Jump to ratings and reviews
Rate this book

سه قصه

Rate this book
ناگاه دو کبوتر سفید در آسمان مهتابی شب بال کوبان و چرخ زنان بر بالای جمعیت شدند و بر شانه ی کودکی بنشستند. جمعیت آشفته از این پرواز پراکنده شدند. کودک لبخندی زد و دست بر پر سفید کبوتران کشید.
سوار بلند به صدا در آمد "ببینید، آرزوی او برآورده شد،‌آرزوی داشتن دو کبوتر سفید."
زنی آه کشان گفت "راست می گوید، بچه ام آرزوی دو کبوتر سفید داشت."
جمعیت در ازدحام شد،‌به دور کودک گرد آمدند.
-از پشت جلد کتاب-

96 pages, Paperback

Published January 1, 2017

10 people are currently reading
207 people want to read

About the author

ایرج طهماسب

1 book4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
36 (18%)
4 stars
54 (27%)
3 stars
68 (34%)
2 stars
22 (11%)
1 star
17 (8%)
Displaying 1 - 30 of 47 reviews
Profile Image for میعاد.
Author 13 books363 followers
August 9, 2019
چقدر خوب بود!!
تابه‌حال از یک مجموعه‌داستان كوتاه این اندازه لذت نبرده بودم، همه ايرج طهماسب رو با مجموعه كلاه قرمزى و شخصيت آقاى مجرى می‌شناسيم، ولى توی اين كتاب با شخصيت ديگه‌اى مواجه می‌شی...هر کدوم از داستان‌های کتاب با لحنی متفاوت نوشته شده؛ اولى كودكانه‌، دومى عجيب‌وغریب و ماليخوليايى، سومى شبيه داستان‌های ادبى قديمی، و آخرى، كه بهترين داستانشه، پر از ايهامه و اشاره به واقعيت‌هاى روز جامعه. خيلى دوستش داشتم، البته ممکنه هر کسی باهاش ارتباط برقرار نکنه...
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews715 followers
November 20, 2017
همه می پندارند که تقدیر درها را به روی‌شان بسته است، اما خواهیم دانست که درها را خود به روی خود بسته ایم
description

اکنون سال هاست در این عمارت خاکی
هزار در و هزار پنجره‌ی عجیب!
ما در قفس زندگی می کنیم
دانه می خوریم و آب، و شُکر می کنیم
گاهی دو پرنده که از راه می رسند
یادمان می افتد که پرواز نمی توانیم
از یاد برده ایم که چه می خواستیم
امید را در خود کُشته ایم
یکی از ما دوتا چند روز دیگر می میرد
هم خودش می داند هم من
آه...
description
Profile Image for Amin.
418 reviews439 followers
July 8, 2018
جالب بود و همانطور که خود ایرج طهماسب گفته بود با جنبه های دیگری جز آنچه از شخصیت وی میشناسیم آشنا میشویم.

در واقع طهماسب علاقه خاصی به نمادپردازی همراه با روایت ساده دارد که ظاهر داستانها را شبیه به داستان کودکان میکند. اما همچو نقشهای تلویزیونی اش، داستانها مخاطب بزرگسالی دارند همچنان علاقه مند به نمادپردازی.

پررنگ ترین نمادها، نمادهای معطوف به زن هستند که به نوعی به درونیات مردانه میپردازند و در همه داستانها از جمله داستانهای ابتدایی بیشتر هویدا میشوند و طهماسب گرچه شاید قلم پخته ای نداشته باشد اما به شیوه آشنای خودش پیامها را منتقل میکند. البته جدیدترین داستان مربوط به بیش از دو دهه پیش است
Profile Image for Peyman.
97 reviews20 followers
December 20, 2019
ایرج طهماسب دست به هرکاری بزنه نتیجه اش خوب میشه چون اصولا ادم دغدغه مندیه و کیفیت کار براش مهمه. داستان اخر که درباره دو فنچ هست بسیار جذاب بود البته که شبیه به داستانهای صمد بهرنگی و هوشنگ گلشیری بود. قصد داشتم سه ستاره بدم ولی پنج ستاره میدم به این عزیز برای تمام خاطرات خوبی که از بچگی تا به امروز برام ساخته. ممنون آقای طهماسب کتابتون هم حتی خواندنش جذاب بود.
Profile Image for SASA.
41 reviews26 followers
June 15, 2017
کتاب هیچ کاری با ادبیات امروزی نداشت.داستانها هر کدام ساز خود را می زدند.هیچ سبک نگارشی یگانه و امضا گونه برای نویسنده وجود نداشت.طوری که جایی یک خط از آن را ببینیم بگوییم این کار طهماسب است. به طور مثال داستان اول کودکانه بود و تلخ داستان دوم فولکلور بود با تم وحشت. داستان سوم چیزی در حد نگارش بیضایی.این پراکندگی نوشتار هم می تواند نتیجه قدرت نویسندگی طهماسب باشد هم ضعف و تقلیدش از نویسندگان دیگر هرچه که بود از نظر من برای کتابی که نامش "سه قصه " است و باید یگانگی خاصی در کل داستانها باشد یک ارکستر نا هماهنگ با سازهای ناکوک بود.
در کل کتابی نیست که بخواهم دوباره دست بگیرم یا به کسی پیشنهاد کنم.
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
December 18, 2024
ابعاد دیگر ایرج طهماسب؟
کاش هرگز این ابعاد رو نمی‌شناختم.
نمونه‌ای قوی از کتاب‌هایی که فقط چون نویسنده آدم معروفیه چاپ میشن.
چهار قصه‌ی بی‌ربط به هم، بدون سبک مشخص، بدون هدف.
بی‌محتوا و بی‌سروته، منتهی‌الیه ادایی بودن.
Profile Image for Behzad.
656 reviews123 followers
February 7, 2017
ایرج طهماسب،‌ ینی همون آقای مجری خودمون! بله،‌ منم که دیدم خیلی کنجکاو شدم. سه قصه از آقای مجری! خریدم. خوندم.
بد نبود. خوب هم نبود. خیلی خیلی خیلی خیلی فرق داشت با اون چیزی که از آقای مجری میشناسیم. و به قول خودش تو اول کتاب "این نوشته ها برای دوستانی که تنها یک چهره ی این جانب را شناخته اند جالب تر است".
قصه ها (که سه تا نیستن،‌ بلکه چهار تان و نمیدونم چرا اسم کتاب هست سه قصه) عناصر مشترک دارن؛‌ مثل اینکه رنگ و بویی از ادبیات کودکانه تو هر چهارتاشون هست. البته فقط رنگ و بویی. چون این داستان ها اصلن داستان کودک نیستن. مرگ و توصیفات بسیار اروتیک (موقع خوندن داستان دوم داشتم فک میکردم با یه داستان ماجرایی مواجه شده م و میتونم برای بچه ها بخونمش، تا اینکه رسید به توصیفات اروتیک!) و عشق اول و حرص و آزمندی انسان چیزهایی نیستن که بشه برای بچه ها ازش گفت. دست کم نه اونطوری که این چهار داستان گفتن.
خلاصه که کتاب عجیبیه.
داستان اول خیلی کودکانه و آقای مجری طور و قشنگ شروع میشه،‌ ولی ... بقیه ش رو نگم که لو نره.
داستان دوم هم باز ماجرا محور و قصه گو شروع میشه و بعد میره بالای هجده سال یه کم.
داستان سوم که احتمالن تلاش طهماسب بوده برای نوشتن به زبان کهن،‌که بد نیست و داستانی هم میگه و فلسفه ای که تلاش میکنه ارائه بده اوکیه.
داستان چهارم با یه حالت رمانتیک خیلی لوس شروع میشه و البته قشنگ تموم میشه.
یه مقدمه از پوریا عالمی هم داره که اگه نبود هم طوری نمیشد،‌هرچند بد هم نیست.
قطع کتاب پالتویی بوده و جنس کاغذها نیمه کاهی هست. که نتیجه میشه یه کتاب کوچیک خیلی قشنگ که دم نشر چشمه گرم که جدیدن کتابهاش رو اینطوری در میاره.
تموم.
Profile Image for Bekhradaa.
142 reviews60 followers
September 13, 2018
۴۹۰
ما در قفس زندگی می کنیم
به جنگل روبرو نگاه می کنیم
دانه می خوریم و آب، و شکر می کنیم
گاهی دو پرنده که از راه می رسند
یادمان می افتد که پرواز نمی توانیم
از یاد برده ایم که چه می خواستیم
امید را در خود کشته ایم
یمی از ما دو تا چند روز دیگر می میرد
هم خودش میداند هم من
آه
Profile Image for Shaghayegh.
58 reviews15 followers
March 5, 2018
تهش تلخیه

ایرج طهماسب رو دوست دارم و موقع خوندن کتاب، انگار آقای مجری واسم قصه رو می خوند
Profile Image for Mohammad.
Author 13 books103 followers
April 4, 2018
هم قصه‌هایش زیبا بود و هم نثرش. آدم که بلد باشد قصه بگوید سمت ادا و اطوار نمی‌رود، همین‌طوری قصه‌اش را قشنگ و روان تعریف می‌کند و معلق‌بازی در نمی‌آورد. رسم‌الخطش را عجیب نمی‌کند، واژگانش را از قرون وسطی در نمی‌آورد. گفتم شاید مثل خیلی از آدم‌های مشهور دلش خواسته بگوید «دستی هم به قلم دارم» و هزارپیشه‌ام. اما فکر نمی‌کردم واقعا این‌قدر خوب و تمیز نوشته باشد. بعد از مدت‌ها داستان‌هایی فارسی خواندم و راضی بودم.
Profile Image for Shakiba Bahrami.
318 reviews89 followers
May 6, 2020
چرا انقدر ایرج طهماست قشنگه؟
با کلمات ساده و داستان ساده منظورش رو رسوند. داستان اول رو خیلی دوست داشتم. داستان ماه پیشونی و فنچ‌ها هم حرف قشنگی میزد:
زیاده خواهی، خودخواهی و اسارت خودخواسته:)
Profile Image for Samin Rb.
105 reviews27 followers
April 15, 2017
نمونه شیک و نازکی از کتاب‌سازی. کاش طهماسب چاپ نکرده بود این کتاب رو.
در آخر اینکه کتاب چهار قصه داشت.
Profile Image for Mahsan Gilani.
35 reviews8 followers
January 21, 2025
واقعا خوب نبود
بنظرم خوندنش صرفا فقط وقت تلف کرد��ه همین
Profile Image for Bamdad.
128 reviews21 followers
May 16, 2017
در واقع چیزی بین سه تا سه و نیم..

سیاه بود. آن‌قدر سیاه که نسبت به نام ایرج طهماسب، اقای مجری سال‌های دور و نزدیک بهت زده‌مان کند. هرچند که شاید این سیاهی اقتضای سال‌های نوشته شدن داستان هایش بوده باشد.
سه قصه مجموع سه قصه است و یک تمثیل(که با وجود فابل بودنش پرعمق تر از آن است که قصه نامیده شود) که هرکدام ویژگی مشترک محوریت پرنده‌ها در تمام قصه‌ها را دارند. هر کدام از قصه‌ها شبیه یک داستان کودکانه شروع می‌شوند.

قصه‌ی اول، بالشی پر از پر سفید با لحن کودکانه‌ی حساب شده‌ای آغاز می شود. بدون ذره‌ای لوس شدن و مصنوعی به نظر آمدن .. اما از همان جمله‌ی دوم می شود فهمید که این قصه، به آن آرامی که به نظر می‌رسد نخواهد بود: "دلم می خواست مادر نداشتم که می توانستم گوجه سبز مفصلی بخورم.
بالشی پر از پر سفید داستان خوبی‌است،غافلگیری های درستی دارد و با وجود بهت آور بودنش دارای ارزش داستانی است. روایت کودکانه ی دلنشینی دارد و به قول پوریا عالمی در مقدمه ی کتاب، نمونه‌ای از همان راه مستقیم است برای رسیدن به درد.

قصه‌ی دوم، خروس سفید (طولانی ترین قصه‌ی کتاب در سه فصل متوالی)؛ تجربه ( و صرفا تجربه ی طهماسب در نوشتن یک فانتزی سیاه) است که چندان نتیجه ای نداده. ایده‌ی خوبی پشت قصه هست .اما به
قول دوستی درست بازنویسی و پرداخت نشده.پیرمرد و همشهری‌هایش تنها تیپ‌هایی هستند که به آن ها خصوصیاتی نسبت داده می شود.علاوه بر سیر گنگ داستان و مشخص نبودن منظور نویسنده از تعویض جای نرینگی و مادینگی . توصیفات بی‌مورد اروتیک داستان بی‌جا بوده و بیش از آن که نشان دهنده‌ی بی پروایی نویسنده باشند، مایه ی تعجب و چه بسا انزجار خواننده از فضای غریب داستان اند.. کلید درک خروس سفید همان جمله ای هست که زیر اسم قصه نوشته
:
وقتی دریچه های وهم بر انسان باز شود وای بر آن کس که جاهل باشد

می شود گفت طرح داستان این بود که خیالات برای آدم های خرافه زده و منحرف خطرناک است. و بعضی ها فرشته ی الهامشان(؟) را با دست خودشان می‌کشند. در کل خروس سفید با ارفاق قصه‌ای متوسط است

قصه‌ی سوم، ماه بر پیشانی( و تنها قصه‌ی کتاب که تاریخ نگارشش به سال‌های دهه شصت و هفتاد باز نمی‌گردد و احتمالا محصول همین سال‌هاست) کوشش نویسنده است برای بازسازی نثری کهن و حکایتی اخلاقی در جامه‌ی افسانه. کاری به زبان که به یقین نوشتنش برای طهماسب کار مشکلی بوده، ندارم. قصه‌ مفهوم زیبایی دارد، خوب نوشته شده است و نتیجه‌ی اخلاقی دارد که تجربه‌ایست متفاوت با تمام کتاب.هرچند که ذره‌ای از تلخی و سیاهی قصه‌های پیشین اینجا هم هست.

قصه‌ی چهارم؛ که به شخصه قصه نمی‌دانمش و بیشتر تمثیلی است از زندگی بسیاری از ما در تمام تاریخ و در این سال ها. این فرزند نویسنده که نامش سرگذشت فنچ هاست بهترین متن تمام کتاب است .. مهم نیست که آغازش آن‌قدر آدم را نمی گیرد که ادامه بدهد و کمی شبیه کارهای عروسکی دهه شصت طهماسب به نظر می‌رسد.. قصه‌ای که به فصل های کوچک تقسیم شده و کلمه به کلمه‌اش آشناست. و پایان داستان .. حرفی برای گفتن نمی ماند.تلخ و نزدیک به زندگی

فنچ ها و بالشی پر از پر سفید بهترین قصه‌های مجموعه هستند .. و در کل بعد از خواندن کتاب چندان پشیمان نمی‌شوید، هرچند که شاید دوگانگی بدی آزارتان خواهد داد که چطور کسی که این همه تلخ می‌اندیشد تا این اندازه در کار کودک موفق است.

Profile Image for Samin Ebrahimi.
8 reviews5 followers
December 26, 2018
داستان های آقای طهماسب خیلی بی تکلف روایتی از مرگ، ترس، تنهایی، رنج، عشق و اسیری در روزمرگی رو به تصویر کشیده من از داستان آخر خیلی خوشم اومد اینکه چه طور خودمون به اسم تقدیر و سرنوست بال پرواز و آزادگی رو می چینیم و اسیر زندان روزمرگی می‌شیم. لذت بردم
Profile Image for Rojita Rojîta.
132 reviews38 followers
February 12, 2019
و به راستی زندگی سوالی است که آغاز می‌شود و جُستن جُستنی که بی انتهاست و نهایتش سوالی است بی انتها.
Profile Image for Elish.
149 reviews23 followers
February 8, 2022
اول اينكه فضاي قصه ها منو به شدت ياد قلم صمدبهرنگي مي انداخت،با لحني ساده ماجراي عميقي رو روايت كردن ،كلمه ها روان هستن وداستان ديرهضم وتامل برانگيز!كلا داستان كوتاه مورد علاقه ام نيست مگر به شرط ها وشروط ها،شايد دلم ميخواد بيشتر در فضاي داستان وشخصيتهاقرار بگيرم شايد كلا ادم سختي هستم در ارتباطات چه انساني باشه چه كتابي!!!
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
May 5, 2022
سه‌داستان که همگی در ژانر fables یا فیبلز هستند (اگر درست تلفظ کنم)؛ یعنی داستانی که در آن حیوانات شخصیت اصلی هستند که مثال بارزش کلیله و دمنه‌ست. سه داستان خزعبل، بی‌سر و ته، آشغال.
Profile Image for BonGard.
95 reviews
July 11, 2024
خانش بالشی پر از پر سفید و خروس
درباره داستان بالش :
شگفت‌زده‌ام کرد، در عین سادگی لحن برنامه‌های کودکش را داشت اما مالیخولیا و غمی را با خود حمل می‌کرد که قابل وصف نیست. لحن داستان امکان برداشت‌های متفاوت را می‌داد.
درباره خروس:
روایت عجیبی است. لحن و زانر عوض می‌کند‌. والسلام و سال ۱۳۶۵ آخر داستان برای نقطه عجیبی شد. اما زیرمتن روایت و چند خط آخرش ناگهان حس ترسناکی را انتقال می‌داد. مدیا کودکان زمانی که در پیچش‌هایی عجیب به ژانر ترسناک نزدیک شود واقعن سیاه‌چاله‌ای عجیب می‌سازد
Profile Image for atefeh mohib.
21 reviews
Read
May 12, 2018
خود ایرج طهماسب هم گفته که این کتاب یک چهره ی دیگه اش رو نشون میده !
با ساده ترین کلمات
داستانی از زبان یک کودک رو میخونید
بعد یک داستان ژانر وحشی
بعدشم یک افسانه
و در اخر یک عاشقانه !
داستانهایی که آدمو میخکوب میکنه و تا روزها میشه بهشون فکر کرد.
و میتونم بگم نثر ساده کتاب منو یاد شازده کوچولو انداخت و به همون اندازه برام خوشمزه بود.
Profile Image for Mandana..
78 reviews26 followers
August 6, 2018
به طرز عجیب‌و‌غریبی خوب بود. :)) یعنی هم اون شخصی که بهم هدیه دادش عجیب و غیرقابل‌انتظار بود، هم خود قصه‌ها با توجه به پیشینه‌ای که از نویسنده‌ش توی ذهنم داشتم.
یکی از قصه‌هاش هم چسبیده به کفِ سرم هنوز که هنوزه. تجربه‌ی جالبی بود.
Profile Image for Faranak Ghazimoradi.
4 reviews28 followers
April 2, 2017
به نظرم بسيار به سبك صمد بهرنگي نزديك بود. بسيار لذت بردم.
Profile Image for Mina khamoushi.
190 reviews205 followers
November 10, 2017
نه خیلی خوب و نه خیلی بد. میتونم بگم معمولی بود.داستان ها خوب پرورده شده بودند و جوری بود که هر داستان واقعا تو ذهنت جا میگرفت. و البته یک مقدار تلخ بودن.
5 reviews
November 6, 2018
بعد از صمد بهرنگی یکی از بهترین داستانا و قلم رو داره اقا طهماسب به نظرم و داستان هایی که هرچی میخونیشون جذابتر میشن
Profile Image for Boshra.
90 reviews8 followers
February 11, 2022
توی مقدمه ایرج طهماسب گفته با چهره ی دیگری از من آشنا میشید.
خب ای کاش آشنا نمیشدم.
بخش هاییش کشش نداشت، یه بخش هاییش تکراری و کلیشه ای بود، یه بخش هاییش تصنعی و شعاری بود. در مجموع خیلی شگفت انگیزه که کتابی که به زور 100 صفحه میشه این همه ضعف رو باهم توی خودش جا بده.
یه چیزیش که خیلی آزاردهنده بود این بود که فضا و سبک و ژانر داستان‌ها انقدر با هم فرق میکرد که من هیچ جوره نمیتونستم
هضم کنم چطور پیش خودشون توجیه کردن که این مجموعه عناصر بیربط رو یک جا کنار هم جمع کنن و بهش برچسب یه کتاب بزنن؟ همین که به جز سه قصه هیچ اسم با مسمای دیگه ای نتونستن روش بذارن به نظرم زنگ خطر خوبی بوده.
Profile Image for Behnam Rezaeian Moghadam.
49 reviews4 followers
April 28, 2017
سه قصه‌ی ایرج طهماسب البته چهار قصه است.
کتاب جمع و جور و خواندنی‌ست. از چهار قصه به نظر من "بالشی پر از پر سفید" جذاب‌ترین و بهترین داستان است. و بیشتر خواندنی بودن کتاب ناشی از حضور همین داستان زیبا با لحن کودکانه بود. "خروس سفید" داستانی بسیار معمولی بود که حرفی برای گفتن نداشت، "ماه بر پیشانی" پر سر و صدا و با شکوه آغاز شد خوب ادامه یافت و نه چندان خوب تمام شد و "سرگذشت فنچ‌ها" اصلا خوب شروع نشد، منطق داستانی و افت و خیز جذابی نداشت اما پاراگراف انتهایی‌اش حرف‌های برای گفتن داشت و به خواندنش می‌ارزید.
پوریا عالمی در مقدمه‌ی کتاب نوشته: "دست یافتن به شیوه‌هایی برای روایت سهمگین حوادث با کلماتی ساده متن نویسنده‌ای را که نوشتن برای کودکان و نوجوانان را برگزیده است از دیگر آثار جدا می‌کند." و از این گفته که نوشتن و روایت کردن اصیلی وجود دارد که در آن کسی که تجربه‌ای مهیب را زیسته بدون پرداختن به حواشی در ساده‌ترین شکل، ماجرای تعریف‌نکردنی را روایت می‌کند. به نظر من این تعریف بیش از هر چیز تعریفی مناسب برای داستان خوب "بالشی پر از پر سفید" بود.
Profile Image for Ali.
110 reviews10 followers
June 20, 2017
طبیعتن با روی باز به سراغ کتاب رفتم. نام ایرج طهماسب، قطع و طرح کتاب هم برایم جذاب بود. اما کتاب را که باز کردم وداستان‌هایش را خواندم اصلن چنین تصوری را از محتوا نداشتم. داستان‌ها بسیار بسیار بهتر از آنچه بود که در ذهن می‌پروراندم. داستان‌های کاملن ایرانی برگرفته از فرهنگ و افسانه‌های ایرانی و هر یک در هدف خود موفق و به غایت جذاب. همانطور که هیچ‌جای داستان‌ها منطقش با منطق روزانه‌ی ما نمی‌خورد نام کتاب هم همین‌طور است. کتابی شامل چهار داستان و یکی از دیگری بهتر. داستان دوم را از همه بیشتر می‌پسندم. و یک ترس مرموز و حسی جالب و جدید رو در این داستان نوشته‌شده در بستری ایرانی تجربه کردم.
Profile Image for Sarbook.
329 reviews39 followers
September 14, 2017
نویسنده در مقدمه‌ ای کوتاه در ابتدای این کتاب، این داستان‌ ها را حاصل سال‌ ها تجربه هنری خود می‌داند که چون با عشق و علاقه نوشته شده‌اند لاجرم توجه مخاطب اثر را هم کسب خواهد نمود. کتاب «سه قصه» روایتی ساده و دلنشین دارد و همچون آثار تلویزیونی خود نویسنده با مخاطب ارتباط نزدیکی برقرار می‌کند.
http://sarbook.com
Profile Image for Samira Majd.
92 reviews20 followers
May 5, 2018
ويوا ايرج طهماسب! تصويري كه از ايرج طهماسب تو بچگيام داشتم، بعد از خوندن اين كتاب اگه ممكن باشه بهتر و به يادموندني تر شد...
Displaying 1 - 30 of 47 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.