Jump to ratings and reviews
Rate this book

ما این‌جا داریم می‌‌میریم

Rate this book
این داستان، فضای زنانه‌ای دارد و از زندگی افرادی می‌گوید که به ناچار در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و ناچار به تحمل هم هستند. دو خواهر که بسیار با هم متفاوتند. یکی بسیار متعصب است و دیگری پایبندی او به عقاید را ندارد. زنی که می‌بیند زندگی خانوادگی‌اش در حال خراب شدن است و کاری از دستش برنمی‌آید. دختری که در تلاش است تا برای انتخابات پیش رو رای جمع کند و فعالانه در تمام تجمع‌های طرفداران حسن روحانی شرکت می‌کند. و ناظرانی که از دنیای جادویی بیرون آمده‌اند. پری‌هایی که شاهدی بر این زندگی‌ها هستند و در تلاشند تا قطره‌ای خوشبختی و خوشحالی را به حال ناخوش این زندگی‌ها تزریق کنند.

144 pages, Paperback

First published January 1, 2017

4 people are currently reading
101 people want to read

About the author

مریم حسینیان

4 books76 followers
مریم حسینیان همسر مهدی یزدانی خرم در سال ۱۳۵۴ در مشهد متولد شد. او تحصیلاتش را در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته مهندسی خاک‌شناسی به پایان رساند و کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه پیام نور مشهد دریافت کرد. او سال‌ها با مطبوعات کشور همکاری داشته است. مریم حسینیان از فعالان انجمن ادبیات داستانی خراسان است. از سال از ۱۳۸۰ عضو هیئت مدیره انجمن و مسئول برگزاری کارگاه‌های داستان بوده‌ و در حال حاضر کارشناس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. از میان آثار او می‌توان به بهار برایم کاموا بیاور و ما این جا داریم می‌میریم اشاره کرد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
43 (17%)
4 stars
63 (25%)
3 stars
47 (18%)
2 stars
47 (18%)
1 star
48 (19%)
Displaying 1 - 30 of 41 reviews
Profile Image for Saeed.
142 reviews41 followers
September 25, 2018
این رمان را در ایام عید خواندم. رمانی کم حجم، راحت خوان، و خواندنی.
این کتاب را تا حدی به خاطر ذهنیت مثبتم نسبت به آثار همسر خانم حسینیان (مهدی یزدانی خرم)  خریدم. البته تعریفهایی که از افراد کتابخوان درباره خانم حسینیان و بخصوص کتاب اولش (بهار برایم کاموا بیاور) شنیده بودم خیلی در انتخاب این کتاب تاثیر داشت.

موضوع "ما اینجا داریم می میریم" دنیای زنانه است. البته نه زنانی خاص و روشنفکر و برگزیده، بلکه زنانی معمولی مثل همه خواهران و مادران و آشنایانی که دور و بر خودمان می بینیم. خانم نویسنده با آوردن برشهای کوتاهی از زندگی زنان قصه خود، به دنبال این است که دغدغه های عمومی نیمی از جامعه ایرانی را به تصویر بکشد.

ساختمانی در خیابان یوسف آباد مرکز این داستان است و همه زنان قصه یا در این ساختمان زندگی می کنند یا به نحوی به ساکنان آن مربوط می شوند؛
گوهر و پری دو خواهر سن بالایی هستند که با هم زندگی می کنند. گوهر پیردختری مذهبی است و معلم بازنشسته. پری اما مطلقه است و اهل بگو بخند و مهمانی و رفیق بازی و دنبال یک شوهر خوب!
فهیمه زنی است خانه دار که دو بچه بزرگ دارد (مژگان و مهرداد) و همه زندگی اش را وقف هنر خانه داری و بزرگ کردن بچه ها و نگه داشتن شوهر خوش تیپش کرده است.
مژگان دانشجویی است پر شر و شور، با آرمانهای به ظاهر بزرگ، طرفدار روحانی و البته عاشق.
توران، دوست گوهر، مادری است که دغدغه بچه هایش و نوه اش و دوستش را دارد.
به جز اینها چندین زن دیگر را در حاشیه داستان میبینیم و با دغدغه های شان آشنا میشویم. دغدغه هایی که از پیدا کردن شوهر یا حفظ آن، سر و سامان گرفتن بچه ها و تفریح و خوشگذرانی فراتر نمی رود. هیچکدام از زنان داستان اهداف والای شخصی و دغدغه سیاسی اجتماعی ندارد و مژگان نیز تنها دارای واکنش های هیجانی ایام انتخابات است و فراتر از آن نمی رود.

"ما اینجا داریم می میریم" اسم با مسمایی برای چنین دنیایی است که آدمهای آن (که زنان باشند) در حالت منفعلی فرو رفته اند که فرق چندانی با مرگ ندارند. زنانی که در این کتاب می بینیم، بی تعارف نماینده بخشی از زنان جامعه ما هستند که متاسفانه تعدادشان کم هم نیست. و شاید به همین دلیل است که خانم حسینیان به طعنه روی جلد نوشته است: "خانم بودن به چه دردی می خورد..."!
Profile Image for Samane Lou.
343 reviews45 followers
March 12, 2021
از بخش هایی که درباره پری های جنگل گفته بود خیلی خوشم میومد...این فکر که پری های کوچولو با موهای بلند جادویی وجود دارن که گاه و بی گاه، خوشی ها و خوشبختی های کوچیکی میندازن توی جیب هامون، خیلی قشنگه...خیلی وقتها ما "آدمیزادها" قدر خوشبختی های کوچولومون رو نمی دونیم...و این پری های خوشگل کوچولو دارن می میرن...
از این به بعد یادم می مونه هروقت دستمو توی جیبم یا کیفم میکنم، مواظب پری های کوچیک خوشبختیم باشم😊
همین.
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,177 followers
Read
March 16, 2017

«خوشبختی‌ها را گم کرده‌ایم. همه‌شان گم شده‌اند. دست‌مان خالی است. دیگر هیچ نوری توی دست‌هامان نیست»

این می‌تواند بیانه‌ی آدم‌های امروز باشد از وضع و حال‌شان که خوب نیست و چندان تعریفی ندارد. راستش هیچ بعید نیست که ما آدم‌ها صدای بچه‌پری‌ها را نشنویم که دارند بهمان می‌گویند کمی حواس‌مان را از شلوغی‌های بیهوده بگیریم و بدهیم به آن‌ها که راه‌های جادویی را بلدند و می‌دانند چطور در یک لحظه می‌شود شادی کرد.

بعد از خواندن کتاب جنس دوم سیمون دوبوار خیلی بیش‌تر از همیشه زن بودن برایم مسئله بود. مسئله‌ای شخصی اما به گستره‌ی تاریخ، اسطوره و جامعه‌ای به پهنای تمام جهان. زن بودن یک وضعیت معمول نبود در مقایسه با مرد بودن. و وقتی صحبت از زن‌ها باشد، همه‌چیز طور دیگری می‌شود، شاید مثل شنا کردن خلاف جریان آب. گاهی همه با زن‌ها سر لج دارند، حتا بدن‌شان. گاهی هیچکسی زن‌ها را نمی‌فهمد، حتا خودشان.
زن بودن اما برای خود زن‌ها طور دیگری است. وضعیتی روزمره‌ که نیاز به درگیر شدن و به چالش کشیده شدن ندارد. زن‌ها با فکرهای توی سرشان روی کره‌ی زمین پخش شده‌اند، توی خانه‌های نقلی و بزرگ، توی اداره‌ها و سازمان‌هایی با قوانین سخت‌گیرانه. ولی هیچ دکمه‌ای برای خاموش شدن این فکرها وجود ندارد. این کتاب مجموعه‌ای از فکرهاست، همان فکرهایی که بی‌اختیار توی سرمان می‌چرخد. اما چه چیزی می‌تواند جریان دائمی این افکار پریشان را قطع کند؟ روایت ذهن‌های پرهیاهو که گاهی هم به کینه‌های شخصی و بدگویی‌های درونی می‌رسد با دنیای خیالی پری‌ها متوقف می‌شود. پری‌ها به ‌عنوان موجوداتی که در اسطوره و خیال و باورهای گذشتگان جای دارند، خصایص الاهه‌های باروری را دارند. در فرهنگ عامه هم پری‌ها با زایندگی و باروری در ارتباط‌اند. اما با ظهور دین زرتشت پری‌ها از انجمن خدایان بیرون رانده شدند و به موجوداتی تبدیل شدند که بیش‌تر خوی اهریمنی داشتند. با این‌همه حتا زرتشتی‌ها هم برای گرفتن جاجت به پری‌ها متوسل می‌شدند. پری‌ها می‌توانستند وضع آدم‌ها را بهتر کنند، با جادوی‌شان چرا که سحر و جادو از خصلت پریان است و با آب و گیاه و اعماق زمین رابطه دارند. بچه‌پری‌ها در این کتاب در جایی از خانه پنهان می‌شوند که دو ویژگی خاص دارد؛ آشپزخانه که بیش از همه مکانی زنانه است و زیر کابینت که رطوبت و تاریکی‌اش برای پری‌ها می‌تواند یادآور زیرِ زمین باشد. اما ویژگی بچه‌پری‌ها در کتاب «ما این‌جا داریم می‌میریم» بیش‌ از آن‌که ریشه در اسطوره و باورهای کهن داشته باشند، برساخته‌ی ذهن نویسنده است. آن‌ها مامورند تا تکه‌های کوچک خوشبختی را توی جیب آدم‌ها بگذارند و این رسالت کوچک بچه‌پری‌هاست که حال ما آدم‌ها را در لحظه‌هایی از زندگی و در جریان روزمرگی‌مان خوب کنند.

کتاب چند راوی دارد. عوض شدن مداوم راوی با تغییر فضا و نوع مونولوگ‌های ذهنی، به خواننده می‌فهماند که با شخصیت دیگری روبه‌روست. این همه راوی در کتابی با حجم نه چندان زیاد چه کارکردی دارد؟‌ شاید جوابش این باشد که خواننده بدون آن‌که احتیاج به پی گرفتن یک نخ اصلی باشد، هزاران تار و پود در اختیار دارد که می‌تواند با همه‌شان یک داستان منسجم ببافد. شاید نویسنده این تار و پودها را به خواننده می‌دهد تا به او بگوید که افکار ما ادامه‌ی همدیگرند. فکرهای گوهر، پری، فهمیه، مژگان و... را غشای یکسانی می‌پوشاند. این راوی‌ها البته همگی زن نیستند. این مسئله در ابتدا کمی برایم ناخوشایند بود. ترجیح می‌دادم راوی‌ها همه از یک جنس باشند. اما بعد که راوی‌های مرد (از جمله شوهر فهمیه و حمیدیان) هم وارد این فضای پرآشوب شدند و فکرهای‌شان را با خواننده در میان گذاشتند و با همان الگوی مونولوگ درونی روایت خودشان را ساختند، به این نتیجه رسیدم که می‌بایست کل این کتاب پیکره‌ی زنی باشد که رویه‌ای مردانه هم دارد. با این‌همه هنوز می‌شود در هر روایت جزئیات بیش‌تری گذاشت تا به شخصیت‌پردازی کمک کند و ویژگی‌های فردی هر کدام از آدم‌ها را نشان بدهد. شخصیت‌های این کتاب بیش‌تر از آن‌که با همدیگر حرف بزنند، با خودشان حرف می‌زنند. پس خواننده بیش‌تر سفری درونی دارد. حتا موضوعی مثل انتخابات، نه یک اتفاق سیاسی در سطح جامعه که یک موضوع شخصی برای کسی مثل مژگان است.

پری‌ها موجوداتی‌‌اند متصل به افسانه‌ها و گذاشتن‌شان زیر کابینت آشپزخانه فضای جذابی می‌سازد و خواننده را متوقع می‌کند. احتمالا یکی از دلایل کشش داستان برای من، حضور بچه‌پری‌هاست. به همین دلیل می‌خواهم از آن‌ها دفاع کنم چون آن‌طور که از خصلت‌ها و توانایی‌های پری‌ها برمی‌آید، بچه‌پری‌های این کتاب دست و بال‌شان باز نبود. انتظار اتفاقات خارق‌العاده را نداشتم اما مدام دلم می‌خواست بهشان بگویم که بلند شوید و کاری کنید، قربانی کردن گیس‌های بلند و اندوه ادامه‌دار بچه‌پری‌ها جلوه‌ای جادویی داشت اما همچنان سهم‌ آن‌ها را در کل کتاب بالا نمی‌برد.

آدم‌های کتاب هم صفات خوب دارند و هم صفات بد. آن‌قدر خاکستری هستند که نمی‌شود به یکی‌شان حق داد و یقه‌ی دیگری را گرفت. پری چه‌جور شخصیتی دارد؟ فهمیه کلیشه نشده؟ گوهر خوب است یا بد؟ این‌ها را حاشیه‌ی کتاب نوشته‌ام اما می‌توانم به جای پاسخ، خاکستری کش‌داری ببینم که غلیظ و رقیق می‌شود. پری هم می‌تواند آدمی را خوشحال کند، هم می‌تواند اغواگر باشد مثل همتایان خیالی‌اش و هم می‌تواند بدجنس باشد و گوهر را مجبور به ناله و نفرین کند. آدم‌های کتاب اهل اندیشه نیستند و منافع خودشان را دنبال می‌کنند، از همدیگر عصبانی‌اند، توی دل‌شان به هم بدوبیراه می‌گویند. آن‌ها درگیر بیهودگی‌ها هستند، آن‌ها خوشبختی‌های‌شان را گم کرده‌اند.
Profile Image for Maryam.
182 reviews50 followers
April 23, 2017
در هم آمیزی دنیای آدمیزادها با دنیای پریان کوچک خوشبختی آور دنیایی می سازد که داستان را خواندنی می کند.
اما من کتاب اول نویسنده یعنی بهار برایم کاموا بیاور رو بیشتر دوست داشتم
Profile Image for میعاد.
Author 13 books364 followers
April 26, 2017
كتاب قبلى نويسنده رو بيشتر دوست داشتم... كتاب شخصيت هاى متعددى داره كه به نظرم باعث شده شخصيت ها رو هوا باشن و كامل شكل نگيرن..فضاش ديگه خيلى زنونه بود و به سمت خاله زنكى ميرفت!! تغيير لحن از رئاليسم جادويى به دنياى واقعى يه جورى بود، البته تك و توك جمله هاى خوبى هم داشت ،ولى از لحاظ داستانى چيز خاصى نداشت..
Profile Image for Mad.
31 reviews4 followers
February 26, 2025
اولین کتابی بود که از خانم حسینیان خوندم، بسیار خوش‌خوان و زیبا بود.

داستان شخصیت‌محوری بود که در ترسیم شخصیت‌ها با ظرافت عمل کرده بود، در حدی که وقتی توران خانوم موقع چایی دم کردن، می‌گفت «��شکالی نداره که چایی رو قبلا با آب سرد نشستم»، خواننده اینجوری بود که وای آره، به این آدم واقعا میاد که اینجوری چایی دم کنه!

داستان پری‌ها خیلی به دلم نشست و اینکه نویسنده تونسته بود یک دنیا فانتزی رو در خلال توصیف‌های کوتاهی از پری راوی به خوبی شکل بده و ارتباط این فضا با دنیا واقعی به خوبی جا بندازه، به نظرم واقعا از هنر ایشونه.

در کامنت‌های کتاب می‌دیدم که بعضا به قصه، صفت «خاله زنکی» داده بودند اما به نظرم این آدم‌ها یا زن‌های زیادی رو در زندگی ندیدن یا به خوبی اون‌ها رو نمی‌شناسن، هر چند که ما نمادهای متفاوت و زیادی از زنانگی، به خصوص در بین زنان ایرانی داریم که با افکار و سبک زندگی زنان قصه، که هر کدوم به نوعی آسیب‌دیده و تراپی‌لازم بودند، بسیار متفاوته اما به نظرم در فضا این روایت، این طور طلب می‌کرد که ما داستان این آدم‌ها رو بشنویم.

من دوست داشتم شخصیت مژگان رو یکم فرهیخته‌تر ببینم که البته شاید به سرنوشت دختر نمی‌خورد؛ مثلا می‌شد که دوست یا همکلاسی‌ای داشته باشه که در فضا انتخاباتی، آگاهانه‌تر عمل می‌کنه یا می‌تونست در همین راستا، به شخصیت «سعید» بیشتر پرداخته بشه، در کل به نظرم جای همچین آدمی در همچین فضایی خالی بود.

در نهایت هم ارتباط نامرئی شخصیت‌ها که در خلال قصه آشکار می‌شد رو دوست داشتم و در پایان، یک حس تلخ و شیرین، که نسبت به زندگی واقعی هم دارم، نسبت به این قصه داشتم و به نظرم عنوان «و زنده بمانیم» برای فصل آخر، خیلی به جا بود.

در کل تجربهٔ لذت‌بخشی بود، حتما از ایشون بیشتر می‌خونم.
Profile Image for Negin Hdzdh.
85 reviews50 followers
May 23, 2020
اگر بهار برایم کاموا بیار را نخوانده بودم، بعد از این کتاب امکان نداشت از این نویسنده چیز دیگری بخوانم! قطعا نویسنده خلاقیت زیادی داره اما برای من خیلی ناز نازی بود و خلاقیتش به نظرم برای زیر ۱۳سال جذاب باشه.
Profile Image for Atoosa.
58 reviews21 followers
June 21, 2023
کتاب قبلی خانم حسینیان سطح توقعم رو بالا برده بود .وجود پریان کوچک و زیستن با آدم ها ایده جالبی نبود . رمان سطح متوسطی داشت
131 reviews16 followers
May 31, 2017
صد و چهل و دو صفحه خاله زنکی به اضافه تبلیغ و حمایت از روحانی و توهین به کسایی که طرفدار روحانی نبودن! تمام این کتاب همین بود...
Profile Image for Kati.Rahimiye.
14 reviews1 follower
August 17, 2017
فاصله ی کتاب اول تا دوم اینهمه؟ باور کردنی نیست
Profile Image for Farnoush.
3 reviews2 followers
August 25, 2017
کتاب دوم خانم حسینیان رو به شوق شباهت به بهار برایم کاموا بیاور خریدم.تفاوت زیادی داشت.من چیز زیادی ازش نفهمیدم
Profile Image for Mobina_AM.
25 reviews2 followers
April 29, 2022
پنج ستاره کامل به این کتاب میدم..وقتی این کتابو خریدم.‌ سریع اومدم تو گودریدز تا ببینم امتیاز و نظر دوستان برای این کتاب چیه ؟..اما واقعا ناامید شدم و حتی خواستم فعلا از خوندن این کتاب دست بکشم.
اما به هرحال. شروع کردم این کتابو و دوروزه تمومش کردم.
کتابو خیلی دوست داشتم راستش...کتاب اول نویسنده عزیز خانم مریم حسینیان با نام ( بهار برایم کاموا بیاور ) خیلی خیلی دوست داشتم و همچنین کتاب دومشون با نام ( ما اینجا داریم می میریم ) رو هم خیلی دوست داشتم. نمیتونم مقایسه کنم این دو کتاب رو...هردو کتاب در سبک ها و ژانر های نوشتاری متفاوتی بودن و هردو دنیای منحصر به فرد خودشون رو داشتند. اما از کتاب بگم...شخصیت پردازی خوب بود..دوست داشتنی بود...خیلی خوب تفاوت بین دو خواهر ( پری و گوهر ) نشون داده شده بود. و اما از بخش پری های جنگل...حس بی نظیری داشت...سبز پری شیرین بود و دوست داشتنی. هر کاراکتر دتیای خاص خودشو داشت و خانم مریم حسینیان به خوبی این موضوع رو نشون داده بودند. من لذت بردم از خوندن این کتاب و پیشنهاد میکنم بخونیدش. شاید کتابی که برای دیگران جذاب نبوده. برای شما کتاب فوق العاده ای باشه. برای من که خیلی خوب بود و دوسش داشتم.
5 reviews2 followers
January 15, 2018
می تونم بگم خاله زنکی ترین کتابی بود که خوندم.
نویسنده ای که خودشون و همسرشون آثار عامه پسند رو داخل آدم نمی دونن با نوشتن این رمان دست هرچی نویسنده عامه پسند بود رو از پشت بستن. واقعاً این حجم از خاله زنک بازی رو اصلاً نمی تونم درک کنم و راستش اصلا نفهمیدم این داستان چی می خواست بگه؟
بعد سعی شده بود از هر دری سخن گفته بشه تو این کتاب... از انتخابات روحانی گرفته تا موضوعات فانتزی بی ربط.
واقعاً نفهمیدم این کتاب رو چرا باید نشری مثل چشمه که برای پذیرش آثارش این همه فیلتر مختلف داره باید قبول کنه؟
کاش ضوابط جای خود را به روابط نمی دادند.
در هر حال برای خودم متاسفم که این رمان را خواندم
Profile Image for Farideh.
66 reviews27 followers
August 22, 2025
اصلا نتونستم با داستان و موضوع کتاب ارتباط برقرار کنم
Profile Image for Zohre.
34 reviews16 followers
February 9, 2019
من کتاب اول نویسنده یعنی «بهار برایم کاموا بیاور» رو خیلی بیشتر دوست داشتم و به نظرم اصلاً با این کتاب قابل مقایسه نبود . این کتاب هم کتاب بدی نبود به جز قسمت هایی که مربوط به پری ها بود که دوست نداشتم بقیه اش بد نبود . مخصوصا قسمت هایی که دیدگاه ها و نظرهای مختلف رو درباره یک موضوع واحد بیان کرده بود رو دوست داشتم.
Profile Image for Jila.
106 reviews8 followers
August 25, 2021
#زباله
هفتاد صفحه خوندم نتونستم ادامه بدم
بی محتواترین کتابی بود که تا حالا خونده بودم
Profile Image for Rezwan.
28 reviews4 followers
April 28, 2020
دومین رمان مریم حسینیان در سبک رئالیسم جادویی نوشته شده و اثری‌ست خواندنی،جذاب و در‌ نوع خودش جالب و جدید.
داستان ما اینجا داریم میمیریم زندگی‌ چند آدم متفاوته که در یک آپارتمان حوالی یوسف آباد باهم زندگی میکنند و به طریقی بهم ربط دارند.
دو خواهر که با هم زندگی میکنند،با دو دنیای متفاوت و‌ دور از هم.دختر جوانی که به دنبال جمع کردن رای برای انتخابات است.زنی خانه دار که زندگی اش در حال فرو پاشی است و در نهایت چند پری که شاهد قصه این آدمهان.
.
کتاب فضایی زنونه داره و راوی های متعدد که مدام قصه بین این راوی ها در حال دست به دست شدن است ولی این جابجایی مخاطب رو‌ گیج و سردرگم نمی‌کنه چون تغییر راوی همراه با تغییر فضا و لحنه.روایت قسمتی از کتاب برعهده پری‌های قصه اس.و‌من برخلاف تصورم بی نهایت از وجود پری‌ها در داستان لذت بردم و‌ به نظرم بخش اعظم کشش داستان به حضور اونهاست.
داستان روان و خوش‌خوانه طوری که یک نفس و بدون مکث خوندمش.
.
شخصیت پردازی بسیار قویه و همه شخصیت ها ملموس و واقعی‌ان.هیچ‌ شخصیتی نه کاملا سفیده و‌ نه کاملا سیاه و به عقیده من همین دلیل محکمیه برای همذات پنداری و باور شخصیت ها.همه ما با افرادی شبیه ادمهای این قصه برخورد داشتیم و بدون شک بعد خوندن این داستان ،شخصیت ها رو می‌تونین بین اطرافیانتون پیدا کنید و شاید هم‌ خودتون یکی از این آدمها باشید.
.
در آخر این رمان رو به همه پیشنهاد نمیدم،اما اگر مخاطب این سبک از نوشته‌ها هستین و با سلیقه‌تون همخوانی داره،به هیچ عنوان این کتاب پرکشش رو از دست ندین.
نکته نهایی اینکه به نظرم؛
«ما اینجا داریم میمیریم»مناسب‌ترین ، به جا ترین و‌ هوشمندانه ترین عنوان برای فضا و داستانیه که نویسنده خلق کرده.داستانی که بی‌شباهت به احوالات این روزهای ما نیست و هم‌چنان ما اینجا داریم میمیریم...
Profile Image for Safura.
280 reviews86 followers
June 17, 2021
پرداخت ضعیف شخصیت‌ها، پری‌هایی که به نظرم لوس بودند و نچسب و داستانی ک�� هیچ چیز جذابی نداشت.
Profile Image for Abolfazl Sheybani.
90 reviews10 followers
August 15, 2021
كتابى بي محتوا و بدون داستان و بى سر و ته
حتى براى هدر دادن وقت هم كتاب مناسبى نيست
Profile Image for Moceanblue.
83 reviews3 followers
August 13, 2024
این کتاب رو دوست نداشتم شایدم به سلیقه من نبود یا هرچی.
احساس می‌کنم نویسنده سعی کرده با سبک رئالیسم جادویی کتاب رو ببره جلو و متاسفانه موفق نبوده.
من انتظار شخصیت های تماما بدون نقص رو از هیچ نویسنده‌ای ندارم اما این شخصیت ها، تمام این زن‌ها به شدت به من احساس پوچی دادن و وقتی داستان تموم شد من با چند تا چرا توی سرم جا موندم.
درسته که تمام این شخصیت ها توی دنیای واقعی میتونن وجود داشته باشن، اما این ها به ما چی می‌گن؟
فکر میکنم هدف نویسنده چشوندن لذت خوشبختی‌های کوچیک به مخاطبش بود ولی متاسفانه به نظر من موفقیت آمیز نبود.
Profile Image for Hami.
305 reviews3 followers
September 26, 2023
بانمک بود. همه چیز کتاب بانمک بود؛ از غیبت‌ها و غزها و فضولی‌ها و فال قهوه بگیر تا قیافه سالا و تصور آن پری‌های کوچک. شخصیت‌پردازی بعضی کارکترها خوب بود اما به نظرم کمی در بقیه هم تکرار شده بود و به تیپ نزدیک شده بود. کمی هم کلیشه قاطی معلم ها و کارمندهای داستان بود :) انتخاب من در میان کارهای خانم حسینیان بهار برایم کاموا بیاور است.
Profile Image for Mehrnoosh Arzaghi.
57 reviews1 follower
March 7, 2021
خانوم بودن به چه کار میاد ؟
رمان با این جمله آغاز می‌شود.. با به چالش کشیدن زن بودن - شخصیت‌ها در ذهن‌شان در زندگی کوچک و تنهایشان - مدام در حال تکرار بیهودگی و روزمرگی‌ان - پری‌های کوچکی آمده‌اند که علت خوشبختی‌های کوچیکی باشند که در آسمان یافت نمی‌شود .. آدم‌ها اما بی‌توجه‌ان به صدای بچه‌پری‌ها
دست‌های شخصیت‌ها خالی است - خوشبختی را گم کرده‌اند -

رمان خوش‌خوان است و به لطف فیدیبو در محیط کار یک روزه تمام شد -
در مجموع رمانی نه چندان درخشان
13 reviews
November 4, 2023
وقتی قراره به زور حتما به چیزی بنویسیم تا شوهرمون ببره برامون توی چشمه چاپ کنه
Profile Image for Pedram Maleki.
95 reviews3 followers
June 2, 2019
کتاب اول نویسنده به نام بهار برایم کاموا بیاور خیلی درخشان و خوب بود و به نظرم باید مثل همسرش « مهدی یزدانی خرم » همون سبک و کتابهای قفسه قرمز رو ادامه میداد ، داستان خیلی معمولی و پر از ابهام در پایان کتاب هستش ، امیدوارم کتاب بعدی باز هم مثل کتاب اولشون باشه
Profile Image for Sonia.
24 reviews
June 28, 2023
بدترین رمان نشرچشمه بدترین و عقده‌ای ترین نویسنده. آشغال‌کله‌ای که اگر اون شوهر گردن کلفتش مهدی یزدانی خرم نبود هیچ کدوم از چرندیاتش پاورقی روزنامه هم چاپ نمیشدن. الان که شوهرت رو پرت کردن بیرون کجا میخوای کتاباتو چاپ کنی
Profile Image for Heiran.
32 reviews
November 5, 2023
معمولی بود ولی پایان خیلی خوبی داشت.
Profile Image for Vahid.
25 reviews
June 8, 2023
چرند ... چرت و پرت... لوس بازی
Profile Image for Moti.
109 reviews10 followers
December 27, 2018
اولش خیلی جالب بود و به غیر از ماجرای پریا حتی تا سی صفحه ی آخرم جذاب بود دید های مختلف به چیزای واحد و خیلی خوب به تصویر کشیده بود و خوب خوشو گذاشته بو تو کله ی شخصیتای داستان اما پایان بندیشو اصلا دوس نداشتم نه به خاطر اینکه خوشحال کننده نبود ،بخاطر اینکه خیلی هول هولی نوشته و سر هم بندی شده بود وای در کل کتاب خوبی بود
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Pegah Poshtareh.
15 reviews7 followers
May 8, 2021
داستان جالبی بود پری های کوچک و ادمیزاد ها کنار هم در دنیایی که برای یکی خانه ای معمولی و برای دیگری سرزمین هیجان انگیز است .
روایت داستان از زبان آدم‌های مختلف و پری کوچک پیش می‌رود و همین که تک راوی نبود کتاب را جذاب کرده بود .
در مجمع کتاب بدی نبود اما کتاب اول نویسنده را بیشتر دوست دارم .
شاید پری کوچکی آمد و تکه ای خوشبختی ته جیبم انداخت :)
Displaying 1 - 30 of 41 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.