نگاه خیره اولیس دهمین فیلم بلند آنجلوپلوس و یکی از کاملترین آثار او است. این فیلم نه تنها نوعی گزیده شناسی از آثار سینمایی آنجلوپلوس است؛ بلکه در حکم بازخوانی درخشانی از داستان کهنِ ادیسه/اولیس هومر محسوب میشود. فیلم آنجلوپلوس روایت گذر از مرزها و کرانههای تاریخ است. از اسطورهی اولیس تا واقعیت بالکان. از گم گشتگی اولیس در بعد از جنگ تروا تا گم گشتگی انسان گمشدهی امروز در سرزمینهای واقعی و جنگ زده. گویی اولیس هر روز زنده میشود،میجنگد، آواره میشود و دوباره میمیرد.
و بنابراین روح نیز اگر بخواهد خود را بشناسد باید در روح بنگرد.
کتاب نگاه خیره اولیس،به کوشش حامد عزیزیان و حمید باقری جمع آوری شده است،مجموعه ای از نقدها و گفت و گوهایی با آنجلوپولوس در باره ی فیلمی به نام نگاه خیره اولیس،که برنده جایزه هیات داوران در جشنواره ی کن (1995 )شد.
فیلم درباره سفر کارگردانی است برای پیدا کردن سه حلقه فیلم قدیمی،که شاید کمک کنند تا فرد خود را پیدا کند. فیلم با جمله ای از افلاطون که در اول ریویو آمده است شروع می شود،تا بیان کند که این سفر،سفر بیرونی نیست بلکه سفری درونی است.
یکی از بهترین کتابهایی که در حوزهی سینما خوندم. هم مصاحبهی خوبی داره با خود آنجلوپلوس دربارهی فیلم که باعث میشه با جهانبینی خود کارگردان و چالشهایی که در پروسه ساخت فیلمش داشته آشنا بشین. از طرفی هم یک مقاله مفصل داره دربارهی نقد فیلم که اون هم بسیار مفید بود. کلا اینکه کتابی تمرکزش فقط روی یک فیلم باشه به نظرم جالبه و امیدوارم سراغ فیلمهای دیگهای هم برن.