Jump to ratings and reviews
Rate this book

قصه‌های بند

Rate this book
قصه‌های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های رژیم پهلوی برای آزادی و عدالت است. مردانی که با گوشت و پوست و استخوان تاوان کارهایی ساده مثل کتاب خواندن، اعتراض صنفی، یا سر فرو نیاوردن در برابر صاحب قدرتی را می‌دهند و متحمل فشار طاقت‌فرسای شکنجه‌های جسمی و روحی می‌شوند، در کتاب قصه بسیاری از مبارزان ملی و سیاسی که تا مرگ ایستادند روایت می‌شود و در کنار آن از کارگران، دهقانان، معلمان، دانشجویان و افراد معمولی سخن گفته می‌شود، که همه گرفتار پنجه‌ی غدار دیکتاتوری و استبداد فردی شده‌اند. درویشیان این قصه‌ها را در دوران زندان خود نوشته و در سال ۱۳۵۶ به پایان رسانده و به بازنویسی آن در سال ۱۳۵۸ انجام یافته و امروز پس از نزدیک به چهار دهه به قامت کتاب در آمده است؛

311 pages, Paperback

First published January 1, 2017

1 person is currently reading
18 people want to read

About the author

علی‌اشرف درویشیان

63 books111 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (11%)
4 stars
6 (35%)
3 stars
6 (35%)
2 stars
2 (11%)
1 star
1 (5%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Shahed.
176 reviews29 followers
March 8, 2017
قصه‌های بند
نمی‌توان قصه‌های بند را خواند و ناراحت نشد. قصه‌هایی که واقعیات دردناک دستگیری، زندان و شکنجه را در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی روایت می‌کنند. قصه‌های بند، روایت ماجراهایی واقعی هستند پر آب چشم. طرح ابتدایی بسیاری از قصه‌ها در زندان نوشته شده و با سختی و مشقت فراوان به بیرون از زندان فرستاده شده است. علی‌اشرف درویشیان اکثر این قصه‌ها را در سال ۱۳۵۶ در زندان اوین نوشته و بعد از رهایی از زندان، آنها را در سال ۱۳۵۸ مجدداً بازنویسی کرده است. او در جایی از کتاب می‌نویسد: «من چند قصه‌ای را که قبل از سال ۱۳۵۰ نوشته بودم، در موقعیت‌های بدی پرداخته بودم. تصویرهایی در ذهنم بود. زود آنها را پیاده می‌کردم. فرصتی برای بازنویسی آنها به دست نمی‌آمد. چون پس از آن سال، من همه‌اش درگیر سلول و زندان و دلهره بودم و در هر یورش مأمورین ساواک به زندان، نوشته‌هایم به یغما می‌رفت. پس باید هر چه زودتر هر آنچه را که شاهدش بوده‌ام، بنویسم و پیراسته و نه‌پیراسته به چاپ برسانم، زیرا از سرنوشت یک ساعت بعد خود خبر نداشتم.» به همین خاطر است که تکنیک قصه‌ها ضعیف است. تکنیکی که متأثر از دوره‌های هراس و بند و زندان و شکنجه و شتاب و عجله در نوشتن است
آقای درویشیان در متن کتاب از پاره‌ای لغات و اصطلاحات استفاده کرده که من تا به حال آنها را در جایی نخوانده بودم، هر چند معنی‌شان را می‌دانستم، مثل «تامارزو» یعنی حسرت به دل مانده یا چرچی و سایر اصطلاحات
از متن کتاب
ص ۷۱ – روی دیوار سلول‌اش با ناخن کنده بود: ای جان به فدای آنکه پیش دشمن / تسلیم نمود جان و تسلیم نشد
ص ۱۹۷ – ما هزاران نفر بودیم. هزاران نفر از ما شهید شدند، در زندان‌ها ماندند. هزاران نفر از ما به میدان مبارزه پشت کردند. هزاران نفر در نیمه راه ماندند، اما ما همچنان هزاران نفریم
ص ۲۹۲ – چهارده سالی که معلم بودم با یک حکم انفصال از خدمت به پایان رسید و پس از بیرون آمدن از زندان، بیکار و سرگردان شدم
ص ۲۹۹ – چه کسی می‌تواند ادعا کند که بیش از یک زندانی سیاسی به میهنش و به مردم وطنش عشق می‌ورزد
Profile Image for Hamide._.Akbari.
29 reviews16 followers
September 9, 2020
" ما هزاران نفر بودیم، هزاران نفر از ما شهید شدند ،در زندانها پوسیدند. هزاران نفر در میدان مبارزه پشت کردند و هزاران نفر در نیمه راه ماندند؛ اما ما همچنان هزاران نفریم."

کتابی درباره ی ستمکشان رژیم شاه. کسانی که تا پای جان مقاومت به خرج دادند.
خوشحالم علی اشرف درویشیان شجاعت به خرج داد، جان خود و همسرش را به خطر انداخت تا امروز این قصه های تلخ ولی سرشار از امید را بخوانم.
این اولین مواجهه ی من با علی اشرف درویشیان بود و قصد دارم باز هم بخوانم.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
December 1, 2018
در زندگی پای قصه‌های خیلی از قصه‌ گویان نشسته‌ام،‌ اما مادربزرگم از همه‌ آن‌ها بهتر بود و به آنچه می‌گفت آگاهی کافی داشت‌. افسانه را با آب و تاب و با سود جستن از مثل‌ها و اصطلا‌حات محلی بیان می‌کرد‌. آن‌ها را با مسائل روز و نکته‌های مورد علا‌قه ما می‌آمیخت،‌ آرام و بی‌شتاب قصه می‌گفت و عقیده داشت که گفتن متل در روز سبب کسالت و خستگی می‌شود، ‌بنابراین همیشه شب‌ها و به ویژه پیش از خواب برای ما قصه می‌گفت‌. پدرم هم قصه‌ گوی خوبی بود، اما نه به اندازه مادربزرگم‌. او کم‌ سواد بود و برای ما اشعار حافظ و باباطاهر را می‌خواند‌. نخستین کتاب داستانی که به خانه‌ ما آمد، امیرارسلا‌ن نامدار بود که من در ۹ سالگی در شب‌های زمستان برای خانواده می‌خواندم
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
November 22, 2021
خیلی خوب بود. نثر عالی، ادبیات مناسب، داستان جذاب و... در نوشتن از زندان، از بزرگ علوی بهتر و از ساعدی ضعیف‌تر است.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.