Romain Rolland (1866 -1944 ) war ein franzosischer Schriftsteller, Musikkritiker und Pazifist. Er wurde 1915 mit dem Nobelpreis fur Literatur ausgezeichnet. Der Erste Weltkrieg uberraschte Rolland in der Schweiz. Besturzt sah er in ihm einen Untergang Europas. Er entschloss sich, in der Schweiz zu bleiben, wo er unzensiert publizieren konnte. Er engagierte sich vom Oktober 1914 bis Juli 1915 als Freiwilliger bei der Internationalen Zentralstelle fur Kriegsgefangene des Internationalen Komitees vom Roten Kreuz (IKRK) in Genf. Daneben veroffentlichte er im Journal de Geneve die kriegskritische Artikelserie Au-dessus de la melee (dt. uber dem Schlachtgetummel), die auch als Buch veroffentlicht wurde und groen Anteil daran hatte, dass Rolland 1916 fur eine nachtragliche Vergabe des Literaturnobelpreises von 1915 ausersehen wurde. Wegen seiner Kritik an der Kriegspolitik beider Lager, denen er mit zunehmender Dauer des Krieges vorwarf, sich selbst im Falle eines Sieges zu zerstoren, wurde Rolland zu einer Symbolfigur der transnationalen Antikriegsbewegung wahrend des Ersten Weltkrieges. Auch der Roman Clerambault, den er wahrend des Ersten Weltkriegs in der Schweiz schrieb und 1920 veroffentlichte, ist Ausdruck seines transnationalen Pazifismus.
Varied works of French writer Romain Rolland include Jean Christophe (1904-1912), a series of satirical novels; he won the Nobel Prize of 1915 for literature.
The committee awarded him "as a tribute to the lofty idealism of his literary production and to the sympathy and love of truth with which he has described different types of human beings."
دوران دانشجویی مجبور بودم روی شعری فرانسوی تفسیر بنویسم شعری درباره وطنپرستی و زشتی جنگ. یادمه چطور هر بیتش رو اونقدر پیچ و تاب میدادم و آرایه و استعاره بهش میچسبوندم تا بعد احساسی ش بیشتر به چشم بیاد. نتیجه ش ی متن پرطمطراق میشد که مثه ی سخنرانی حماسی صدا میداد، اما همون حماسهزدگی عملا رنج درونی شاعر رو خفه میکرد. انگار به جای اینکه شعر رو توضیح بدم، براش ی قاب ضخیم میساختم که خودش دیگه از پشت اون دیده نمیشد... کلرامبو برای من چیزی شبیه همون تجربه بود. اگرچه نمیشه ارزش خیالپردازی و دغدغهی ادبی رولان را نادیده گرفت، اما رمانش بهجای اینکه ضربهی جنگ رو "زندگیشده" و دردش رو "قابل لمس" نشون بده، گاهی شبیه همون تفسیرهای دانشجویی مقرراتی و آغشته به شور و شعاره، پر از احساسات و جملات بزرگ، اما کماثر از نظر عاطفهی واقعی. رولان اینجا بیشتر شبیه ی سخنران شاعر میشه تا ی رماننویس که بخواد با پیچوخم داستان و عمق شخصیتها خواننده رو درگیر کنه. رولان بیشک قلم شاعرانه ای داره و از نظر ادبی جملههای درخشان کم نداره. همین زبان پرظرافت، جذابیت کتابه اما در عین حال بزرگترین مانعش هم هست. کلرامبو بهجای اینکه روی پاهای قصه راه بره، روی بالهای قصیده سرایی پرواز میکنه و همین باعث میشه بسیاری از رنجهای جنگ که باید با جزئیات و فردی شده و زیسته شده منتقل بشن، در سایهی توصیفات پر زرق و برق گم بشن. رمان از اون تیپ کارهاییه که دغدغه داره، پیام داره، حرف داره…اما شخصیتها در اون کمتر زندگی میکنن و بیشتر حامل ایده هستن. در نتیجه، اثر از نظر هنری زیباس اما از نظر رمانبودن ناقصه. و این نقصیه که خاص کلرامبو نیست اما اینجا در اوج خودشه . اگر رولان در ژان-کریستف یا جان شیفته تونسته بود بین رمان و بیانگریش تعادل برقرار کنه، در این کتاب این تعادل بهوضوح بههم خورده. از نظر فلسفی، کلرامبو متنیه درباره ی تنهایی وجدان. درباره انسانی که اول تحت تاثیر موج وطنپرستی و جنگ به وجد میاد، اما بعد از مرگ پسرش در همین راه، نظرش برمیگرده و بجای تبعیت کورکورانه از ی تصور جمعی، از همه ی نظریه های جمعی قبلی فاصله میگیره. این بازگشت به خود، نقطهی مهم اثر ه: جایی که کلرامبو خودش رو میشناسه، و همین خودشناسی بهای سنگینی براش داره...طردشدن، تنها شدن و قرار گرفتن در موقعیت نامطلوب فردی که آینده رو میبینه ولی صداش جایی شنیده نمیشه. این خط فکری، یکی از امضاهای رولان در مواجهه با جنگ جهانی اوله، اون همیشه بین وجدان فردی و جنون جمعی خطوط پررنگی میکشه. اما مشکل اینجاست که این ایدهها اونقدر مستقیم و رو خط بیان میشن که فرصتی برای تجربهی عمیقشون از طریق روایت باقی نمیمونه. برای من، کلرامبو از اون دسته آثاره که میخواد تلنگر بزنه، اما چون ابزار داستانیش کافی نیست، در حد اشاره های سطحی میمونه. درد جنگ در این رمان کمتر در بدن داستان میشینه و بیشتر در زبان منتشر میشه. همین زبان شاعرانه باعث میشه تجربهی جنگ نه بیرحمانه باشه، نه سهمگین، و نه حتی اونقدری واقعی که خواننده رو به همدلی عمیق بکشه. من با علاقهای که به داستانهای واقعگرایانهتر دارم، این مدل لطافت در مواجهه با خشونت جنگ را کمتر دوست دارم، شاید برا همین بود که کتاب برام گاهی خستهکننده جلو می رفت. با همهی اینها، نمیشه فراموش کرد که رولان نویسندهایه زیر سایهی بحرانهای قرن بیستم، اون نه پناه به خشونت تصویری میبره، نه به رئالیسم تلخ. راه اون همیشه نرمی، اخلاقگرایی و امیدوارانه نگاه کردن به انسان بوده. کلرامبو هم در همین خطه، نقدی اخلاقیه بر جنگ، و نه ی روایت خونچکان و خشن. و شاید گاهی بد نباشه بهجای اینکه فقط با قلمهای سنگین و بیرحم سراغ جنگ برم، به نگاه لطیف ی نویسندهی اخلاقگرا هم توجه کنم، حتی اگه این لطافت برای خوانندهای مثه من، همیشه کافی یا جذاب نباشه. کلرامبو رمانیه محترم اما نه چندان تکاندهنده، شاعرانه و زیبا، اما نه قدرتمند. پر از جملههای قشنگ، اما از باب تجربهی انسانی چندان ملموس نیست. اثریه که پشتش ایده و هدف و پیام هست اما از حیث قصه و موندگاری یا پردازش ی شخصیت نمادین داستانی که تصویرش گوشه ی ذهنم حک بشه، از رقابت با آثار دیگه جا میمونه... امتیاز من هم برای کلرامبو به احترام نگاه انسانی رولانه، نه با واقعیت تجربهی شخصیم از خوندن این کتاب.
3* Jean-Christophe: Dawn, Morning, Youth, Revolt (Jean-Christophe, #1) 4* Jean-Chistophe, V.2 - A revolta, A Feira na Praca, Antoinette (Jean-Christophe, #2) 5* Jean-Christophe: Journey's End (Jean-Christophe, #3) 5* L'âme enchantée, tome 1: Annette et Sylvie 5* L'âme enchantée II: l'été 5* L'âme enchantée III : mère et fils 5* Mahatma Gandhi - The Man Who Became One With the Universal Being 5* Pierre et Luce 3* Clérambault: Histoire d'une conscience libre pendant la guerre TR L'âme enchantée. IV. L'annonciatrice (Anna Nuncia) TR Vie de Tolstoy TR Colas Breugnon TR Vie de Beethoven
About Romain Rolland: Romain Rolland: the man and his work by Stefan Zweig
Libro que debería ser de obligada lectura en tiempos como estos (y en todos).
El nobel Romain Rolland narra fantásticamente la metamorfosis que sufre Clerambault, su protagonista, al sufrir la muerte de su hijo durante los inicios de la I Guerra Mundial. Tras ser un beligerante patriota más, que considera la guerra como un acto natural de defensa de unos intereses justos, siempre justos para ambos bandos paradójicamente, su actitud cambia al conocer de primera mano lo que en verdad supone la guerra: devastación. Los himnos corales que la política azuza son vertidos como mantras que el pueblo corriente hace propios. Las victorias son de todos, pero las derrotas y la muerte sólo lo son del pueblo llano. Más de veinte millones de personas, hasta treinta y uno se dice que murieron, sin contar heridos ni mutilados.
A partir de este momento se producirá una anagnórisis que llevará a Clerambault a proclamar la ineficacia de las guerras y la búsqueda de La Paz a toda costa. El pueblo, los medios de comunicación y sus amigos se le echarán encima hasta el punto de convertirlo en un apestado. Él continuará manifestando su lógica a aquellos que se lo permitan.
Más allá de este argumento, la obra está cubierta por un halo existencialista y por muchos fragmentos sublimes. Nos harán pensar y nos colocarán en el sitio que nos merecemos. Un libro para todos los momentos. Conforme leía el libro y asentía mentalmente, me estremecía al pensar en Rolland y en todo lo que se le iba a avecinar unos años más tarde. Poco se debió de aprender.
Romain Rolland consiguió el Nobel en 1915 y se publicó Clerambault cinco años después, lo cual dicta la calidad de este autor no tan conocido. Hay que seguir leyéndolo y aprendiendo.
“Cabe preguntarse cómo es posible que haya personas que, por lo general, no son mala gente y normalmente serían dados a la tolerancia mutua, o incluso a la diferencia, pueden llegar a esas explosiones de fanatismo colérico donde abdican a la vez tanto de su corazón como de su sentido común”.
A story of the hysteria of World War I and one French intellectual's quest to oppose it and stay true to his beliefs. I enjoyed it, although there were a few too many references to Roman and Greek antiquity for my taste.
One insightful passage I highlighted, as the war began:
"He learned to be passionately unjust and false, for he wanted to persuade himself that he could accept the fact of war, and participate in it, without renouncing his pacifism of yesterday, his humanitarianism of the day before, and his constant optimism. It was not plain sailing, but there is nothing that the brain cannot attain to. When its master thinks it absolutely necessary to get rid for a time of principles that are in his way, it finds in these same principles the exception which violates them while confirming the rule. Clerambault began to construct a thesis, an ideal -- absurd enough -- in which these contradictions could be reconciled: War against War, War for Peace, for eternal piece."
Here is another line that jumped out at me, in the internet age where so many people read and study in ways that merely verify what they already believe:
"There was proof enough and to spare; there always is; all that is needed is to know when to open and shut your eyes[.]"
Four stars because in my mind I deleted everything he said about women. Probably would’ve impacted me more if I read it seven or eight years ago, but still relevant today. Still prefer all quiet on the western front, on the topic of anti war books.