرشکسته کنی... اون وقت شاید شریک زندگیت از یه دخترِ ۱۶ تا ۲۰ سال انتظار رفتارهای زنای ۴۰ ساله رو نداشت و خودت هم حس نمیکردی که باید "بره‌ی مطیع" یه نفر دیگه باشی. اون وقت شاید از بزرگ و کوچیک حرف‌های بی مورد نمیشنیدی. نمیدونم کی و چی رو بخاطر ناراحتیت سرزنش کنم. امیدوارم فقط الان در آرامش خوابیده باشی...
Profile Image for Negaratopia.
33 reviews3 followers
May 15, 2022
کتاب اولین تپش‌‌های عاشقانه قلبم اولین کتاب نامه‌ای بود که‌ خوندم.
خیلی غصه داشت.حال و روزای زندگی‌ش، درك نشدن از طرف اعضای خانواده و حتی پرویز.
مشکلات‌ش، افسردگی‌ش.
می‌شد اینارو حس کرد و درك کرد فروغ رو.
انگار کتاب درسی بود، پر از هایلات و نوت شده و اصلا دوست ندارم کسی این کتاب رو از کتابخونه‌م برداره و بخونه.
خوندن‌ش کمك میکنه بیشتر با شعر‌های فروغ ارتباط برقرار کرد
و خوشحالم
تو روزای آخر ۱۷سالگی خوندم‌ش و مطمئنم بار‌ها و بارها بهش سر میز‌نم و میخونم‌ش.
💌🍀
در‌منی و این همه ز من جدا
با منی و دیده‌ات به سوی غیر
بهر من نمانده راه گفتگو
تو نشسته گرم گفتگوی غیر
Displaying 1 - 30 of 71 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.