Jump to ratings and reviews
Rate this book

دنیای توراس

Rate this book
به جهان فارتا خوش آمديد. جايى دور و چه بسا نزديك در كهكشان ذهن كه ساكنانش تا پيش از اين روزگار خويش مى‌گذراندند، اما اكنون خواستِ پليدى در كار است...

از يك سو ايسئليث، عزمش را جزم كرده تا با سپاهى از سايه‌نشين‌ها، جهانِ فارتا را به قعر تاريكى بكشاند. و از سوى ديگر بزرگانِ گئرونويل، براى مقابله مبارزى برمى‌گزينند تا مأموريت مهمى را به سرانجام برساند. آيا او مى تواند قهرمان دنياى فارتا باشد؟

جنگى در راه است با اتفاقات گوناگون و هيجان انگيز! فرصت‌ها اندك و ناچيزند و كوچكترين خطا، بى‌گمان آينده‌ى هولناكى مى‌آفريند، چه سرنوشتى در انتظار است؟

شما با كتابى هيجان انگيز و پر رمز و راز روبرو هستيد. داستانى كه شما را به دنياى توراس وارد مى كند و خود پيش درآمدى است بر اتفاقات، حوادث و البته داستان هاى ديگر....

288 pages, Paperback

First published August 1, 2016

28 people want to read

About the author

Saber Gheitasi

1 book6 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (9%)
4 stars
6 (28%)
3 stars
9 (42%)
2 stars
4 (19%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 15 of 15 reviews
Profile Image for Nima Kohandani.
Author 15 books320 followers
June 23, 2017
صرفاً با اغماض بسیار زیاد و بنا به نگاه حمایتی‌ام به آثار نوقلم‌ها در حوزه‌ی فانتزی این امتیاز رو میدم

از نقد و نظر بیش ازین هم پرهیز می‌کنم

Profile Image for محمد فرد.
Author 5 books66 followers
August 13, 2017
بسم الله الرحمن الرحیم.

اول اینکه خدا رو شکر می کنم که نویسنده ی دیگه ای پا در دنیای فانتزی گذاشته.
دوم اینکه از نویسنده بابت شجاعتش تشکر می کنم قطعا پا گذاشتن در عرصه ی نوپای ادبیات فانتزی در ایران دل شیر می خواد و مرد جنگی :)

جدا از این ها به سراغ خود داستان میریم و کمی در موردش صحبت می کنم.
اگه بخوام کتاب رو نسبت به دیگر آثار ایرانی بسنجم باید بگم نثرش نثر متوسطیه. البته مثل دیگر آثار مشکلاتی داره که قابل چشم پوشیه. در هر حال نویسنده تلاش خوبی برای هماهنگ کردن نثر داستان با حال و هوا و زمان داستان داشته که تا حدود خوبی هم به خواسته اش رسیده.

پیرامون روند داستان کمی اما نظرم تفاوت داره.
در بخش ابتدایی داستان ما با روایتی کند و شاید نالازم روبرو هستیم. البته روند آشنایی با شخصیت اصلی داستان خوبه ولی در کل چیزی بر محور اصلی داستان اضافه نمی کنه و به نظرم حجم بسیار کمتری از این ماجرا رو می تونست به خودش اختصاص بده.
با این حال وقتی جلوتر می ریم داستان از سرعت مناسبی برخوردار می شه. و این راضی کننده است.
البته باید بگم که در ورند داستان ما با شخصیت ها و ماجراهایی روبرو می شیم که باز هم به هسته ی اصلی داستان و روایت کمکی نمی کنن با این حال برام جالبه که بگم شاید یکی از لذت بخش ترین قسمت های داستان یکی از همین روایت های بی ربط به ماجرای اصلی بود.(که برای اسپویل نکردن بیشتر نمی گم)

پیرامون خود داستان و دنیایی که ساخته شده.
دنیای فارتا و بعد از اون توراس. من هر دو دنیا رو دوست دارم. این دنیا ها جای کار بسیاری دارن و مطمئنم که نویسنده براش برنامه های بزرگی داره که ان شاالله موفق بشه.

در کل داستان توراس قابل خوندن و لذت بردنه، به شرطی که نگاه آرمانمون رو به داستان کمی تعدیل کنیم و از کتاب اول نویسنده ی توانمندش، انتظار ارباب حلقه ها نداشته باشیم. :)

در امان خدا و یا علی.
Profile Image for Abdollah zarei.
198 reviews65 followers
March 28, 2017
برای من داستان اونقدرا جذابیت کافی رو نداشت ولی برای نوجوان قطعا جذابه. اما به اینم توجه کنیم که یه نویسنده ایرانی تو فانتزی رقیب های زیادی داره که تقریبا تماما داستان های ترجمه و نویسنده های حرفه ای و یا نیمه حرفه ای هستن و قطعا توقع مخاطب از نویسنده به عنوان یک فانتزی نویس بالا میره
راستش داستانتون ایده جدیدی نداشت. یه دنیای خلق شده که نمونه های زیادی و دقیقا مشابه اون داشتیم و داریم که صرفا چند نژاد بهش اضافه شده بود. که اونقدرا قوی و خاص نبودن. یه دنیای تالکینی یا وارکرفت وار که چند نژاد رو که گاها انگار مخلوطی از نژادهای دیگه بود درش داشت. بنظرم نیاز به خلاقیت بیشتری بود خیلی بیشتر. یا ورود به دنیای توراس برام کلیشه ای بود و توراس برام زیاد پرداخت نشد.
همون الگوریتم ثابت و تکراری رو انتخاب شده بود. فرازو نشیب های داستانی و کاراکترهایی که با فلش بک هایی به گذشته و حال پرداخت شدند و داستان رو جلو بردن. این سبک برای خواننده ای که کتاب خونی رو تازه شروع کرده جذابه اما سایر خواننده ها رو ارضا نمیکنه. یکم مشکل ریتم احساس کردم توی این روایت های موازی‌. داستان در اوج از ریتم می افتاد. یه جا وسط یه موقعیت حساس که ایمه نور و اورتین در توراس بودن برگشتیم به اون سمت داستان برای پرداخت گرام و شخصیت های دیگه. اونم با توصیف محیطو وضعیت آبو هوا. همچین چیزی من خواننده رو از اوج خیلی زیاد سرد کرد. که باید یکی دو صفحه کامل میخوندم تا باز هندل بزنم مجدد.
توصیف ها خوب و بجا بود. لحنشون رو دوست داشتم. اما از واحد های مسافتی خیلی زیاد استفاده کرده بودین. تمام برای اینکه فاصله ی شخصی رو با شخص دیگه یا وسیله ای بیان کنین از یارد و مایل و پا استفاده شده بود.
ده یار اون ورتر گرام. در چند مایلی فلانی. سه یارد پایین تر.... میشد از قید ها هم استفاده کرد. خیلی تکرارش زیاد بود. میشد گفت کمی جلوتر. با فاصله کمی یا زیادی. یا آنسوی مثل پل یا صخره.بنظرم حتما واحد ها رو نیاز نبود بیارید.
و درمورد ویراستاری گاهی احساس کردم کتاب اصلا خونده نشده یا ویراستار صرفا در راهنمایی چگونه نوشتن و پرداخت به نویسنده مشاوره داده. جملاتی مثل انگشتش را روی شقیقه ی سرش گذاشت. یا استفاده از غول تشنگ در لحن محاوره ای. یا استفاده از ضرب المثل مار از پونه بدش میاد توی خونه اش سبز میشه؟؟؟ (در لونه اش یا جلو لونه اش ). این قبل اشتباهات برای خواننده خیلی تو چشم میاد و تو ذوق میزنه. اما وظیفه ی ویراستار یا نمونه خوانه که این موارد رو به نویسنده اطلاع بده چون به عنوان یک مخاطب و کارشناس داره کارو بررسی میکنه.


شخصیت پردازی ها خوب و قابل قبول بود. هر چند بعضی جاها شتاب زده بود و ضعف هایی دیده میشد. توقع داستم ایمه‌نور بیشتر پرداخت بشه. از شخصیتش خیلی خوشم اومد ولی خیلی سریع و تند تند پرداختهایی شد و تمام. همین‌طور پایان کتاب. احساس کردم خیلی عجله ای تمومش کردن. یهو گفت این اژدها فلانی بوده که مادرش ال بوده و برادرش بل و ... چرا واقعا... خیلی از کتابا رو دیدم که نویسنده یهو همه چیزو تو چند صفحه یا فصل آخر جمع میکنه و داستان رو به سرانجام و پایان میرسونه


بین کاراکترها هم بنظرم گرام بیشترین پرداخت رو داشت. از همه پر رنگ تر بود و کلا در حین خوندن کتاب منتظر بودم بهش برسیم.
ولی یکم تو پرداخت شخصیتش قوی عمل نکردین. گرامی که اول داستان شخصیت متزلزلی داشت و جز امر اربابش دست از پا خطا نمیکرد و روحیات زیردست و غلام حلقه بگوش و بی اراده ای داشت یهو بعد از مرگ ارباب داداششو نجات دادو با یه غول بی شاخ و دم جنگید و با یه روحیه جنگنده و متکی به نفسی اهریمن رو شکست داد و فرار کرد. ولی وقتی به شهر انسان ها اومد دوباره ضعیف و ترسو و ساده لوح شد. و توی رستوران اورتین و همسرش مشغول به کار شد. بازم احساس میکنم نویسنده میخاسته خیلی سریع این قسمت ها رو پیش ببره که به بخش دنیای توراس برگرده. انگار خیلی سریع میخاست از شر برادر گرام که یه جورایی شخصیتش تو مسیر و ادامه داستان دستو پاگیر بود خلاص بشه.

فضا سازی ها رو همون طور که گفتم خیلی خوب و خوش قلم به تصویر کشیده شده بود و این موضوع از نقاط پر رنگ و قوی نویسنده و داستان بود

توی دیالوگ نویسی توقع بیشتری داستم. یسری از دیالوگ ها خیلی بوی ترجمه و کپی برداری از کتابای ترجمه شده رو داشت. دیالوگ جزو بخش هایی هست که نیاز به دقت و کار بیشتری داره. البته توی اغلب کارای ایرانی این ضعف رو دیدم چه تو کارای کودک و نوجوان فن فیکشن و اینترنتی چه کارای چاپی.

ارباب گرام و بخش کوتاهی که درباره جنگش بود رو دوست داشتم. یهو هیجان زده شدم که این شخصیت مرموز میخاد چیکار کنه و این جنگش آغازگر یه حماسه و جنگی بزرگ خواهد بود. ولی خوب درگیریها به دنیای فارتا نکشید و در توراس ادامه پیدا کرد. امیدوارم نمرده باشه. موجود مرموزی بود

نمره ی متوسط رو بهش می دم. نصف پنج که در واقع دو نیم هست. البته برای نوجوان و سایر خواننده ها ممکنه داستان جذاب و گیرایی باشه
1 review1 follower
February 10, 2017
این کتاب حس خوبی به آدم میده، از اون احساساتی که شاید تا چند ماه باهات باشه.
طرح جلدش که واقعا قشنگه اما ممکنه تو نگاه اول این فکر پیش بیاد که توراس همون مردی که داره فرار می‌کنه، در صورتی که اون فرد یکی از شخصیت‌های داستانه و اسمش هتونه
قلم نویسنده در حد خیلی خوبه، توصیفات کتابش نه تنها خسته کننده نیست بلکه یه جاهایی مخصوصا از فضای طبیعت، شاعرانه هم هست و باعث لذت میشه.
فضاسازیش در حدی عالیه که فکر می‌کنی مثل پرده‌ی نمایش جلوی چشماته
شخصیت‌پردازیش، متناسب با کاراکترهاش کم وکسری نداره و یه جورایی همزاد پنداری وجود داره
زاویه‌ی دید داستان دانای کله و جز فصل اول که بیست صفحه‌اس کل کتاب ریتم تند و کاملا هیجانی و غافلگیری داره.
Profile Image for آرمین م.ز.
Author 2 books30 followers
November 11, 2018
خلاصه داستان: اسیئلیث به دنیای توراس که سرزمین مردگان است تبعید شده و برای بازگشت به جهان و تصرف آن و انتقام از دشمنانش نیاز به خون یک شاهزاده دارد. شاهزاده‌ای به نام هتون که...
نقد شخصی بنده✒: بهترین ویژگی کتاب از نظر من توصیف آن بود.‌ تمام جزئیات از چهره‌ی اشخاص گرفته تا ویژگی‌های محیط به قدری زیبا و دقیق توصیف شده‌اند که خواننده همه چیز را در برابر خود می‌بیند. نویسنده در کتاب به دنیاسازی پرداخته است که کار هر کسی نیست👌. تشبیهات و تشخیصات زیبایی در داستان به کار رفته و شخصیت‌پردازی هم عالی بود.👏 قلم نویسنده روان و ساده‌ست که باعث می‌شه به راحتی کتاب را خواند.🖋
و اما درباره ایرادات کتاب. بزرگترین اشکال کتاب بیان کردن تمام جملاتی است که شخصیت‌های داخل داستان با خودشون می‌گن که پس از مدتی خسته کننده می‌شه. ایراد بعدی وجود کنایه‌ها و اصطلاحات عامیانه ایرانی بود که وجودشون در سرزمینی دیگه که هیچ بویی از فرهنگ ایرانی نبردن عجیب بود. ابهامات زیادی وجود داشت که خواننده احساس می‌کرد داستان پراکنده و ناقصه با این حال بسیاری از ابهامات در جلدهای بعدی رفع خواهد شد👌.
در مجموع کتاب را به تمامی عاشقان فانتزی و مخصوصا کسانی‌که به دنیای دیگری علاقه دارند پیشنهاد می‌کنم😍📗.
Profile Image for A Yawner .
96 reviews7 followers
July 14, 2022
✒️✒️✒️✒️✒️
نمره اصلی ۲/۲۵
🔵چند وقت پیش بود که دنیای توراس را در گشت و گذار هایم در گودریدز پیدا کردم. با نگاهی به طرح جلد و خواندن توضیحات متوجه شدم با یک اثر فانتزی ایرانی دیگر روبرو هستم.

صفحات اولیه داستان را با یکی از دوستان همخوانی کردیم چند نکته مثبت در آن دیدم که باعث شد آن را بخوانم یکی استفاده از دایره واژگانی خوب نسبت به سایر آثار فانتزی بود و دیگری هم شروع این اثر.

1️⃣واژگانی مانند خلنگزار، رف و آبکند و دیگر واژگان که دقت نویسنده را در انتخاب و گزینش نشان می داد.

2️⃣درباره آنچه از آغاز داستان پسندیدم هم باید بگویم اتفاقاً آغاز داستان دربرگیرنده روایت کند و شاید نابایسته‌ای است که بسیاری آن را دوست نخواهند داشت اما همین آغاز کند نکته‌ای امیدوار کننده برای من داشت.

نویسنده عجله‌ای برای بمباران مخاطبان با گزاره هایی درباره چیستی و کیستی و چرایی شخصیت های گوناگون، جهان پیرامونی و سازوکار آن و دیگر موارد ندارد _برای خلاف بسیاری از آثار فانتزی ایرانی_ و داستان را با یک ماجرا، کنش یا هر چیزی که می‌نامیدش، می‌آغازد.


همه اینها گذشت تا اینکه من از چند فارغ شدم و آمدم به سراغ کتاب.📚📚

🔵همانطور که گفتم دایره واژگانی داستان خوب است. اگرچه با دنبال کردن داستان آن تازگی در به کارگیری واژگان کمتر به چشم می آید.

🔴نقشه دنیای فارتا چنگی به دل نمی زند. نه شهرها در این نقشه جای دارند نه هیچ موقعیت و پدیده جغرافیایی را می توان از آن برداشت کرد. فرض کنید شبه جزیره بالکان را به شما نشان دهند و مرز کشورهای گوناگون را بی نشان دادن شهرها، نشان دهند(شاید هم شهر را نشان دادند، اما این مرزبندی برای شهر اصلا توجیه پذیر نیست).
شما اصلا نمی دانید کدام کشور چگونه اداره می شود (پادشاهی یا امپراطوری یا جمهوری یا اصلا چه نژادی حکومت می کند و ...) این را هم بگویم که در داستان هم کوچکترین اشاره ای به این موضوع نمی شود و حتی روابط میان این کشور ها و یا شهر های دیگرشان هم نامشخص است.


⚫توصیفات هم‌زمان که نقطه قوت داستان هستند گاهی چشم‌اسفندیار آن نیز می شوند. طوری که گاهی داستان را از پیش رفتن بازمی‌دارند. به نظر می‌آید نویسنده کوشیده تا آنجا که می‌شود در ذهن مخاطب تصویرسازی کند. گویی هنگام نوشتن، فیلم این رمان را روی پرده می‌انگاشته و متصور بوده و همزمان به نثر برمی‌گردانده؛ که این هم می‌تواند خوب و هم می تواند بد باشد؛ شاید بسته به شمایی که داستان را می‌خوانی.


🔴 طرح کلی داستان چیزی در خود ندارد که از دیگر داستان های مشابه متمایزش کند و یا اینکه بگوییم این داستان ایده ای پیشرو و سنت شکن داشته.


🔴 شخصیت ها از نظر من کاغذی هستند و فاقد ژرفای بایسته برای باور پذیری هستند. شخصیت هایی با سرشت و تغییر ناپذیر و بدون اینکه با مسئله و کشمکشی درخور و برجسته درگیر و گلاویز باشد. شخصیت ها یا خوبند یا بد؛ که شاید در داستان یکی دو تایشان بد به شمار بیایند. نمی‌دانم شاید به یک رمان نوجوانانه، سخت گرفته‌ام.

🔴 دیالوگ ها ضعیف و تصنعی و غیر قابل باورند. حتی گونه ی محاوره نویسی آنها هم برای من جای پرسش است. برای نمونه، در جایی که لحن رسمی است، "رو" به جای "را" به کار گرفته شده.
کار وقتی به تک گویی ها می رسد، وضع از این بدتر می‌شود. نویسنده به چیزهایی اشاره می‌کنند که واقعاً زائد است و مخاطب به راحتی بی آنکه نویسنده به آن اشاره کند، از موضوع خبر دارد. اصرار نویسنده به بیان حجمی از این زائدات، گاهی بسیار آزاردهنده می‌شود.

⚫ به جز دو مورد در کتاب غلط املایی ندیدم. البته من نسخه الکترونیکی را خواندم و نمی دانم تاثیری در ویراستاری و نوشتار داشته اند یا نه

🔴نامگذاری ها در داستان رگ و ریشه‌ای ایرانی ندارد و شاید ساخته و پرورده ذهن نویسنده است. البته که تاثیر دیگر زبان ها و دیگر آثار فانتزی در آن به چشم می آید.

🔴کیفیت جهان سازی در داستان، نزدیک به آنچه باید نیست. نژاد ها برداشت از فانتزی های غیر بومی است و کمتر خلاقیت و ابداع منحصر به فردی در آن دیده می‌شود.

شما از نحوه شکل‌گیری دنیای فارتا و دنیای توراس و نیز تاریخچه ی آنها(تا حد زیادی) ناآگاه هستید. در داستان نیز به جز اندک داده‌هایی که به ابهام شما می افزایند و پرسش های بیشتری می‌آفرینند، چیز خاص و قابل توجه و دندان گیری از این دنیا نصیب تان نمی شود. و همین باعث می شود نتوانید ارتباط خوبی با رمان "دنیای توراس" بگیرید و مسئله زیست یا نابودی باشندگان فارتا برای شما درونی نمی شود.

🔺 این مورد را چون اسپول و افشا داستان به شمار می‌آید سربسته می گویم. شخصیتی که در واپسین فصل های داستان افزوده شد، نه تنها هیچ کمکی به گره گشایی داستان نکرد، بلکه پرسش های بیهوده بسیاری را در ذهن خواننده ایجاد کرد. و این بد نبود اگر پرسش ها با پاسخ هایی هر چند کوتاه همراه می شد. شاید افزوده شدن او برای زمینه چینی برای جلد های بعدی باشد اما چیزی که تاکنون از اثرات آن دیده می شود، آسیبی بود که به جلد نخست وارد کرد


1️⃣ آیا دنیای توراس را برای خواندن توصیه می کنی؟
خیر. با نخواندن آن چیز ویژه ای را از دست نداده اید.

2️⃣ چه چیزی می‌توانست داستان را نجات دهد؟
شاید یک دور بازنویسی اساسی می توانست داستان را بهبود ببخشد. می‌‌پندارم که نخستین اثر نویسنده است و امیدوارم در آثار دیگر، پیشرفت این نویسنده را ببینیم.
1 review
February 12, 2017
من این کتاب رو به پیشنهاد یکی از دوستانم، از نمایشگاه شهر گرفتم و خب نسبت به قیمتش تا حدی مناسب بود اما نه زیاد، چون می‌ تونستم با همین پول، کتابای دیگه ای بگیرم مثل... ولش کن تبلیغ نمی کنم.
جلد کتاب خوب طراحی شده اما وقتی کتاب رو توی سه شب خوندم متوجه شدم شاید طرح جلد خوب باشه اما برای موضوع همچین کتابی خیلی قانع کننده نیست...
داستان توی ده فصل نوشته شده که چندتاش بیست صفحه اس و بقیه نزدیک چهل صفحه! این موضوع یه کمی من رو اذیت کرد.
چون من روی غلط املایی نداشتن کتاب حساسم این رو میگم، خدا رو شکر این کار انتشارات بهنام غلط املایی چندانی نداشت.
شخصیت های اصلی کتاب به ترتیب تمرکز داستانی، هتون، اورتین، گرام و ایمه‌نور بود که هر کدوم یک خط داستانی داشتن و توی بعضی فصل ها بهم متصل یا جدا می شدند،
شخصیت پردازی خوب بود اما جای بهتر شدن هم داشت مخصوصا درباره ی کاراکتر زن کتاب (مایاسا)... داشت یاد می رفت، توی این کتاب رومنس چندانی وجود نداره و این برای من که خیلی به این چیزها اهمیت میدم یه کمی آزارم داد که البته فقط به خاطر این موضوع سه ستاره ندادم!
فضای کتاب به قرون وسطایی شبیه بود. این رو از لباس ها و ظاهری که شخصیت ها داشتن، میگم. شخصا از این فضا بدم نیومد.
یکی از نقاط قوت کتاب تصویرسازی هاش بود. البته به پای شاهکارهای فانتزی نمیرسه اما نسبت به خیلی از کارهای ترجمه شده حال حاضر، خیلی جلوتره.
من بیشتر کتابای فانتزی ایرانی رو خوندم لااقل اونایی که سر زبونه اما متاسفانه همشون حفره‌ی داستانی دارن، دنیای توراس حقیقتا بدون حفره بود که روی امتیازم تاثیر داشت
زبان روایی کتاب اینقدر پخته بود که معنی درست بعضی کلمات و اصطلاحاتش رو نمی دونستم. از نظر من نقطه ضعف نبود ولی ممکنه برا کسایی که دایره ی لغاتشون و اطلاعات عمومیشون پایینه یه جاهایی سخت بشه، پیشنهادم فرهنگ لغت دهخدا ست.
مونولوگ ها و دیالوگ ها جالب بودن با این وجود فصل اول به نظر من یه مقداری خشک به نظر می رسید
نقطه قوت دیگه، پیرنگ داستان و حوادث حساب شده و دقیقی بود که من رو تا صفحه ی آخر کتاب کشوند، گره ها خلاقانه بود و من رو بعضی فصل ها بد جوری درگیر خودش می کرد.
شعرهایی که توی کتاب بود همشون به سبک نیمایی یا سپید بودند که بهترینش شعر توی مهمانخانه نهنگ سیاه بود.
نتیجه گیری کلی: این کتاب رو به همه پیشنهاد می دم بخونن البته به غیر از اونایی که رومنس کار رو بیشتر ترجیح میدن...
1 review
February 11, 2017
داستان دنیای توراس شخصیت های جالبی داره. هتون، اورتین، ایمه نور، از شخصیت های اکشن و جالبی هستن. داستان خیلی جذاب و گیراس. همه چیز برای مخاطب تصویر میشه. انگار که خواننده دارده یه فیلم میبنه. حرکت های خارق العاده و عجیب و غریب داستان، انسان را به هیجان میاره. به همین دلیل داستان هیجان انگیزه و این مهیج بودن به واسطه تعلیق هایی که داره خیلی بیشتره. خلاصه داستان دنیای توراس خیلی خواندنیه.
1 review1 follower
February 10, 2017
من عاشق تم و ایده‌های تازه ی کتابم
به نظر من دنیای توراس نه تنها یه رمان جذابه بلکه چند تا لایه پنهان هم داره که مهم ترینش معانی فلسفی و روانشناسانه‌ای که خیلی ظریف و ماهرانه توی کتاب در سطح سومش دیده میشه
از قلم نویسنده خوشم میاد فقط بعضی لغاتی توش هست که برای من خیلی آشنا نبود، البته با یه فرهنگ لغت کارم راه افتاد.
1 review
February 11, 2017
This book gave me a good feeling, the feeling that maybe in a few months with me.
cover design is really nice but the reader might think at first glance to remember that the same man who had escaped toras made in while this person is a character in the story and called heton
style in a very good writer, but also a description of his book where poetry is not only not boring and it was fun
Created images so real story like a movie look
character, fit and feel fantastic characters created after the twin notions
omniscient point of view the story is, except for the first chapter, the rest of the book is fast-paced and exciting…
1 review
February 11, 2017
I can not believe that so soon I finish the book. I think a few other chapters should continue to be ... a pity! Everything in this book is good except that he was involved in a trance feeling that the whole story?
1 review
February 21, 2017
"دنیای توراس" داستان اشراف زاده ایست که برای پرده برداشتن از اسرار عازم سفر می شود اما در میانه راه در حادثه ای دوستش را از دست می دهد. او که خود را مقصر مرگ دوستش می داند، پشیمان از کنجکاوی خویش و با وجدانی ناآرام باز می گردد و از زندگی اشرافی دست می کشد و زندگی سختی را در انزوا و به دور از شهر پیش می گیرد تا آنکه روزی ناخواسته درگیر ماجرایی می شود که ریشه در اسرار گذشته دارد، همان اسراری که روزی در پی آن بود، و کشمکش آغاز می شود...
شروع خوب داستان خواننده را به ادامه آن ترغیب و دل کندن از آن را سخت می کند. در ابتدا بیشتر شاهد توصیف صحنه ها و شخصیت پردازی ها هستیم تا خواننده با دنیایی که وارد آن شده آشنا شود.
داستان دارای پیرنگ قوی است و هر حادثه ای در آن علتی دارد و خود سبب حادثه ای دیگر می شود و یکی از مهمترین عوامل جذابیت داستان همین است. فلاش بک های داستان نیز علاوه بر تقویت پیرنگ، نمی گذارد داستان کسل کننده و یکنواخت شود.
نویسنده در پرداخت شخصیت ها، نه تنها خصوصیات اخلاقی بلکه جزئیات ظاهری آنها را گاه به طور مستقیم و گاه در قالب گفتگو ها بیان می کند و این باعث سهولت تصور شخصیت ها توسط خواننده می شود. همچنین در پرداخت صحنه ها از توصیف ها و تشبیه های تازه و خلاقانه استفاده می کند که نمونه ای از آنها در زیر آمده است:
"شهر پر هیاهوی آژک، مانند مبارزی خسته، پوستین سفید و پاره پاره ی برف را به تن کرده و در زیر آن آرمیده بود. آهسته نفس می کشید و دم دود اندودش را در هوای استخوان سوز، بیرون می داد."
دیالوگ ها و مونولوگ ها متناسب با شخصیت های داستان است و نقش مهمی در معرفی شخصیت ها دارند وگاهی بار فضاسازی را نیز به دوش می کشند.
نویسنده به خوبی از تکنیک پیش آگاهی در چند جای داستان استفاده می کند و با دادن سرنخ هایی به خواننده، او را به فکر وا می دارد تا اتفاقات بعدی را پیش بینی کند و این می تواند برای خواننده بسیار جذاب باشد.
در مقدمه چینی صحنه ها و اتفاقات، عملکرد نویسنده ضعیف بوده و می توانست بهتر از اینها باشد. همچنین داستان رنگ و بویی غربی دارد در حالی که ظرفیت های ادبیات کهن ما برای این ژانر کم نیست و موجودات و مضمون های افسانه ای فرهنگ مان، که مطمئنا خواننده ایرانی بهتر با آن ارتباط برقرار می کند، می تواند دست مایه ی نویسندگان ایرانی در این ژانر باشد.
این داستان دارای درون مایه ای ژرف است و با خواندن آن در می یابیم که اگر مراقب نباشیم ممکن است تاریکی کینه در اعماق وجودمان رخنه کند و ما را به اعماق تاریکی ببرد، و کمرمان زیر بار خاطرات تلخ گذشته خم می شود اگر آنها را رها نکنیم و همیشه به دوش بکشیم. همچنین درمی یابیم که اگر با امیدواری و شجاعت به سوی اهدافمان گام برداریم هیچ چیز نمی تواند جلودارمان باشد.
1 review
February 15, 2017
اولش یه هشدار بدم: دنیای توراس از نظرایده پردازی، نژادها و جهان ساختاری داستانش هیچ شباهتی به مجموعه وارکرافت یا کارها تالکین نداره.
من از داستانای فانتزی ایرانی خیلی خوشم نمیاد. این کتابم اولش به خاطر رو کم کنی دوستام خریدم تا بهشون بگم حق با منه و اینقدر از این کتاب تعریف الکی نکنن... بعدشم شرط بستیم اگه حرف هر کدوم اشتباه بود، بیاد اینجا و معذرت خواهی کنه.
من در برابر خدای گرگ ها، پامث(برگرفته از کتاب) اعتراف می کنم دنیای توراس کتاب عالی بود و از دوستای نامردم زانیار، امیر و اون یکی (اسمش یه جوریه) معذرت می خوام.
Profile Image for Sh.
1 review
March 3, 2017
طرح جلد با فضای داستان و اسم کتاب هماهنگه
شخصیت پردازی به خوبی صورت گرفته و تصویر مناسبی از خصوصیات، موقعیت مکانی و... شخصیت اصلی و سایر شخصیت‌ها نشان داده شده.
فضا سازی بسیار مناسبه و خواننده به راحتی می‌تونه فضا رو تجسم کنه و مثل یه فیلم داستان رو ببینه.
دیالوگ ها ساده، روان و متناسب با شخصیت ها بود.
شخصیت گرام رو خیلی دوست داشتم چون یه شخصیت مهربان ، دلسوز ، باهوش، خیرخواه و صبور بود که در حق کسایی که باهاش بد بودن خوبی می‌کرد و با کاشتن بذر محبت دشمنی‌ها رو به دوستی تبدیل می‌کرد.
شخصیت ایمه نور و اورتین هم به خاطر وفاداری و دل کندن از علایقشون برای نجات مردم دوست داشتم.
شخصیت ها طوری در داستان شکل گرفتن که کنجکاوی و تعلیق خواننده رو به دنبال داره. خواننده حوادث داستان رو دنبال می‌کنه و می‌خواد دلیل این اتفاقات رو بدونه و جوابی برای علامت سوال‌هایی که در ذهنش ایجاد شده پیدا کنه. مثلا در فصل‌های اول کشف راز زخمی که روی صورت هتون هست و یا در فصل‌های جلوتر سوالاتی مثل اینکه چرا هتون با توجه به اینکه یه نجیب‌زاده است یه سفر پر خطر رو انتخاب میکنه و نتیجه این سفر چی میشه ؟؟
کتابی تخیلی و پر هیجان که هر چی مخاطب جلوتر میره نسب به ادامه داستان کنجکاوتر میشه. کتاب رو به هر کی معرفی کنم ازش می‌خوام حتما تا آخر بخونه. هرجا که اتفاق غیر منتظره‌ای میفتاد، واقعا غافلگیر می شدم برام جالب بود
بین زمان و نظم حوادث داستان هماهنگی وجود داره .
داستان کنش صعودی خوبی داره و مخاطب تا اواسط کتاب بین حال ، گذشته و گذشته ی گذشته ی هتون سرگردان هست و همراه شدن مخاطب با این فراز و نشیب ها باعث کنجکاوی و تمایل خواننده به خواندن ادامه داستان میشه .
کنجکاوی درباره گذشته و آینده هتون از دلایل مهم ترغیب مخاطب هست.
عنصر امید به عنوان عنصر مهم و حیاتی در شرایط سخت و غیر ممکن باعث پیروزی شخصیت ها میشه و ناامیدی نابود کننده شخصیت هاست، نا امیدی و ترس به عنوان دشمن درونی قوی‌تر از دشمنان بیرونی عمل می‌کنن و به خواننده این حس به خوبی منتقل میشه که در هیچ شرایطی نباید نا امید شد.
مخصوصا در صحنه‌ای که تماشاچی‌ها مورگئل ها رو تحقير و تمسخر مى‌کنن.
همین طور مفاهیم اجتماعی مثل قضاوت نادرست و زود هنگام درمورد افراد به خوبی در فضای تخیلی داستان بیان شده. مثلا در صفحه ی ۱۴۸ اورتین( با خودش میگه در مورد ایمه نور اشتباه فکر می‌کردم، با همه آرچن ها فرق داره)
و وقتی که این قسمت رو خوندم یاد این شعر افتادم :
هنر بنمای اگر داری نه گوهر
گل از خار است و ابراهیم از آذر
در مورد اسم شخصیت ها باید بگم جدید بودن اسم ها و تازه بون اون ها به گوش مخاطب خوبه اما احساس می کنم تلفظ بعضی از اسامی برای خواننده مشکل هست مثل: ایزیگر . ایسئلیث ، گئرونویل ، گروندا و...
اسم شخصیت ها ، اسم و فضای کلی داستان تم عجیبی داره نه ایرانیه و نه غیر از اون، یه چیز واقعا جدیده
زاویه دید بسیار مناسبی برای داستان انتخاب شده که به وسیله اون نویسنده به راحتی به فکر سایر شخصیت ها نفوذ پیدا کرده و به راحتی تونسته شخصیت اصلی رو در یک فصل به حال خودش بزاره و سراغ سایر شخصیت‌ها بره
اما همین زاویه دید ضعف های کوچیکی هم داره مثلا اینکه همه جا نمیشه به شخصیت داستان احساس همدردی کرد و مجبورید از کنار بعضی مسائل زود بگذرید مثل ماجرایی که هتون جنازه ریفیت ها رو میبینه و بی درنگ پا میشه و میره یا در بعضی از قسمت ها مجبور به مستقیم گویی شده
توصیف ها فوق العاده زیبا و مناسب با فضای داستان بود
مثلا در ابتدای فصل ۶ وجه شبه‌ایی بین باد و گربه ایجاد شده و این تغییر و تحول ها بسیار متناسب با شخصیت ها و فضای داستان شده.
البته این کتاب مثل هر کتاب دیگه ای یه نقصایی هم داره که در برابر نقاط قوتش اصلا به چشم نمیاد مثل واحدهای اندازه گیریش(فوت، پا، یارد) و چند نکته دیگه..
در مجموع از خوندنش لذت بردم و به همه پیشنهاد میدم این کتاب رو بخونن، به نظرم این کتاب ظرفیت این رو داره که در آینده نزدیک پرچم دار فانتزی ایران بشه...
Profile Image for F. Ghanbari.
1 review
February 19, 2017
I would recommend this book to read during the day, not at night, because this wonderful book, makes no sleep, and he is very comfortable everyone involved. Toras world with an artistic flavor and visual beauty, character strong, coherent prose, dialogue lasting, cinematic narrative, logical nodes and ending clever brought me to the last page… It was really great.
Displaying 1 - 15 of 15 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.