What do you think?


مارون
مارون قصهی یک شهرِ کوچک است در سالهای پُرتبوتابِ قبل و بعد از انقلاب. آدمهایی از هر دست، از چپهای مبارز گرفته تا انقلابیهای تازهنفس، از کاسبان خُردهپا تا روستاییانِ کویری، از دخترانِ پُرشور تا پسران ایدهآلیست. تنوع فراوان این آدمها با ماجراهایی گره میخورد که پا در تاریخ و امر سیاسی روزگار نویسنده دارد و برای همین رمان دوچندان جذاب میشود. مارون در ادامهی مسیر داستاننویسی بلقیس سلیمانی، از این جهانهای تکافتاده میگوید که ناگهان سرنوشتشان تغییر میکند و جستوجوی مدامی که پیشانینوشت برخی از این آدمهاست. سلیمانی ذهنی قصهگو دارد و زبانی پُرکلمه و پُرضربآهنگ
- GenresNovels
201 pages, Paperback
First published January 1, 2017
About the author
بلقیس سلیمانی
18 books83 followersبلقیس سلیمانی در سال ۱۳۴۲ در کرمان به دنیا آمد. شاید همین محل تولد و گذراندن دوران کودکی در این منطقه باعث شده که رمانها و نوشتههای او رنگ و بوی اقلیمی داشته باشند و او را نویسندهای بدانیم که در تالیف رمانهایش دغدغه بومیگرایی دارد.
بلقیس سلیمانی نویسندگی را حرفه و شغل خودش میداند که تماموقت مشغول آن است. با بررسی رمانها و نوشتههای او بهراحتی میتوان دریافت که او روایتگر زندگی زنان و دغدغههای ریز و درشت آنها است. از این رو در بیشتر رمانهایش، زنها شخصیت محوری دارند و داستان درباره دغدغهها و چالشهای درونی و بیرونی زندگی آنهاست. در واقع بلقیس سلیمانی بهگفته خودش، بیشتر درباره چیزهایی مینویسند که از آنها شناخت و اطلاعات کاملی دارد. به همین دلیل موضوع رمانهای او دغدغهها و چالشهای زنان است و روایتی زنانه دارند. از طرفی دیگر، در برخی رمانهای او ردپای وقایع سیاسی و تاریخی دهه ۶۰ نیز دیده میشود، زیرا به گفته خودش ماجراها و اتفاقات این دهه نیز دغدغه او بوده و درباره آنها شناخت دارد.
جایزه ادبی مهرگان در سال ۱۳۸۵
جایزهٔ ادبی اصفهان در سال ۱۳۸۵
اعطای نشان درجه یک هنری در سال ۱۳۹۵
بلقیس سلیمانی نویسندگی را حرفه و شغل خودش میداند که تماموقت مشغول آن است. با بررسی رمانها و نوشتههای او بهراحتی میتوان دریافت که او روایتگر زندگی زنان و دغدغههای ریز و درشت آنها است. از این رو در بیشتر رمانهایش، زنها شخصیت محوری دارند و داستان درباره دغدغهها و چالشهای درونی و بیرونی زندگی آنهاست. در واقع بلقیس سلیمانی بهگفته خودش، بیشتر درباره چیزهایی مینویسند که از آنها شناخت و اطلاعات کاملی دارد. به همین دلیل موضوع رمانهای او دغدغهها و چالشهای زنان است و روایتی زنانه دارند. از طرفی دیگر، در برخی رمانهای او ردپای وقایع سیاسی و تاریخی دهه ۶۰ نیز دیده میشود، زیرا به گفته خودش ماجراها و اتفاقات این دهه نیز دغدغه او بوده و درباره آنها شناخت دارد.
جایزه ادبی مهرگان در سال ۱۳۸۵
جایزهٔ ادبی اصفهان در سال ۱۳۸۵
اعطای نشان درجه یک هنری در سال ۱۳۹۵
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 32 reviews
February 4, 2018
حتی میشد بهش پنج داد.
علی رغم اینکه داستانهای خانم سلیمانی همه در حال و هوای اوليل انقلاب و جنگ هستند،این کنایه آمیز ترین داستانی بود که میشد راجع به اون سالها خوند.
علی رغم اینکه داستانهای خانم سلیمانی همه در حال و هوای اوليل انقلاب و جنگ هستند،این کنایه آمیز ترین داستانی بود که میشد راجع به اون سالها خوند.
February 20, 2017
در اين كتاب خانم بلقيس سليمانى دوباره راوى انقلاب٥٧ شد،،روايتى بدون قضاوت بر اى دو گروه ،،شباهت بينظيرگودال موجود در روستا و انقلابى كه چون گودال تمام أدمها رودر خود بلعيدخيلى ًتاثير گذار بود
انقلاب در بطن روستا بين كينه و بخل جوانان پر و پا گرفت
جوانانى كه به شوق در دست گرفتن اسلحه چشم بر تمام خدماتى كه طى سالها در كنار كارفرمايان خود گرفته بودند بستند ،،
انقلاب در بطن روستا بين كينه و بخل جوانان پر و پا گرفت
جوانانى كه به شوق در دست گرفتن اسلحه چشم بر تمام خدماتى كه طى سالها در كنار كارفرمايان خود گرفته بودند بستند ،،
April 17, 2023
طبق معمول کتابهای نویسنده داستان در روستاهای کرمان می گذرد. " گوران " و" مارون " و..دربحبوحه انقلاب ، خانواده ها وآدمهای جورواجور، گودالی مخوف ، فقرازهمه نوع . بهترین جمله ای که درمصاحبه ای ازنویسنده خواندم این بودکه : ماشهری نمی شویم .بلکه روستاهایمان راروی کولمان میگذاریم وبه شهرهامی آوریم ودرشهرها حسینیه " ....های مقیم مرکز" می سازیم . برای کرمانی ها حتما" نوشته های ایشان جالب تراست.
March 19, 2020
"مارون" داستان انقلاب است اما به شیوه خود. در آن نه از شهر خبری است و نه از گروه های انقلابی، نه چریکها و مجاهدین نقشی دارند و نه اثری از سخنرانیها و اعلامیه های مکتبی هاست.
اینجا مارون است. روستایی دور افتاده در نزدیکی گوران، که نصف روز با کرمان فاصله دارد. با وجود این، تاثیرات انقلاب در این "ده کوره" نیز نمایان است: حس تکلیف در ایجاد نظمی نوین، دخالت در همه امور روزمره، اصلاحات سلیقه ای و بدون برنامه، آرمانگرایی به دور از واقعگرایی، تسویه حسابهای شخصی و بیشتر از همه ارزان شدن مرگ!
شاید بلقیس سلیمانی خواسته باشد در "مارون" انقلاب 57 را از منظری دیگر و خارج از چارچوبهای رایج بررسی کند (چیزی شبیه به "نفرین زمین" جلال، در بررسی انقلاب سفید و تاثیرش بر مردم غیر شهری). اگر اینطور باشد نیز کارش شایسته تقدیر است و به خوبی از پس اش بر آمده، اما به گمان من، کار نویسنده چیزی فراتر و ارزشمندتر از این است. به نظر من باید این کتاب را یک کار سمبولیک دانست. از این منظر وجود گودال عجیب و بزرگ مارون و شخصیتهایی چون "آقاکور" معنای بهتری پیدا می کنند.
گودال مارون که دهانه اش به اعماق ناپیدایی می رسد، تا قبل انقلاب، محل انداختن گاو و گوسفندهای تلف شده بوده و بعد انقلاب پذیرای جنازه ها و حتی زنده ها می شود. و شخصیت "آقاکور" که لقب کور دارد ولی از هر بینایی بیناتر است. از همه بهتر و بیشتر می فهمد اما همه او را به کوری می شناسند. همین گونه می شود از "دادالله جیغ جیغو" و "خانم گنو" و "صمد" و ... نیز گفت. شخصیتهایی که بیشتر یک نماد هستند و اگر ترس از اسپویل شدن داستان نبود، از آنها بیشتر می نوشتم.
بطور کلی "مارون" همچون دیگر نوشته های بلقیس سلیمانی خوشخوان و روان است. ضمن اینکه خیلی خوب برای ما قصه تعریف می کند. قصه ای جذاب و پرکشش. با متنی غنی و دلچسب.
اینجا مارون است. روستایی دور افتاده در نزدیکی گوران، که نصف روز با کرمان فاصله دارد. با وجود این، تاثیرات انقلاب در این "ده کوره" نیز نمایان است: حس تکلیف در ایجاد نظمی نوین، دخالت در همه امور روزمره، اصلاحات سلیقه ای و بدون برنامه، آرمانگرایی به دور از واقعگرایی، تسویه حسابهای شخصی و بیشتر از همه ارزان شدن مرگ!
شاید بلقیس سلیمانی خواسته باشد در "مارون" انقلاب 57 را از منظری دیگر و خارج از چارچوبهای رایج بررسی کند (چیزی شبیه به "نفرین زمین" جلال، در بررسی انقلاب سفید و تاثیرش بر مردم غیر شهری). اگر اینطور باشد نیز کارش شایسته تقدیر است و به خوبی از پس اش بر آمده، اما به گمان من، کار نویسنده چیزی فراتر و ارزشمندتر از این است. به نظر من باید این کتاب را یک کار سمبولیک دانست. از این منظر وجود گودال عجیب و بزرگ مارون و شخصیتهایی چون "آقاکور" معنای بهتری پیدا می کنند.
گودال مارون که دهانه اش به اعماق ناپیدایی می رسد، تا قبل انقلاب، محل انداختن گاو و گوسفندهای تلف شده بوده و بعد انقلاب پذیرای جنازه ها و حتی زنده ها می شود. و شخصیت "آقاکور" که لقب کور دارد ولی از هر بینایی بیناتر است. از همه بهتر و بیشتر می فهمد اما همه او را به کوری می شناسند. همین گونه می شود از "دادالله جیغ جیغو" و "خانم گنو" و "صمد" و ... نیز گفت. شخصیتهایی که بیشتر یک نماد هستند و اگر ترس از اسپویل شدن داستان نبود، از آنها بیشتر می نوشتم.
بطور کلی "مارون" همچون دیگر نوشته های بلقیس سلیمانی خوشخوان و روان است. ضمن اینکه خیلی خوب برای ما قصه تعریف می کند. قصه ای جذاب و پرکشش. با متنی غنی و دلچسب.
September 2, 2019
کتابهای خانم سلیمانی را دوست دارم چون ایشان اهل همان گوشهای از دنیاست که من هستم: استان کرمان.
تم کتابها عموما تکراری است و خانم سلیمانی، شاید چون دیگر در زادگاهش زندگی نمیکند، گویش کرمانی را انگار از یاد برده و لهجه آدمهای کتابهایش لهجهای التقاطی است، مخلوطی از کرمانزمین و تهران.
از این گذشته کلماتی که فقط در گویش کرمانی معنی دارند را بدون زیر و زبر مینویسد و این حتما کار خوانندهای را که اهل آن گوشه دنیا نباشد سخت میکند.
تم کتابها عموما تکراری است و خانم سلیمانی، شاید چون دیگر در زادگاهش زندگی نمیکند، گویش کرمانی را انگار از یاد برده و لهجه آدمهای کتابهایش لهجهای التقاطی است، مخلوطی از کرمانزمین و تهران.
از این گذشته کلماتی که فقط در گویش کرمانی معنی دارند را بدون زیر و زبر مینویسد و این حتما کار خوانندهای را که اهل آن گوشه دنیا نباشد سخت میکند.
February 9, 2018
بين 3 يا 4 امتياز نمي دونستم
داستان توصيف و توضيحات مفصل نداشت و در واقع يك نفس اتفاقات رو تعريف مي كرد
انگار كه كسي براي شما با يك تن ثابتي از صدا چيزي رو تعريف كنه
اين ثابت بودن نثر باعث مي شد كه از اتفاقات بُلد كتاب معمولي بگذرم و درگير هيچ حس خاصي در طول كتاب نباشم
با اين حال
: موضوع رو خيلي دوست داشتم
اينكه اتفاقي كلي مثل انقلاب چه تاثيري روي جزييات داشته
موضوعي كه توي بخش تاريخي انقلاب كمتر ديده مي شه و جنبه اجتماعيه انقلابه به نظرم!
كه گاهي ناخواسته ذهن رو به قضاوت وادار مي كرد
داستان توصيف و توضيحات مفصل نداشت و در واقع يك نفس اتفاقات رو تعريف مي كرد
انگار كه كسي براي شما با يك تن ثابتي از صدا چيزي رو تعريف كنه
اين ثابت بودن نثر باعث مي شد كه از اتفاقات بُلد كتاب معمولي بگذرم و درگير هيچ حس خاصي در طول كتاب نباشم
با اين حال
: موضوع رو خيلي دوست داشتم
اينكه اتفاقي كلي مثل انقلاب چه تاثيري روي جزييات داشته
موضوعي كه توي بخش تاريخي انقلاب كمتر ديده مي شه و جنبه اجتماعيه انقلابه به نظرم!
كه گاهي ناخواسته ذهن رو به قضاوت وادار مي كرد
March 14, 2018
اين اولين كتابي بود كه از خانوم سليماني خوندم و راستش اصلا با چيزي تصور مي كردم تطابق نداشت و بدجوري خورد تو ذوقم البته مي دونم كه زوده و با يه كتاب نميشه يه نويسنده رو قضاوت كرد اما از لحن و درون مايه كتاب خوشم نيومد
March 17, 2018
مارون را تمام کردم امروز. مارونیها رهایم نخواهند کرد اما، میدانم. بودند همیشه، پنهان. حالا دیگر نیستند. همین دور و برند. بر اریکه قدرت. بر خاک ذلت. توی بَیَل بودند پیشترها. پیچیده در ترس و لرز. حالا بیخ گوشاند. آشناتر برای نسل من. نوشته خانم بلقیس سلیمانی به دلام نشست. بارها خواندن دارد
March 22, 2022
مارون...
فکر میکنم ازین به بعد اسم کتاب رو با اون گودال عجیب و بی انتها روستا به یاد بیارم . گودالی که اتفاقات زیادی از کتاب رو در داخل خودش داره و داستان های زیادی میسازه. موضوع اصلی کتاب تغییر و تحولات روستا و اهالی اون طی انقلاب ۵۷ با محوریت خانواده ی زلیخا و درویش و بچه هاشون که سرنوشت عجیب و غریبشون ارتباط عجیبی با این گودال پیدا میکنه.
.
.
من تجربه خوبی از بلقیس سلیمانی با کتابای دیگش داشتم. پیاده و سگ سالی رو دوست داشتم و البته این کتابو.برای من بافت شهر کرمان و روستاهاش، مردمش و عقایدشون جالبه و البته ناراحت کننده . در این کتاب زیاد از عقاید و سنت ها و فرهنگ مردم مارون میخونید.
اما متاسفانه سلیمانی کتابو طوفانی شروع کرد و عحله ای به پایان رسوند. میتونست خیلی پر و بال بهش بده و من واقعا متعجب موندم چرا حداقل شخصیت فیضو به جایی نرسوند. البته شاید این یه جور عادته که حتما با یه داستان به سرانجام رسیده و تموم شده کتابو ببندیم و خیال خودمو راحت کنیم از پر و بال دادن به تخیل و پایان باز!
فکر میکنم ازین به بعد اسم کتاب رو با اون گودال عجیب و بی انتها روستا به یاد بیارم . گودالی که اتفاقات زیادی از کتاب رو در داخل خودش داره و داستان های زیادی میسازه. موضوع اصلی کتاب تغییر و تحولات روستا و اهالی اون طی انقلاب ۵۷ با محوریت خانواده ی زلیخا و درویش و بچه هاشون که سرنوشت عجیب و غریبشون ارتباط عجیبی با این گودال پیدا میکنه.
.
.
من تجربه خوبی از بلقیس سلیمانی با کتابای دیگش داشتم. پیاده و سگ سالی رو دوست داشتم و البته این کتابو.برای من بافت شهر کرمان و روستاهاش، مردمش و عقایدشون جالبه و البته ناراحت کننده . در این کتاب زیاد از عقاید و سنت ها و فرهنگ مردم مارون میخونید.
اما متاسفانه سلیمانی کتابو طوفانی شروع کرد و عحله ای به پایان رسوند. میتونست خیلی پر و بال بهش بده و من واقعا متعجب موندم چرا حداقل شخصیت فیضو به جایی نرسوند. البته شاید این یه جور عادته که حتما با یه داستان به سرانجام رسیده و تموم شده کتابو ببندیم و خیال خودمو راحت کنیم از پر و بال دادن به تخیل و پایان باز!
May 24, 2017
وقتى همه ى كتاب هاى خانم سليمانى رو بخونيد به اين روند افت و خيز نويسنده عادت ميكنيد ، اما اگر تنها دوسه تاليف ايشون خصوصا بازى آخر بانو و به هادس خوش آمديد ملاك و معيار باشه اون وقته كه پرتوقع ميشيد.
اين كتاب منو مثل بيشتر آثارشون جذب نكرد،نميدونم ،شايد چون به علت تعدد قهرمان ها يا بعبارتى عدم وجود قهرمان اصلى نتونستم روى هيچكدام از شخصيت ها تمركز و بالطبع باهاشون همذات پندارى كنم.علاوه بر اين گاهى در ميانه ى خواندن متعجب به روى جلد نگاهى مينداختم تا مطمئن شم نويسنده احمد محمود يا دولت آبادى نيستن ،تعجب ميكنم از بى پروايى بى سابقه نويسنده در بكار بردن اصطلاحات عاميانه و نامانوس
به نظرم خانم سليمانى ازون دست نويسنده ها هستن كه تا وقتى حس و حالى از دلشون برنخواسته باشه نميتونن متنى دلنشين وگيرا از اون مدل ها كه دلمون نياد كتابو زمين بذاريم بنويسند
حتى اگه متن مثل مارون سرشار از ايهام و اشاره به وقايع بزرگ و تاثيرگذارى مثل انقلاب باشه .
اين كتاب منو مثل بيشتر آثارشون جذب نكرد،نميدونم ،شايد چون به علت تعدد قهرمان ها يا بعبارتى عدم وجود قهرمان اصلى نتونستم روى هيچكدام از شخصيت ها تمركز و بالطبع باهاشون همذات پندارى كنم.علاوه بر اين گاهى در ميانه ى خواندن متعجب به روى جلد نگاهى مينداختم تا مطمئن شم نويسنده احمد محمود يا دولت آبادى نيستن ،تعجب ميكنم از بى پروايى بى سابقه نويسنده در بكار بردن اصطلاحات عاميانه و نامانوس
به نظرم خانم سليمانى ازون دست نويسنده ها هستن كه تا وقتى حس و حالى از دلشون برنخواسته باشه نميتونن متنى دلنشين وگيرا از اون مدل ها كه دلمون نياد كتابو زمين بذاريم بنويسند
حتى اگه متن مثل مارون سرشار از ايهام و اشاره به وقايع بزرگ و تاثيرگذارى مثل انقلاب باشه .
May 7, 2018
تقریبا یک سوم از کتاب رو خونده بودم که تردید کردم برای ادامه دادنش؛ نه اونقدر جذبش شده بودم و نه اونقدر بدم اومده بود که بخوام رهاش کنم.
مارون شخصیتهای زیادی درش داشت که همین من رو خسته میکرد. کارکترهایی که خیلی درست شخصیتپردازی نشده بودند و داستان صرفا با اسمهاشون پیش میرفت. آدمهایی که احتمالا عاقبت همشون به گودال مارون ختم میشد.
مارون شخصیتهای زیادی درش داشت که همین من رو خسته میکرد. کارکترهایی که خیلی درست شخصیتپردازی نشده بودند و داستان صرفا با اسمهاشون پیش میرفت. آدمهایی که احتمالا عاقبت همشون به گودال مارون ختم میشد.
August 6, 2018
اینکه انقلاب چه به روزگار آدم ها میاره.
اینکه چقدر غریبه شون میکنه.
اینکه چقدر غریبه شون میکنه.
March 31, 2021
داستان خوبی با فضای جذاب ماکوندویی مخصوصا با وجود گودال عجیب و بلعنده که خودش کاراکتر خاص و مهمی است. در مورد نفوذ انقلاب به جامعهای کوچک و تاثیرش بر همهی افراد جامعه.
انقلابی با اهداف عالی اما به قول مظفر «آخرش هم هیچی به هیچی»
انقلابی با اهداف عالی اما به قول مظفر «آخرش هم هیچی به هیچی»
April 21, 2018
به نظر می رسید نویسنده متاثر از جای خالی سلوچ بوده و تلاش برای ساخت یک محیط روستایی داشته که به نظر من ناموفق بوده. داستان شروع بسیاری قوی داره که بعد از چند صفحه از دست میره و داستانی پر از حادثه میشه با زبانی ضعیف و شخصیت پردازی های ضعیف.
September 2, 2017
کتاب با محوریت قرار دادن سرگذشت زلیخا و فرزندانش، احوال سایر اهالی و وقایع رخ داده در مارون سالهای دهه پنجاه را شرح می دهد.
راستش داستان آنقدر که باید جذبم نکرد. فضای داستان بیش از حد معمولی و گیج کننده بود(بیشتر به خاطر تعداد زیاد شخصیت ها که واقعاً لازم نبودند). به نظرم لحن نویسنده در بیان اتفاقات کمی به سمت مصنوعی شدن پیش می رفت. در کل انتظار بیشتری از نویسنده اش داشتم.
راستش داستان آنقدر که باید جذبم نکرد. فضای داستان بیش از حد معمولی و گیج کننده بود(بیشتر به خاطر تعداد زیاد شخصیت ها که واقعاً لازم نبودند). به نظرم لحن نویسنده در بیان اتفاقات کمی به سمت مصنوعی شدن پیش می رفت. در کل انتظار بیشتری از نویسنده اش داشتم.
April 10, 2019
رمان خوبی بود هرچند نویسنده احتمالا به دلیل کمبود فضا، توجه زیادی به شخصیت پردازی شخصیتهای رمان ندارد. این رمان خیلی خوب نشان میدهد که انقلاب آنقدر بیرحم است که میتواند همهچیزت را بگیرد. از عشق دوران کودکی تا مادر و خانواده. میتواند تو را از اینجا رانده و از آنجا مانده کند.
خیلی خوب نشان میدهد که انقلاب ۵۷ و انقلابیونش برای خیلی از کارهایشان برنامه نداشتند و آنچه در گوشه و کنار این مملکت اتفاق میافتاد، میل شخصی و شور انقلابیِ انقلابیون بود و همین باعث میشد مردم خیلی از کارهایشان را به "بچهبازی" تعبیر کنند. در مارون و گوران، برادر نخعی و صمد از این جنس آدمها بودند. در نقطه مقابل، فردی به نام "آقاکور" است که اگرچه نابیناست و شخصیت موجهی ندارد، اما بیش از همگان به نتایج انقلاب آگاه است و بارها با تعریض و کنایههایش، اقدامات نادرست انقلابیون را گوشزد میکند.
به گمانم گودالی که در رمان حضور دارد، نمادی از انقلاب است که به تدریج همه را به کام مرگ میکشاند. چه "صمد" که مدافع انقلاب است، چه امثال زلیخا و آقاکور که دلبستگی به آن ندارند و حتی مخالف آن هستند.
خیلی خوب نشان میدهد که انقلاب ۵۷ و انقلابیونش برای خیلی از کارهایشان برنامه نداشتند و آنچه در گوشه و کنار این مملکت اتفاق میافتاد، میل شخصی و شور انقلابیِ انقلابیون بود و همین باعث میشد مردم خیلی از کارهایشان را به "بچهبازی" تعبیر کنند. در مارون و گوران، برادر نخعی و صمد از این جنس آدمها بودند. در نقطه مقابل، فردی به نام "آقاکور" است که اگرچه نابیناست و شخصیت موجهی ندارد، اما بیش از همگان به نتایج انقلاب آگاه است و بارها با تعریض و کنایههایش، اقدامات نادرست انقلابیون را گوشزد میکند.
به گمانم گودالی که در رمان حضور دارد، نمادی از انقلاب است که به تدریج همه را به کام مرگ میکشاند. چه "صمد" که مدافع انقلاب است، چه امثال زلیخا و آقاکور که دلبستگی به آن ندارند و حتی مخالف آن هستند.
This entire review has been hidden because of spoilers.
April 6, 2020
مارون باب آشنایی من با خانم بلقیس سلیمانی شد. کتاب فوق العاده ای بود. نثری روان، خوش خوان و به سادگی و صمیمی یک روستا و روستایی. از ویژگی های کتاب میشه گفت شخصیت های زیادی داره که خیلی هم به جزییات شخصیت پردازی شون پرداخته نشده و حتی عمر کوتاهی در داستان دارند. به نظر من این از ویژگی های مثبت این کتاب محسوب میشه چون محوریت داستان انقلاب است. راوی داستان سوم شخص است انگار خود انقلاب نشسته و داستان را روایت میکند و نویسنده نمی خواسته با پرداختن به جزییات، محور اصلی بودن انقلاب رو کمرنگ کند. کاملا بی طرفانه با یک روایت تاریخی مواجه هستیم و می بینیم که چطور انقلاب 57 بر عوام تاثیر گذاشت و چطور یک عده رو با خودش به ته گودال برد و یک عده رو به ریاست مثلا قرارگاه. می بینیم که مردم عادی چطور به ذوق دست گرفتن اسلحه به موج انقلاب می پیوندند و درس رو رها
میکنند و بدتر از آن فرهنگ و آداب و رسوم شون رو هم رها می کنند. این روایت از زاویه ای جدید یکی از مهمترین اتفاقات تاریخی کشورمان را به همه معرفی میکند
میکنند و بدتر از آن فرهنگ و آداب و رسوم شون رو هم رها می کنند. این روایت از زاویه ای جدید یکی از مهمترین اتفاقات تاریخی کشورمان را به همه معرفی میکند
March 26, 2023
کتاب جالبی بود
و من برخلاف دو کتاب قبلیای که از خانم سلیمانی خوندم، این یکی رو بیشتر دوست داشتم
لوکیشن داستانهای خانم سلیمانی ثابته (کرمان،گوران و روستاهای اطرافشون) و تِم و فضاهای داستانها هم خیلی تکراری
ولی این رمان به اون شدت تکراری و دلزن نبود، شاید بهخاطر تنوع کاراکترهاو خُرده داستانها
و اینکه کتابی به شدت سمبلیک بود
من فقط برام عجیبه که زیر تیغ سانسور نرفته :)))))))
و راستش بعضی قسمتهاش واقعا متعجب میشدم که چطور این دیدگاههای روپوستی و زیرپوستی دربارهی انقلاب ۵۷ انقدر راحت بیان شدن و ممیزی نخوردن.
و من برخلاف دو کتاب قبلیای که از خانم سلیمانی خوندم، این یکی رو بیشتر دوست داشتم
لوکیشن داستانهای خانم سلیمانی ثابته (کرمان،گوران و روستاهای اطرافشون) و تِم و فضاهای داستانها هم خیلی تکراری
ولی این رمان به اون شدت تکراری و دلزن نبود، شاید بهخاطر تنوع کاراکترهاو خُرده داستانها
و اینکه کتابی به شدت سمبلیک بود
من فقط برام عجیبه که زیر تیغ سانسور نرفته :)))))))
و راستش بعضی قسمتهاش واقعا متعجب میشدم که چطور این دیدگاههای روپوستی و زیرپوستی دربارهی انقلاب ۵۷ انقدر راحت بیان شدن و ممیزی نخوردن.
July 9, 2021
همیشه نثر خانم سلیمانی رو دوست داشتم و دارم؛ اما بهواقع این بار متحیر شدم. عناصر نمادین داستان، شخصیتپردازی چشمگیر، گفتوگوهای درخشان و... دست به دست هم دادن تا مخاطب رو به درون داستان بکشن؛ طوری که انگار کنار گودال نشستهای و هر لحظه منتظر غافلگیری تازهای هستی
March 25, 2023
قلم نویسنده قوی و گیرا بود و به خوبی هم روایت کرده بود اما برای من کتاب تلخی بود تلخ نوشته نشده بود غم درون کتاب غم آدمها قلب رو خراش میداد هرچند کوتاه بود برای من مدتها طول کشید تموم شدنش
https://taaghche.com/book/86172
https://taaghche.com/book/86172
August 7, 2018
فوقالعاده
یکی از بهترین روایتهایی که میشد از انقلاب کرد. تصویر واقعی و ملموس
یکی از بهترین روایتهایی که میشد از انقلاب کرد. تصویر واقعی و ملموس
January 7, 2020
رمانی با چند ویژگی نسبتا خوب
یک فضاپردازی
دو شخصیت سازی
و سه دون مایه
یک فضاپردازی
دو شخصیت سازی
و سه دون مایه
July 21, 2021
آقاکور گفت: عجب زمونهای شده، جون آدمیزاد شده پشکل گوسفند.
July 26, 2021
این کتاب بلقیس سلیمانی هم همانند سایر کتابهای ایشون بسیار روون و ملموس بود...روایتی موازی با انقلاب ۵۷ که نشون میده در روستاهای اون زمان چه خبر بوده...چیزی که ما کمتر درباره اش خوندیم...
April 2, 2023
بهترین اثر نویسنده
January 24, 2026
روایت یک خانوادهٔ روستایی در یک دوردستی، در روزهای مشرف به انقلاب و خود انقلاب. روایت بلبشوی اون سالها که به روستاها هم رسیده بود. قلم گیرا، داستان پرکشش و حادثه. دوستش داشتم.
February 19, 2019
جشن سده را هر سال کنار گودال می گرفتند، همان طور که نماز عید فطر و فربان را کنار گودال می خواندند.
این دومین کتابیست که ار بلقیس سلیمانی می خوانم. شخصیت های داستان هایش قابل باور و ملموسند
این دومین کتابیست که ار بلقیس سلیمانی می خوانم. شخصیت های داستان هایش قابل باور و ملموسند
August 25, 2025
یک داستان بیطرف از اوایل انقلاب و درباره انقلاب که به خواننده اجازه میده خودش قضاوت کنه.
December 12, 2022
بلقیس سلیمانی نویسنده محبوب من هست . یک بانوی کرمانی که بیشتر داستان هایی که ازش خوندم در همون شهر کرمان و شهرستان گوران ش اتفاق می افته. اینبار اما به سراغ ده مارون رفته و وقایع قبل و بعد از انقلاب و تاثیر انها را بر مردم روستای مارون در قالب یک داستان نشون داده. من که دوسش داشتم . خوندنش خالی از لطف نیست . توصیه میکنم .
https://taaghche.com/book/86172/%D9%8...
https://taaghche.com/book/86172/%D9%8...
April 24, 2024
از اول داستان منو درگیر خودش کرد،از اون کودک کشی و نفرین ابدی اون اتفاق
Displaying 1 - 30 of 32 reviews


























