What do you think?


امشب کنار غزلهای من بخواب
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 32 reviews
Read
April 15, 2017یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم
شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام دور از کدورتهای دور
آیینهای رو به توام ، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت نیستم.
از صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم
شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام دور از کدورتهای دور
آیینهای رو به توام ، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت نیستم.
February 17, 2021
" دیروز ، تو دنبالِ من شکّ زده بودی
امروز نه دنباله ، که تکرار تو هستم ... "
امروز نه دنباله ، که تکرار تو هستم ... "
July 13, 2025
بعضی شبا هست که انقدر خسته و له و لوردهای که فقط میخوابی به امید اینکه صبحی در کار نباشه
و میخوای غرق شی در خواب و فرو بری به رویاها
حتی کابوسها
چون احساس میکنی که ترسناکترین کابوس هم بهتر از بیداریه
"آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم تا فاجعه راهی نیست!
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم..."
و میخوای غرق شی در خواب و فرو بری به رویاها
حتی کابوسها
چون احساس میکنی که ترسناکترین کابوس هم بهتر از بیداریه
"آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم تا فاجعه راهی نیست!
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم..."
October 11, 2018
بنبست و جاده یکی میشود اگر / رفتن بدونِ تو هم میشود سفر / از ریشهای که دواندم فراریام / ای لمسِ دستِ تو بر پیکرم، تبر / از عاشقانِ قسم خوردهام نپرس / از من به جز تو ندارد کسی خبر
——————————————
من پاسخِ خدای تو را میدهم، نترس / شب را برای وسوسهام رو به راه کن / بینقص اگر گناه کنی، جز صواب نیست / پس وقتِ اشتباه، درست اشتباه کن
——————————————
داغِ همیشگی شدهی عمرِ من، تویی / تاوانِ دیر عاشقِ یک زن شدن، تویی / با هیچ چیز فاجعه جبران نمیشود / آغازِ تلخِ جادهی پایانِ من، تویی
——————————————
در خویش سفر کردم، ویرانه به ویرانه / از خواب به بیداری، افسانه به افسانه / با مختصری از عقل، خوش بودم و حالم را / با خنده نشان میداد، دیوانه به دیوانه / در خوابِ یقین بودم، سرمستِ شعورِ خود / هشیارترم اکنون، میخانه به میخانه
——————————————
از میانِ کوچههای پر هیاهوی سکوت / با نگاهش نقب زد تا جادهی فریاد و رفت / ... / ناگهان جایی میانِ حرفهایی که نگفت / گفت حرفش را به گوشِ کاغذی در باد و رفت
——————————————
دیوارِ یقین، وسعتِ زندانِ خودم بود / پای سفرم بستهی دستانِ خودم بود / ... / دل کم نشکستم، که نبازم، ولی انگار / بازنده، دلِ تنگ و پشیمانِ خودم بود
——————————————
من زیرِ بارِ هیچ کس جز تو نرفتم / تو زیرِ بارِ هیچ کس جز من نماندی / از هم جدا بودیم و بیش از پیش با هم / دستِ تو را خواندم، تو حرفم را نخواندی / با طعنه میگفتم جهان بی عشق خوب است / بیطعنه میگفتی، جهان با عشق بد نیست / ... / روزی که تو دست مرا با عشق خواندی / من دستِ چشمت را نخواندم، مات بودم / یک بارِ دیگر آسمان وارونه چرخید / من با تمامِ نفیها، اثبات بودم
——————————————
من پاسخِ خدای تو را میدهم، نترس / شب را برای وسوسهام رو به راه کن / بینقص اگر گناه کنی، جز صواب نیست / پس وقتِ اشتباه، درست اشتباه کن
——————————————
داغِ همیشگی شدهی عمرِ من، تویی / تاوانِ دیر عاشقِ یک زن شدن، تویی / با هیچ چیز فاجعه جبران نمیشود / آغازِ تلخِ جادهی پایانِ من، تویی
——————————————
در خویش سفر کردم، ویرانه به ویرانه / از خواب به بیداری، افسانه به افسانه / با مختصری از عقل، خوش بودم و حالم را / با خنده نشان میداد، دیوانه به دیوانه / در خوابِ یقین بودم، سرمستِ شعورِ خود / هشیارترم اکنون، میخانه به میخانه
——————————————
از میانِ کوچههای پر هیاهوی سکوت / با نگاهش نقب زد تا جادهی فریاد و رفت / ... / ناگهان جایی میانِ حرفهایی که نگفت / گفت حرفش را به گوشِ کاغذی در باد و رفت
——————————————
دیوارِ یقین، وسعتِ زندانِ خودم بود / پای سفرم بستهی دستانِ خودم بود / ... / دل کم نشکستم، که نبازم، ولی انگار / بازنده، دلِ تنگ و پشیمانِ خودم بود
——————————————
من زیرِ بارِ هیچ کس جز تو نرفتم / تو زیرِ بارِ هیچ کس جز من نماندی / از هم جدا بودیم و بیش از پیش با هم / دستِ تو را خواندم، تو حرفم را نخواندی / با طعنه میگفتم جهان بی عشق خوب است / بیطعنه میگفتی، جهان با عشق بد نیست / ... / روزی که تو دست مرا با عشق خواندی / من دستِ چشمت را نخواندم، مات بودم / یک بارِ دیگر آسمان وارونه چرخید / من با تمامِ نفیها، اثبات بودم
July 23, 2024
تو یه نفس کل کتابو خوندم.
شعرهاش خیلی دلنشنینند. من مثنویهای آخر کتابو بیشتر دوست داشتم. بعضی غزلهاش شاهکارن و بعضیهاش معمولی. در کل مجموعه شعریه که واقعا ارزش خوندن داره.
یه چند تا مصرع و بیتی که خوشم اومد:
_آزاد کن از بند خودت دیگریت را
یاد زن بیخاطرهی خسته بیاور
اسطورهی افسونگر ویرانگریت را
_نرفتی ولی ماندنت رفتن است
تو پیمانشکن هستی و نیستی
من امروز اگر میروم سالهاست
که تو پیش من هستی و نیستی
_میبخشمت اما تو، هستی که بمانی با
این کینهی شرم آور، ای دوست خداحافظ
بفروش رفاقت را، من از تو نمیرنجم
بس نیست همین کیفر؟ ای دوست خداحافظ
_بر سر مردنم چرا یکسره چانه میزنی؟
مردن من برای تو با که جوانه میزنی؟
شعرهاش خیلی دلنشنینند. من مثنویهای آخر کتابو بیشتر دوست داشتم. بعضی غزلهاش شاهکارن و بعضیهاش معمولی. در کل مجموعه شعریه که واقعا ارزش خوندن داره.
یه چند تا مصرع و بیتی که خوشم اومد:
_آزاد کن از بند خودت دیگریت را
یاد زن بیخاطرهی خسته بیاور
اسطورهی افسونگر ویرانگریت را
_نرفتی ولی ماندنت رفتن است
تو پیمانشکن هستی و نیستی
من امروز اگر میروم سالهاست
که تو پیش من هستی و نیستی
_میبخشمت اما تو، هستی که بمانی با
این کینهی شرم آور، ای دوست خداحافظ
بفروش رفاقت را، من از تو نمیرنجم
بس نیست همین کیفر؟ ای دوست خداحافظ
_بر سر مردنم چرا یکسره چانه میزنی؟
مردن من برای تو با که جوانه میزنی؟
March 20, 2022
بسم الله
به نظرم افشین یداللهی امضای مخصوص به خودش را در شعر و شاعری دارد و این نکته در اشعارش پررنگ است. همچنین، به نظرم شروع اکثر شعرهای آمده در این دفتر، درجه یک است. چنان که باید.
خدا تو را که تراشید، چشمِ خود را بست
نگو کنار تو دست از گناه بردارم
یا
از من بعید بود ولی عاشقت شدم
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
به نظرم افشین یداللهی امضای مخصوص به خودش را در شعر و شاعری دارد و این نکته در اشعارش پررنگ است. همچنین، به نظرم شروع اکثر شعرهای آمده در این دفتر، درجه یک است. چنان که باید.
خدا تو را که تراشید، چشمِ خود را بست
نگو کنار تو دست از گناه بردارم
یا
از من بعید بود ولی عاشقت شدم
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
November 11, 2018
فقط میتونم بگم عالی بود، از دستش ندید...
November 4, 2017
بی نظیره اشعاره این کتاب.
واقعا حیف که از دنیا رفتن.
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست میرود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
گاه یکی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
واقعا حیف که از دنیا رفتن.
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست میرود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
گاه یکی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
March 18, 2025
من بسیاری از غزلهای این کتاب رو خیلی دوست داشتم. که البته بسیاری رو هم خیلی از خوانندههای خوب کشورمون خوندن. خیلی ناراحت کننده است که زمانی این کتاب رو خوندم که متاسفانه افشین یداللهی عزیز دیگه بین ما نیست.
اما اساساً هنرمند هرگز نمیمیره و همیشه با هنرش زنده است. مثل این شعر که بیش از یک هفته است بر زبان من جاریه:
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم
شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام دور از کدورتهای دور
آیینهای رو به توام ، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت نیستم.
اما اساساً هنرمند هرگز نمیمیره و همیشه با هنرش زنده است. مثل این شعر که بیش از یک هفته است بر زبان من جاریه:
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم
شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام دور از کدورتهای دور
آیینهای رو به توام ، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت نیستم.
December 31, 2022
۲ و نیم -_-
۷_۸ تا تک بیت از کل غزل هاش جالب بود فقط
۷_۸ تا تک بیت از کل غزل هاش جالب بود فقط
October 10, 2017
آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم تا فاجعه راهی نیست
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهم یکدیگر تا زخمی هم بودن
راهی ست که به مقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیم
چشمیم و نمی بینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصل پریشان را برگی بزن و بگذر
در متن شب بی ماه، دنبال چه می گردیم؟
بیداری رویایی، دیدی که حقیقت داشت
ما خاطره هامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر در خشم
آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم..
دكترافشین یداللهی
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم تا فاجعه راهی نیست
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهم یکدیگر تا زخمی هم بودن
راهی ست که به مقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیم
چشمیم و نمی بینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصل پریشان را برگی بزن و بگذر
در متن شب بی ماه، دنبال چه می گردیم؟
بیداری رویایی، دیدی که حقیقت داشت
ما خاطره هامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر در خشم
آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم..
دكترافشین یداللهی
November 30, 2018
از قشنگی این کتاب هرچی بگم کمه... خب البته اینم بی دلیل نیست افشین جان مرحوم یکی از شاعران و ترانه سرایان محبوب من بود.خدا رحمتش کنه واقعا.شش ماه طول کشید بخونمش چون میخواستم با هر شعر زندگی کنم.مطمئنا بار آخر نیست که میخونم
September 10, 2020
بی نظیییر بووود، عاااالی...با همه بیت ها میشد زندگی کرد
.
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست میرود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است میرود
.
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست میرود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است میرود
February 27, 2017
در ابريشم عادت خفته بودم
تو حالِ پرونه اي من چه كردي ...
تو حالِ پرونه اي من چه كردي ...
April 2, 2021
۲.۵
بعضی از غزلها واقعا زیبا و به قولی حرف دل بود، اما بعضیها رو اصلا نمیفهمیدم داستان چیه، مخاطب کیه. انگار هر بیت یه ساز جداگونه میزد. من خیلی تخصصی از ادبیات سر در نمیارم ولی انگار بعضی از بیتها هم (تعداد خیلی کمی) از وزن افتاده بودن. از یه سری واژهها و ترکیبها هم بینهایت کار کشیده بود، خیلی زیاد تکرار شده بودن که حقیقتا نمیدونم این ایراده یا نه.
بعضی از غزلها واقعا زیبا و به قولی حرف دل بود، اما بعضیها رو اصلا نمیفهمیدم داستان چیه، مخاطب کیه. انگار هر بیت یه ساز جداگونه میزد. من خیلی تخصصی از ادبیات سر در نمیارم ولی انگار بعضی از بیتها هم (تعداد خیلی کمی) از وزن افتاده بودن. از یه سری واژهها و ترکیبها هم بینهایت کار کشیده بود، خیلی زیاد تکرار شده بودن که حقیقتا نمیدونم این ایراده یا نه.
April 11, 2022
عاشقش شدم!خیلی زیبا بود.شعر هاش با ادم حرف میزدند.
پیشنهاد میشه آلبوم امشب کنار غزل های من بخواب از همایون شجریان رو هم گوش بدید.معرکه است
برق سیاه چشم تو
جانی دین و جان کفر
رد شدن از یقین به شک
لمس یقین پس از گمان
عطر تو اولین سوال
بوسه ات آخرین جواب
من که به هردو میرسم
میگذرم از امتحان
قلب مرا به من نده
جان مرا بگیر و بعد
هرچه که مانده را بسوز
عامل قتل دیگران
پیشنهاد میشه آلبوم امشب کنار غزل های من بخواب از همایون شجریان رو هم گوش بدید.معرکه است
برق سیاه چشم تو
جانی دین و جان کفر
رد شدن از یقین به شک
لمس یقین پس از گمان
عطر تو اولین سوال
بوسه ات آخرین جواب
من که به هردو میرسم
میگذرم از امتحان
قلب مرا به من نده
جان مرا بگیر و بعد
هرچه که مانده را بسوز
عامل قتل دیگران
October 22, 2017
غزل معاصر را باید خواند.دکتر یداللهی در همه قالب ها بی نظیر بودند.یادشان تا ابد بین ابیات غزل هاشان زنده ست.
May 4, 2019
لذت ببر از این که گرفتار تو هستم،
از اینکه زمین خورده ی آزار تو هستم ...
از اینکه زمین خورده ی آزار تو هستم ...
December 23, 2019
تکرار نشدنیِ خفته در قلب هایمان.
March 23, 2020
محشره این کتاب شعر
February 10, 2020
دیوار یقین وسعت زندان خودم بود
پای سفرم بسته ی دستان خودم بود
انجا که به ایمان کسی خرده گرفتم
هیهات که سستی ایمان خودم بود
هربار که حرمت شکنی کرده ام اخر
فهمیده ام از حال پریشان خودم بود
خشتی اگر از خانه ی بیگانه ربودم
اور به کاشانه ویران خودم بود
دل کم نشکستم که نبازم ولی انگار
بازنده دل تنگ و پشیمان خودم بود
روزی که از اغاز کسی شاد نبودم
اغاز شب غصه و پایان خودم بود
پای سفرم بسته ی دستان خودم بود
انجا که به ایمان کسی خرده گرفتم
هیهات که سستی ایمان خودم بود
هربار که حرمت شکنی کرده ام اخر
فهمیده ام از حال پریشان خودم بود
خشتی اگر از خانه ی بیگانه ربودم
اور به کاشانه ویران خودم بود
دل کم نشکستم که نبازم ولی انگار
بازنده دل تنگ و پشیمان خودم بود
روزی که از اغاز کسی شاد نبودم
اغاز شب غصه و پایان خودم بود
May 12, 2021
این مجموعه شعر ترغیبم کرد که کتابهای دیگهی شعر ایشون رو هم بخونم.
شعرهاشون دلنشین و دارای آرایههای ادبی زیبا بودند.
از متن کتاب:
خیره شدن به چشم تو
چیست به غیر از انتحار
غرق شدن در آسمان
مسخ شدن در انتظار
شعرهاشون دلنشین و دارای آرایههای ادبی زیبا بودند.
از متن کتاب:
خیره شدن به چشم تو
چیست به غیر از انتحار
غرق شدن در آسمان
مسخ شدن در انتظار
Want to Read
March 18, 2017روح عزیزش شادِ شاد
July 9, 2018
تاوان دیر عاشق یک زن شدن تویی. خدا دکتر و همسرشون رو بیامرزه
July 3, 2019
غیر از سه چهارتا شعر که واقعا خوب بودن، از بقیه لذتی نبردم.
Read
March 30, 2020این مجموعه شعر که توسط یک پزشک سراییده شده جز چند غزل که توسط خوانندگانی نیز خوانده شده چیز تحسین برانگیزی ندارد اما کسی که بعنوان پزشک شاعری می کند به خودی خودی بسیار قابل تقدیر است
Read
September 19, 2020بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
اما مسیر جاده به بن بست می رود
April 14, 2021
سوزاندیم که دلم خام تر شود
وحشی شدی، غزلم رام تر شود
آهو برای چه باید زمان صید
کاری کند که خوش اندام تر شود ؟
جز اینکه از سر جانش گذشته تا
صیاد نابغه ناکام تر شود ؟
آدم برای نشستن به خاک تو
باید نترسد و بد نام تر شود
چیزی نگفتی و گفتی نگویم و
رفتی که قصه پر ابهام تر شود
آن قدر گریه نکردی میان بغض
تا چشم اشک،سرانجام،تر شود
امشب کنار غزل های من بخواب
شاید جهان تو آرام تر شود ..
وحشی شدی، غزلم رام تر شود
آهو برای چه باید زمان صید
کاری کند که خوش اندام تر شود ؟
جز اینکه از سر جانش گذشته تا
صیاد نابغه ناکام تر شود ؟
آدم برای نشستن به خاک تو
باید نترسد و بد نام تر شود
چیزی نگفتی و گفتی نگویم و
رفتی که قصه پر ابهام تر شود
آن قدر گریه نکردی میان بغض
تا چشم اشک،سرانجام،تر شود
امشب کنار غزل های من بخواب
شاید جهان تو آرام تر شود ..
January 15, 2022
سکوت، بی نتیجه و سوال، بی نتیجه تر
چه قدر گوش بسپرم به حرف های بی عمل؟
چه قدر گوش بسپرم به حرف های بی عمل؟
This entire review has been hidden because of spoilers.
June 16, 2023
هر لحظه به امید آغوش تو و آخر
در حسرت یک لحظه آغوشم و میمیرم:)
چقدر زیبا بودن شعراش :))
در حسرت یک لحظه آغوشم و میمیرم:)
چقدر زیبا بودن شعراش :))
Displaying 1 - 30 of 32 reviews
























