خیلی میترا الیاتی-طور بود. یعنی خیلی مینیمال؛ مینیمال از نظر حجم البته نه؛ هرچند کوتاه هم بودن بسیار داستانها. مینیمال از نظر پرداخت. گویی داشتی یه عکس فوری، یه پلان کوتاه، از یه رمان مثلاً هزار صفحه ای رو میدیدی. البته یه پلان یا عکس جذاب و گیرا؛ کنجکاوی برانگیز و ایجادکنندۀ هم حسی؛ منتها خب باید سلیقۀ خواننده به اختصار و کوتاهی بکشه که خوشش بیاد از داستانها.
من کلاً خوشم میاد از سبک کار میترا الیاتی، و توی مجموعۀ قبلی ای هم که ازش خوندم، نقطۀ قوتش دقیقاً در موجزترین پرداخت هاش بود. بهترین داستان از نظر «نرد» بود که ترکیبی بود از دیالوگ نویسی های میترا الیاتی و مهاجرت و مسائل مهاجران.
قطعۀ «خاطرۀ سه شنبۀ برفی» هم مربوط بود به مرگ نازنین نظام شهیدی، که هرچند اطلاعات خاصی نمیداد، در نوع خودش خواندنی و دل انگیز و البته غم انگیز بود. و عجیبه که «کافۀ پری دریایی» رو کمتر از بقیۀ داستانها دوست داشتم؛ هرچند اصولاً اسم قشنگ این داستان یکی از علل عمده ای بود که باعث شد بیفتم دنبال کتاب.
موضوع و محتوای داستانها هم اغلب روابط عاطفی و ازدواج و طلاق بود؛ منتها خب اینجا هم باز پرداخت طوری بود که برای من دافعه نداشت. یا شاید نسبت به میترا الیاتی جانبداری پیدا کرده م.
اگر نوشتن یا خوندن داستان کوتاه براتون جالبه، حتمن حتمن حتمن میترا الیاتی رو بخونین. با فُرم داستان کوتاه کارهای شجاعانه و مؤثری میکنه بدون اینکه کله معلق عهد عتیق-طور بزنه.