Extremely popular works of Henry Wadsworth Longfellow, American poet, in the United States in his lifetime, include The Song of Hiawatha in 1855 and a translation from 1865 to 1867 of Divine Comedy of Dante Alighieri.
Henry Wadsworth Longfellow educated. His originally wrote the "Paul Revere's Ride" and "Evangeline." From New England, he first completed work of the fireside.
Bowdoin College graduated Longefellow, who served as a professor, afterward studied in Europe, and later moved at Harvard. After a miscarriage, Mary Potter Longfellow, his first wife, died in 1835. He first collected Voices of the Night (1839) and Ballads and Other Poems (1841).
From teaching, Henry Wadsworth Longfellow retired in 1854 to focus on his writing in the headquarters of of George Washington in Cambridge, Massachusetts, during the Revolutionary War for the remainder.
Dress of Frances Appleton Longfellow, his second wife, caught fire; she then sustained burns and afterward died in 1861. After her death, Longfellow had difficulty writing and focused on from foreign languages.
Longfellow wrote musicality of many known lyrics and often presented stories of mythology and legend. He succeeded most overseas of his day. He imitated European styles and wrote too sentimentally for critics.
دلم میخواست بعضیهاشو برم تو پارک و قدم زنان بلند بلند بخونم. شعر:زخم رو ملتهب میکنه و بعد دلداریش میده. کتابی که یه گوشه میمونه تا یه چهار صبحی که روحت ناخوداگاه به سمتش کشیده میشه. از درد میناله اما با ریتم کلمات به زیبایی تبدیلش میکنه.
پائیز است،نه در بیرون، بلکه در درون من،سرما در درون من است. بهار و جوانی،دور نرفتهاند اما این منم کا به پیری گرائیدهام ~~~~~~~ زندگی من سرد است و تیره و حزنآلود باران میبارد و باد در تکاپوست؛ اندیشه.های من هنوز از گذشته پوسیده چنگ رها نکرده، لیکن امیدهای جوانی به وزش هر باد فرو میافتند و روزها تیره و حزنآلودند ~~~~~~~ پس در خانه قرار بگیر،ای دل من،و بیاسای، مرغ در آشیانهی خود به عافیت نزدیکتر است. دلهای سرگردان هرکجا بال گشایند و به پرواز درآیند، شاهینی بر فراز سرشان پر میزند. در خانه ماندن اولیتر.
"ای شب منزه از تو می آموزم تحمل آنچه را پیش از من آدمیان تحمل کرده اند!" ---- "پائیز است ، نه در بیرون ، بلکه سرما در درون من است بهار و جوانی، دور نرفته اند؛ اما این منم که به پیری گراییده ام.
مرغان در هوا به پرواز آمده اند، می خوانند و گرم ساختن آشیانه اند؛ همه جا زندگی در تکاپوست، مگر در درون سینه ی تنهای من" ----
"مرا دیگر یارای ایستادگی نیست ، ولی تسلیم نخواهم شد ، این رزمی نیست که در آن کم دلان تیغ بر کشند، در این جا مغلوب ، فاتح میدان است."
هان ! در این جهان هراس به دل راه مده بزودی خواهی دریافت ، چه بزرگ مرتبه است ،رنج کشیدن و قویدل بودن . چون مادر مشتاقی که در انتهای روز، دست کودک خود را میگیرد و او را به بستر می برد و کودک ،نیمی به رضا و نیمی به نا خشنودی به همراه او می رود و باز یچه های شکسته خود را بر زمین به جای می نهد در حالی که از میان در گشوده هنوز بر آن ها چشم دوخته نه یکسره مطمئن و نه یکسره آسوده خاطر از گفته مادر که به او وعده بازیچه های دیگر می دهد که هر چند ممکن است با شکوهتر باشند اما شاید او را خوشتر نیایند بدینگونه است رفتار طبیعت با ما بازیچه های ما را یک یک از ما می رباید و دست ما را می گیرد و با چنان نرمی ما را به آرامگاه خود می برد که بدشواری می توان دانست که مایل به رفتن هستیم یا نه زیرا چنان خواب آلوده ایم که نمی فهمیم که ناشناخته ها از شناخته ها تا چه پایه برترند
4🌟 کتاب ،گزیده اشعار هنری لانگ فلو، شاعر آمریکایی هست که به سبک رمانتیسم نوشته شده و شعر ها آمیخته به طبیعت و اخلاقه در کل کتاب رو دوست داشتم مخصوصا اواخر کتاب و یکی از شعر های موردعلاقه ام رو در ادامه مینویسم
آه ای کاش نغمه ای بر من سروده میشد از دل طبیعت یا از دل آدمی که فرزند طبیعت باشد ، نه زائیده تصنع نغمه ای تازه چون صبح، شور چون نمک دریا