آنچه بیش از همه در کل کتاب به چشم می آمد، آشنایی نویسنده با فرهنگ و دین و اساطیر هند است که مخصوصا در اوایل کتاب در قالب اسامی فراوان به آن پرداخته می شود، و دوم مهارت نویسنده در شرح روایی اتفاقات و داستانها و خاطرات است. جدا از این دو نکته که شاید انسان را به بازدید از هند ترغیب کند و تحسین خواننده را نسبت به قلم نویسنده برانگیزد، به نظرم داستانها بیش از اینکه روایتهایی جالب باشند، شبیه به شکل تفصیلی خاطرات بودند که جایی بین شرح سفرنامه و روایتی خیال انگیز از تجربه های شخصی قرار می گیرند. بنابراین، چندان به آنها به شکل داستان کوتاه نگاه نمی کنم و پرداختن به جزئیات فراوان و عرضه نامها را کمی خسته کننده می دیدم. به نظرم به شکلی هنرمندانه تر میشد بین جنبه واقعی داستانها هم ارتباط معنایی برقرار کرد و تنها در فضای مبهم و رازآلود زندگی در هند قدم برنداشت، گرچه چنین برداشتی بسیار سلیقه ای است