:D
در طول صفحات کتاب یک قسمت راجع به دوست داشتن توش بود که خیلی بدلم نشست .نوشته:انسان وقتی یک نفر را دوست می دارد،در جستجوی مستندات و دلایلی است که خود را وادار به خدمتگذاری نسبت به او کند و بر عکس ، وقتی کسی را دوست نمی دارد، یا امیدش بدوستی یا عشق او مبدل به یاس می شود،دلایلی را می یابد تا این که وجدان خود را قانع نماید که عدم مساعدت وی نسبت به او ، امری منطقی و عادلانه می باشد.