هویت ملّی و قومی، مانند دیگر پدیدارهای اجتماعی، مقولهای تاریخی است که در سیر حوادث و مشی وقایع تاریخی پدیدار میشود، رشد میکند، دگرگون میشود و معانی گوناگون و متفاوت پیدا میکند. هویت ملّی و قومی از تصور تمایز و رویارویی میان «ما» یا «خودیها» در برابر «دیگران» یا «بیگانگان» نشئت میگیرد. این احساس دوگانگی میان «ما و دیگران» اگر در حد اعتدال و معقول باشد میتواند همچون نیرویی برای همیاری و اعتلای فرهنگی ظاهر شود و اگر به قلمرو تعصبات و دشمنیها و کینهتوزیهای ملّی و قومی و نژادی درآید یا به بهانهی چالش با تعصبات ملّی و قومی، به نفی و انکار و تمسخر میراث فرهنگی خویش بنشین، نیرویی ویرانگر خواهد شد، زایندهی دشمنی و ستیزهجویی. در این کتاب پس از بررسی فشردهی دیدگاههای مربوط به هویت قومی و ملّی، که بازسازی هویت ایرانی را در دوران ما شکل داده و به تصویر کشیدهاند، تحول تاریخی هویت ایرانی در دوران پیش از اسلام، سدههای میانهی اسلامی تا دوران صفویه، پیدایش هویت «شیعی ایرانی» در دورهی صفوی و سرانجام پیدایش تطور و هویت ملّی ایرانی در قرنهای نوزدهم و بستم میلادی بررسی و تحلیل میشود. چاپ اول ۱۳۹۵
احمد اشرف در این کتاب کم حجم اما مهم به بررسی هویت ایرانی در خلال تاریخ دیرپا ایران زمین پرداخته است ، او هویت را یک امر ثابت ندیده ، بلکه آنرا پدیده اجتماعی دانسته که در کوران حوادث و اتفاقات به وجود می آید ، رشد می کند و مفاهیم گوناگون می گیرد . بنابراین برای درک هویت ایرانی باید ابتدا گردنه های مهم تاریخ ایران را شناخت و سپس به بررسی اثر آنها بر هویت ایرانی پرداخت ، گویی که هویت ایرانی در هر یک از مراحل تاریخی ، خود به بازسازی خویش پرداخته و در هریک از آنها به گونه ای به دگرگونی و دگردیسی رسیده است . نویسنده این مراحل را به هفت دوره مهم و تاریخی تقسیم کرده است : بخش اول بازسازی هویت ایرانی در عصر<ساسانی آغاز شده ، اگرچه که نویسنده در فصلی از کتاب هم نگاهی به هویت ایرانی در ایران باستان در زمان هخامنشان و اشکانیان انداخته اما او ساسانیان را اولین امپراطوری ایرانی ، با زادگاه و خاستگاهی برخاسته از ایران زمین می داند ، حمله اعراب و اشغال ایران مانند زلزله دیگری هم در تاریخ و هم در فرهنگ و هویت ایران بوده ، به گونه ای که هویت ایران در زمانه ابتدایی حاکمیت اسلام کاملا به محاق و فراموشی رفته بود . حاکمیت اعراب بر ایران به دو بخش امویان و عباسیان تقسیم شده ، با قدرت گرفتن عباسیان ، ایران و فرهنگ ایران همانند جواهری در دنیای اسلام شده و همین امر باعث افتخار و البته تمایز بسیار جدی میان هویت ایران و اعراب شده بود . در این میان نقش سلسله سامانیان که تقریبا دو قرن بر بخشهای بزرگی از ایران فرمانروایی می کردند بسیار مهم و حیاتی بوده است ، در این دوران هویت ایرانی به گونه ای جدید و سازگار با اسلام سر بر آورد و با علاقه زیاد سامانیان به دانش ، هنر و ادبیات ایران ، فرهنگ و زبان پارسی جان دوباره ای گرفت . نویسنده سپس عصر مهم دیگری از هویت ایرانی را بررسی کرده : قدرت گرفتن قبایل متعصب ترک به ویژه سلجوقیان وجه تازه ای به زبان و فرهنگ فارسی و به هویت ایرانی داد ، در این دوره و هم زمان با گسترش جهان وطنی اسلام و کم رنگ شدن نام و جغرافیای ایران ، زبان فارسی زبان درباری و دیوانی شد و به خصوص در زمان وزارت خواجه نظام الملک طوسی ، توسعه فرهنگی بسیار گسترده ای صورت گرفت . نویسنده در این بخش کتاب با دقت به تعداد تکرار کلمه ایران در اشعار شاعران مختلف آن دوران پرداخته که نشان دهنده گسترش و نفوذ زبان فارسی به عنوان یکی از عوامل اصلی هویت ایرانی بوده است . دوره مهم دیگر زمان مغولها و ایلخانان بوده که از نگاه نویسنده نداشتن علم و دانش کافی مغولان آنان را به اعمال گونه ای سیاست تساهل مذهبی و فرهنگی وا داشته بود ، در این دوران برای اولین بار پس از سقوط ساسانیان مفهوم ایران زمین به منزله قلمرو پادشاهی ایران به آثار تاریخی و جغرافیایی دوره ایلخانان راه یافت و به ثبت رسید . نویسنده سپس به صورت نسبتا مفصل به صفویان و نقش یگانه ای که در بازسازی هویت و فرهنگ ایرانی داشته اند پرداخته ، در زمان صفویان برای نخستین بار پس از ساسانیان مبنای دینی هم به عنوان مفهومی برای هویت ایران پدید آمد و پایه های پنج گانه تاریخی ، جغرافیایی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی درست به مانند زمان ساسانیان به وجود آمد . اما ایرانیان با داشتن چنین آگاهی تاریخی از هویت و فرهنگ خود و در شرایطی که در اروپا تازه مفاهیمی مانند ملت سازی و ناسیونالیسم پدید آمده بود به عصر جدید پا گذاشتند ، به داوری نویسنده این مفاهیم نو ذخایر غنی هویت ایرانی را تقویت کردند و اندیشه های جدید هویت مردم را از رعایا به شهروندان تبدیل کردند ، به این ترتیب احساس وطن پرستی از احساسات مذهبی جدا شد و وفاداری به ملت به یک ارزش سیاسی مدرن تبدیل شد . به این ترتیب دوران پهلوی شاهد پیدایش و رشد یک دولت – ملت بوده و به وجود آمدن حس یک آگاهی ملی را در پی داشت که تلاش می کرد احساس تعلق به یک ملت مدرن را با تاریخی باشکوه به درازای بخشی از 25 قرن تقویت کند . در پایان کتاب ، نویسنده ادبیات فارسی و شعر فارسی را عنصر محوری و نیروی پیوند دهنده مردمان ایران در طول قرن های گذشته دانسته ، در این اشعار مفاهیمی همچون ایران زمین ، چهره های اسطوره ای و تاریخی از دوران قبل از ساسانیان تا قرن بیستم یاد شده و بعضا بسیاری از این اشعار توسط نقالی و شاهنامه خوانی گسترش و نسل به نسل انتقال یافته است . شاید بتوان مهمترین ایراد کتاب را در خلاصه و فشرده بودن آن دانست ، انبوهی از مطالب مهم در کتاب آورده شده اما نویسنده از برخی از آنان بدون توضیح چندانی گذشته است ، کتاب به خواننده نگاهی کلی و سطحی از تغییرات هویت ایرانی داده اما به هر دلیلی از وارد شدن به عمق مطالب خودداری کرده است .
نویسنده کتاب تلاش کرده اثبات کنه که "ایران" یک برساخته دوران مدرن نیست و ایده یا مفهوم اون از مدتها قبل وجود داشته و به نظرم در این کار موفق هم بوده ولی متاسفانه تنها کاری هم که کرده همین بوده کتاب پره از اعداد و ارقام تعداد تکرار کلمه "ایران" یا معادلهای اون در آثار تاریخی و ادبی قدیم که تا حد زیادی میتونه ادعای نویسنده رو اثبات کنه اما تحلیل چندانی نداره و از این حد جلوتر نمیره البته برخی مقاطع خاص که در تلقی مردم ایران از "ایران" به عنوان یک منطقه جغرافیایی یا فرهنگی خاص تاثیر داشته رو بررسی کرده در مجموع کتاب یک تصویر کلی و کاملا از بالا درباره موضوع به ما میده و میشه گفت در حد مقدمه برای باز کردن بحثه
گفتاری تفصیلی در استمرار هویت ایرانی. احمد اشرف زحمت خیلی زیادی کشیده تا کلیگوییهای میهنپرستانه فاصله بگیرد و به نحو علمی و انضمامی استمرار فرهنگی ایران در متن تاریخ نشان دهد. خواندن این کتاب را توصیه میکنم.
خواندن این کتاب حجم زیادی از شگفتی ها را برای شما ایجاد میکند و تاره خواهیم فهمید که چرا با گذشت همه این بی مهری ها و جنگ ها و تلاش های بعضا مستقیم و غیر مستقیم برای نابودی هویت و فرهنگ ایرانی همیشه این دو مورد استوار در زمان باقی مانده اند. هویت ایرانی شاید در طول دوران دستخوش تغییراتی شده باشد اما همواره برای بقای خود دست به این تغییرات زده و یا به عبارت دیگر این تغییرات نه تنها ان را از بین نبرده بلکه عامل تهاجمی خود را در خودش حل نموده. که بخش عمده این توان را مدیون زبان پارسی و شاعرانی هستیم که پی افکندن از نظم کاخی بلند که به معنی حقیقی کلمه هیچ باد و بارانی قادر به خرابی آن نیستند. در این کتاب وقتی میبینیم که مفاخر ایرانی و ملک عزیزمان در طول دپران پس از اسلام با چه شرایطی دست و پنجه نرم کردند و در اخر موفق شدند به آینده ایران و هویت خود امیدوار میشویم. هرچند که برای پا برجا نگه داشتن این مشخصه نیاز به مطالعه فراوان و ارزش نهادن به ریشه های ایرانی خود هستیم. وظیفه ای که شاید دولت ها و حاکمیت ها به آن توجه نکنند اما هر ایرانی خود میتواند چنان کند که پدرانش در عصر فردوسی وحافظ و سعدی کردند (حفظ ارزش ها و هویت ایرانی علی رغم عدم حمایت و بعضا دشمنی مسئولین جاهل وقت).
کتاب «هویت ایرانی، از دوران باستان تا پایان پهلوی» اثر دکتر احمد اشرف است که ترجمه این اثر به همراه دو مقاله الحاقی از گراردو نیولی و شاپور شهبازی توسط دکتر حمید احمدی در نشر نی در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است. خوشبختانه آخرین بازی که نگاه کردم، متوجه شدم این کتاب در ۱۴۰۰ به چاپ یازدهم رسیده است. کتاب در واقع پرسشی است از تاریخ هویت ملی ایرانی در ادوار مختلف تاریخی، از دوران باستان تا دوره معاصر در پس زمینه اغتشاشی که در دوران جدید و به واسطه ظهور ایدئولوژیهای جدید از چپگرا تا پستمدرن و روشهای مطالعاتی پسااستعماری در مورد هویت ملی ایران به وجود آمده است. دکتر اشرف کتاب را با نقد گفتارهای ازلیگرایانه و رمانتیک و همچنین نقد گفتارهای مدرن و پست مدرن از هویت ملی ایران شروع میکند. گفتارهایی که از یک طرف هویت ملی ایران را ازلی میدانند و از طرف دیگر این هویت را جعل دوران جدید تصویر میکنند. هر دوی این ادعاهای به نظر اشرف فاقد شواهد تاریخی موثق است و خود رویکرد تاریخی را اختیار میکند. اما ادعای مرکزی دکتر اشرف این است که شکلی از هویت ملی ایرانی ایران در دوران ساسانیان به وجود آمده است و این هویت در دورههای مختلف تاریخی، پیش و پس از اسلام و در میان سلسلههای مختلف حاکم بر ایران تا دوران پهلوی علیرغم تحولات مختلف در بنیاد هویت ملی و عناصر مختلف آن مانند دولت ایرانی، زبان فارسی، شکلی از خودآگاهی ملی، تاریخی و جغرافیایی، رابطه بین دین و هویت ملی، جلوههای اساطیر ایرانی و بازنمودهای متفاوت آن در فرهنگ ایرانی مانند ادبیات همیشه به اشکال متفاوت وجود داشته است و ما میتوانیم از یک هویت ملی تاریخی ایرانی صحبت کنیم. به نظر میرسد که ایده برساخت هویت ملی ایرانی در دوران ساسانیان مستند به پژوهشهایی باشد که شاخصترین آن پژوهش دکتر گراردو نیولی است که مفصلترین روایت از آن در کتاب «ایده ایران» در ۱۹۸۹ منتشر شده است. نیولی، برخلاف سنت ایرانشناسی پیش از خود، خلق هویت ملی ایرانی را نه در سنت هخامنشی و تداوم آن در دوره اشکانی به بعد، بلکه تاسیس آن را مربوط به دوره ساسانیان میبیند. احتمالا به این همین خاطر است که مترجم کتاب علاوه بر مقالهای از نیولی، نقد درخشان مرحوم دکتر شاپور شهبازی را هم ترجمه و منتشر کرده است. دکتر شهبازی با نقد دیدگاه نیولی و آوردن ارجاعات مفصلی از دوره اوستایی به بعد نشان میدهد که پیشینه شکلی از خودآگاهی ملی ایرانی به دوره اوستایی باز می��گردد و ما میتوانیم خودآگاهی ایرانی را در متون اوستایی، سپس از شواهد ماد - هخامنشی و اشکانی مشاهده کنیم. اگر نقدهای دکتر شهبازی را موثق بدانیم، در اینجا می توانیم همین نقد را به ادعاهای دکتر احمد اشرف هم وارد کنیم. به باور من مهمترین نقاط قوت کتاب فصول چهار تا ششم آن است که در آنها به بحث در مورد جنبشهای احیاء و مقاومت ایرانیان پس از سقوط ساسانیان و سلطه خلافت اسلامی - عربی میپردازد. اینکه چگونه به یاری بسیاری از فرزانگان ایرانی و حتی عرب فرهنگ ایرانی وجه ممیزه خود را از فرهنگ مسلط و حاکم حفظ کرد. مثلا در میان تاریخنگاران سنتی حتی روایت ایرانی از داستان آفرینش، به عنوان یکی از نقاط عطف الهیاتی دین جدید، به طور موازی به حیات خود ادامه داد و یا به شکلی مستقل در درون روایت غالب مسیهودی - اسلامی ادغام شد. یا در فصل پنجم هویت ملی ایران را در دوره حکومت ترکان بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه در دوره سلطنت سلجوقی به واسطه عصبیت سنیمآب کم کم نام ایران کم رنگ میشود اما در برابر در همین دوره و دوره پیش از آن در زمان غزنویان زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین عناصر هویت ایرانی به اوج شکوه خود میرسد. اما حتی پررنگ شدن دوباره نام ایران هم در دوره سلسلههای ترکی - مغولی مانند ایلخانان مغول است و در ایران دوره است که به آهستگی مفهوم وطن از معنای زادبوم به معنای گسترده کشور تغییر مییابد. تغییری که در دوره صفویان کاملا تثبیت میشود. بحث میان تشیع و هویت ملی ایران هم در فصل شوم پیگیری میشود. فهم از تشیع به عنوان اسلام ایرانی یا اسلام ایرانیان در رابطه با شاهنشاهی صفوی شکل میگیرد و در ایران زمان است که عناصری از هویت ایرانی پیشا اسلام با با لباس شیعی دوباره برجستهتر میشود. عناصری مانند تعزیه امام حسین در امتداد سوگ سیاوش یا توجیههای مذهبی و حتی الهیاتی برای نوروز و همچنین اوجگیری مجدد گرامیداشت شاهدخت شهربانو، به عنوان حامل فره کیانی و مادر امامان شیعه که آنها مآلا حامل دو نور ولایت و فره ایزدی میکند. اینها نقاط بسیار کوتاهی از کتاب بود. کتاب پر است از شواهد ادبی و تاریخی و جغرافیایی در مورد هویت ایرانی و ارکان مختلف آن که به هیچ رو نمیتوان در ذیل ایدئولوژیهای مدرن و پستمدرن در مورد هویت ملی توضیحی قانعکننده برای آنها داد. به نظر میرسد که فصول مربوط به قاجار، مشروطه و دوران پهلوی بیشتر برای مخاطب غیرایرانی نوشته شده است و به همین دلیل این فصول قدرت فصول پیشین را ندارد و بیشتر مروری است کوتاه بر تحول هویت ملی در دوران جدید و به ویژه ارتباط آن با ناسیونالیسم مدرن.
از دوران کودکی، به توسط معلمهای بیاطلاعی که با بیسوادی خودشون ریشه علمیاندیشی ما رو از بیخ وبن میخشکونند، یک تعبیرات و عقاید بیاساس در ما ریشه میدوونه که به قطعیت در عدم رشد فرهنگی-اجتماعی ما بسیار مؤثره. از جمله همین اظهارنظرهای ایشون درباره هویت ما که یا به افراط کشیده میشه و یا تفریط. یا ما امت اسوه اسلامیم یا نیاکان آریا. یا ما اسلامپرستیم یا نژادپرست افراطی پانایرانیست. به واقع این پژوهش بسیار بیطرف نوشتهشده و رعایت انصاف شده. بخشهای ابتدایی کتاب با علت کلمات ناآشنا برای خودم یک کم اذیت کننده بود به عنوان یک خواننده معمولی اما در کل اثریه که برای عموم نسل آینده ایران لازمه که خونده بشه.
مختصر و بسیار مفید در شرح تصویری از سیر و تطور مسئله هویت از زمان هخامنشیان تا دوره پهلوی. نکتهی جالب برای من اینه که چطور و تا چه حد مسئله هویت در ایران سیال و متغیره، به شکلی که هر بلا و مصیبتی رو در خودش هضم میکنه تا به موجودیت خودش به شکل جدیدی ادامه بده. اینه که تداوم تاریخی ایران حفظ میشه. برای شاهان ترک غزنوی شجرهنامه جعل میشه تا اونها رو به شاهان ساسانی متصل کنند. در زمان صفویه به شکل مشابهی شیعهگری با نسبت دادن مادر امام چهارم به یزدگرد سوم با استفاده از احادیث توجیه میشه. سوگ سیاوش با عاشورا در هم میآمیزد. و... کتاب بیشتر مقدمهای برای طرح موضوعه. احتمالا مهمترین خاصیتش کتابنامه، اعلام و ارجاعات مفصل برای مطالعه تخصصیتره.
کتاب مختصر و سادهای بود که میتونه نقطه خوبی برای شروع مطالعه در مورد تاریخ ایران باشه، در ادامه خلاصهای تیتروار از موضوعات اشاره شده در کتاب رو از دیدگاه خودم مینویسم
بحث رو با دو مقاله با ایدههای متفاوت شروع کرده بود راجع به مفهوم ایران قبل از دوران ساسانی و اینکه آیا اصلا در اون زمان هویت ایرانی وجود داشته یا نه و اگه اره چرا کشور ایران مطرح نمیشه تو کتیبهها و تو خداینامههای ساسانی چیزی ازش نیومده، توضیح خوبی در مورد دوره ساسانی و چرایی و زمینه تدوین خداینامهها و شاهنامههای اولیه و نقش تقویت روحیه ملیگرایی برای حفظ تمامیت ارضی داشت و در ادامه دو قرن سکوت اولیه بعد از اسلام، دورههای حکومتهای محلی مثل سامانیان و آل بویگان و تجدید هویت ایرانی رو توضیح داده بود، در ادامه حکومتهای ترکان با اختلاف رویکردی که تو دوره غزنویان و سلجوقیان وجود داشت و نقش تعصبات مذهبی در تقویت یا تضعیف هویت ملی، بعد در ادامه حکومت مغول و بازیابی استقلال حکومتی ایران تو دوره ایلخانان مغول از قرن ۷ به بعد، در ادامه صفویان و اتفاقاتی که در دوره شاه عباس با تعیین مذهب رسمی ملی و تو دوره شاه اسماعیل با مهاجرت ادبا میفته و تاثیری که این اتفاقات اجتماعی در مفهوم وطن داشتن و در نهایت هم دو قرن اخیر و اتفاقاتش تا قبل از انقلاب سال ۵۷ بررسی میشن و دگردیسیهای که مفهوم وطن تو این دوره بنا به سلطه ایدئولوژیهای متفاوت پیدا میکنه، از محوریت نقش ملت با روی کار اومدن تفکرات انقلاب مشروطه گرفته تا موضوعیتی که بحث حاکمیت با اشاره بر فر باستانی در زمان حکومت پهلوی پیدا کرد و در ادامه هم تکامل بعدی هویت ایرانی بعنوان یک هویت ملی که در این مرحله دو تعبیر هویت ایرانی مسلمان و هویت چپ ملی به دو تعبیر قبلی اضافه شده و نهایتا هم برخورد این تعابیر رو هم میشه از عوامل زمینهساز انقلاب ۵۷ تصور کرد.
در تمام این دورانها زبان و فرهنگ یکی از وجوه اصلی بقای هویت ایرانی بودن همانطور که به زعم نویسنده، برخلاف ادعای بعضی، هویت ملی با وجود تمام این فراز و نشیبها در ایران نسبت به اکثر نقاط دیگر جهان صرفا موضوعی مدرن و قابل استناد در یکی دو قرن اخیر نبوده و پیشینه و سیری طولانیتر دارد، نیز نقطه اتکای این هویت برخلاف خیلی از مفاهیم هویت ملی مدرن نه سیاستگذاری و مقاصد و کارکردهای اجتماعی که در وهله اول وجهه فرهنگی مشترک یک ملت بوده است.
اين كتاب بهم كمك كرد تا ديد واقعي تري نسبت به ملي گرايي پيدا كنم به شخص پيشنهادش مي كنم اگر ملي گرا هستيد و به ادبيات و اصطلاحات علوم سياسي اشراف اوليه داريد